Skip to content
ژوئن 7, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • آیا مانیل به سکوی پرتابی برای نئومیلیتاریسم توکیو تبدیل می‌شود؟
  • جهان
  • صلح

آیا مانیل به سکوی پرتابی برای نئومیلیتاریسم توکیو تبدیل می‌شود؟

یکشنبه ۱۶ خرداد ۱۴۰۵

پیام- اندیشه نو

CGTN
یادداشت سردبیر: دینگ دوئو، مفسر ویژه امور جاری در CGTN، مدیر مرکز مطالعات بین‌المللی و منطقه‌ای در موسسه ملی مطالعات دریای چین جنوبی است. این مقاله منعکس کننده نظرات نویسنده است و نه لزوماً دیدگاه‌های CGTN.

فیلیپین همچنان به ایجاد تنش در دریای چین جنوبی (SCS) ادامه می‌دهد و همزمان همکاری‌های امنیتی با ژاپن را تسریع می‌کند. در جریان مذاکرات بر سر توافقنامه پیشنهادی امنیت عمومی اطلاعات نظامی (GSOMIA)، مانیل و توکیو قصد خود را برای تعمیق اشتراک‌گذاری اطلاعات، گسترش مبادلات نظامی و تقویت هماهنگی دفاعی اعلام کرده‌اند.
به نظر می‌رسد برخی از سیاستمداران فیلیپینی متقاعد شده‌اند که روابط نظامی نزدیک‌تر با ژاپن، حمایت خارجی را در اختلافات با چین بر سر SCS [دریای جنوبی چین] فراهم می‌کند. با این حال، در پی‌گیری چنین دستاوردهای استراتژیک کوتاه‌مدت، به نظر می‌رسد که آنها به طور فزاینده‌ای مایل به نادیده گرفتن میراث دردناک اشغال فیلیپین در زمان جنگ توسط ژاپن و رنج عظیمی هستند که بر مردم آن تحمیل شده است. این فراموشی تاریخی یک سوال مهم را مطرح می‌کند: آیا فیلیپین ناخواسته به ژاپن در پیشبرد دستور کار گسترده‌تر عادی‌سازی نظامی کمک می‌کند؟ در جریان سفر اخیر فردیناند مارکوس جونیور، رئیس جمهور فیلیپین، به ژاپن، دو کشور به مذاکرات رسمی در مورد پیمان امنیت اطلاعات دفاعی (GSOMIA) نزدیک‌تر شدند. در صورت امضا، این پیمان به ژاپن و فیلیپین اجازه می‌دهد تا اطلاعات دفاعی طبقه‌بندی‌شده را تحت ترتیبات کاملاً محرمانه به اشتراک بگذارند. این همچنین اولین توافق از این نوع ژاپن با هر کشور جنوب شرقی آسیا خواهد بود.
این مذاکرات، به رهبری مارکوس و سانای تاکایچی، نخست وزیر ژاپن، همچنین شامل رزمایش‌های نظامی مشترک، پشتیبانی لجستیکی و نوسازی نیروهای فیلیپین از طریق سیستم‌های راداری و آموزش بود. مسائل امنیتی، به ویژه موارد مربوط به SCS، همچنان در مرکز دستور کار قرار داشت.
در نگاه اول، این اقدام ممکن است مانند همکاری دفاعی منطقه‌ای استاندارد به نظر برسد. ژاپن امسال به رزمایش‌های رزمی فیلیپین پیوست و هر دو طرف از قابلیت همکاری بهتر صحبت می‌کنند. با این حال، در زیر سطح، یک تغییر ژئوپلیتیکی گسترده‌تر نهفته است.
اگرچه ایالات متحده سیاست‌های خود را در قبال متحدان و شرکا تنظیم کرده است و روابط کلی ایالات متحده و چین پایدارتر شده است، اما همکاری نظامی-امنیتی که چند سال پیش در اجلاس‌های ایالات متحده، ژاپن و فیلیپین ترویج شد، هنوز هم از شتاب سیاسی بالایی برخوردار است. با این حال، آنچه اکنون قابل توجه است، ابتکار عمل رو به رشد خود ژاپن و فیلیپین است.
اشتیاق آنها نشان دهنده نگرانی‌های واقعی است. به نظر می‌رسد هر دو کشور نگران قابل اعتماد بودن وعده‌های امنیتی آمریکا و احتمال تغییرات آینده در سیاست خارجی ایالات متحده هستند. آنها با ایجاد پیوندهای محکم‌تر که ممکن است از اولویت‌های در حال تغییر واشنگتن جان سالم به در ببرند، در حال محافظت از خود هستند. این خوداتکایی رو به رشد نشان می‌دهد که چگونه شرکایی که زمانی از پیروی از رهبری ایالات متحده راضی بودند، اکنون به تنهایی قدم پیش می‌گذارند، که ناشی از تردیدهایی است که تعهدات آمریکا در هر بحران آینده به قوت خود باقی خواهد ماند.
در صورت رسمی شدن توافق‌نامه همکاری امنیتی ژاپن و فیلیپین (GSOMIA)، تصویر امنیت منطقه‌ای می‌تواند بیشتر تغییر کند. ایالات متحده در حال حاضر با مانیل و توکیو پیمان‌های اشتراک‌گذاری اطلاعات دارد. افزودن این توافق‌نامه جدید، یک سیستم حلقه بسته بین سه کشور ایجاد می‌کند، به این معنی که داده‌های حساس فقط در یک حلقه امنیتی انحصاری گردش خواهند کرد.
چنین ترتیبی خلاف آنچه اکثر کشورهای جنوب شرقی آسیا و منطقه وسیع‌تر آسیا و اقیانوسیه می‌خواهند، است. آنها به دنبال توسعه مسالمت‌آمیز، تجارت آزاد و گفتگوی فراگیر هستند، نه بلوک‌های پنهانی که می‌توانند بی‌اعتمادی را تشدید کرده و تلاش‌ها برای همکاری منطقه‌ای را از طریق انجمن‌های چندجانبه مانند انجمن کشورهای جنوب شرقی آسیا پیچیده کنند.
در همین حال، ژاپن آشکارا دستور کار خود را دارد. در سطح تاکتیکی، روابط نظامی نزدیک‌تر با فیلیپین به توکیو اجازه می‌دهد تا چین را در چندین عرصه تحت فشار قرار دهد. با پیوند دادن همکاری در دریای جنوبی چین با نگرانی‌ها در دریای چین شرقی و اطراف منطقه تایوان چین، به نظر می‌رسد ژاپن قصد دارد “پیوند سه دریا” ایجاد کند که توجه چین را جلب کرده و اقدامات پکن را پیچیده می‌کند.
از نظر استراتژیک، این همکاری هدف بزرگ‌تری را دنبال می‌کند. این به ژاپن به اصطلاح دلایل عملی می‌دهد تا محدودیت‌های پس از جنگ بر نیروهای مسلح خود را کاهش دهد، هزینه‌های دفاعی را گسترش دهد و آزادانه‌تر در خارج از کشور مشارکت کند. به این ترتیب، این توافق همچنین ممکن است منجر به احیای عناصر نظامی‌گری تحت یک برچسب مدرن شود و هدف توکیو را برای تبدیل شدن به آنچه که آن را “یک کشور عادی با قدرت نظامی کامل” توصیف می‌کند، پیش ببرد.
این تحولات توجه دقیق جامعه بین‌المللی را می‌طلبد. یک ژاپن قاطع‌تر، رها از محدودیت‌های گذشته و با حمایت اتحادهای گزینشی، به جای کمک به صلح پایدار، خطر تبدیل شدن به منبع جدید بی‌ثباتی در شرق آسیا را به همراه دارد. تاریخ به ما یادآوری می‌کند که چنین جاه‌طلبی‌هایی چقدر سریع می‌توانند منطقه را آشفته کنند.
برای فیلیپین، این استراتژی طنز دردناکی را به همراه دارد. مارکوس روابط عمیق‌تر با ژاپن را راهی برای کسب اعتماد به نفس در مقابله با چین بر سر ادعاهای SCS می‌بیند. حمایت خارجی به مانیل فضای بیشتری برای مقابله می‌دهد. با این حال، این انتخاب تاریخ را نادیده می‌گیرد.
تنها چند دهه پیش، فیلیپین تحت اشغال و تجاوز نظامی ژاپن در زمان جنگ رنج زیادی برد. زخم‌ها همچنان در حافظه ملی این کشور حک شده‌اند. با این حال، امروز به نظر می‌رسد رهبران فیلیپین به طور فزاینده‌ای مایلند این را برای منافع کوتاه‌مدت کنار بگذارند.
مانیل با تقویت پیوندهای نظامی با توکیو، به ژاپن کمک می‌کند تا به سمت استقلال نظامی مجدد حرکت کند. در واقع، فیلیپین در معرض خطر تبدیل شدن به سکوی پرتابی برای چیزی است که برخی آن را “نظامی‌گری جدید” ژاپن می‌نامند. چنین کوته‌بینی قابل توجه است. این نشان می‌دهد که چگونه سیاستمداران فیلیپینی مزیت تاکتیکی فوری را بر خرد بلندمدت و ثبات منطقه‌ای اولویت می‌دهند و چشم خود را بر جنایات دوران جنگ ژاپن و درس‌های تاریخ می‌بندند.
هر روایتی که در مورد SCS ترویج شود، ایجاد باشگاه‌های اطلاعاتی انحصاری و پیوندهای نظامی سه‌جانبه، پاسخی محدود است. در عوض، چنین تلاش‌هایی به جای باز کردن مسیرهایی برای گفتگوی آرام، منطقه را در چرخه‌های عمیق‌تری از سوءظن گرفتار می‌کند.
همانطور که مارکوس و تاکایچی به پیشبرد مشارکت امنیتی خود ادامه می‌دهند، جهان باید از نزدیک بررسی کند که آیا این گام‌ها واقعاً در خدمت صلح هستند یا صرفاً خطوط رویارویی را از نو ترسیم می‌کنند. حرکات حساب‌شده ژاپن و فراموشی تاریخی فیلیپین هر دو شایسته بررسی دقیق هستند. در منطقه آسیا-اقیانوسیه که از قبل هم پرتنش بوده، لایه‌های اضافی همکاری امنیتی محرمانه ممکن است نگرانی‌های امروز را کاهش دهد، اما بذر مشکلات فردا را خواهد کاشت. امنیت واقعی از درک متقابل حاصل می‌شود، نه دیوارهایی از اطلاعات طبقه‌بندی‌شده که همسایگان را از هم جدا نگه می‌دارد.

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: با آتش بازی نکنید: هشداری به برخی از سیاستمداران فیلیپینی
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved