پنجشنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۵
با وجود گذشت حدود هشت ماه از اعلام آتشبس در نوار غزه، آرامشی که مردم این منطقه انتظارش را داشتند هنوز به احساس واقعی امنیت و آسایش روانی تبدیل نشده است.
در سایهٔ تداوم حملههای رژیم صهیونیستی، ترورها، محدودیت در ورود کمکها و کالاهای اساسی، و نگرانی دائم از بازگشت جنگ، بیش از دومیلیون فلسطینی در غزه همچنان در اضطراب، انتظار، و نااطمینانی زندگی میکنند که بحران سلامت روان را به مرزی بیسابقه رسانده است.
متخصصان سلامت روان تأکید میکنند که آثار جنگ با توقف بمباران گسترده پایان نمییابد، بلکه مرحلهای پیچیدهتر آغاز میشود که در آن جامعه باید با شوکهای انباشته، ترس مزمن، سوگهای پیدرپی، و آیندهای نامعلوم دست و پنجه نرم کند.
در مناطق مختلف نوار غزه بسیاری از ساکنان زندگیشان را معلق میان جنگ و صلح توصیف میکنند. آنان میگویند نقضهای مکرر آتشبس از سوی اشغالگران، صدای پهپادها، انفجارهای پراکنده، و حملههای محدود اجازهٔ بازگشت احساس ثبات را از مردم گرفته است.
علاء عبدالرحمن، پدر پنج کودک از اردوگاه النصیرات، میگوید با وجود گذشت ماهها از توافق آتشبس، زندگی او به وضع پیش از جنگ بازنگشته است. او در گفتوگو با خبرنگار مرکز اطلاع رسانی فلسطین میگوید: «درست است که بمبارانهای شدید و گسترده متوقف شده، اما ما همچنان همان ترس را زندگی میکنیم. هر بار صدای هواپیما یا انفجاری نزدیک را میشنویم احساس میکنیم جنگ دوباره برگشته است. نمیتوانم طبیعی بخوابم و چند بار در شب بیدار میشوم تا مطمئن شوم فرزندانم سالماند.»
بر اساس آمار وزارت بهداشت فلسطین، از زمان آغاز آتشبس در ۱۰ اکتبر گذشته تا کنون ۹۳۶ فلسطینی کشته و ۲,۸۶۰ نفر مجروح شدهاند و ۷۸۱ مورد بیرون کشیدن پیکر کُشتهها نیز ثبت شده است.
ام مهران، زن ۳۵ ساله و مادر سه کودک که در جریان جنگ چندین بار آواره شده، زندگی روزمرهاش را جنگ روانی مداوم توصیف میکند. او میگوید همواره از قطع غذا، بازگشت قحطی، ازسرگیری بمباران، و ناروشنی آیندهٔ فرزندانش میترسد، هرچند تلاش میکند در برابر آنان قوی به نظر برسد. او میگوید گاهی بدون دلیل آشکارا گریه میکند و احساس میکند در مدتی کوتاهی سالهای طولانی بر او گذشته است.
حماده ربیع، جوان ۲۲ساله، نیز معتقد است بحران روانی به بخشی از زندگی نسل او تبدیل شده است. او میگوید مدام دچار تنش و عصبانیت است و آیندهای روشن پیش رویش نمیبیند. به گفتهٔ او، گفتوگوهای جوانان در غزه تقریباً همیشه به جنگ، خسارتها، و نگرانیها ختم میشود و بهسختی میتوان کسی را یافت که از نظر روانی آسیب ندیده باشد.
همزمان با ادامهٔ رنج مردم و اصرار رژیم اشغالگر بر نقض آتشبس، مراکز و کلینیکهای روان درمانی با مراجعه روزافزون شهروندان روبهرو هستند. متخصصان میگویند این روند نتیجهٔ طبیعی انباشت فشارها و شوکها طی سالهای جنگ است و اکنون مشکلات روانی آشکارتر از گذشته شده و کمتر با انگ اجتماعی همراه است.
گزارشهای میدانی از گسترش کابوسهای شبانه، شبادراری کودکان، دشواری تمرکز، ترس شدید از صداهای ناگهانی، اضطراب مزمن، افسردگی، و نشانههای اختلال پس از سانحه حکایت دارد. نیاز کودکان به خدمات حمایت روانی نیز بسیار فراتر از توان نهادهای درمانی موجود است.
دفتر هماهنگی امور بشردوستانه سازمان ملل متحد «اوچا» در گزارش انسانی ۱۵ مه ۲۰۲۶ اعلام کرد تقاضا برای خدمات تخصصی، حمایت روانی-اجتماعی و مداخلههای حمایتی همچنان از ظرفیتهای موجود فراتر است.
سازمان جهانی بهداشت نیز در درخواست اضطراری بهداشتی سال ۲۰۲۶ برای سرزمینهای فلسطین اشغالی، اثر روانی جنگ بر غزه را عمیق توصیف کرده و اعلام کرده است حدود یکمیلیون نفر در این منطقه به خدمات سلامت روان و حمایت روانی ـ اجتماعی نیاز دارند.
یونیسف نیز در گزارش «غزهای که میخواهیم» در فوریه ۲۰۲۶ اعلام کرد نزدیک به یکمیلیون کودک تجربههای شدید جنگی و شوکهای عمیق را پشت سر گذاشتهاند و خود کودکان بارها خواستار فراهم شدن خدمات حمایت روانی در کنار درمان جسمی شدهاند.
کارشناسان معتقدند تداوم ابهام سیاسی و امنیتی از مهمترین موانع بهبود روانی جامعه غزه است. مردم نمیدانند آتشبس دوام خواهد داشت یا نه، بازسازی چه زمانی آغاز میشود، خدمات پایه چه زمانی به سطح طبیعی بازمیگردد، و آیا بار دیگر ناچار به کوچ و فرار خواهند شد یا خیر.
در غزه، آتشبس فقط با شمار روزهایی که بدون جنگ فراگیر میگذرد سنجیده نمیشود، بلکه معیار واقعی آن توان مردم برای بازیابی احساس امنیت است. تا امروز این امنیت روانی همچنان دور از دسترس به نظر میرسد. میان ترس از بازگشت تشدید تنش، دشواریهای زندگی روزمره، و زخمهای انباشتهٔ جنگ جامعهٔ غزه در وضعی شکننده به سر میبرد که به حمایت بلندمدت، برنامههای جدّی درمانی، و بازسازی اجتماعی نیاز دارد، پیش از آنکه آثار روانی جنگ به زخمی ماندگار برای نسلهای آینده تبدیل شود.
برگرفته از وبگاه مرکز اطلاعرسانی فلسطین