احمد عرفه، نماینده دائم لبنان در سازمان ملل متحد. عکس از گتی ایمجز.
نیما حیدری
جمعه ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
لبنان با ارسال نامهای رسمی به سازمان ملل متحد ایران را به مداخله در امور داخلی آن کشور، نقض کنوانسیون وین، و کشاندن آن کشور به جنگ با اسرائیل متهم کرده است. در این نامه، که اقدامی کمسابقه از سوی دولت لبنان محسوب میشود، سپاه پاسداران به انجام فعالیتهای غیرمجاز و استفاده از پوشش دیپلماتیک برای مداخلههای نظامی در لبنان متهم شده است.
طبق گزارشهای منتشر شده، دولت لبنان در اقدام دیپلماتیک بیسابقهای نامهای رسمی را در تاریخ ۲۱ آوریل ۲۰۲۶ (۱ اردیبهشت ۱۴۰۵) تهیه کرده و در مجمع عمومی و شورای امنیت سازمان ملل متحد (با شماره سند S/2026/343) به ثبت رسانده و چند اتهام را علیه حکومت اسلامی ایران مطرح کرده است.

در این سند رسمی که احمد عرفه، نماینده دائم لبنان در سازمان ملل متحد، آن را پیگیری کرده است، حکومت ایران به موارد زیر متهم شده است:
۰ نقض عرف دیپلماتیک و کنوانسیون وین (۱۹۶۱): فرستادن نیروهای سپاه پاسداران به خاک لبنان زیر پوشش و هویت دیپلماتیک محکوم شده است. دولت لبنان اعلام کرده است که برخی نیروهای کشتهشدهٔ ایرانی در حملههای اخیر اصلاً بهعنوان دیپلمات ثبت رسمی نشده بودند.
۰ دخالت در امور داخلی: جمهوری اسلامی ایران متهم شده است که دستور اخراج و لغو استوارنامهٔ محمدرضا شیبانی (سفیر یا نمایندهٔ اعزامی ایران) را نادیده گرفته و او پس از اعلام «عنصر نامطلوب بودن» (Persona non grata) همچنان از ترک لبنان خودداری کرده است.
کشاندن لبنان به جنگ: در این سند آمده است که اقدامات غیرمجاز نهادهای ایرانی از جمله سپاه پاسداران و هماهنگی عملیاتهای نظامی با حزبالله بدون موافقت دولت لبنان آن کشور را به جنگ ویرانگر مادّی و انسانی با اسرائیل کشانده است.
پس از انتشار گستردهٔ این خبر در رسانههای بینالمللی مانند العربیه و رسانههای داخلی لبنان، وزارت امور خارجی لبنان در بیانیهای تکمیلی اعلام کرد که این سند از نظر فنی «شکایت حقوقی مستقل و ابتدایی» نیست، بلکه «پاسخ رسمی و مکتوب دولت لبنان» به نامههای پیشین جمهوری اسلامی ایران به شورای امنیت است که طبق ضوابط سازمان ملل متحد بهعنوان سند رسمی توزیع و ثبت شده است. با این حال، متن و محتوای تند اتهامهای ذکرشده در نامه کاملاً دقیق و پابرجا است.
یحران دیپلماتیک اخیر میان لبنان و ایران نتیجهٔ انباشت تنشهای سیاسی-نظامی در ماههای گذشته و تلاش دولت لبنان برای احیای حاکمیت ملیاش پس از آتشبسهای اخیر با اسرائیل است.
پیشزمینه و ریشههای اختلافهای اخیر (چرا تنش بالا گرفت؟)
مداخله در تصمیمگیریهای حاکمیتی و جنگ با اسرائیل: بهدنبال حملههای راکتی و نظامی فروردین ۱۴۰۵ (مارس ۲۰۲۶) که بدون هماهنگی با دولت مرکزی لبنان آغاز شد، مقامات بیروت اعلام کردند که بیانیههای رسمی سپاه پاسداران دربارهٔ «عملیات مشترک با حزبالله» سند آشکار کشاندن اجباری لبنان به جنگی ویرانگر بدون موافقت دولت و ملت آن کشور است.
سفرها و مواضع جنجالی سفیر ایران: محمدرضا رئوف شیبانی، سفیر معین ایران در بیروت، پیش از آنکه حتی استوارنامهاش را به طور رسمی به وزارت خارجهٔ لبنان تحویل دهد دیدارهایی با گروههای غیردولتی داشت و مواضعی گرفت که از نظر دولت لبنان دخالت آشکار در امور داخلی و ساختار سیاسی لبنان قلمداد شد.
سوءاستفاده از مصونیت دیپلماتیک (پرونده سپاه): یکی از اصلیترین جرایم ادعایی از نظر لبنان صدور گذرنامههای دیپلماتیک در سفارت ایران برای اعضای سپاه پاسداران بود. پس از کشته شدن برخی از این افراد در حملههای اسرائیل، مشخص شد آنها بهعنوان دیپلمات رسمی در وزارت خارجهٔ لبنان ثبت نشده بودند.
اعلام «عنصر نامطلوب» و سرپیچی ایران: در تاریخ ۴ فروردین ۱۴۰۵ (۲۴ مارس ۲۰۲۶)، وزارت خارجهٔ لبنان شیبانی را «عنصر نامطلوب» (Persona non grata) اعلام کرد و تا ۹ فروردین به او فرصت داد که کشور را ترک کند. جمهوری اسلامی با سرپیچی کردن از کنوانسیون وین به سفیرش دستور داد در بیروت بماند، که این اقدام از نظر دولت لبنان دهنکجی به حاکمیت ملی آن کشور بود.
کنترل بر مبادی ورودی: دولت لبنان پس از آتشبس، به تدریج کنترل سختگیرانهای را بر فرودگاه بیروت، بندرها و مرز سوریه اعمال کرد تا جلوی ورود تسلیحات و پروازهای غیرمجاز ایرانی را بگیرد.
این تقابل دیپلماتیک بیسابقه روابط دو کشور و وضعیت داخلی لبنان را تحت تأثیر جدّی قرار داده است:
بحران و شکاف عمیق در دولت لبنان: این تصمیم فضای سیاسی داخل لبنان را دوقطبی کرده است. از یک سو جبههٔ متمایل به غرب و ارتش (به رهبری رئیسجمهور ژوزف عون و نخستوزیر نواف سلام) خواهان خروج از سایهٔ ایران هستند؛ از سوی دیگر، وزیران وابسته به حزبالله و جنبش امل در اعتراض به لغو اعتبارنامهٔ سفیر ایران جلسات هیئت دولت لبنان را تحریم کردند.
کاهش روابط به سطح کاردار: هرچند وزارت خارجهٔ لبنان اعلام کرده است که مایل به «قطع کامل روابط دیپلماتیک» با ایران نیست، اما روابط عملاً به پایینترین سطح در دهههای اخیر تنزل یافته و در حال حاضر سفارت ایران صرفاً با «کاردار» اداره میشود. لبنان نیز سفیرش احمد سویدان را از تهران فراخوانده است.
تغییر استراتژی لبنان در دیپلماسی بینالمللی: ثبت این مواضع تند در سازمان ملل متحد نشان میدهد که دولت لبنان تلاش دارد در مذاکرات صلح جاری در واشنگتن حسابش را کاملاً از جمهوری اسلامی ایران جدا کند تا بتواند کمکهای مالی بینالمللی برای بازسازی کشور دریافت کند.
واکنش ایران
جمهوری اسلامی ایران اتهامهای مطرحشده در این نامه را رد کرده و موضعگیری رسمیاش را بر پایهٔ دو محور اصلی استوار ساخته است: بیاساس خواندن ادعاهای مداخله و همزمان انتشار اسناد تأییدی از سوی متحدان داخلیاش در لبنان.
همزمان با بالا گرفتن جنجال این نامه در سازمان ملل متحد، رسانههای حکومتی و نزدیک به سپاه پاسداران در ایران (مانند خبرگزاری تسنیم) دست به یک ضدحملهٔ رسانهیی زدند.
این رسانهها پیام رسمی نعیم قاسم (دبیرکل حزبالله لبنان) را بهطور گسترده منتشر کردند که در آن آشکارا از «حمایتهای مستمر مادّی و نظامی جمهوری اسلامی ایران، بهویژه از مسیر سپاه پاسداران و نیروی قدس» قدردانی شده بود. این اقدام ایران نشاندهندهٔ به رخ کشیدن نفوذش در لایههای قدرتمند نظامی لبنان بهرغم مخالفت دولت مرکزی آن کشور بود.
این پرونده در حال حاضر در مرحلهٔ ثبت و توزیع بهعنوان سند رسمی سازمان ملل (تحت شماره S/2026/343) قرار دارد، اما از نظر حقوقی و سیاسی وارد روندهای پیچیدهای در ابعاد داخلی و بینالمللی شده است.