دوشنبه ۴ خرداد ۱۴۰۵
سیتنا، رسانهٔ تخصصی حوزه ارتباطات و فناوری اطلاعات، ضمن اعلام خبر مربوط به مصوبهٔ ستاد راهبری و ساماندهی فضای مجازی در صبح روز دوشنبه چهارم خرداد به ریاست دکتر عارف، معاون اول رئیسجمهور، برای اتصال مجدد به اینترنت بینالمللی، دوشنبه شب ۴ خرداد نوشت که مطلع شده است این مصوبه با تأیید رئیسجمهور برای اجرا به وزارت ارتباطات ابلاغ شده است.
اما صورتحساب ۳ ماه قطعی اینترنت را چه کسانی پرداخت کردند؟ مردم! قطعی اینترنت مالیاتی نانوشته بر زندگی دیجیتال مردم بود.
مطهره خردمندان در گزارشی در اقتصاد نیوز مینویسد که قبض خاموشی اینترنت در جیب شهروندان ایرانی است. هشتاد روز خاموشی اینترنت فقط یک اختلال فنی نبود، بلکه شبیه به قبضی بود که بیصدا صادر شد و وقتی مردم چشم باز کردند، دیدند مبلغش از جیب خودشان کم شده است. خاموشیای که نه از بودجهٔ دولت، بلکه از وقت، درآمد، اعتماد و آیندهٔ میلیونها نفر هزینه برداشت.
در روزهایی که جهان دربارهٔ اینترنت سریعتر و ارزانتر بحث میکرد، پرسش مردم ایران سادهتر بود: «اینترنت کی برمیگردد؟»
اما همین پرسش ساده نشانهٔ تغییری عمیق بود: اینترنت دیگر تفریح نبود، نان بود. زیرساخت کار، آموزش، درمان، مهاجرت، خرید، فروش ،و حتی آرامش روانی بود.
اینترنتی که نان بود، نه سرگرمی
برای میلیونها نفر، اینستاگرام و تلگرام فقط شبکهٔ اجتماعی نبودند؛ مغازه بودند، کلاس درس بودند، دفتر کار بودند.
در سالهایی که تورم و رکود راههای سنّتی کسبوکار را تنگ کرده بود، مردم روی همین پلتفرمها برای خودشان بازار ساخته بودند، بدون اجارهٔ مغازه، بدون سرمایهٔ اولیه، بدون شبکهٔ توزیع.
وقتی این مسیر بسته شد، فقط چند اپلیکیشن از دسترس خارج نشد، بلکه بخشی از سازوکار بقا و معیشت خانوارها خاموش شد.
صورتحساب اول: پولی که برای وصل شدن پرداخت شد
گروهی از مردم برای ادامهٔ کار و تحصیل ناچار شدند سراغ «اینترنت پرو» بروند، دسترسیای که اینترنت جهانی را از حق عمومی به امتیازی طبقاتی تبدیل کرد. عدهای توانستند بخرند، بسیاری نتوانستند.
صورتحساب دوم: فیلترشکنهایی که خریدند و اعتمادی که از دست رفت
برای کسانی که اینترنت پرو نخریدند، ویپیان (VPN) یا همان فیلترشکن تنها راه بود: ابزاری گران، ناپایدار، و ناامن که یک روز کار میکرد و روز بعد نه.
هزینهٔ واقعی فقط پول نبود، اضطراب اتصال، اُفت سرعت، خطر سرقت داده، و از دست رفتن فرصتها بود.
بازارهایی که خوابیدند؛ مشتریانی که برنگشتند
کسبوکارهای کوچک که ویترینشان در اینستاگرام و تلگرام بود ناگهان در تاریکی فرو رفتند.
در اقتصاد دیجیتال، وقفهٔ طولانی مثل تعطیلی چندروزهٔ مغازه نیست، بلکه گاهی یعنی حذف از حافظهٔ مشتری.
الگوریتمها جایگاه قبلی را پس نمیدهند. مشتریِ ازدسترفته برنمیگردد.
دانشجو، مهاجر، بیمار، مسافر – همه هزینه دادند
بخشی از خسارتها در هیچ گزارش رسمی دیده نمیشود:
- ۰ دانشجویی که نتوانست مقاله بفرستد یا در کلاس شرکت کند
- ۰ متقاضی مهاجرتی که فرصت سفارت یا ارسال مدارک را از دست داد
- ۰ بیماری که برای دریافت خدمات آنلاین درمانی به مشکل خورد
- ۰ پدر و مادری که از فرزندشان در شهری دیگر بیخبر ماندند
- ۰ مسافری که بدون نقشه و ارتباط سردرگم شد
اینها عدد ندارند، اما زندگیاند.
برنامهنویسان و متخصصان آیتی (IT)؛ پروژههایی که روی خط ماند
برای گروههای فنی، اینترنت جهانی محیط کار است.
وقتی مخازن کُد، سرویسهای ابری، و ابزارهای همکاری از دسترس خارج میشود، پروژهها نیمهکاره میماند و اعتبار حرفهیی آسیب میبیند.
کارفرمای خارجی منتظر توضیح دربارهٔ سیاست اینترنتی یک کشور نمیماند؛ قرارداد را لغو میکند.
تولیدکنندگان محتوا – سقوط بازدید و درآمد
یوتیوبرها، بلاگرها، ادمینها، و تیمهای تبلیغاتی اقتصادی ساخته بودند که بر پایهٔ توجه و انتشار مستمر میچرخید.
وقتی اینترنت قطع شد، الگوریتمها منتظر نماندند.
بازدید سقوط کرد، همکاری برندها متوقف شد، و بسیاری دوباره به نقطهٔ صفر برگشتند.
ایران و تجربهٔ جهانی خاموشی اینترنت
در جهان، خاموشی اینترنت معمولاً با بحرانهای امنیتی همراه است.
اما تفاوت ایران در این بود که بخش بزرگی از معیشت دیجیتال مردم بر بستر پلتفرمهای غیررسمی و فیلترشده شکل گرفته بود.
وقتی این مسیر بسته شد، ضربهٔ مستقیم به سفرهٔ مردم وارد شد.
چه کسی هزینه را پرداخت کرد؟
پاسخ روشن است: مردم.
- ۰ با خریدن فیلترشکن
- ۰ با خریدن اینترنت پرو
- ۰ با از دست دادن مشتری
- ۰ با عقب افتادن پروژه
- ۰ با لغو شدن کلاس
- ۰ با کاهش درآمد
- ۰ با اضطراب بیخبری
- ۰ با از دست رفتن فرصتهای مهاجرتی و آموزشی
این خسارتها در هیچ ردیف بودجهیی بازپرداخت نمیشود.
مشتری برنمیگردد، پروژه دوباره امضا نمیشود، اعتماد ترمیم فوری ندارد.
پایانِ بازِ یک خاموشی
هشتاد روز محدودیت اینترنت نشان داد اقتصاد دیجیتال ایران چقدر گسترده، چقدر مردمی، و چقدر آسیبپذیر است.
مردمی که با وجود تحریم و فیلترینگ برای خود راهی ساخته بودند، حالا با این واقعیت روبهرو شدند که این مسیر میتواند هر لحظه بسته شود.
قبض خاموشی اینترنت را شاید دولت صادر نکرد،
اما مردم پرداخت کردند؛ از جیب، از وقت، از اعتماد، از درآمد و از آیندهشان.