Skip to content
آگوست 7, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • آیا فیلیپین سکوی پرتابی برای نظامیگری ژاپن می‌شود؟
  • جهان
  • صلح
  • نوار متحرک

آیا فیلیپین سکوی پرتابی برای نظامیگری ژاپن می‌شود؟

سانای تاکائیچی، نخست‌وزیر ژاپن (سمت راست)، و فردیناند مارکوس جونیوز، رئیس‌جمهور فیلیپین، پیش از دیدار در توکیو، ژاپن، ۲۸ مه ۲۰۲۶.

نوشتهٔ دینگ دوئو، مفسر ویژهٔ امور جاری در خبرگزاری CGTN، مدیر مرکز مطالعات بین‌المللی و منطقه‌یی در مؤسسهٔ ملی مطالعات دریای چین جنوبی

ترجمهٔ پیام – اندیشهٔ نو

یکشنبه ۱۶ خرداد ۱۴۰۵

فیلیپین همچنان به ایجاد تنش در دریای چین جنوبی (SCS) ادامه می‌دهد و هم‌زمان به همکاری‌های امنیتی با ژاپن شتاب می‌بخشد. فیلیپین و ژاپن در جریان مذاکره بر سر توافق‌نامهٔ پیشنهادی امنیت عمومی اطلاعات نظامی (GSOMIA) قصدشان را برای گسترش به‌اشتراک‌گذاری اطلاعات و مبادلات نظامی و تقویت هماهنگی دفاعی اعلام کرده‌اند.

به نظر می‌رسد برخی از سیاستمداران فیلیپینی متقاعد شده‌اند که روابط نظامی نزدیک‌تر با ژاپن به جلب حمایت خارجی در موضوع اختلاف‌ها با چین بر سر دریای جنوبی چین کمک می‌کند. با این حال، به نظر می‌رسد که آنها در پیگیری چنین هدف‌های استراتژیک کوتاه‌مدت، بیش از پیش میراث دردناک اشغال فیلیپین در زمان جنگ از سوی ژاپن و رنج عظیمی را که بر مردم آن کشور تحمیل شده است نادیده می‌گیرند. این فراموشی تاریخی یک سؤال مهم را پیش می‌کشد: آیا فیلیپین ناخواسته به پیشبرد دستور کار گسترده‌تر عادی‌سازی نظامی به ژاپن کمک می‌کند؟ در جریان سفر اخیر فردیناند مارکوس جونیور، رئیس‌جمهور فیلیپین، به ژاپن، دو کشور به مذاکرات رسمی در مورد پیمان امنیت اطلاعات دفاعی (GSOMIA) نزدیک‌تر شدند. در صورت نهایی و امضا شدن این پیمان، ژاپن و فیلیپین امکان می‌یابند که اطلاعات دفاعی طبقه‌بندی‌شده را به شیوه‌ای کاملاً محرمانه به اشتراک بگذارند. این پیمان اولین توافق ژاپن از این نوع با هر کشور جنوب شرقی آسیا خواهد بود.

مذاکرات میان دو کشور به رهبری مارکوس و سانای تاکائیچی، نخست‌وزیر ژاپن، شامل رزمایش‌های نظامی مشترک، پشتیبانی لجستیکی، و نوسازی نیروی نظامی فیلیپین با سامانه‌های راداری و آموزش نیز بود. مسائل امنیتی، به‌ویژه موارد مربوط به دریای جنوبی چین، همچنان در مرکز دستور کار این دو کشور است. در نگاه اول، این اقدام ممکن است مانند همکاری دفاعی منطقه‌یی معمول به نظر برسد. ژاپن امسال به رزمایش‌های فیلیپین پیوست و اکنون هر دو طرف از قابلیت همکاری بهتر صحبت می‌کنند. با این حال، در پشت این روند یک تغییر ژئوپلیتیکی گسترده‌تر نهفته است.

اگرچه آمریکا سیاست‌هایش را در قبال متحدان و شریکانش تنظیم کرده است و روابط کلی آمریکا با چین پایدارتر شده است، اما همکاری نظامی-امنیتی‌ای که چند سال پیش در نشست‌های سه‌جانبهٔ آمریکا و ژاپن و فیلیپین مطرح شد هنوز هم از توجه سیاسی زیادی برخوردار است. با این حال، آنچه اکنون شایان توجه است ابتکار عمل رو به افزایش دو کشور ژاپن و فیلیپین است.

اشتیاق این دو نشان‌دهندهٔ نگرانی‌هایی واقعی است. به نظر می‌رسد هر دو کشور نگران قابل اعتماد بودن وعده‌های امنیتی آمریکا و احتمال تغییرات آینده در سیاست خارجی آمریکا هستند. آنها تلاش دارند با ایجاد پیوندهایی محکم‌تر، که از اولویت‌های مدام در حال تغییر آمریکا جان سالم به در ببرند، از خودشان محافظت کنند. این خوداتکایی رو به افزایش نشان می‌دهد که چگونه شریکانی که زمانی از پیروی از رهبری آمریکا راضی بودند، اکنون جداگانه قدم پیش می‌گذارند، که ناشی از تردید در این است که آمریکا در بحران‌های آینده به تعهدهایش عمل کند.

در صورت رسمی شدن توافق‌نامه یا پیمان همکاری امنیتی ژاپن و فیلیپین (GSOMIA)، تصویر امنیت منطقه‌یی می‌تواند بیش از پیش تغییر کند. آمریکا در حال حاضر توافق‌هایی با فیلیپین و ژاپن برای به‌اشتراک‌گذاری اطلاعات دارد. افزوده شدن این توافق‌نامهٔ جدید بین فیلیپین و ژاپن حلقهٔ اطلاعاتی بین سه کشور را تکمیل می‌کند، به این معنی که داده‌های حساس فقط در یک حلقهٔ امنیتی انحصاری گردش خواهد کرد.

چنین ترتیبی خلاف آن چیزی است که بیشتر کشورهای جنوب شرقی آسیا و منطقهٔ وسیع‌تر آسیا و اقیانوسیه می‌خواهند. آنها خواهان توسعهٔ مسالمت‌آمیز، تجارت آزاد، و گفت‌وگوی فراگیرند، نه بلوک‌های پنهانی که می‌توانند بی‌اعتمادی را تشدید و تلاش‌ برای همکاری منطقه‌یی از طریق همیاری‌های چندجانبه مانند همیاری کشورهای جنوب شرقی آسیا را پیچیده کنند.

در همین حال، ژاپن آشکارا دستور کار خودش را دارد. در عرصهٔ تاکتیکی، روابط نظامی نزدیک‌تر با فیلپین به ژاپن امکان می‌دهد که چین را در چند عرصه زیر فشار قرار دهد. ژاپن به نظر می‌رسد که با پیوند دادن همکاری‌هایش در دریای جنوبی چین به نگرانی‌ها در دریای چین شرقی و اطراف منطقهٔ تایوان چین قصد دارد «پیوند سه دریا» را ایجاد کند که توجه چین را جلب و اقدامات این کشور را پیچیده می‌کند.

از نظر استراتژیک، این همکاری هدف بزرگ‌تری را دنبال می‌کند. این همکاری به ژاپن به‌اصطلاح دلایل عملی می‌دهد تا محدودیت‌های پس از جنگ جهانی دوم بر نیروهای مسلحش را کاهش دهد، هزینه‌های دفاعی‌اش را گسترش دهد، و آزادانه‌تر در خارج از کشور مشارکت کند. به این ترتیب، این توافق ممکن است به احیای عناصر نظامیگری زیر پوششی مدرن نیز منجر شود و در خدمت هدف ژاپن برای تبدیل شدن به کشوری باشد که آن را «کشوری عادی با قدرت نظامی کامل» توصیف می‌کند.

این تحولات توجه دقیق جامعهٔ بین‌المللی را می‌طلبد. ژاپنی که چنین قاطع‌تر عمل می‌کند، رها از محدودیت‌های گذشته می‌شود، و از اتحادهای گزینشی حمایت می‌کند، به‌جای کمک کردن به صلح پایدار، خطر تبدیل شدن به منبع جدید بی‌ثباتی در شرق آسیا را دارد. تاریخ به ما یادآوری می‌کند که چنین جاه‌طلبی‌هایی چقدر سریع می‌تواند منطقه را آشفته کند.

این استراتژی برای فیلیپین طنز دردناکی به همراه دارد. مارکوس روابط عمیق‌تر با ژاپن را راهی برای کسب اعتمادبه‌نفس در مقابله با چین بر سر ادعاهایش در دریای جنوبی چین می‌بیند. حمایت خارجی به فیلیپین فضای بیشتری برای مقابله می‌دهد. با این حال، این انتخاب فیلیپین تاریخ را نادیده می‌گیرد.

فقط چند دهه پیش بود که فیلیپین زیر اشغال و تجاوز نظامی ژاپن در زمان جنگ رنج زیادی متحمل شد. آن زخم‌ها همچنان در حافظهٔ ملی مردم آن کشور حک شده‌ است. با این حال، امروز به نظر می‌رسد رهبران فیلیپین بیش از پیش مایل‌اند آن تجربهٔ تلخ را برای منافع کوتاه‌مدت کنار بگذارند.

فیلیپین با تقویت پیوندهای نظامی با ژاپن به ژاپن کمک می‌کند که به‌سمت استقلال نظامی مجدد حرکت کند. در واقع، فیلیپین در معرض خطر تبدیل شدن به سکوی پرتاب برای چیزی است که برخی آن را «نظامیگری جدید» ژاپن می‌نامند. چنین کوته‌بینی‌ای قابل تأمل است. این نشان می‌دهد که چگونه سیاستمداران فیلیپینی مزیت تاکتیکی فوری را بر خرد بلندمدت و ثبات منطقه‌یی اولویت می‌دهند و چشمشان را بر جنایت‌های دوران جنگ ژاپن و درس‌های تاریخ می‌بندند.
به‌رغم هر روایتی که در مورد دریای جنوبی چین ترویج شود، ایجاد باشگاه‌های تبادل اطلاعات انحصاری و پیوندهای نظامی سه‌جانبه پاسخی محدود به مسئله است. در عوض، چنین تلاش‌هایی به‌جای باز کردن راه برای گفت‌وگوی آرام، منطقه را در چرخه‌های عمیق‌تری از سوءظن گرفتار می‌کند.

در حالی که مارکوس و تاکائیچی به پیشبرد مشارکت امنیتی ادامه می‌دهند، جهان باید از نزدیک بررسی کند که آیا این گام‌ها واقعاً در خدمت صلح برداشته می‌شود یا صرفاً خطوط رویارویی را از نو ترسیم می‌کند. حرکت‌های حساب‌شدهٔ ژاپن و فراموشی تاریخی فیلیپین هر دو شایستهٔ بررسی دقیق است. در منطقهٔ آسیا-اقیانوسیه، که از قبل هم پُرتنش بوده، لایه‌های اضافی همکاری امنیتی محرمانه ممکن است که نگرانی‌های امروز را کاهش دهد، اما بذر مشکلات فردا را خواهد کاشت. امنیت واقعی از درک متقابل حاصل می‌شود، نه دیوارهایی از اطلاعات طبقه‌بندی‌شده که همسایگان را از هم جدا نگه می‌دارد.

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: چرا مسیر سبز چین برای آینده جهان اهمیت دارد؟
Next: رمزگشایی از اقتصاد توکِنی در نظام تأمین اجتماعی
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved