حامد صادق مقدم جوان
شنبه ۹ خرداد ۱۴۰۵
شعلههای جنگ ۴۰روزهای که اسرائیل و آمریکا علیه ایران افروختند و اکنون در پی اعلام آتشبس فروکش کرده است فراتر از ویرانههای فیزیکی، منجر به جابهجاییهای جمعیتی عظیمی شد که توازن اجتماعی و اقتصادی کشور و منطقه را برهم زد. بر اساس گزارش سازمان جهانی بهداشت[۱] پیش از این بحران ۱۱۵میلیون نفر در منطقه به کمکهای بشردوستانه نیاز داشتند که معادل ۴۸درصد جمعیت نیازمند جهانی است. با آغاز جنگ، این نیازها بهشدت افزایش یافته و ساختارهای زیربنایی کشورهایی مانند ایران، لبنان، و عراق را که در جنگ درگیر شدند با چالشهایی جدّی مواجه کرده است.
آمار جانباختههای ایران طبق گزارش وزارت بهداشت ۳,۳۷۵ نفر است که ۳۸۳ تن از آنان زیر ۱۸ سال بودند. همچنین، بیش از ۳۲,۳۱۴ نفر دچار جراحت شدند. وزارت بهداشت عمومی لبنان نیز حداقل ۲,۴۶۸ مورد مرگ و بیش از ۷,۶۷۱ مورد مصدومیت را گزارش کرده که اکثر مصدومان اهل النبطیه، جبل، و جنوب لبنان هستند که تقریباً ۵۲٪ از مصدومان در اورژانس و ۸٪ در بخشهای مراقبتهای ویژه بستری شدهاند. همچنین، در این بازهٔ زمانی، ۱۰۹ مورد مرگ و ۳۰۰ مورد جراحت ناشی از جنگ در عراق گزارش شده است.

ضعیت اجتماعی ایران تحتتأثیر بحران جابهجایی جمعیت با تمرکز بر پایتخت بود. بر اساس گزارش کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل، 3.2 میلیون نفر از خانههای خود را ترک کردند که بزرگترین چالش اجتماعی در ایران بود. سهچهارم این جمعیت در تهران زندگی میکنند. این تمرکز ناگهانی منجر به اشباع خدمات شهری شده است و در برخی مناطق به دلیل تراکم بیش از حد، ۱۷٪ از این افراد، به آب آشامیدنی سالم دسترسی نداشتند. همچنین به دلیل اینکه حدود ۶۰٪ از جمعیت جابهجا شده را زنان و کودکان تشکیل میدادند که نیازمند خدمات حمایتی و بهداشتی ویژه در این گروهها هست. طبق آمار اعلامی این سازمان، از زمان شروع جنگ حدود ۱۴۰هزار ایرانی به ترکیه و ۶,۶۰۰ نفر به پاکستان و ۱۸۳هزار نفر به ارمنستان رفتهاند. علاوه بر آن بیش از ۸۰هزار پناهجوی افغانستانی نیز ایران را ترک کرده و به کشور خود بازگشتهاند که نشاندهندهٔ تغییر در الگوی مهاجرتی منطقه است. همچنین، جمعیت آوارگان لبنان بیش از ۱۱۵هزار نفر گزارش شده است.
در این بازه، بخش بهداشت و درمان با چالشهای ساختاری، بهداشتی، و زیستمحیطی جدّی روبهرو بود و کل منطقه در وضعیت هشدار به سر میبرد. کمبود تجهیزات جراحی، ذخایر خون، و کارکنان آموزشدیده برای مدیریت آسیبهای روانی در سراسر منطقه گزارش شده و در ایران کارخانههای تولیددارو نیز مورد حمله قرار گرفتند. علاوه بر کمبودها، مراکز درمانی نیز بهصورت مستقیم مورد حمله قرار گرفتند و طبق آمار تأییدشدهٔ سازمان جهانی بهداشت، ۲۲ حمله در ایران، ۱۵۰ حمله در لبنان تأیید شده است.
در طول جنگ، بخش بهداشت با تهدیدهای چندگانه مواجه شد. در لبنان، بسته شدن ۶ بیمارستان و ۵۱ مرکز مراقبت اولیه نظام درمانی را به مرز فروپاشی رساند. گزارش ابتلای ۲۱ مورد بیماری خطرناک از جمله اسهال حاد، سرخک، و حتی تهدید تب کریمه-کنگو در عراق در این بازه ثبت شده که ۱۴ مورد از آنها در مکانهایی است که میزبان آوارگان بود. در ایران، با وجود تخریبهای گسترده، تلاش شد تا پوشش خدمات آب و فاضلاب در سطح ۹۱٪ حفظ شود و ارائه خدمات مناسب با این جابهجایی جمعیت ارائه میشود.
جنگ زنجیرهٔ تأمین ایران را هدف قرار داد. آسیب به ۴۴ واحد تولید دارو پتانسیل تولید داخلی را کاهش داد، اما تأثیرگذارترین عامل انسداد تنگهٔ هرمز بود که ایران را مجبور کرد بهجای حملونقل دریایی به مسیرهای هوایی و ریلی روی آورد. این تغییر لجستیکی نهتنها هزینههای تمامشدهٔ کالاهای اساسی را بهشدت افزایش داد، بلکه سرعت پاسخگویی به نیازهای درمانی را نیز کُند میکند. وضعیت ذخایر دارویی نیازمند برنامه بلندمدت بهمنظور جلوگیری از بحران است. در حال حاضر، حفظ موجودی ۸۰۰ قلم داروی ضروری اولویت استراتژیک برای جلوگیری از بحران پس از جنگ محسوب میشود.
یکی از ابعاد نادیده گرفته شدهٔ جنگ اخیر هزینههای زیستمحیطی آن است که تأثیر اقتصادی بلندمدتی در پی دارد. در ۱۴ روز نخست درگیری، حدود ۵ تا ۵٫۶میلیون تُن دیاکسید کربن بهعلت انفجارها و آتشسوزی در تأسیسات پتروشیمی بهویژه در جنوب ایران آزاد شده است. همچنین، انتظار میرود بازسازی این زیرساختها بعد از درگیری منجر به انتشار گازهای گلخانهیی بیشتری شود. پتانسیل گسترش بحران در منطقه به حدّی است که سازمان جهانی بهداشت اولویت را بر تقویت ظرفیت مدیریت تلفات انبوه در مواجهه با حوادث شیمیایی، بیولوژیکی، و هستهیی قرار داده و آموزشهای لازم را در کشورهایی مانند بحرین، کویت، و ایران آغاز کرده است.
ایران امروز در نقطهٔ عطف قرار دارد. آتشبس فرصتی برای تنفس است، اما بدون مدیریت پیامدهای ناشی از جنگ خطر فاجعههای انسانی ثانویه وجود دارد. اولویتهای اصلی طبق استانداردهای بینالمللی شامل حفاظت از کادر درمان، تضمین دسترسی به کمکهای بشردوستانه، بازسازی شبکهٔ آب و انرژی، و تأمین فوری منابع مالی برای جبران هزینههای گزاف ناشی از تغییر مسیرهای تجاری است. مدیریت این شرایط پیچیده نیازمند گذار از نگاه کوتاهمدت نظامی به برنامهریزی بلندمدت توسعهمحور است تا زخمهای عمیق این ۴۰ روز التیام یابد.
[۱] گزارش ۲۳ و ۳۰ آوریل سازمان جهانی بهداشت: www.who.int/emergencies/situations/middle-east-conflict
از وبگاه قلمرو رفاه