Skip to content
ژوئن 12, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • جام جهانی ۲۰۲۶، بزرگ‌ترین جشن فوتبال جهان زیر سایه سیاست‌های ماجراجویانه آمریکا
  • دیدگاه‌ها
  • نوار متحرک

جام جهانی ۲۰۲۶، بزرگ‌ترین جشن فوتبال جهان زیر سایه سیاست‌های ماجراجویانه آمریکا

فوتبال در سطح جهانی دیگر یک میدان بی‌طرف نیست. فیفا نیز به‌جای آنکه صرفاً پاسدار ارزش‌های ورزشی باشد، به نهادی تبدیل شده که در تقاطع منافع سیاسی، اقتصادی و دیپلماتیک قدرت‌های جهانی عمل می‌کند. انتخاب میزبان‌ها، قراردادهای مالی، مناسبات سیاسی و حتی روایت رسمی از «جشن جهانی فوتبال»، همگی در چارچوبی شکل می‌گیرند که نمی‌توان آن را جدا از سیاست جهانی فهم کرد. جام جهانی ۲۰۲۶ از این منظر تنها یک تورنمنت فوتبال نیست. این رویداد آینه‌ای است که در آن می‌توان چهره جهان امروز را مشاهده کرد؛ جهانی که در آن مرز میان فوتبال، سیاست، قدرت و میلیاردها دلار سود چنان درهم تنیده شده که دیگر نمی‌توان بزرگ‌ترین جشن ورزشی جهان را جدا از منافع سیاسی و اقتصادی حاکم بر آن فهمید.

سیاوش قائنی

پنجشنبه ۲۱ خرداد ۱۴۰۵

امروز، ۱۱ ژوئن ۲۰۲۶، سوت آغاز جام جهانی فوتبال در سه کشور آمریکا، کانادا و مکزیک به صدا درآمد؛ رویدادی که فیفا آن را جشن جهانی فوتبال و نماد وحدت ملت‌ها معرفی می‌کند. میلیاردها نفر در سراسر جهان طی هفته‌های آینده چشم به مسابقاتی خواهند دوخت که قرار است بار دیگر قدرت فوتبال در گردهم آوردن انسان‌ها از فرهنگ‌ها، زبان‌ها و ملیت‌های گوناگون را به نمایش بگذارد.

اما این دوره از جام جهانی در شرایطی آغاز می‌شود که سایه سیاست، مناقشات ژئوپلیتیک، محدودیت‌های مهاجرتی و تدابیر امنیتی بیش از هر زمان دیگری بر آن سنگینی می‌کند. در حالی که فیفا همچنان از فوتبال به عنوان پلی میان ملت‌ها سخن می‌گوید، واقعیت‌های سیاسی جهان امروز پرسش‌های جدی درباره میزان استقلال این ورزش از قدرت و سیاست مطرح کرده است.

فوتبال در بیش از یک قرن گذشته نه فقط یک ورزش، بلکه به پدیده‌ای جهانی تبدیل شده است که توانسته میلیون‌ها انسان را فارغ از مرزهای جغرافیایی، تفاوت‌های قومی، مذهبی و سیاسی در کنار یکدیگر قرار دهد. از همین رو، این ورزش همواره به عنوان «زبان مشترک ملت‌ها» و یکی از معدود عرصه‌هایی شناخته شده است که امکان گفت‌وگو و همزیستی را حتی در میان کشورهایی فراهم می‌کند که در عرصه سیاسی با یکدیگر اختلافات عمیق دارند. جام جهانی فوتبال نیز به عنوان بزرگ‌ترین رویداد ورزشی جهان، سال‌هاست که در تبلیغات رسمی فیفا نماد دوستی، صلح، همبستگی و نزدیکی ملت‌ها معرفی می‌شود.

فدراسیون جهانی فوتبال (فیفا) نیز همواره بر این تصویر آرمانی تأکید کرده است. شعارهایی نظیر «فوتبال جهان را متحد می‌کند» یا «ورزش فراتر از سیاست است» بخش جدایی‌ناپذیر گفتمان رسمی این نهاد بوده‌اند. فیفا خود را سازمانی معرفی می‌کند که مأموریتش ایجاد پل میان ملت‌ها و حفاظت از استقلال ورزش در برابر کشمکش‌های سیاسی است. اما واقعیت‌های جهان معاصر بارها نشان داده‌اند که مرز میان ورزش و سیاست بسیار شکننده‌تر از آن است که مدیران فیفا ادعا می‌کنند.

جام جهانی ۲۰۲۶ که برای نخستین بار با میزبانی مشترک ایالات متحده آمریکا، کانادا و مکزیک برگزار می‌شود، شاید بیش از هر دوره دیگری این تناقض را آشکار ساخته است. هنوز پیش از آغاز کامل رقابت‌ها، سلسله‌ای از مشکلات مرتبط با محدودیت‌های ویزا، سیاست‌های مهاجرتی، کنترل‌های امنیتی، تنش‌های دیپلماتیک و فضای متشنج بین‌المللی، نگرانی‌های جدی درباره امکان حضور برابر همه تیم‌ها و هواداران در این جشن جهانی ایجاد کرده است. رویدادی که قرار بود نماد وحدت جهانی باشد، بیش از پیش در معرض تأثیر مستقیم تصمیمات سیاسی و امنیتی دولت میزبان قرار گرفته است.

فوتبال میان قدرت، سیاست و میلیاردها دلار سود

این وضعیت تنها به مسائل اجرایی محدود نمی‌شود. هم‌زمانی جام جهانی با تشدید تنش‌های بین‌المللی، گسترش درگیری‌های نظامی در مناطق مختلف جهان و نقش فعال ایالات متحده در بسیاری از این بحران‌ها، پرسش‌های اساسی درباره انتخاب آمریکا به‌عنوان میزبان اصلی این مسابقات را مطرح کرده است. منتقدان معتقدند کشوری که در دهه‌های اخیر در مرکز بسیاری از منازعات ژئوپلیتیک جهان قرار داشته، به دشواری می‌تواند میزبان رویدادی باشد که قرار است نماد صلح، همزیستی و نزدیکی ملت‌ها باشد.

در دهه‌های اخیر، فوتبال حرفه‌ای به یکی از بزرگ‌ترین صنایع جهان تبدیل شده است. گردش مالی چند میلیارد دلاری، قراردادهای کلان رسانه‌ای، شبکه گستردهِ حامیان مالی (اسپانسرها)  و پیوند روزافزون با دولت‌ها و مراکز قدرت اقتصادی، این ورزش را از یک پدیده صرفاً ورزشی به یک پروژه عظیم سیاسی و اقتصادی تبدیل کرده است. جام جهانی، به‌عنوان مهم‌ترین رویداد فوتبال جهان، بیش از هر عرصه دیگری این دگرگونی را نمایان می‌سازد.

جام جهانی ۲۰۲۲ قطر نقطه‌ای بود که بسیاری از این واقعیت‌ها را آشکارتر کرد. انتخاب کشوری کوچک با تجربه محدود در برگزاری چنین رویدادی، از همان ابتدا با پرسش‌های جدی درباره لابی‌گری، نفوذ سیاسی و فساد ساختاری در درون فیفا همراه شد. رسوایی‌های گسترده سال‌های گذشته، بازداشت برخی مدیران ارشد فیفا و انتقادهای مکرر نسبت به فرآیند انتخاب میزبان‌ها، از پیش زمینه‌ای فراهم کرده بود که تصمیم‌گیری‌های این نهاد را با تردید و بدبینی همراه می‌کرد.

اما مسئله فقط انتخاب میزبان نبود. گزارش‌های گسترده درباره وضعیت کارگران مهاجر، به‌ویژه از کشورهای فقیر آسیایی، که در شرایطی دشوار و گاه مرگبار برای ساخت استادیوم‌ها، هتل‌ها و زیرساخت‌های جام جهانی به کار گرفته شدند، انتقادهای فراوانی را برانگیخت. در نتیجه، جام جهانی قطر بیش از آنکه صرفاً به خاطر مسابقاتش در حافظه عمومی ثبت شود، با بحث‌های مربوط به حقوق کارگران، فساد، نفوذ سیاسی و هزینه انسانی برگزاری این رویداد گره خورد. آنچه باقی ماند نه تصویر آرمانی وحدت جهانی، بلکه پرسش‌هایی سنگین درباره رابطه فوتبال با قدرت و پول بود. با این حال، آنچه در قطر رخ داد نه یک استثنا، بلکه نشانه‌ای از روندی عمیق‌تر بود؛ روندی که اکنون در جام جهانی ۲۰۲۶ با ابعادی بسیار گسترده‌تر خود را نشان می‌دهد.

بر اساس گزارش‌های مالی و برآوردهای اقتصادی، جام جهانی ۲۰۲۲ حدود ۷.۵ میلیارد دلار درآمد برای چرخه مالی فیفا به همراه داشت و به یکی از سودآورترین دوره‌های تاریخ این سازمان تبدیل شد. اما این رقم در برابر پیش‌بینی‌های مربوط به جام جهانی ۲۰۲۶ تنها یک مقدمه به شمار می‌رود. بر اساس آخرین برآوردها، درآمد چرخه مالی جام جهانی ۲۰۲۶ می‌تواند به حدود ۱۱ تا ۱۴ میلیارد دلار برسد؛ رقمی بی‌سابقه که این دوره را در مسیر تبدیل شدن به پرسودترین جام جهانی تاریخ قرار می‌دهد.

این جهش عظیم مالی تصادفی نیست. افزایش تعداد تیم‌ها از ۳۲ به ۴۸ تیم، افزایش تعداد مسابقات از ۶۴ به ۱۰۴ بازی، توسعه بازارهای جدید رسانه‌ای و گسترش قراردادهای تجاری، همگی در خدمت افزایش درآمد قرار گرفته‌اند. برآوردها نشان می‌دهد که تنها درآمد حاصل از حقوق پخش تلویزیونی می‌تواند به حدود ۳.۸ تا ۳.۹ میلیارد دلار برسد و درآمد اسپانسرینگ نیز از ۲.۴ میلیارد دلار فراتر رود. درآمدهای حاصل از فروش بلیت، خدمات VIP و بسته‌های تجاری نیز ارقام بی‌سابقه‌ای را تجربه خواهند کرد.

در چنین شرایطی، بسیاری از منتقدان معتقدند که فوتبال امروز بیش از هر زمان دیگری در مدار منطق بازار و سودآوری حرکت می‌کند. پرسش اساسی این است که این میلیاردها دلار دقیقاً چگونه توزیع می‌شوند و چه میزان از آن در خدمت توسعه واقعی فوتبال قرار می‌گیرد؟ در حالی که درآمدهای فیفا رکوردهای تازه‌ای ثبت می‌کنند، هنوز میلیون‌ها کودک و نوجوان در بسیاری از نقاط جهان از ابتدایی‌ترین امکانات ورزشی محروم‌اند و بسیاری از لیگ‌ها و فدراسیون‌های کوچک با مشکلات مالی دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

بحران اعتبار و مشروعیت فیفا

فیفا با اتهام فساد ساختاری، فقدان شفافیت و نزدیکی بیش از حد به مراکز قدرت سیاسی و اقتصادی مواجه است. رسوایی‌های گسترده دهه گذشته، بازداشت شماری از مدیران ارشد این نهاد و انتقادهای مداوم نسبت به فرآیندهای تصمیم‌گیری آن، تصویری را که فیفا از خود به‌عنوان نهادی مستقل و مدافع ارزش‌های جهانی ورزش ارائه می‌کند، به‌شدت مخدوش ساخته است.

در دوران ریاست جیانی اینفانتینو نیز این انتقادها نه‌تنها کاهش نیافته، بلکه در مواردی تشدید شده است. بسیاری از ناظران معتقدند او بیش از آنکه مدافع استقلال فوتبال از سیاست باشد، کوشیده است روابط نزدیکی با رهبران سیاسی و صاحبان قدرت در کشورهای میزبان برقرار کند. رفتارهای او در قبال برخی رهبران سیاسی بارها به موضوع انتقاد تبدیل شده است. برای بسیاری از ناظران، یکی از نمادین‌ترین صحنه‌های این دوره، نمایش هدیه جام طلایی صلح فیفا  به دونالد ترامپ بود؛ تصویری که به سرعت در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی بازتاب یافت و بارها به موضوع تمسخر و انتقاد تبدیل شد. در نگاه منتقدان، این صحنه صرفاً یک تشریفات ورزشی نبود، بلکه نمادی از نزدیکی فزاینده فوتبال جهانی با قدرت سیاسی به شمار می‌رفت. این رفتارها این پرسش را مطرح کرده است که آیا فیفا همچنان یک نهاد مستقل ورزشی است یا بیش از پیش به ابزاری برای مشروعیت‌بخشی به قدرت‌های سیاسی تبدیل شده است. از این منظر، جام جهانی ۲۰۲۶ را نمی‌توان صرفاً محصول سیاست‌های آمریکا دانست؛ این رویداد همچنین آینه‌ای است که بحران اعتبار، استقلال و مشروعیت فیفا را نیز بازتاب می‌دهد.

اکنون، چهار سال پس از جام جهانی قطر، همین روند در بستری پیچیده‌تر و حساس‌تر ادامه یافته است. جام جهانی ۲۰۲۶ در ایالات متحده، کانادا و مکزیک برگزار می‌شود؛ در حالی که جهان با جنگ‌ها، بحران‌های انسانی، رقابت‌های ژئوپلیتیکی و شکاف‌های فزاینده میان قدرت‌های جهانی روبه‌رو است. در این میان، ایالات متحده به‌عنوان میزبان اصلی مسابقات، خود در مرکز بسیاری از این تحولات قرار دارد.

از دید منتقدان، سیاست خارجی آمریکا در دهه‌های گذشته در خاورمیانه با جنگ‌ها، مداخلات نظامی و پیامدهای گسترده انسانی همراه بوده است. در آمریکای لاتین نیز، از تحریم‌های طولانی‌مدت علیه کوبا تا فشارهای سیاسی و اقتصادی بر کشورهای مختلف منطقه، همواره بحث‌های جدی درباره نقش واشنگتن در شکل‌دهی به معادلات قدرت مطرح بوده است. حتی در روابط با متحدان سنتی نیز، سیاست‌های اقتصادی و امنیتی آمریکا بارها به‌عنوان ابزاری برای حفظ برتری و نفوذ جهانی تفسیر شده‌اند.

این تصویر زمانی پیچیده‌تر می‌شود که به تحولات بسیار اخیر نگاه کنیم. در ژانویه ۲۰۲۶، عملیات نظامی آمریکا در ونزوئلا و ربایش نیکولاس مادورو، رئیس‌جمهور این کشور، به همراه همسرش، به یکی از بحث‌برانگیزترین رویدادهای بین‌المللی تبدیل شد. همچنین ترور آیت‌الله خامنه‌ای و شماری از مقامات ارشد سیاسی و نظامی ایران در جریان حملات هوایی آمریکا و اسرائیل، و نیز کشتار غیرنظامیان از جمله کودکان در مدرسه‌ای در میناب، از سوی بسیاری از حقوقدانان و ناظران بین‌المللی به عنوان نمونه‌هایی از نقض اصول بنیادین حقوق بین‌الملل، حاکمیت ملی کشورها و ممنوعیت توسل به زور مورد استناد قرار گرفته‌اند. این رخدادها، صرف‌نظر از مواضع سیاسی درباره آنها، پرسش‌های جدی درباره جایگاه نظم حقوقی بین‌المللی و میزان پایبندی قدرت‌های بزرگ به قواعدی ایجاد کرده‌اند که خود مدعی دفاع از آن هستند.

اهمیت این تحولات در آن است که همگی در فاصله‌ای کوتاه پیش از آغاز جام جهانی ۲۰۲۶ رخ داده‌اند؛ رویدادی که قرار بود نماد همگرایی ملت‌ها و جشن جهانی فوتبال باشد. در نتیجه، مسابقاتی که فیفا همواره آن را عرصه‌ای فراتر از سیاست معرفی کرده است، اکنون در فضایی برگزار می‌شود که سایه جنگ، مداخلات نظامی، بحران‌های مهاجرتی و تنش‌های ژئوپلیتیکی بیش از هر زمان دیگری بر فضای این رقابت‌ها سایه افکنده‌اند.

در چنین شرایطی، پرسش اصلی فراتر از یک یا چند کشور یا یک یا چند بحرانِ مشخص است. تناقض زمانی آشکار می‌شود که همان قدرت سیاسی و نظامی که در مرکز و عامل بسیاری از منازعات جهانی قرار دارد، میزبان بزرگ‌ترین جشن ورزشی جهان نیز هست؛ جشنواره‌ای که قرار است نماد صلح، دوستی، همزیستی و نزدیکی ملت‌ها باشد. آیا واقعاً می‌توان در استادیوم‌های عظیم و نورانی از وحدت جهانی سخن گفت، در حالی که جهان بیرون از آن‌ها همچنان درگیر جنگ، تحریم، مداخله و بحران‌های انسانی است؟ آیا فوتبال هنوز یک ورزش است یا به ویترینی برای نمایش قدرت سیاسی، نفوذ دیپلماتیک و سودآوری اقتصادی تبدیل شده است؟

پادگان مرزی واشنگتن؛ تضییقات ویزایی علیه فوتبالیست‌ها

بر اساس گزارش‌های منتشرشده درباره روند برگزاری جام جهانی ۲۰۲۶، سیاست‌های سخت‌گیرانه مهاجرتی ایالات متحده این رویداد را به یکی از بحث‌برانگیزترین دوره‌های کنترل مرزی در تاریخ فوتبال تبدیل کرده است؛ تا جایی که برخی رسانه‌ها از اصطلاح «سلاح ویزا» برای توصیف نقش سیاست‌های ورود در مدیریت حضور تیم‌ها و افراد مرتبط استفاده کرده‌اند.

در این چارچوب، گزارش‌هایی از برخوردهای سخت‌گیرانه در فرودگاه‌های ورودی آمریکا منتشر شده است.

اعمال محدودیت‌های بی‌سابقه علیه تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی ۲۰۲۶

دولت ایالات متحده در پی تنش‌های دیپلماتیک و نظامی جاری در منطقه، محدودیت‌های مسافرتی و ویزایی بی‌سابقه‌ای را علیه کاروان تیم ملی فوتبال ایران برای حضور در جام جهانی ۲۰۲۶ وضع کرده است. بر اساس شرایط سخت‌گیرانه وزارت امور خارجه آمریکا، ۲۶ بازیکن تیم ملی و کادر فنی مجاز به اقامت شبانه یا برپایی اردو در خاک آمریکا نیستند.

به این ترتیب، تیم ملی ایران مجبور شده است کمپ تمرینی خود را از ایالت آریزونا به شهر مرزی تیخوانا در مکزیک منتقل کند. بازیکنان تنها یک روز قبل از مسابقات خود در شهرهای لس‌آنجلس و سیاتل اجازه ورود به آمریکا را دارند و بلافاصله پس از پایان بازی باید به مکزیک بازگردند.

جزئیات تضییقات و محدودیت‌های مرزی آمریکا

ممنوعیت اقامت شبانه:

بازیکنان تیم ملی ایران، برخلاف رویه و پروتکل‌های معمول فیفا برای تیم‌های شرکت‌کننده در جام جهانی،  اجازه اقامت در هتل‌های آمریکا را خارج از زمان برگزاری مسابقات ندارند و ناچارند به‌طور مستمر میان مکزیک و آمریکا تردد کنند.

رد درخواست ویزا برای اعضای کادر همراه:

دولت آمریکا درخواست ویزای بیش از ۱۴ نفر از اعضای کادر اداری و فنی، از جمله نایب‌رئیس و دبیرکل فدراسیون فوتبال ایران را رد کرده است. همچنین از ورود رئیس فدراسیون فوتبال ایران نیز به دلیل سوابق گذشته جلوگیری شده است.

لغو سهمیه بلیت خانواده‌ها و هواداران:

وزارت امنیت میهن آمریکا سهمیه بلیت اختصاص‌یافته به فدراسیون فوتبال ایران را که برای خانواده بازیکنان، اعضای کادر فنی و هواداران در نظر گرفته شده بود، به‌طور کامل لغو کرده است. همچنین ورود هواداران از داخل ایران برای تماشای مسابقات جام جهانی با محدودیت‌های جدی روبه‌رو شده و عملاً امکان‌پذیر نیست.

تشدید کنترل‌های مرزی (Border Crackdown):

گزارش‌های رسانه‌ای از افزایش چشمگیر سخت‌گیری‌های امنیتی در مبادی ورودی آمریکا حکایت دارد. این اقدامات شامل بازرسی‌های طولانی، انگشت‌نگاری مجدد و بازجویی‌های چندساعته از اعضای کاروان ورزشی ایران در بدو ورود به خاک امریکا است.

فدراسیون فوتبال ایران با صدور بیانیه‌ای رسمی، این اقدامات را خلاف مقررات صریح فیفا، رفتار تلافی‌جویانه، تبعیض‌آمیز و مصداق بارز «دخالت سیاست در ورزش» دانسته که باعث ایجاد فشار روانی و استرس شدید بر بازیکنان پیش از مسابقات شده است. فدراسیون ایران شکایت رسمی خود را در این زمینه به فیفا ارسال کرده است.

مهدی طارمی، مهاجم تیم ملی، در مصاحبه‌ای در محل اقامت تیم در تیخوانای مکزیک اعلام کرد که این تصمیمات ویزایی و سیاسی دولت آمریکا، تصویر این کشور را مخدوش کرده و تنش‌های روانی سنگینی را پیرامون جام جهانی برای بازیکنان ایجاد کرده است.

تیم ملی ایران ناچار است برای سه بازی خود در مرحله گروهی (در تاریخ‌های ۱۶، ۲۱ و ۲۷ جـوئن) به طور مداوم میان مرز مکزیک و آمریکا رفت‌وآمد داشته باشد و این وضعیت، لجستیک و آماده‌سازی فنی تیم را با چالشی جدی مواجه کرده است.

 محدودیت‌ها فراتر از ایران؛ فشار بر دیگر تیم‌ها و هواداران جام جهانی

از جمله، ایمن حسین، مهاجم تیم ملی عراق، در فرودگاه شیکاگو با بازجویی چندساعته مواجه شده است؛ رخدادی که از سوی منتقدان به‌عنوان نمونه‌ای از تشدید کنترل‌های امنیتی بر ورزشکاران تعبیر شده است.

نمونه جنجالی دیگر دیپورت «عمر عبدالقادر آرتان»، داور بین‌المللی اهل سومالی و برنده عنوان بهترین داور سال ۲۰۲۵ آفریقا، از فرودگاه بین‌المللی میامی، نمونه‌ای آشکار از چالش‌های ساختاری و پارادوکس‌های سیاسی-اخلاقی پیش‌روی جام جهانی ۲۰۲۶ است.

آرتان که قرار بود به عنوان نخستین داور تاریخ کشورش در این تورنمنت قضاوت کند، به‌رغم داشتن ویزای معتبر و تأییدیه‌های رسمی فیفا، تحت تأثیر سیاست‌های سخت‌گیرانه مهاجرتی دولت دونالد ترامپ علیه اتباع سومالی، با بازجویی ۱۱ ساعته مأموران مرزی آمریکا (CBP) به بهانه «نگرانی‌های امنیتی در بررسی پیشینه» مواجه و سپس اخراج شد. موضع انفعالی فیفا در قبال این رویداد و ارجاع کامل مسئولیت به قوانین داخلی کشور میزبان که در نهایت منجر به حذف رسمی آرتان از لیست داوران مسابقات شد، در کنار بحران‌های مشابهی نظیر محدودیت‌های ویزای تیم ملی ایران، بازتاب‌های رسانه‌ای گسترده‌ای به همراه داشت؛ تا جایی که کارشناسانی چون «ایان رایت» این رویداد را «جام جهانی هرج‌ومرج» نامیدند. این ماجرا نه تنها پرسش‌های جدی را درباره میزان ناهماهنگی میان نهادهای بین‌المللی ورزشی و ساختارهای امنیتی ایالات متحده برانگیخته، بلکه نشان می‌دهد که چگونه ملاحظات ژئوپلیتیک میزبان می‌تواند اصول بی‌طرفی و فراگیری ورزش جهانی را به چالش بکشد.

در برخی گزارش‌ها همچنین به بازرسی‌های شدید امنیتی، از جمله استفاده از یگان‌های سگ و تفتیش‌های بدنی دقیق برای اعضای برخی تیم‌های ملی مانند سنگال و ازبکستان اشاره شده است؛ اقداماتی که از سوی نهادهای حقوق بشری و برخی تحلیلگران، فراتر از رویه‌های معمول رویدادهای ورزشی بین‌المللی توصیف شده‌اند.

در سطحی گسترده‌تر، مسئله محدودیت‌های ویزایی تنها به کشورهای جنوب جهانی محدود نمی‌شود. گزارش‌ها و روایت‌های رسانه‌ای نشان می‌دهد که حتی برخی اتباع کشورهای اروپایی نیز با روندهای پیچیده، هزینه‌های بالا و محدودیت‌های ورود مواجه شده‌اند؛ موضوعی که باعث شده بخشی از هواداران و حتی گروه‌هایی از تماشاگران عملاً از حضور در این رویداد بازبمانند.

در کنار این محدودیت‌ها، افزایش شدید هزینه‌های سفر، بلیت و اقامت نیز به عامل دیگری برای طبقاتی شدن دسترسی به جام جهانی تبدیل شده است. در عمل، برای بسیاری از هواداران، حضور در ورزشگاه‌ها دیگر یک امکان عمومی نیست، بلکه به تجربه‌ای اقتصادی و گزینشی تبدیل شده است. در نتیجه، تصویری که از جام جهانی ۲۰۲۶ شکل می‌گیرد، تصویری دوگانه است: از یک‌سو «جشن جهانی فوتبال» و از سوی دیگر، رویدادی که در آن دسترسی، حضور و حتی تماشای بازی‌ها به‌شدت تحت تأثیر سیاست، مرز، و توان مالی قرار گرفته است.

جام جهانی زیر سایه سیاست مهاجرت؛
وحشت در استادیوم‌ها و اطراف آن در آمریکا

فضای امنیتی پیرامون جام جهانی ۲۰۲۶ تنها به مرزها و ورود تیم‌ها محدود نمی‌شود، بلکه به تدریج به درون جامعه میزبان نیز امتداد یافته است. در ایالات متحده، که قرار است یکی از سه میزبان اصلی این تورنمنت باشد، بحث مهاجرت و اجرای سیاست‌های سخت‌گیرانه اداره مهاجرت و گمرک (ICE) به یکی از محورهای نگرانی‌های اجتماعی تبدیل شده است.

در این بستر، بسیاری از مهاجران—به‌ویژه در جوامع لاتینو—با نوعی احساس ناامنی و احتیاط نسبت به حضور در رویدادهای عمومی مواجه‌اند. گزارش‌های حقوق بشری و رسانه‌ای نشان می‌دهد که بخشی از هواداران، حتی در صورت داشتن علاقه جدی به فوتبال، نسبت به سفر به شهرهای میزبان یا حضور در استادیوم‌ها دچار تردید هستند؛ تردیدی که ریشه آن بیش از هر چیز در فضای کلی اجرای قوانین مهاجرتی و احتمال مواجهه‌های تصادفی با نیروهای امنیتی است.

در کنار این وضعیت، نهادهای حقوق بشری نسبت به اثرات اجتماعی این فضای امنیتی هشدار داده‌اند و تأکید کرده‌اند که ترکیب رویدادهای عظیم ورزشی با سیاست‌های سخت‌گیرانه مهاجرتی می‌تواند به شکل ناخواسته بخشی از جامعه را از تجربه این رویداد جهانی کنار بگذارد.

این تنش تنها به سطح هواداران محدود نیست و به حاشیه‌های سازمانی و کارگری نیز کشیده شده است. برخی اتحادیه‌های کارگری و کارکنان مرتبط با ورزشگاه‌ها در ایالت‌های میزبان، نگرانی‌هایی را درباره الزامات امنیتی، مدیریت داده‌ها و سطح همکاری با نهادهای دولتی مطرح کرده‌اند. در برخی موارد نیز بحث‌هایی درباره احتمال اقدامات اعتراضی یا اعتصابی در صورت تشدید فضای امنیتی در جریان مسابقات مطرح شده است.

در نتیجه، آنچه قرار بود جشن جهانی فوتبال باشد، در بخش‌هایی از جامعه میزبان با نوعی دوگانگی مواجه شده است: از یک سو هیجان و اقتصاد کلان رویداد، و از سوی دیگر نگرانی بخشی از ساکنان درباره پیامدهای اجتماعی و امنیتی آن.

 استانداردهای دوگانه فیفا؛ سکوت در برابر قدرت

اگر سیاست‌های محدودکننده دولت میزبان، نخستین چالش جام جهانی ۲۰۲۶ را رقم زده‌اند، پرسش مهم‌تر به رفتار نهادی بازمی‌گردد که خود را «حافظ فوتبال جهانی» معرفی می‌کند. در سال‌های گذشته، فیفا بارها نشان داده است که در مواجهه با برخی دولت‌ها و فدراسیون‌ها، از ابزارهای انضباطی، تعلیق، محرومیت و فشارهای سیاسی استفاده می‌کند. این نهاد همواره مدعی بوده است که از استقلال فوتبال دفاع می‌کند و اجازه نمی‌دهد دولت‌ها در امور ورزشی دخالت کنند. اما تجربه جام جهانی ۲۰۲۶ بار دیگر این پرسش را مطرح کرده است که آیا این اصول برای همه کشورها به یک اندازه اجرا می‌شود؟

گزارش‌های متعدد درباره محدودیت‌های ویزایی، بازجویی‌های طولانی، ممانعت از ورود برخی افراد دارای مجوز رسمی و دشواری‌های گسترده برای بازیکنان، کادر فنی, داوران و هواداران کشورهای مختلف، انتقادهای فراوانی را برانگیخته است. با این حال، واکنش فیفا به این اعتراض‌ها عمدتاً به این جمله خلاصه شده است که «قوانین مرزی و صدور ویزا در حیطه اختیارات دولت میزبان قرار دارد». هرچند این استدلال از منظر حقوقی بخشی از واقعیت را بیان می‌کند، اما منتقدان می‌پرسند چرا همین ملاحظه حقوقی در موارد دیگر مانع از موضع‌گیری‌های صریح و اقدامات تنبیهی فیفا نشده است؟

مسئله اصلی آن است که فیفا از یک سو خود را نهادی فراتر از سیاست معرفی می‌کند و از سوی دیگر، هنگامی که سیاست‌های دولت میزبان مستقیماً بر روند مسابقات، شرایط حضور تیم‌ها و دسترسی هواداران اثر می‌گذارد، مسئولیت را متوجه دولت‌ها می‌داند. این تناقض، بیش از هر چیز اعتبار شعار قدیمی «جدایی ورزش از سیاست» را زیر سؤال می‌برد.

منتقدان معتقدند آنچه امروز در جام جهانی ۲۰۲۶ مشاهده می‌شود، صرفاً مجموعه‌ای از مشکلات اجرایی یا ناهماهنگی‌های اداری نیست، بلکه نشانه‌ای از یک واقعیت عمیق‌تر است: قواعد و اصولی که فیفا از آن‌ها سخن می‌گوید، در عمل برای همه کشورها به یک شکل اجرا نمی‌شوند. هنگامی که پای قدرت‌های بزرگ اقتصادی، بازارهای عظیم تجاری و منافع چند میلیارد دلاری در میان باشد، انعطاف‌پذیری فیفا به‌طور محسوسی افزایش می‌یابد؛ اما در برابر کشورهای کوچک‌تر یا کم‌نفوذتر، همان نهاد می‌تواند بسیار قاطع‌تر و سخت‌گیرانه‌تر عمل کند.

با توجه به اینکه فیفا انتظار دارد این دوره با درآمد چرخه مالی بیش از ۱۱ تا ۱۴ میلیارد دلار به پرسودترین جام جهانی تاریخ تبدیل شود، بسیاری از ناظران این پرسش را مطرح می‌کنند که آیا سکوت فیفا صرفاً ناشی از محدودیت‌های حقوقی است یا آنکه ملاحظات اقتصادی و وابستگی روزافزون به بازار آمریکای شمالی نیز در این انفعال نقش دارد؟

در نتیجه، مسئله تنها چند مورد بازجویی در فرودگاه‌ها یا دشواری‌های صدور ویزا نیست. آنچه زیر ذره‌بین قرار گرفته، اعتبار نهادی است که دهه‌ها خود را پاسدار ارزش‌های جهانی فوتبال معرفی کرده است. اگر دسترسی برابر تیم‌ها، داوران و هواداران به بزرگ‌ترین رویداد ورزشی جهان تضمین نشود و اگر اصول اعلام‌شده تنها در برابر برخی کشورها اجرا شود، آنگاه این پرسش ناگزیر مطرح خواهد شد که آیا فیفا همچنان یک نهاد مستقل ورزشی است یا بیش از پیش به بخشی از ساختار قدرت سیاسی و اقتصادی حاکم بر فوتبال جهانی تبدیل شده است؟ جام جهانی ۲۰۲۶ از این منظر فقط آزمونی برای تیم‌های حاضر در میدان نیست؛ بلکه آزمونی برای اعتبار فیفا نیز هست. آزمونی که نتیجه آن نشان خواهد داد آیا این نهاد هنوز قادر است از اصولی که مدعی دفاع از آن‌هاست پاسداری کند، یا آنکه منطق قدرت، سیاست و میلیاردها دلار سود، بر ارزش‌هایی که سال‌ها به نام آن‌ها سخن گفته می‌شد، چیره شده است.

فروریختن رؤیای فوتبال بی‌طرف

در چنین شرایطی، جام جهانی ۲۰۲۶ صرفاً یک رقابت ورزشی نیست، بلکه به صحنه‌ای تبدیل شده است که در آن تناقض میان آرمان‌های اعلام‌شده فیفا و واقعیت‌های سیاست جهانی به‌روشنی دیده می‌شود. ویترین زیبایی که سال‌ها با شعارهای صلح‌طلبانه ساخته شده بود، امروز ترک برداشته است. جام جهانی ۲۰۲۶ بیش از آنکه صرفاً یک رویداد ورزشی باشد، به آینه‌ای از واقعیت‌های جهان معاصر تبدیل شده است؛ جهانی که در آن سیاست، اقتصاد، رسانه و قدرت چنان در هم تنیده‌اند که دیگر نمی‌توان مرز روشنی میان آن‌ها و ورزش ترسیم کرد. آنچه قرار بود بزرگ‌ترین جشن همبستگی ملت‌ها باشد، اکنون زیر سایه جنگ‌ها، تنش‌های ژئوپلیتیکی، محدودیت‌های مرزی، تبعیض‌های ویزایی و منافع عظیم اقتصادی قرار گرفته است.

از منظر منتقدان، پاسخ روشن است. فوتبال در سطح جهانی دیگر یک میدان بی‌طرف نیست. فیفا نیز به‌جای آنکه صرفاً پاسدار ارزش‌های ورزشی باشد، به نهادی تبدیل شده که در تقاطع منافع سیاسی، اقتصادی و دیپلماتیک قدرت‌های جهانی عمل می‌کند. انتخاب میزبان‌ها، قراردادهای مالی، مناسبات سیاسی و حتی روایت رسمی از «جشن جهانی فوتبال»، همگی در چارچوبی شکل می‌گیرند که نمی‌توان آن را جدا از سیاست جهانی فهم کرد. جام جهانی ۲۰۲۶ از این منظر تنها یک تورنمنت فوتبال نیست. این رویداد آینه‌ای است که در آن می‌توان چهره جهان امروز را مشاهده کرد؛ جهانی که در آن مرز میان فوتبال، سیاست، قدرت و میلیاردها دلار سود چنان درهم تنیده شده که دیگر نمی‌توان بزرگ‌ترین جشن ورزشی جهان را جدا از منافع سیاسی و اقتصادی حاکم بر آن فهمید.

البته مسئله صرفاً به آمریکا یا فیفا محدود نمی‌شود. موضوع اصلی، روندی جهانی است که در آن ورزش نیز همچون بسیاری از عرصه‌های دیگر، به میدان رقابت قدرت‌های سیاسی و اقتصادی بدل شده است. فوتبال امروز نه تنها بازتاب‌دهنده واقعیت‌های جهان است، بلکه خود به بخشی از همان واقعیت تبدیل شده است؛ واقعیتی که در آن قدرت، ثروت و نفوذ سیاسی، نقشی تعیین‌کننده در شکل‌گیری قواعد بازی دارند.

شاید مهم‌ترین پرسش جام جهانی ۲۰۲۶ نیز همین باشد: آیا فوتبال هنوز می‌تواند نقش تاریخی خود را به‌عنوان پلی میان ملت‌ها حفظ کند، یا آنکه به تدریج به ویترینی پرزرق‌وبرق برای نمایش قدرت سیاسی و سودآوری اقتصادی تبدیل خواهد شد؟

پاسخ به این پرسش، تنها سرنوشت یک تورنمنت را مشخص نمی‌کند؛ بلکه آینده اعتبار نهادی را رقم خواهد زد که دهه‌ها مدعی بود فوتبال را به زبان مشترک بشریت تبدیل کرده است. اگر این زبان مشترک قرار باشد در هیاهوی قدرت، سیاست و میلیاردها دلار منافع اقتصادی گم شود، آنچه آسیب می‌بیند تنها یک مسابقه ورزشی نیست؛ بلکه یکی از معدود عرصه‌هایی است که هنوز می‌تواند انسان‌ها را فراتر از مرزها ، ایدئولوژی‌ها و منافع سیاسی به یکدیگر نزدیک کند.

سیاوش قائنی

۲۱ خرداد ۱۴۰۵

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: دوامِ فرساینده: به‌سوی بحران بازتولید سیاسی در ایران
Next: احضار مجدد امیر وقاری فرهنگ لنگرودی، فعال کارگری و مدافع حقوق بازنشستگان
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved