عکس آرشیوی.
مزبان حبیبی
پنجشنبه ۲۱ خرداد ۱۴۰۵
اگر خانوادهٔ بازنشستهای ۴نفره باشد، در هر سال باید حدود ۵۰میلیون تومان برای بیمهٔ تکمیلی و حدود ۱۰میلیون تومان برای بیمهٔ پایه پرداخت شود! و تقریباً ۹۰درصد آن برای بیمه سود خالص است، چون بیمهها به بهانههای مختلف از تقبل هزینههای درمان امتناع کرده و پروسهٔ بازپسگیری هزینههای پرداختشده را چنان پیچیده و سخت کردهاند که تقریباً ۷۰درصد هزینههای انجامشده نیز برگشت داده نمیشود.
بسیاری از بازنشستگان بهدلیل مشکلات پروسهٔ تحویل مدارک از تحویل دادن مدارک پزشکی خودداری میکنند. در سال قبل دو مرحله مدارکی را بارگذاری کردم که حتی یک ریال آن برگشت داده نشد.
شخصاً سال قبل بیش از ۳۶میلیون تومان بابت بیمههای پایه، تکمیلی، و اکمل به بیمهگزارها [شرکتهای بیمه] پرداخت نمودم، در حالی که جز موارد اندکی مانند ویزیت و دارو که بهصورت آنلاین پرداخت شد، که مجموع آن به ۵میلیون تومان نمیرسد، هیچ حمایت درمانی از هیچ کدامشان دریافت نکردم. یعنی تقریباً تمام پرداختی من طی ۱۵ سال اخیر سود خالص بوده و بیمهها، اگر توهین نکنند، قطعاً از توضیح دادن محترمانه نیز امتناع خواهند کرد.
به نظر میرسد که بیمهٔ پایه و تکمیلی هم به منبع درآمد و رانت برای دستگاهها تبدیل شده است، نه سازوکاری برای حمایت از درمان.
شنیده شده که در سالهای گذشته، و بهویژه سال گذشته، حتی نهادهای مرتبط با بازنشستگان هم از این رانت و منافع بیبهره نبودند! یعنی یک بخشی هم بهعنوان حق السکوت پرداخت میشده!!!
اصولاً چرا باید بیمهٔ تکمیلی بخریم!؟
چرا همان بیمهٔ پایه نباید هزینههای درمان رو تأمین کنه!؟
اصلا مگر طبق قانون اساسی، درمان نباید رایگان باشد!؟
دولت و مجلس و دستگاههای نظارتی چرا خفقان مرگ گرفتند!؟
با توجه به خُلف وعدهٔ بیمهها در تأمین هزینههای درمان بهصورت برخط و ناتوانی در تأمین هزینههای درمان، معلمان بازنشسته سالهاست قید درمان خود و خانواده را زدهاند و تقریباً هر معلم بازنشسته حداقل ۴دندان پوسیدهٔ نیاز به درمان دارد، حداقل یکی با بیماری آرتروز گردن یا ستون فقرات درگیر است، حداقل یکی سالهاست که بیماری قلبی یا ریه با خود دارد، و امکان درمان هیچکدام وجود ندارد، در حالی که با پولهای پرداختشده بابت بیمههای پایه، تکمیلی، و اکمل میتوانست هر سال حداقل یکی از آنها را درمان کند.
بیمهٔ پایهٔ درمان و بیمهٔ تکمیلی درمان میتوانست موجب آرامش در دوران بازنشستگی معلمان باشد، اما اکنون به دغدغهٔ فکری تبدیل شده که اگر خانواده نیاز به درمان داشته باشند، چگونه باید هزینهٔ درمان را تأمین نماید.
قصد دارم این زنجیرهٔ فساد را قطع کنم. به همین دلیل برای خروج از این زنجیرهٔ سراسر فساد و رانت #من_انصراف_دادم.
مزبان حبیبی
بیست و یکم خرداد هزار و چهار صد و پنج