شنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۵
بیانیه شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
در شرایطی که جامعه ایرانی هنوز داغدار عزیزترین فرزندان خود در دیماه خونین بود، تجاوز خارجی باعث کشته شدن افراد بیگناه دیگر و از جمله تعدادی از دانشآموزان (بهویژه کودکان میناب) و معلمان شد و پیامدهایی چون ناامنی، آسیب وارد شدن به زیرساختهای کشور، تورم فزاینده، گسترش فقر، و سقوط قدرت خرید مردم را بهدنبال داشت.
در چنین شرایطی، حاکمیت [حکومت] بهجای تلاش برای رفع بحرانهایی که زندگی و حیات مردم را در مخاطرهٔ جدّی قرار داده است، با خارج کردن دسترسی عموم به اینترنت بینالملل برای بیش از سه ماه موجبات افزایش بحران بیکاری را فراهم کرد، طوری که در همین مدت بیش از دومیلیون نفر، بنا بر آمارهای رسمی، کسبوکارشان را از دست دادهاند.
علاوه بر آن، نبود دسترسی درست به فضای مجازی ضمن ایجاد دشواریهای فراوان برای معلمان، امکان آموزش کارآمد را برای دانشآموزان ایرانی در این مدت از بین برد. اینچنین فرصتسوزیهایی عملاً بازی با سرنوشت آیندهسازان این سرزمین است که به نظر میآید برای تصمیمگیران محلی از اعراب ندارد.
در کنار بحران جنگ، بیکاری، و سقوط جامعهٔ ایرانی به ورطهٔ فقر مطلق، افزایش سرکوبهای امنیتی و بازداشت فعالان سیاسی و مدنی و گسترش اعدامها بهویژه در میان زندانیان سیاسی بر اندوه این جامعهٔ بحرانزده افزوده است.
ما بارها با صدای بلند اعلام کردهایم که در ایران به تغییرات بنیادین و دموکراتیک، از پایین به بالا، با تأکید بر تشکلیابی مستقل و به رسمیت شناختن تکثر در جامعه و رفع انواع تبعیض باور داریم. از همین رو، دوباره و بهصورت مؤکد هر نوع مداخلهٔ خارجی را محکوم میکنیم و خواهان پایان مخاصمه هستیم و با هر نوع ماجراجویی و سیاست جنگافروزی از هر سو که موجب بر هم زدن آتشبس و آرامش در منطقه گردد مخالفیم.
شورای هماهنگی همانگونه که یاد دانشآموزان و معلمان جانباخته در دیماه خونین را گرامی داشت، یاد معلمان و کودکان جانباخته از جمله دانشآموزان میناب را گرامی میدارد.
صدای ما واضح و روشن است:
نه به جنگ، نه به استبداد داخلی؛
صلح، آزادی ، عدالت اجتماعی، و رفاه خواست مردم است.
در دیماه خونین معلمان عزیزی را از دست دادیم که خونشان سنگفرش خیابانها شد. همزمان، با موج گستردهٔ بازداشت معلمان و فعالان صنفی نیز مواجه شدیم.
رضا مسلمی، عضو کانون معلمان همدان، عبدالله رضایی، عضو انجمن صنفی فرهنگیان هرسین، خان عزیز اسماعیلی، عضو انجمن صنفی فرهنگیان اسلامآباد غرب، حسین رمضانپور، عضو انجمن صنفی معلمان خراسان شمالی، محمود صدیقیپور، عضو کانون صنفی فرهنگیان گیلان، و شکرالله احمدی، بازرس شورای هماهنگی از جملهٔ این بازداشتشدگان بودند که در انتظار تشکیل دادگاه هستند.
با شروع جنگ و قطعی گسترده اینترنت، سرکوب فعالان صنفی نیز ادامه یافت.
علی احمدی، معلم باز نشسته از نورآباد ممسنی در شامگاه ١۵ اسفند با یورش گروهی مأموران امنیتی به منزلش بازداشت شد و هماکنون، با وجود بیماری، با اتهامهای بسیار سنگین در زندان عادلآباد شیراز است.
دو عضو دیگر انجمن صنفی معلمان فارس مهدی فتحی و ایمان شهوندی با احکام ناعادلانهٔ حبس مواجه شدند.
در همان ماه، مأموران امنیتی با یورش همزمان به منازل مجتبی گودرزی، محمد حبیبی، پروین سلیمی، مسعود زینالزاده، ضمن تفتیش منازل، وسایل ارتباطی آنان و حتی اعضای خانوادههایشان را ضبط کردند. منوچهر آقابیگی نیز در کرمانشاه بازداشت و برای مدتی در بیخبری کامل محبوس بود.
در ادامهٔ این روند، فعالان صنفی سیامک صادقی چهرازی در خوزستان، رضا امانیفر و اصغر حاجب در بوشهر و محمدعلی زحمتکش در شیراز بازداشت شدند. بازداشت اصغر حاجب در حالی صورت گرفت که او از بیماری قلبی رنج میبرد و نیازمند مراقبتهای پزشکی مستمر است.
در همین چارچوب، فعالان صنفی کرمانشاه نیز بهطور ویژه هدف فشارهای امنیتی قرار گرفتهاند. سودابه حقگو، ثریا ارژنگی، فریده قهرمانی، انوشیروان بریموندی، علی صادقی، و ابراهیم خدادادی از جمله فعالانیاند که در ماههای اخیر با یورش، تفتیش، ضبط وسایل ارتباطی، و محدودیتهای شدید ارتباطی از جمله مسدودسازی خطوط تلفن مواجه شدهاند.
همزمان، دستگاههای امنیتی و قضایی با صدور و اجرای احکام قضایی علیه فعالان صنفی مرحلهٔ تازهای از فشارها را آغاز کردهاند. در استان کرمان، محمدرضا بهزادپور، حسین رشیدی و مجید نادری به حبس محکوم شدهاند و شماری دیگر از معلمان از جمله شهناز رضایی شریفآبادی، زهرا عزیزی، لیلا افشار، میترا نیکپور و فاطمه یزدانی با جریمههای سنگین مالی مواجه شدهاند، جریمههایی که آشکارا برای فرسایش توان اقتصادی و اجتماعی فعالان صنفی طراحی شده است.
در سبزوار، علیرضا شایگان فعال صنفی، به همراه همسرش فرزانه فرهبد از تاریخ ۲۵ فروردین در بازداشت موقت و بلاتکلیف بهسر میبرند. در گیلان، حسن نظریان، معلم اخراجی و فعال صنفی، با اتهامهای امنیتی و سیاسی به دادگاه احضار شده است. در خوزستان، نریمان فرهادی با پروندهسازی قضایی روبهرو شده و فروغ خسروی حکم ناعادلانهٔ اخراج از آموزش و پرورش دریافت کرده است. همچنین، صلاح حاجی میرزایی از فعالان صنفی کردستان با حکم ممنوع الکاری از طرف هیئت تجدیدنظر تخلفات وزارت آموزش و پرورش مواجه شده است . در لنگرود نیز مأموران امنیتی با یورش به منزل محمود بهشتی لنگرودی، دبیرکل کانون صنفی معلمان تهران، ضمن ضبط وسایل شخصی، او را برای پاسخگویی احضار کردهاند.
در استان البرز مسعود فرهیخته، معلم زندانی که از شهریور سال گذشته مشغول گذراندن دوران حبس سه سال و شش ماه خود در زندان کرج است، با پروندهسازی جدید مواجه شده است. این معلم زندانی که از حق مرخصی نیز محروم است با دو پروندهٔ جدید در تاریخ هفتم تیر باید در دادگاه حاضر شود.
این رخدادها را نمیتوان مجموعهای از اتفاقات پراکنده دانست. آنچه در برابر ما قرار دارد یک الگوی روشن و سازمانیافته برای تضعیف تشکلهای مستقل معلمان و خاموش کردن صدای مطالبهگری جامعه است. به نظر میرسد هرچه بحرانهای اقتصادی، اجتماعی، و آموزشی عمیقتر میشود، ارادهٔ نهادهای امنیتی برای محدود کردن نهادهای مستقل مدنی نیز افزایش مییابد، گویی بهجای حل شدن بحرانها، قرار است حاملان صدای اعتراض و مطالبهگری حذف شوند.
یکی از پیامدهای جنگ تعطیلی مدرسهها و مجازی شدن آموزش بود. حاکمیت [حکومت] بهجای پاسخگویی دربارهٔ عملکرد بسیار ضعیف خود در حوزهٔ آموزش عمومی، با فرافکنی و برنامههای غیرعلمی و کارشناسی به هیچ مرجعی پاسخگو نیست. به فعالان صنفی حمله میکند تا ضعف و ناکارآمدی ساختاریاش را لاپوشانی کند، تا جایی که در هفتههای گذشته شاهد تجمعهای دانشآموزان در اعتراض به سیاستهای ضدآموزشی و نحوهٔ برگزاری امتحانات بودیم. «حاکمیت» نهتنها صدای آنها را نشنید، حتی پا را فراتر گذاشت به تجمعهای دانشآموزان حمله کرد.
ما سیاستهای آموزشی را که به نفع اقلیتی از دانشآموزان و تشدیدکنندهٔ شکاف طبقاتی از طریق آموزش است بهشدت محکوم میکنیم و از حقوق دانشآموزان و مطالبات آنان چون گذشته دفاع میکنیم.
سرکوب معلمان و دانشآموزان در حالی است که معلمان ایران نه برای کسب قدرت سیاسی، بلکه برای دفاع از آموزش عمومی، مقابله با تبعیض آموزشی، بهبود وضعیت معیشتی فرهنگیان، حفظ کرامت حرفهای معلمان، و صیانت از حقوق کودکان و دانشآموزان فعالیت میکنند. جرمانگاری چنین مطالباتی در واقع جرمانگاری دفاع از منافع عمومی جامعه است.
در پایان تکرار میکنیم که امنیتیسازی فعالیتهای سیاسی، صنفی، و مدنی نه نشانهٔ اقتدار، بلکه نشانهٔ ناتوانی در شنیدن صدای جامعه و حل کردن مسائل واقعی کشور است. هیچ حکومتی از مسیر سرکوب، محدود کردن تشکلهای مستقل، و خاموش کردن منتقدانِ خواهان آزادی و رفاه و کرامت انسانی به ثبات دست نیافته است و نخواهد یافت.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران خواهان آزادی بیان، حق تشکلیابی، و تجمع برای تمام جامعه از جمله معلمان است. اعمال مجازات غیرانسانی اعدام، بهویژه اعدام زندانیان سیاسی، باید متوقف شود و همهٔ زندانیان سیاسی و عقیدتی از جمله معلمان زندانی: رضا امانیفر ، هاشم خواستار، جواد لعل محمدی، مسعود فرهیخته، محمدعلی زحمتکش، سیامک صادقی چهرآزی، امیر رحیمی، علیرضا شایگان، فرزانه فرهبد، علیرضا مرداسی، امان جلالینژاد، علی احمدی و ابوالفضل خوران باید فوری و بدون قیدوشرط آزاد گردند. پروندهسازی علیه فعالان متوقف و فضای سرکوب و ارعاب و اعدام برچیده شود.
ما چون گذشته اعتقاد داریم جامعهٔ آزاد و برابر و عاری از هر نوع تبعیض و ستم در گرو همبستگی جمعی است و برای تحقق این مطالبات و صلح و رفاه و کرامت انسانی باید حول تشکلهای مستقل واقعی متحد شد.
شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران
۲۳ خرداد ۱۴۰۵