سهشنبه ۱۲ خرداد ۱۴۰۵
قائممقام معاونت فنی سازمان نظام پزشکی تهران بزرگ میگوید: «پای مصنوعی بالای زانو ۷۰۰-۸۰۰میلیون تومان هزینه میبرد. قیمت یک دست مصنوعی که آنچنان هم الکترونیکی نباشد ۱٫۵ تا ۲میلیارد تومان است. این درحالی است که کمکهزینههای پرداختشده به افراد دارای معلولیت در این حوزه کفاف هزینهها را نمیدهد.»
اگر تا چند سال پیش فقط دهکهای درآمدی پایین با دسترسی سخت و حتی ناممکن به درمان و تجهیزات کمکدرمانی دست به گریبان بودند، این روزها غالب شهروندان از نبود دسترسی یا دسترسی سخت به ملزومات سلامت جسم و جان در رنجاند.
در این میان افرادی که بهعلت بیماری یا جراحی یا معلولیت نیازمند استفاده از خدمات کاردرمانی، توانبخشی، و تجهیزات مربوط هستند رنج مضاعفی متحمل میشوند. گرانی دارو و درمان و ویزیت پزشک از یک سو و استفاده از این خدمات و تجهیزات توانبخشی و کمکتوانبخشی از سوی دیگر آنها را در میان چنگال درد رها کرده است. متخصصان میگویند این بحران میتواند «زمان طلایی توانبخشی» را از بیمار و بهویژه کودکان توانخواه برُباید.
با این حال، بیماران تنها قربانیان این وضع نیستند، به این معنا که فعالان حوزهٔ تولید لوازم توانبخشی و همچنین مراکز کاردرمانی و توانبخشی نیز از رهگذر این گرانیهای لجامگسیخته و مراجعهٔ کم توانخواهان به این مراکز بهدلیل گرانی خدمات متحمل خسارت بسیاری شده یا رو به ورشکستگی گذاشتهاند.

رشد نیازمندی همزمان با آغاز جنگ ۴۰روزه
محمدرضا اسدی، قائممقام معاونت فنی سازمان نظام پزشکی تهران بزرگ و کاردرمانگر، دراین باره به خبرنگار ایلنا میگوید: «سال گذشته سازمان بهزیستی مبلغ یکهمت [هزار میلیارد تومان] را به ۱۴۰هزار نفر از افراد نیازمند به وسایل توانبخشی تخصیص داد، اما در طول جنگ ۴۰روزه نیازمندی رشد وسیعی پیدا کرد، بهنحوی که حدود ۳۰۰میلیارد تومان تنها برای خدماتدهی به تقریباً ۳۷هزار نفر از افراد دارای معلولیت تخصیص یافت.»
به گفتهٔ این کاردرمانگر، تعرفههای جدید و هزینههای سنگینی ناشی از آن شرایط سختی را به افراد دارای معلولیت و توانخواهانی که نیازمند وسایل کمک توانبخشی هستند تحمیل کرده است. از یک طرف قیمت تجهیزات وارداتی گران است و از طرف دیگر تولید این لوازم در داخل هم هزینهبر است: «قیمت مواد اولیه مورد نیاز برای تولید تجهیزات کمک توانبخشی در داخل بسیار گران است. در واقع بالا بودن هزینهٔ تولید این لوازم تولیدکنندگان را با مشکلات بسیاری مواجه کرده است، موضوعی که باعث کاهش تولید این لوازم شده است. در نتیجهٔ این وضع، نهتنها تولیدکنندگان آسیب دیدهاند، بلکه دسترسی افراد دارای معلولیت به این تجهیزات کمتر شده است.»
قائممقام معاونت فنی سازمان نظام پزشکی تهران بزرگ از روند بسته شدن و ورشکستگی برخی مرکز توانبخشی، کاردرمانی، و ارتوپدی فنی هم میگوید، موضوعی که علت آن همین هزینههای گران تولید و تأمین لوازم توانبخشی و کمکبخشی و اجارههای کلان این مراکز است.
او توضیح میدهد: «درگذشته خدمات ارتوپدی فنی مانند ساخت تجهیزات ارتوپدی از جمله ساخت و تولید اندامهای مصنوعی یا لوازم کمکی همه در مراکز دولتی یعنی هلال احمر و بهزیستی انجام میشد، اما در حال حاضر تنها هلال احمر در این خصوص خدمات دولتی ارائه میدهد که البته شعبههای کمی در کشور دارد. در نهایت، خدماتدهی در این حوزه به بخش خصوصی واگذار شد.»
گرانی لوازم کمک توانبخشی و کمکهزینههای ناکافی
این کاردرمانگر اضافه میکند: «سازمان بهزیستی در حال حاضر اقدام به ساختن این تجهیزات نمیکند و بر اساس قانون تنها بخشی از هزینهها را به افراد توانخواه میدهد، این درحالی است که از یک سو گرانی سرسامآور این تجهیزات موجب کاهش دسترسی افراد دارای معلولیت به این لوازم شده و از سوی دیگر، با توجه به مشکلات معیشتی که این افراد گرفتارش هستند، در بسیاری از موارد کمکهزینهای که بابت این لوازم از بهزیستی دریافت میکنند را صرف تأمین تجهیزات نمیکنند.»
او به قیمت برخی از تجهیزات هم اشاره میکند: «قیمت پای مصنوعی بالای زانو ۷۰۰-۸۰۰میلیون تومان است. قیمت یک دست مصنوعی که آنچنان هم الکترونیکی نباشد ۱٫۵ تا ۲میلیارد تومان است. این درحالی است که کمکهزینههای پرداخت شده به افراد دارای معلولیت در این حوزه کفاف هزینهها را نمیدهد. این هزینههای گزاف در نهایت باعث کاهش دسترسی جامعهٔ هدف از لوازم و خدمات مورد نیازش شده است.»
اسدی از رابطه علت و معلولی میان مشکلات اقتصادی توانخواهان و ورشکستگی مراکز توانبخشی و کاردرمانی هم میگوید: «آمارهای سازمان نظام پزشکی در خصوص مراکزی مانند مراکز کاردرمانی، گفتاردرمانی و… نشان میدهد که از جنگ ۱۲روزه تا کنون شاهد افزایش ۱۵درصدی بسته شدن این مراکز نسبت به سالهای گذشته بودهایم. علت این معضل هم همانطور که اشاره کردم گرانی خدمات این مراکز از یک سو و رشد تصاعدی مشکلات اقتصادی در میان توانخواهان و کاهش مراجعهٔ آنها به این مراکز از سوی دیگر است. به این ترتیب، درآمد مراکز کاهش یافته، اما هزینههای آنها مانند اجاره و… افزایش داشته است. این موضوع باعث شده که برخی از مراکز اعلام ورشکستگی کنند.»
بسته شدن ۵۰ مرکز کاردرمانی در یک سال
به گفته قائممقام معاونت فنی سازمان نظام پزشکی تهران، در سال ۱۴۰۳ تقریباً ۷۴۰ مرکز کاردرمانی داشتیم، اما در سال ۱۴۰۴، این عدد به ۶۹۰ رسید یعنی حدود ۱۴-۱۵ درصد از مراکز ما بسته شدند.
او تأکید میکند که افول مراجعه به این مراکز همزمان با جنگ و مشکلات اقتصادی ناشی از آن آغاز شد. بهدنبال آن وضع هم شاهد ورشکستگی مراکز مذکور بودیم. هنوز آماری از وضع مراکز کاردرمانی، گفتاردرمانی و… در سال ۱۴۰۵ نداریم، اما قطعاً پیامدهای جنگ تحمیلی ۴۰روزه بیشتر از جنگ تحمیلی ۱۲روزه بوده است که این میتواند اثرات مخربتری را بر اقتصاد وارد کند.