Skip to content
ژوئن 4, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • چین کنترل صنعتی ۱۵٫۷ تریلیون دلاری را در دست می‌گیرد، در حالی که جایگاه آمریکا به‌عنوان «پناهگاه امن» رو به ‏افول دارد‏
  • اقتصادی
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو

چین کنترل صنعتی ۱۵٫۷ تریلیون دلاری را در دست می‌گیرد، در حالی که جایگاه آمریکا به‌عنوان «پناهگاه امن» رو به ‏افول دارد‏

تفسیری از شان فو

ترجمهٔ مینا آگاه – اندیشهٔ نو

پنجشنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۵

بسیار خب دوستان. اوضاع دارد به یک نمایش کمدی تبدیل می‌شود و همه بار دیگر راهی چین شده‌اند. یادتان هست وقتی ‏گفتیم انویدیا کاملاً از چین دست کشیده است؟ به نظر می‌رسد جنسن هوانگ‌ (Jensen Huang) هنوز می‌خواهد راهی برای بازگشت پیدا کند. ‏او در آستانهٔ پیوستن به هیئت امنای دانشگاه چینهوا (Tsinghua) در پکن است‎.‎
برای اینکه اهمیت این موضوع روشن شود، باید گفت این دانشگاه معتبرترین دانشگاه فناوری چین است. این دانشگاه پیشتاز ‏جهانی ثبت اختراع‌های مرتبط با هوشواره (هوش مصنوعی) است. همین دانشگاه چینی در سال ۲۰۲۴ توانسته ۹۰درصد از ‏کل ثبت اختراع‌های هوشوارهٔ جهان را تولید کند. فقط همین یک مؤسسه.‏
واضح است که جنسن هوانگ بسیار کنجکاو است بداند چین چگونه به چنین دستاوردی رسیده است. اما پیوستن او به هیئت ‏امنای یک دانشگاه چینی فقط آغاز ماجراست، زیرا اتفاقی به‌مراتب مهم‌تر در دنیای مالی جهانی رخ داده است.‏
هنگ‌کنگ اکنون رسماً از سوئيس پیشی گرفته و به بزرگ‌ترین مرکز مدیریت ثروت فرامرزی جهان تبدیل شده است. ‏سرمایه‌های جهانی به سمت چین سرازیر می‌شوند و سرعت این روند نیز به‌طور چشمگیری در حال افزایش است.‏

اما چرا چنین اتفاقی رخ می‌دهد؟
سرمایه‌گذاران چینِ سرزمین اصلی پول فراوانی در اختیار دارند و حجم عظیمی از سرمایه‌ها را وارد این بازار می‌کنند. آن‌ها ‏‏۶۰ درصد از کل جریان‌های سرمایه را تشکیل می‌دهند، اما ۴۰درصد دیگر از کشورهای خارجی می‌آید.‏
سرمایه‌گذاران بین‌المللی خواهان دسترسی به بازار پررونق عرضه‌های اولیه سهام (‏IPO‏) چین هستند و برای دستیابی به این ‏فرصت، مبالغ هنگفتی را انتقال می‌دهند.‏
در دوازده ماه گذشته، چین چند شرکت واقعاً چشمگیر را وارد بازار بورس کرده است. سی‌اِ‌تی‌ال۱ می‌خواهد بر تولید جهانی ‏باتری مسلط شود. زیجین ماینینگ (Zijin Mining) نیز قصد دارد بر بازار جهانی طلا تسلط پیدا کند. سرمایه‌گذاران این فرصت‌ها را می‌بینند ‏و می‌خواهند سهمی از این ماجرا داشته باشند. حجم ثروت فرامرزی که به هنگ‌کنگ سرازیر شده، در سال ۲۰۲۵ معادل ‏‏۱۰٫۷ درصد افزایش یافته و به ۲٫۹۵ تریلیون دلار رسیده است.
در همین بازه زمانی، رشد سوئیس تنها ۷٫۶ درصد بوده است. چین با سرعتی خیره‌کننده فاصله را جبران کرد و از سوئیس ‏پیشی گرفت. این تغییر برای واشنگتن بسیار نگران‌کننده است. پولی که به سوئیس وارد می‌شود، صرفاً در آنجا باقی نمی‌ماند؛ ‏بلکه از طریق یک کانال مالی بسیار مشخص جریان پیدا می‌کند. و اکنون بانک‌های خصوصی سوئیس این سرمایه‌ها را به ‏صندوق‌های سرمایه‌گذاری مستقر در لوکزامبورگ هدایت می‌کنند.‏
اکنون، با خارج کردن ثروت از سوئیس، چین کل این فرایند را دقیقاً در زمانی مختل می‌کند که ایالات متحده بیش از هر زمان ‏دیگری به خریدار نیاز دارد. این یک اتفاق تصادفی نیست. این یک تغییر ساختاری است؛ تغییری در اینکه سرمایه‌های ‏جهانی ترجیح می‌دهند به کجا بروند. جریان سرمایه در حال دور شدن از غرب و حرکت به سوی شرق است.‏
ابعاد مشکل بازار اوراق خزانه‌داری آمریکا نیز بسیار بزرگ‌تر از چیزی است که اکثر مردم تصور می‌کنند. سوئیس و ‏لوکزامبورگ روی هم دست‌کم ۷۰۰ میلیارد دلار از بدهی دولت آمریکا را در اختیار دارند. این رقم از کل دارایی رسمی چین ‏در اوراق خزانه‌داری آمریکا نیز بیشتر است. و با انتقال ثروت‌های خصوصی از سوئیس عمدتا به هنگ‌کنگ، این پشتوانه ‏‏۷۰۰ میلیارد دلاری برای اوراق قرضه آمریکا روزبه‌روز متزلزل‌تر به نظر می‌رسد.‏
اسکات بسنت نیز در این فصل باید حجم عظیمی از اوراق خزانه‌داری را به فروش برساند. زمان‌بندی این اتفاق نمی‌توانست ‏بدتر از این باشد.دارایی‌های خارجیِ نگهداری‌شده در قالب اوراق خزانه‌داری آمریکا نزد فدرال رزرو اکنون به کمتر از ۲٫۷ ‏تریلیون دلار کاهش یافته است‏. این پایین‌ترین سطح از سال ۲۰۱۲ تاکنون محسوب می‌شود. و از زمان آغاز جنگ ایران، ‏میزان دارایی‌های خارجی در اوراق خزانه‌داری آمریکا تنها طی سه ماه، ۱۲۰ میلیارد دلار دیگر کاهش یافته است.‏
از دید یک سرمایه‌گذار به این موضوع فکر کنید. در حالی که جنگی در جریان است که ممکن است برای مدت نامعلومی ‏ادامه پیدا کند، و در شرایطی که با ادامه افزایش بازدهی اوراق، ارزش آن‌ها ممکن است بیش از پیش سقوط کند، آیا در شرایط ‏کنونی سرمایه خود را به اوراق قرضه آمریکا اختصاص می‌دادید؟ پاسخ روزبه‌روز بیشتر به «خیر» نزدیک می‌شود.‏
و ترامپ نیز اوضاع را بدتر کرده است. او آشکارا اعلام کرده که حتی برای انتخابات میان‌دوره‌ای هم اهمیتی قائل نیست؛ ‏یعنی هیچ فشار سیاسی‌ای وجود ندارد که او را وادار کند جنگ را به‌سرعت پایان دهد. در نتیجه، بحران نفت و مشکل تورم ‏می‌تواند برای مدت بسیار طولانی ادامه پیدا کند. او گفته:‏

‏«…آن‌ها فکر می‌کردند که می‌توانند بیشتر از من دوام بیاورند؛ می‌دانید، می‌گفتند ما بیشتر از او صبر می‌کنیم. او انتخابات ‏میان‌دوره‌ای را در پیش دارد. اما من اهمیتی به انتخابات میان‌دوره‌ای نمی‌دهم. اتفاقی را که دیشب افتاد ببینید. آن تازه مقدمه ‏انتخابات میان‌دوره‌ای بود. مردم این را درک می‌کنند. آن‌ها می‌دانند که مسئله بسیار ساده است: ایران نباید به سلاح هسته‌ای ‏دست پیدا کند. من این کار را برای جهان انجام می‌دهم؛ فقط برای خودمان نیست….»‏
اکنون فاصله میان هنگ‌کنگ و مراکز ثروت غربی همچنان بیشتر خواهد شد‏. و پیش‌بینی می‌شود تا سال ۲۰۳۰، فاصله ‏هنگ‌کنگ با مراکز مالی غربی از نظر دارایی‌های تحت مدیریت به ۶۰۰ میلیارد دلار افزایش یابد. این یعنی ۶۰۰ میلیارد ‏دلار سرمایه‌ای که دیگر به سمت دارایی‌های غربی، از جمله اوراق قرضه آمریکا، نخواهد رفت؛ بلکه به سوی سهام و اوراق ‏بدهی چین سرازیر خواهد شد.‏
همان‌طور که گفته شد، دارایی‌های تحت مدیریت هنگ‌کنگ سال گذشته ۱۰٫۷ درصد رشد کرد.‏‏ انتظار می‌رود این رقم تا ‏سال ۲۰۳۰ هر سال حدود ۹ درصد افزایش یابد.‏
در مقابل، ایالات متحده امروز تنها ۱٫۶ تریلیون دلار در اختیار دارد و در بهترین حالت سالانه حدود ۶ درصد رشد می‌کند. ‏آمریکا در رقابت جهانی جذب ثروت در حال عقب افتادن است، آن هم با فاصله‌ای قابل توجه. چرا؟ زیرا تحریم‌ها، ‏ریسک‌های ناشی از تحریم‌ها و پیامدهای آن‌ها همگی در حال تشدید شدن هستند. فقط کافی است به نظام تحریم‌هایی که در ‏دوران جو بایدن اعمال شد بازگردیم و ببینیم چه آسیبی به اعتبار مالی کشورهای غربی وارد کرده است.‏
سوئیس همواره قرار بود کشوری بی‌طرف باشد، اما با این حال از دستورات گروه هفت پیروی کرد و دارایی‌های روسیه را ‏مسدود ساخت‏. امروز ارزش دارایی‌های مسدود شده روسیه در سوئیس حتی افزایش یافته است. ارزش این دارایی‌ها با ۱٫۶ ‏میلیارد فرانک سوئیس افزایش، به بیش از ۸ میلیارد دلار رسیده است. بخش عمده این دارایی‌ها، ثروت خصوصی متعلق به ‏افراد و شرکت‌هاست. وضعیت حقوقی این موضوع بسیار مبهم است و به اعتبار سوئیس آسیب قابل توجهی وارد کرده است. ‏طبق قوانین سوئیس، هیچ مبنای حقوقی برای مصادره یا توزیع مجدد این دارایی‌های مسدودشده وجود ندارد.‏
وقتی دارایی‌ها مسدود می‌شوند، شما عملاً دسترسی خود را به‌طور کامل از دست می‌دهید. نمی‌توانید از آن‌ها استفاده کنید.‏
نمی‌توانید آن‌ها را منتقل کنید. حتی نمی‌توانید به آن‌ها دست بزنید. آن دارایی‌ها فقط در جایی باقی می‌مانند و برای مدتی نامعلوم ‏قفل می‌شوند. بسیاری از سرمایه‌گذاران ثروتمند در سراسر جهان این وضعیت را زیر نظر دارند و می‌بینند که این ماجرا ‏چگونه پیش می‌رود. پیامی که از این وضعیت دریافت می‌شود بسیار روشن است: اگر دارایی‌های خود را در نظام مالی غرب ‏نگهداری کنید، دیگر مهم نیست که این دارایی‌ها در خود آمریکا باشند یا در اروپا. اگر روزی در طرف مقابل واشنگتن قرار ‏بگیرید، ممکن است سرمایه شما برای همیشه از دسترس خارج شود؛ شاید برای همیشه.‏
اکنون حتی تلاش برای پناه بردن به ارزهای دیجیتال نیز این مشکل را حل نمی‌کند. در ماه آوریل، وزارت خزانه‌داری آمریکا ‏وجوه نگهداری‌شده در دو کیف پول رمزارزی را مسدود کرد و بیش از ۳۰۰ میلیون دلار دارایی دیجیتال را از دسترس ‏خارج ساخت‎.‎
تا زمانی که در هر سطحی با نظام مالی غرب در ارتباط باشید، خطر توقیف یا مسدود شدن دارایی‌ها کاملاً واقعی است.‏
و همین یکی از دلایل اصلی رشد سریع هنگ‌کنگ به‌عنوان یک مرکز جهانی مدیریت ثروت است.‏

افراد ثروتمند در سرزمین اصلی چین بیش از پیش نسبت به نگهداری دارایی‌های خود در کشورهای غربی بدبین شده‌اند.‏
سرمایه‌گذاران ثروتمند در سراسر جهان، به‌ویژه در کشورهای جنوب جهانی، نیز دقیقاً همین احساس را دارند. امروز ممکن ‏است نوبت روسیه باشد؛ فردا ممکن است نوبت ما باشد. و هنگ‌کنگ، با پشتوانه حمایت‌های حقوقی چین، جایگزینی معتبر و ‏قابل اتکا ارائه می‌کند. اما موضوع فقط مصون ماندن از تحریم‌ها نیست.‏
هنگ‌کنگ و چین در حال حاضر از نظر سرمایه‌گذاری نیز جذابیت بیشتری دارند. بازار عرضه‌های اولیه سهام (‏IPO‏) در ‏آنجا واقعاً انفجاری رشد کرده است. ‏

چین از سه تا پنج عرضه اولیه در ماه به بیش از ۲۰ عرضه اولیه فقط در ماه دسامبر سال گذشته رسید؛ آن هم همگی در ‏هنگ‌کنگ. و اینها شرکت‌های خدمات عمومی و کم‌تحرک نیستند. اینها شرکت‌های فناوری پیشرفته در حوزه‌های هوش ‏مصنوعی، نیم‌رساناها و انرژی پاک هستند. ابعاد این عرضه‌های اولیه نیز شگفت‌انگیز است.‏
CATL‏ تنها در یک عرضه اولیه سهام در ماه مه گذشته بیش از ۵میلیارد دلار سرمایه جذب ‏کرد.

این رقم از مجموع دو عرضه اولیه بزرگ بعدی در ژاپن و آمریکا نیز بیشتر بود. سرمایه‌گذاران عمق بازار را می‌بینند، ‏شتاب رشد آن را مشاهده می‌کنند و می‌خواهند در این روند سهیم باشند. به همین دلیل سرمایه‌های خود را از غرب به سوی ‏شرق منتقل می‌کنند.‏
چین همچنان موتور اصلی صادرات جهان است. چه در زمینه تراشه‌ها، چه باتری‌ها و چه سامانه‌های هوش مصنوعی، جهان ‏در سال‌های آینده محصولات چینی بیشتری خریداری خواهد کرد. سرمایه‌گذاران حرفه‌ای و هوشمند این واقعیت را درک ‏کرده‌اند و به همین دلیل از هم‌اکنون خود را برای آنچه در راه است آماده می‌کنند.‏
با وجود اینکه همه این تحولات آشکارا در برابر چشم همگان رخ می‌دهد، رهبران آمریکا همچنان در وضعیت انکار کامل ‏قرار دارند. اسکات بسنت همچنان در تلاش است تصویری خوش‌بینانه از وضعیت اقتصاد آمریکا به سرمایه‌گذاران جهانی ‏ارائه دهد. او می گوید:‏
‏«با وجود درگیری با ایران، تولید ناخالص داخلی با نرخ سالانه ۲درصد در حال رشد است و مدل ‏GDPNow۲‏ فدرال ‏رزرو آتلانتا برای این فصل رشد ۴٫۳درصدی را پیش‌بینی می‌کند.»‏
او مدعی است که تولید ناخالص داخلی ۲٫۷ درصد افزایش یافته و مدل ‏ GDPNow‏ متعلق به شعبه آتلانتای فدرال رزرو ‏نیز نشان می‌دهد که اقتصاد آمریکا در سه‌ماهه دوم بیش از ۳درصد رشد خواهد کرد.

در ظاهر، این ارقام واقعاً امیدوارکننده به نظر می‌رسند. اما مشکل اینجاست که به گفته گوینده، این رشد تقریباً به‌طور کامل از ‏طریق کسری بودجه بسیار بزرگ دولت تامین می‌شود. پیش‌بینی می‌شود کسری بودجه امسال به ۲تریلیون دلار برسد‏. این ‏رقم بیش از ۶درصد تولید ناخالص داخلی است. خود بسنت هدفی معادل ۳ درصد کسری بودجه نسبت به تولید ناخالص داخلی ‏تعیین کرده بود. اما اکنون کسری بودجه تقریباً دو برابر هدفی است که خودش اعلام کرده بود. و با نرخ‌های بهره کنونی، این ‏کسری بودجه صرفاً در سطح ۲ تریلیون دلار باقی نخواهد ماند. بلکه به‌تدریج متورم خواهد شد و در مدت کوتاهی به مسئله‌ای ‏بسیار بزرگ‌تر تبدیل می‌شود. اما از دید گوینده، انکار مشکل کسری بودجه در مقایسه با اظهارات بسنت درباره تورم حتی ‏چندان چشمگیر هم نیست. او افزایش قیمت‌ها را «موقتی» توصیف کرده و گفت:‏
‏«…در مورد قیمت‌ها، من معتقدم که قیمت‌ها موقتی هستند. وقتی این درگیری پایان یابد، قیمت نفت پایین‌تر از سطح پیش از ‏شروع درگیری خواهد بود. گاز طبیعی همین حالا هم کاهش یافته است، همان‌طور که اشاره کردید. قیمت داروها و ‏محصولات دارویی در حال سقوط است و اجاره‌بها نیز کاهش یافته است…»‏
این دقیقاً همان کلمات یا اصطلاحی است که ژانت یلن (Janet Yellen‎، رئیس سابق فدرال رزرو آمریکا)‏ و جروم پاول (Jerome Powell‎، رئیس فدرال رزرو آمریکا) درست قبل از جهش تورم و فروپاشی بازار اوراق ‏قرضه به کار بردند. این همان کلماتی است که هم باعث شد میلیون‌ها نفر در سراسر جهان، نه فقط آمریکایی‌ها، متضرر شوند ‏و هم اعتماد به سیاست‌گذاران اقتصادی را از بین ببرد. و حالا بسنت دوباره همان واژه را به کار می‌برد، انگار که هیچ‌وقت ‏اتفاقی نیفتاده است؛ انگار همه آن داستان فراموش شده باشد. اما ما قبلاً همان فیلم را دیده‌ایم، همان فیلم تکراری.‏
بله، قیمت‌های سوخت حدود ۵۰ درصد نسبت به سطح پیش از جنگ بالاتر هستند. و در برخی ایالت‌ها، رانندگان بیش از ۵ یا ‏‏۶ دلار برای هر گالن (۳.۷۸۵ لیتر) پرداخت می‌کنند. این «موقتی» نیست. این واقعیت روزمره مردم آمریکا هر بار هنگام ‏سوخت‌گیری است. و افزایش قیمت انرژی فقط در پمپ بنزین باقی نمی‌ماند؛ به‌تدریج در کل اقتصاد پخش می‌شود.‏
هزینه حمل‌ونقل افزایش پیدا می‌کند. هزینه غذا بالا می‌رود. هزینه تولید بالا می‌رود. هر کسب‌وکاری که از انرژی استفاده ‏می‌کند، در نهایت این هزینه را به مصرف‌کننده منتقل می‌کند. و مصرف‌کننده چه کسی است؟ من و شما.‏
اکنون این روند رسماً در تورم هسته‌ای۳ ظاهر شده است. تورم هسته‌ای در ماه آوریل تنها ۲۰ واحد پایه افزایش یافته و ‏اکنون در سطح ۳٫۳درصد سالانه قرار دارد‏. و تورم هسته‌ای همان شاخصی است که فدرال رزرو هنگام تصمیم‌گیری ‏درباره نرخ بهره بیشترین توجه را به آن دارد. و هرچه تورم هسته‌ای بالاتر برود، احتمال افزایش نرخ بهره بیشتر و بیشتر ‏می‌شود. و افزایش نرخ بهره در شرایط امروز می‌تواند کل این بازار آینده را دچار شوک کند.‏
اگر فدرال رزرو نرخ بهره را افزایش دهد، پیامدها در سراسر اقتصاد پخش خواهد شد: بازده اوراق در کل منحنی افزایش ‏می‌یابد، ارزش اوراق خزانه‌داری آمریکا کاهش پیدا می‌کند و سرمایه‌گذاران بیشتری از بازار خارج می‌شوند. و پول به کجا ‏می‌رود؟ بیشتر به سمت شرق و به سوی هنگ‌کنگ حرکت می‌کند.‏
نتایج آخرین حراج اوراق خزانه‌داری آمریکا در سه روز گذشته نیز همین داستان را نشان می‌دهد. اسکات بسنت مجموعه‌ای ‏از اوراق با سررسید ۲ تا ۷ ساله فروخت، اما هیچ‌کدام از آن‌ها تقاضای قوی جذب نکردند. ‏

آخرین حراج اوراق ۵ساله با نرخ ۴٫۱۸درصد قیمت‌گذاری شد، در حالی که در آوریل همان حراج با نرخ ۳٫۹۵درصد ‏انجام شده بود. این یک جهش قابل توجه در مدت کوتاه است. هر کسی که در حراج آوریل اوراق خزانه‌داری آمریکا خریده ‏باشد، اکنون در ضرر است. و به همین دلیل خریداران در حال عقب‌نشینی هستند.‏
به همین دلیل پول به سمت بازارها و دارایی‌های چینی حرکت می‌کند؛ نه به این دلیل که سرمایه‌گذاران ناگهان عاشق چین ‏شده‌اند، بلکه چون گزینه جایگزین، نگه داشتن اوراق آمریکا، بسیار پرریسک شده است.‏
بنابراین بسنت در حال مدیریت «ظواهر» است، در حالی که واقعیت شکاف‌ها را نشان می‌دهد. ادعای رشد قوی جی دی پی ‏تصویر واقعی را نشان نمی‌دهد. و هیچ‌چیز واقعاً این محاسبه را تغییر نمی‌دهد. دارایی‌های خارجی در اوراق خزانه‌داری ‏آمریکا به پایین‌ترین سطح از سال ۲۰۱۲ رسیده است و کسری بودجه همچنان دو برابر هدف تعیین‌شده باقی مانده است.‏
جهان مالی از طریق جریان‌های سرمایه در حال اعلام نظر خود است. و این جریان‌ها اکنون در حال حرکت به دور از ‏آمریکا و به سمت هنگ‌کنگ و چین هستند. و سرعت این روند نیز به‌طور قابل توجهی در حال افزایش است.‏
حالا شما بگویید: آیا هنگ‌کنگ همچنان می‌تواند ثروت خصوصی را از مراکز مالی غربی جذب کند تا جایی که حتی سوئیس ‏هم بی‌اهمیت شود؟ و بسنت تا چه زمانی می‌تواند انکار تورم را ادامه دهد پیش از آنکه بازار اوراق فرو بپاشد؟


۱. ‎ ‎سی‌اِ‌تی‌ال (‏CATL)‏ سرواژهٔ ‏Contemporary Amperex Technology Co. Limited‏ است که یکی از ‏بزرگ‌ترین شرکت‌های جهان در حوزهٔ تولید باتری‌های لیتیوم-یون است.
۲. GDPNow‏ مدلی است که شعبهٔ آتلانتای ‏Federal Reserve Bank of Atlanta‏ طراحی کرده و هدفش ‏برآورد لحظه‌ای (‏Nowcasting‏) رشد تولید ناخالص داخلی آمریکا است.‏
۳. ‏ تورم هسته‌ای (‏Core Inflation‏) یعنی نرخ تورمی که در آن قیمت‌های خیلی نوسانی و موقت حذف می‌شوند تا تصویری ‏«پایدارتر» از روند واقعی تورم به دست بیاید. در محاسبهٔ تورم هسته‌ای معمولاً این دو مورد کنار گذاشته می‌شوند: مواد ‏غذایی و انرژی ( مثل بنزین و نفت)‏.

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: غزه و آتش‌بس شکننده: زخم‌های روانی باز و اضطراب دائمی ساکنان
Next: تظاهرات گسترده در شیلی: هزاران نفر علیه طرح ریاضت اقتصادی «کاست» به خیابان‌ها آمدند
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved