Skip to content
ژوئن 1, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • طرح بریکس برای ساختن اقتصاد جهانی موازی با اقتصاد غالب
  • اقتصادی
  • جهان
  • نوار متحرک
  • ویژه اندیشهٔ نو

طرح بریکس برای ساختن اقتصاد جهانی موازی با اقتصاد غالب

از پادکست تینک بریکس

ترجمهٔ مینا آگاه

یکشنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۵

دهه‌ها است که کشورهای در حال توسعه (جنوب جهانی) در بازی‌ عجیبی شرکت داشته‌اند که قوانینش به زبانی غیرقابل فهم برای آنان ‏نوشته شده بود و دفتر حساب‌ها هم همیشه از دسترس و دیدشان خارج بود.‏
‏ مدام به ما می‌گفتند که استانداردهای بین‌المللی بی‌طرف‌اند، انگار همه‌چیز شبیه وضع آب‌وهواست و هیچ‌کس آن را ‏انتخاب نکرده است. نظام مالی جهانی یک خدمت عمومی بود، مثل آب یا هوا، در دسترس همه، بدون هیچ شرطی.‏
اما بعد تحریم‌ها از راه رسیدند. بعد هم «مسدود» کردن ذخایر ارزیِ کشورهای مستقل، اصطلاحی ملایم برای چیزی بسیار ‏خشن. و سپس آن درک آرام و تدریجی شکل گرفت که اگر از خط خارج شوی، دسترسی‌ات به اقتصاد جهانی می‌تواند تنها با ‏فشردن یک کلید در واشنگتن قطع شود. نه بحثی، نه جلسه‌ای، فقط ناگهان حذف می‌شوی.‏
و اینجاست که بانک توسعهٔ نوین۱، همان چیزی که به «بانک بریکس» معروف شده است، وارد صحنه می‌شود. احتمالاً روایت ‏جریان اصلی را شنیده‌اید: بیش از حد کوچک، بیش از حد کُند، گرفتار در سایهٔ بانک جهانی. اما این روایت بخش واقعی ‏ماجرا را حذف می‌کند: منطقی سیاسی که همین حالا در راهروهای مسکو و شانگهای در حال مذاکره بر سر آن هستند.‏
بانک توسعهٔ نوین اکنون بر سر دوراهی قرار دارد و وارد دومین دههٔ فعالیتش می‌شود که بعضی‌ها آن را «دههٔ ‏طلایی» می‌نامند، موضوعی که هرگز تا این اندازه اهمیت نداشته‌ است. این بانک برای شورش علیه نظم موجود ساخته شد، ‏اما همچنان به‌دنبال تأیید مؤسسات رتبه‌بندی اعتباری است که در دل نظام مالی غرب زندگی و تنفس می‌کنند. این همان منطق ‏پنهانی است که روند تحول بانک توسعهٔ نوین را شکل می‌دهد. و به همین دلیل، پنج سال آینده تعیین خواهد کرد که آیا جنوب ‏جهانی سرانجام به حاکمیت مالی دست پیدا می‌کند یا همچنان مستأجر خانه‌ای باقی می‌ماند که «گروه۷» مالک آن است.‏
بانک توسعهٔ نوین در سال ۲۰۱۵ با مأموریتی رادیکال و پُرسروصدا تأسیس شد: بسیج منابع برای زیرساخت‌ها، بدون ‏نسخهٔ واحد موعظه‌هایی برای همه که صندوق بین‌المللی پول ارائه می‌دهد. اما اینجا همان تناقضی است که هیچ‌وقت از بین ‏نمی‌رود. برای اینکه این بانک بتواند با هزینهٔ کم وام بدهد، به رتبه‌بندی‌های ‏AAA‏ یا ‏+AA مؤسساتی مانند اس‌‏اندپی گلوبال (‏S&P Global‏) و فیچ ریتینگز (‏Fitch Ratings‏) نیاز دارد. این مؤسسات در غرب مستقرند و روش‌های ‏ارزیابی‌ آنها به بانک‌هایی که با کشورهای پُرریسک یا مورد تحریم همکاری می‌کنند امتیاز کمی می‌دهد. این منطق خودش را در ‏سال ۲۰۲۲ نشان داد.‏
بانک توسعهٔ نوین عملیاتش را در روسیه، یکی از سهام‌داران بنیان‌گذارش، متوقف کرد تا از رتبهٔ اعتباری‌اش در ‏بازارهای سرمایهٔ بین‌المللی را محافظت کند. منتقدان این اقدام را نشانه‌ای دانستند از اینکه استقلال این بانک خیالی بیش نیست. اما ‏افراد درون سیستم آن را بیش از آنکه انتخاب باشد، نوعی تاکتیک برای بقا توصیف کردند.‏
اما سپس، در یازدهمین نشست سالانه در مسکو، در ماه مه ۲۰۲۶، فضا تغییر کرد. آلکسی‎ ‎اورچوک، معاون نخست‌وزیر روسیه، مسئله را صریح بیان کرد: «اگر کشوری از نظام مالی بین‌المللی حذف شود، چگونه زنده می‌ماند؟» پاسخ او ‏درخواست برای بازگشت به سیستم نبود، بلکه تلاشی برای ساختن چیزی دیگر بود. ‏
او گفت:‏ «‎اینها پرسش‌هایی‌اند که در آینده واقعاً اهمیت پیدا خواهند کرد. کشور ما شرایطی را تجربه کرده و همچنان تجربه می‌کند ‏که در آن از نظام مالی بین‌المللی حذف شدیم و هدف این بود که همه‌چیز در روسیه به آشوب کشیده شود. خب، شما امروز ‏اینجا هستید و می‌بینید که ما چگونه زندگی می‌کنیم.‏ و دلیل اینکه آن امید به آشوب کشیده‌ شدن روسیه تحقق پیدا نکرد این بود که ما آماده بودیم، زیرا فناوری‌هایی داشتیم که به ما ‏امکان می‌داد آماده باشیم. ما از همان ابتدا شروع به ایجاد سیستم‌های جایگزین خودمان کردیم. بنابراین، زمانی که ویزا و ‏مسترکارت گفتند روسیه را ترک می‌کنند، ما سیستم خودمان را از قبل آماده داشتیم که بلافاصله جای آنها را گرفت و هیچ‌کس ‏تفاوتی احساس نکرد.» ‏

توافق جدید برای بانک بریکس بر سر ادامهٔ همان روندهای قبلی نیست، بلکه دربارهٔ تغییر در ساختار و سازوکار نظام پولی ‏جهانی است.
اولین اقدام دلارزدایی است. جفری ساکس، که از مواضع نولیبرالی دههٔ ۱۹۹۰ فاصله گرفته و به مدافع پُرسروصدای کشورهای در حال توسعه (جنوب ‏جهانی) تبدیل شده، می‌گوید که دلار بیش از آنچه قابل ترمیم باشد، به سلاح تبدیل شده است.‏
بانک توسعهٔ نوین در حال حرکت کردن به‌سمت اولویت دادن به تأمین مالی با ارزهای محلی است. روسیه و چین هم‌اکنون حدود ‏‏۹۸درصد از تجارت ۲۴۰میلیارد دلاری‌شان را با روبل و یوان تسویه می‌کنند. بانک توسعهٔ نوین می‌خواهد این روند را در ‏سراسر بلوک گسترده‌تر بریکس گسترش دهد و وابستگی آسیب‌پذیر به زیرساخت‌های مالی غربی را کاهش دهد، وابستگی‌ای ‏که مانند اسب تروا عمل می‌کند.‏
دومین اقدام، توکن‌سازی است‎.‎‏ دیلما روسف، رئیس کنونی بانک، نگاهش را فراتر از اسناد کاغذی برده است. بانک ‏توسعهٔ نوین در حال بررسی دارایی‌های دیجیتالِ قابل‌برنامه‌ریزی و نظام مالی توکن‌سازی‌شده است. توکن‌سازی وابستگی به ‏کانال‌های پرداختی را که غرب برای اعمال کنترل هژمونیک از آن استفاده می‌کند کاهش می‌دهد و در نتیجه اجرای ‏تحریم‌ها را دشوارتر می‌سازد.
او می‌گوید: «مرحلهٔ بعدی به توکن‌سازی منتهی می‌شود، فرایندی که دارایی‌های دیجیتالی‌شده را به ابزارهای بومیِ شبکه و ‏قابل‌برنامه‌ریزی تبدیل می‌کند. این مرحلهٔ تحول امکان نقدینگی بیشتر را فراهم می‌کند، تسویهٔ سریع‌تر را ارائه می‌دهد، و ‏کانال‌های جدیدی برای تأمین مالی ایجاد می‌کند. در این فرایند، نظام‌های تسویهٔ ژئوپلیتیکی وشبکه‌های متمرکز نگهداری و ‏مدیریت دارایی‌های مالی دور زده می‌شوند. بنابراین، به‌تدریج روشن می‌شود که توکن‌سازی دارای اهمیت ژئوپلیتیکی است، ‏زیرا وابستگی به ابزارهای مالی سنّتی را کاهش می‌دهد. علاوه بر این، زیرساخت مالیِ مبتنی بر توکن‌سازی ممکن است در ‏نهایت به بخشی از رقابت ژئوپلیتیکی گسترده‌تری بر سر نظام‌های کنونی، شبکه‌های پرداخت، و معماری نقدینگی جهانی تبدیل ‏شود. امروز این حرکت بخشی از واقعیتی جدید است که در مراحل ابتدایی استقرار قرار دارد.»‏
‏ سوم، بیمه و رتبه‌بندی حاکمیتی‎ است. ‎آلکسی اورچوک‎ ‎و دیگر مدیران در حال پیشبرد ایجاد یک نظام بیمهٔ اتکایی‏۲ وابسته به ‏بریکس هستند. در حال حاضر، شرکت‌های بیمهٔ اتکایی غربی می‌توانند تجارت جهانی را خفه کنند؛ کافی است از بیمه کردن نفت‌کش‌هایی که کالاهای تحریم‌شده، مانند نفت روسیه، به قیمتی بیشتر از سقف قیمتی تعیین‌شده را حمل می‌کنند خودداری کنند. نهاد ‏بیمهٔ اتکاییِ بریکس این اهرم فشار را از میان برمی‌دارد تا تجارت مانند یک کلید کنترل از راه دور مدیریت نشود.‏
اما پول فقط نیمی از ماجراست. نیمهٔ دیگر حاکمیت فناورانه است. اورچوک در مجمع مسکو پرسید: «چند کشور در این اتاق ‏تراشه‌های خودشان را تولید می‌کنند؟ چند کشور واقعاً می‌توانند داده‌های خودشان را مدیریت کنند؟» ‏
بیشتر کشورهای جنوب جهانی هنوز مصرف‌کنندگان منفعل فناوری‌اند. ما مدل‌های هوش مصنوعی‌ای را به کار می‌گیریم ‏که بر پایهٔ داده‌های غربی، با فرضیات غربی، و روی زیرساخت‌های غربی آموزش دیده‌اند. بعد همه تعجب می‌کنند که چرا ‏این سیستم‌ها بیگانه و وارداتی به نظر می‌رسند.‏
بانک توسعهٔ نوین در تلاش است خودش را نه‌فقط به‌عنوان بانکی برای ساخت جاده‌ها، بلکه به‌عنوان «بانک نوآوری‌ها» ‏بازتعریف کند، نهادی که زیرساخت دیجیتال را مرحله‌به‌مرحله و در قالب لایه‌های مختلف (از زیرساخت تا کاربردها) ایجاد ‏می‌کند. سرمایه‌گذاری در حوزه‌هایی که سرمایه معمولاً در بازارهای در حال توسعه به آنها وارد نمی‌شود، مانند‎ ‎پروژه‌های ‏سرمایه‌گذاری در مراکز دادهٔ هوش مصنوعی، فناوری‌های پیشرفته، نیم‌رساناها، زیست‌فناوری، و رایانش کوانتومی. هدف ‏این است که جنوب جهانی صرفاً به تأمین‌کنندهٔ نیروی کار کم‌مهارت تبدیل نشود.‏
پیوند انرژی و هوش مصنوعی نیز مطرح است. هوش مصنوعی در مقیاس گسترده انرژی عظیمی مصرف می‌کند. به همین ‏دلیل، بانک توسعهٔ نوین در حال چرخش به‌سمت تأمین مالی انرژی هسته‌یی و رآکتورهای کوچک مدولار (Small Modular Reactor – SMR) است. اگر جنوب ‏جهانی هوش مصنوعی خودش را نسازد، در واقع یک اسب تروا را وارد حیاط خانهٔ خودش کرده است، فناوری‌ای که ممکن ‏است بسته به اراده و شرایط سیاسیِ یک کشور ثالث هدایت، محدود، یا حتی خاموش شود.‏
این تصویر شاید سینمایی به نظر برسد، اما اجرای آن هنوز با مشکلات جدّی روبه‌روست. یکی از دردناک‌ترین نقاط ضعف ‏زمان تبدیل ایده به محصول یا خدمات در بازار است. در غرب، انتقال فناوری از آزمایشگاه به بازار حدود چهار تا پنج سال ‏طول می‌کشد، اما در زیست‌بوم بریکس این روند حدود نُه سال زمان می‌برد. استعداد وجود دارد. هر سال میلیون‌ها نفر از ‏رشته‌های علوم و مهندسی فارغ‌التحصیل می‌شوند. آنچه کم است زیست‌بوم کارآفرینانه‌ای است که مانع پراکنده شدن این ‏استعدادها شود. به همین دلیل، فشارها بر بانک افزایش یافته تا از وام‌دهندهٔ صرف، به کارآفرین عمومی تبدیل شود. ‏پذیرش شکست‌های اولیه و فاصله گرفتن از ذهنیت «ریسک صفر»، که بانک‌های توسعهٔ چندجانبهٔ سنّتی دارند، به معنای ‏پذیرش و تقسیم ریسک است.‏
در کنار آن، کمک‌های بلاعوض و کمک‌های فنی برای کاهش ریسک نوآوری‌ها به سرمایه‌گذاران خصوصی ارائه می‌شود. ‏همچنین، تقویت ظرفیت نهادی کشورها مانند مصر یا بنگلادش برای ساختن چارچوب‌های مقرراتی، به‌گونه‌ای که منابع مالی ‏واقعاً مصرف شوند و صرفاً روی کاغذ باقی نمانند.‏
‏ یک نشانهٔ مهم این بود که در یازدهمین نشست سالانه بیشتر وزیران دارایی حضور نداشتند و تنها آنتون سیلوانوف [وزیر امور مالی دولت روسیه‏]‎ ‎و ‏انکوک‎ ‎گودونگونا [وزیر امور مالی آفریقای جنوبی] حضوری شرکت کردند. این پرسش مطرح شد که آیا بانک توسعهٔ نوین اولویت اصلی همهٔ ‏کشورهای عضو است یا صرفاً یک طرح پشتیبان برای کشورهای تحت تحریم؟
موضوع هرگز فقط دربارهٔ جدول‌های مالی یا نرخ بهره نبود، بلکه همیشه دربارهٔ هویت بوده است. این تحول ابتدا ‏به‌صورت آرام رخ داد و سپس آشکار شد. برای نخستین بار در ۲۰۰ سال گذشته مرکز ثقل تغییر کرده است. اقتصادهای ‏بریکس اکنون حدود ۴۰درصد تولید جهانی را تشکیل می‌دهند، بیش از گروه هفت.‏
قدرت واقعی در تولید ناخالص داخلی خلاصه نمی‌شود؛ قدرت واقعی توان «نه گفتن و ادامه دادن» است. بانک توسعهٔ نوین ‏همین «نه» را به یک نهاد تبدیل کرده است، نه‌فقط یک شعار. تصمیم‌ها در اینجا از بالا دیکته نمی‌شود، بلکه با احترام ‏متقابل و اجماع گرفته می‌شود، بدون توجه به اندازهٔ اقتصادی کشورها. این گسست از ذهنیت قدیمی است که در آن چند ‏کشور خودشان را محق می‌دانستند که جهان را بر اساس یک دفتر حساب مدیریت کنند.‏
جفری ساکس به‌صراحت گفته است: «غرب در حال حفظ قدرتی است که دیگر واقعاً ندارد و صادقانه بگوییم، شایستهٔ آن هم ‏نیست.» جنگ‌هایی که امروز در اوکراین و خاورمیانه جریان دارند روندی جداگانه نیستند، بلکه اصطکاکِ تغییر دنیایی‌اند که در حال جابه‌جایی دنده است، سیستمی که هنگام تنظیم خودش دچار ساییدگی می‌شود. او گفته است:‏
«‎ما در نهایت در حال حرکت به‌سوی جهانی متعادل‌تر و عادلانه‌تر هستیم که در آن هیچ هژمونی‌ای از سوی ‏ایالات متحد آمریکا یا امپراتوری‌های اروپایی وجود ندارد، بلکه جهانی است که برای همه باز است.‏
این تحول ساده نیست، زیرا همان‌طور که همه می‌دانیم، قدرت‌های هژمونِ پیشین تلاش می‌کنند همچنان نفوذ گذشتهٔ خودشان را ‏حفظ کنند. و جنگ‌هایی که می‌بینیم، چه جنگی که در همسایگی شماست و من آن را جنگ ناشی از گسترش ناتو می‌نامم، یا ‏جنگ در ونزوئلا، یا جنگ در خاورمیانه، اساساً جنگ‌هایی‌اند که در آن قدرت‌های هژمونیک غربی یا کسانی که در پی ‏هژمونی هستند تلاش می‌کنند نفوذی را حفظ کنند که دیگر ندارند و شایستهٔ آن نیز نیستند، اما همچنان در تلاش‌اند به آن چنگ ‏بزنند. این یکی از تحولات بنیادین است: ظهور یک جهان واقعاً چندقطبی.»‏

بانک توسعهٔ جدید باید اطمینان حاصل کند که این گذار به ساختن یک نظم جدید منجر شود، نه اینکه صرفاً برای تخریب، ‏ساختارهای قدیمی را ویران کند. این به معنای تأمین مالی حوزه‌هایی است که بازارها معمولاً از کنارشان می‌گذرند: آب، ‏انرژی، و اتصال دیجیتال. یعنی کالاهای عمومی جهانی؛ حوزه‌هایی که پیش از ورود منطق سود و بازار و ادعای مالکیت ‏آنها انسجام جامعه را حفظ می‌کنند.‏‎ ‎
بانک توسعهٔ نوین در تلاش نیست بانک جهانی را اصلاح کند، بلکه هدفش این است که تا بازهٔ ۲۰۲۷ تا ۲۰۳۱ از آن فراتر ‏برود. هدف بزرگ‌تر، سبزتر، دیجیتال‌تر، و نوآورانه‌تر شدن است. هدف اصلاح نیست، بلکه ساخت‌وساز است: ایجاد یک نظم ‏مالی و فناورانهٔ موازی که در آن کشورهای در حال توسعه (جنوب جهانی) دیگر صرفاً مصرف‌کنندهٔ ساخته‌های دیگران نباشد، بلکه تولیدکنندهٔ نیازهای ‏جهان شود.‏
این همان معنای واقعی یک جابه‌جایی قدرت چندقطبی در جهان است، و نه در سخنرانی‌ها. آفریقا تا سال ۲۰۵۰ حدود ‏‏۲۵درصد جمعیت جهان را خواهد داشت. پس‌اندازهای چین در حال هدایت شدن به‌سمت تأمین مالی گذار سبز در سراسر ‏«جنوب جهانی» است. تجربه‌های سخت روسیه در مواجهه با تحریم‌ها به الگویی برای تاب‌آوری مالی تبدیل می‌شود. این روندها ‏جدا از هم نیستند؛ ابتدا به‌صورت آهسته و سپس به‌طور هم‌زمان در حال همگرایی‌اند.‏
بانک توسعهٔ نوین همان مرکزی است که این عناصر را به هم متصل می‌کند: سرمایهٔ چین، زیرساخت دیجیتال هند، فناوری ‏انرژی روسیه، و وزن جمعیتی آفریقا. هر کدام به‌تنهایی مهم‌اند، اما در کنار هم سیستمی می‌سازند که قطع کردن، مسدود کردن، ‏یا نادیده گرفتن آن دشوارتر است.‏
در عمل، سیاسی‌سازی نظام مالی پیشاپیش افسانهٔ نظم جهانی بی‌طرف را از بین برده است. آن تصور دیگر وجود ندارد ‏و بازنخواهد گشت. در دههٔ دوم بانک بریکس، هدف این نیست که جایگاهی در میز دیگران به دست آید، بلکه ساختن میزی ‏است که همه بتوانند بر سر آن بنشینند و هیچ‌کس نتواند ظرف غذای دیگری را از او بگیرد.‏
حاکمیت واقعی چیزی نیست که هدیه داده شود، بلکه چیزی است که تأمین مالی می‌شود.‏


۱. ‎بانک توسعهٔ نوین (‏NDB‏)، که پیش‌تر با عنوان بانک توسعهٔ بریکس نامیده می‌شد، یک مؤسسه مالی بین‌المللی است که ‏کشورهای بریکس (برزیل، روسیه، هند، چین و آفریقای جنوبی) تأسیس کرده‌اند.
۲. reinsurance system‏. شرکت‌های بیمه بخشی از ریسک‌هایی را که خودشان بیمه کرده‌اند دوباره به شرکت‌های بیمهٔ ‏بزرگ‌تر یا نهادهای دیگر منتقل می‌کنند تا اگر خسارت بزرگ شد، بار آن بین چند نهاد تقسیم شود.‏

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: بازیابی روانی در سایه جنگ: خطر «پزشکی‌سازی» مسائل اجتماعی
Next: واکسن سرطان حاصل پژوهش‌های دانشمندان کوبا و آرژانتین
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved