Skip to content
می 29, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • مردم به‌مثابهٔ دال شناور، نزاع گفتمانی و شکل‌گیری نا-مردم در ایران
  • ایران
  • نوار متحرک

مردم به‌مثابهٔ دال شناور، نزاع گفتمانی و شکل‌گیری نا-مردم در ایران

سمین کاظمی، جامعه‌شناس و پژوهشگر.

سیمین کاظمی

چهارشنبه ۶ خرداد ۱۴۰۵

هر نظام سیاسی برای حفظ هژمونی نیازمند کسب مشروعیت است. یعنی ارزش‌‌ها و هنجارهای مورد نظرش نه الزاماً با زور، بلکه با رضایت مورد قبول حکومت‌شوندگان قرار گیرد. مشروعیت تضمین‌کنندهٔ دوام حکومت‌هاست که بتوانند اعمال قدرت کنند و حکومت‌شوندگان داوطلبانه سر به اطاعت فرو آورند. برخوردار بودن از مشروعیت تصمیم‌ها و فعالیت‌‌های حکومت‌‌ها را در نظر حکومت‌شوندگان موجه و قابل قبول می‌‌کند. به این ترتیب، کسب مشروعیت به‌خصوص در مقاطع بحرانی مانند جنگ با نیروی خارجی برای حفظ هژمونی نظام سیاسی حیاتی است.

نظام سیاسی ایران سال‌هاست که می‌‌کوشد به شیوه‌‌های خاص خودش مسئلهٔ مشروعیت را حل کند. دورهٔ بعد از اعتراض‌های اجتماعی دی‌ ۱۴۰۴ و جنگ چهل‌روزه مقطع دیگری است که نظام سیاسی شیوه‌‎ای جدید را برای حل کردن مسئلهٔ مشروعیت به آزمون گذاشته است. آنچه بعد از جنگ‌چهل روزه عیان شده این است که دولت(۱) برای حفظ هژمونی و مقبولیت جهان‌بینی‌اش در نزد حکومت‌شوندگان با مهندسی کردن فرهنگی و چرخش ایدئولوژیک آرایش گفتمانی جدیدی را در پیش گرفته است. چنان‌که در دورهٔ جنگ و پس از جنگ از برخی ارزش‌‌ها و هنجارهای دیرین و مشخصاً محوریت دین فاصله گرفته و گفتمان ناسیونالیستی را برجسته کرده که دال [signifier] مرکزی آن ایران است.

در گفتمان ناسیونالیسم دولتی پس از جنگ، دال «ایران» به‌عنوان گرهگاهی عمل می‌‌کند که سایر دال‌‌ها را حول خودش سازمان می‌‌دهد. اما بخش مهمی از این مفصل‌بندی بر پایهٔ دال‌هایی صورت می‌‌گیرد که هنوز تثبیت معنایی نیافته‌اند و در وضعیت شناور قرار دارند. دال‌هایی چون «مردم»، «همبستگی»، «اقتدار»، «دشمن»، و «وطن‌فروش» در میدان نزاع گفتمانی میان دولت و گفتمان‌‌های رقیب معانی متکثر و متعارضی پیدا می‌‌کنند و هیچ‌یک از این معانی هنوز به هژمونی کامل نرسیده است. دولت می‌‌کوشد این دال‌‌های شناور را در زنجیره‌ای از هم‌ارزی حول ایران تثبیت کند و از طریق پیوند دادن مردم با اقتدار و همبستگی و در مقابل قرار دادن دشمن و وطن‌فروش مرزهای گفتمانی‌اش را مشخص کند. اما همین تلاش نشان می‌‌دهد که معنای این دال‌‌ها محل نزاع است و هر یک از آنها در گفتمان‌‌های دیگر به‌گونه‌ای متفاوت بازتعریف می‌‌شود. از این رو، وضعیت شناور آنها نه‌تنها نشانهٔ ناتمام بودن پروژهٔ هژمونیک دولت است، بلکه نشان‌دهندهٔ پویایی و سیّالیت میدان گفتمانی پس از جنگ است.

میدان اصلی نزاع میان ناسیونالیسم دولتی و گفتمان رقیب حول دال «مردم» شکل گرفته، چنان‌که هر دو می‌‌کوشند دال مردم را به‌عنوان سوژهٔ اصلی خودشان مفصل‌بندی کنند. در شرایط پس از جنگ چهل‌روزه، دولت با اتکا به گفتمان ناسیونالیسم دولتی و از طریق کنترل حوزهٔ عمومی و محدودسازی فضاهای ارتباطی توانسته نوعی هژمونی موقتی و ظاهری را بازتولید کند که بیش از آنکه بر رضایت و پذیرش اجتماعی استوار باشد، بر انسداد ارتباطی و مهندسی کردن میدان گفتمانی تکیه دارد. این وضع زمانی پیچیده‌تر می‌شود که گفتمان رقیبِ- رهایی از مسیر جنگ و حملهٔ نظامی- نیز می‌کوشد دال «مردم» را تصاحب کند و آن را در زنجیرهٔ هم‌ارزی‌اش مفصل‌بندی نماید. یکی مردم را در قالب حامیان ایران و اقتدار بازنمایی می‌‌کند و دیگری مردم را به‌عنوان سوژهٔ مخالفت و طرفدار تز رهایی از مسیر جنگ فرامی‌‌خواند. اما نزاع این دو گفتمان بر سر معنای «مردم» نه به تثبیت معنای آن، بلکه به تولید جمعیتی گسترده از سوژه‌هایی می‌انجامد که در هیچ‌یک از این دو مفصل‌بندی جای نمی‌گیرند. این جمعیت که نه حامی دولت‌اند و نه سوژهٔ مخالفت و مسئلت‌کنندگان جنگ در سطح گفتمانی در هیئت «نا‑مردم» یا non‑publics ظاهر می‌شوند، یعنی گروهی که از حوزهٔ عمومی حذف شده است نه در گفتمان‌ها بازنمایی می‌شود و نه به‌عنوان کنشگر سیاسی به رسمیت شناخته می‌شود. بنابراین، هژمونی موقت دولت دقیقاً بر پایهٔ همین حذف و نادیده‌انگاری شکل می‌گیرد: دولت با یکدست‌سازی میدان گفتمانی و تولید «نا‑مردم» می‌تواند تصویری از مشروعیت و انسجام ارائه کند، اما این مشروعیت به‌دلیل اتکای آن به طرد و سکوت، از درون شکننده و ناپایدار است.

چندمعنایی تاریخی واژهٔ «مردم» در زبان فارسی آن را به دالی شناور تبدیل کرده است، دالی که هر گفتمان می‌‌کوشد معنای مطلوب خودش را بر آن تثبیت کند. در میدان گفتمانی مورد بحث، نزاع میان گفتمان رسمی و گفتمان رقیب بر سر دال مردم با تأمل در خصلت چندمعنایی این واژه بیشتر قابل درک می‌‌شود. واژهٔ مردم اگرچه در سپهر سیاست در مقایسه با «خلق»، «توده»، «رعیت»، و «ملت» خنثی و عاری از بارِ ایدئولوژیک به نظر می‌‌رسد و تفاوت‌‌ها و تمایزهای اجتماعی را پنهان می‌‌کند، اما با ویژگی چندمعنایی، هم‌زمان شیوه‌ای از «بودن» است، چنان‌که معانی‌ای چون «انسانِ شریف» و حتی «آدمِ درستکار» را حمل می‌‌کند.

این گسترهٔ معنایی باعث شده که «مردم» نه صرفاً یک واژهٔ توصیفی، بلکه یک دال ارزشی باشد که همواره با بار اخلاقی و هنجاری همراه است. در ادبیات فارسی، «مردم» اغلب در تقابل با «نامردم» به‌ کار رفته است، تقابلی که نه‌فقط اخلاقی، بلکه هویتی است. «مردم» کسی است که در مدار اخلاق، وفاداری، شرافت، یا جوانمردی قرار دارد، و «نامردم» کسی است که از این مدار بیرون می‌افتد. این دوگانهٔ اخلاقی در شعر و نثر فارسی بارها تکرار شده و به‌تدریج به الگویی فرهنگی تبدیل شده است که در آن «مردم بودن» نه وضعیتی طبیعی، بلکه صفتی ارزشی است که باید کسب شود. همین بار اخلاقی زمینه را برای تبدیل شدن «مردم» به یک دال سیاسی در دوران مدرن فراهم کرده است.

به تعبیر جامعه‌شناختی، «مردم بودن» شیوه‌ای از هم‌نوایی با ارزش‌‌های اجتماعی است. از این منظر، فضیلت مردم بودن در هر گفتمان تنها بر کسانی شمولیت دارد که با ارزش‌ها، هنجارها، و هدف‌های آن گفتمان هم‌نوا هستند. در واقع، هر دو گفتمان با تکیه بر تقابل‌های دوتاییِ مردم/نامردم، خودی/غیرخودی، وفادار/وطن‌فروش، و فعال/بی‌تفاوت، «مردم بودن را به مطابقت با ارزش‌ها، هنجارها، و هدف‌های خودشان مشروط می‌کنند. در این چارچوب، «مردم» نه یک واقعیت اجتماعی، بلکه یک برساخت گفتمانی است که تنها کسانی را در بر می‌گیرد که در زنجیرۀ هم‌ارزی هر گفتمان جای می‌گیرند. نتیجه آن است که هر گروهی این ارزش‌ها را نپذیرد یا در این مفصل‌بندی‌ها قرار نگیرد به‌طور خودکار در سوی دیگر تقابل قرار می‌گیرد و به «نا‑مردم» تبدیل می‌شود، مفهومی که با ویژگی چندمعنایی، نااهلی، و آیین مردمی ندانستن را تداعی می‌‌کند و فراتر از توهین اخلاقی، برساختی گفتمانی است، سوژه‌ای است که از هر دو گفتمان بیرون می‌ماند و در سطح گفتمانی به‌عنوان «غیر» تعریف می‌شود. با همهٔ اینها، نامردم اگرچه در گفتمان رسمی و رقیب حذف و طرد و نادیده گرفته می‌‌شود، اما بالقوه حامل نیرویی است که می‌‌تواند نظم گفتمانی را بر هم بزند. به این ترتیب، نا-مردم تهدیدی همیشگی برای پروژهٔ هژمونیک هر دو گفتمان است، زیرا حذف‌شدگان و درحاشیه‌ماندگان همیشه امکان بازگشت دارند.

(۱) توضیح: در این متن دولت به معنای state به کار رفته است، یعنی مجموعه نهادها، دستگاه‌ها و نیروهایی که اعمال قدرت و حکمرانی را بر عهده دارند، نه صرفا قوه مجریه

از وبگاه انجمن جامعه‌شناسی ایران

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: آمریکا فرانچسکا آلبانزه را دوباره در فهرست تحریم گذاشت
Next: برنامهٔ جهانی غذا: جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران گرسنگی جهانی را به سطحی تاریخی رسانده است
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved