Skip to content
می 15, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • توکن‌سازی ‏نظام مالی جهانی
  • اقتصادی
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو

توکن‌سازی ‏نظام مالی جهانی

الف. هوش‌یار

جمعه ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۵

از زمان بحران مالی ۲۰۰۸ تا امروز نظام پولی و مالی جهان وارد مرحله‌ای از دگرگونی ساختاری شده است که ‏در آن مفاهیمی مانند «توکن‌سازی۱ دارایی‌ها»، «ارز دیجیتال بانک مرکزی» (‏CBDC‏)، «پول برنامه‌پذیر»، و ‏‏«زیرساخت‌های مبتنی بر دفتر کل توزیع‌شده» (‏Distributed ledger‏) دیگر صرفاً ایده‌هایی آزمایشگاهی یا پروژه‌های ‏حاشیه‌ای شرکت‌های فناوری نیستند. اکنون نهادهایی مانند بانک تسویه‌حساب‌های بین‌المللی (‏BIS)‎، بانک‌های مرکزی ‏بزرگ، و شبکه‌ای از بانک‌های تجاری و مؤسسات مالی جهانی در حال طراحی معماری نسل بعدی نظام پولی‌اند که در آن پول، اوراق بهادار، دارایی‌ها، و حتی عملیات سیاست پولی به‌صورت دیجیتال و توکن‌سازی‌شده ‏مدیریت خواهد شد.۲ بانک تسویه‌حساب‌های بین‌المللی و بانک‌های مرکزی هم‌اکنون نیز از طریق پروژهٔ آگورا (Project ‎Agorá‏)۳ و پروژهٔ پاین (‏Project Pine‏)۴ در حال پیشبرد این چشم‌اندازند. این دو پروژه فقط آزمایش‌های فنی نیستند، ‏بلکه نشانه‌هایی از گذار تدریجی از زیرساخت مالی قرن بیستم به زیرساختی جدید برای قرن بیست‌ و یکم هستند. برای درک ‏اهمیت آنها باید مسیر تاریخی تحولات پولی و مالی در چند دههٔ گذشته را بررسی کرد.‏

از نظام برتون وودز تا بحران زیرساخت‌های مالی جهانی

پس از جنگ جهانی دوم نظام پولی بین‌المللی بر پایهٔ توافق تاریخی برتون وودز شکل گرفت. در این چارچوب دلار آمریکا ‏به ارز مرکزی جهان تبدیل شد و سایر ارزها به دلار متصل شدند. اما در سال ۱۹۷۱، زمانی که ریچارد نیکسون قابلیت ‏تبدیل دلار به طلا را لغو کرد، جهان وارد عصر پول بدون پشتوانه شد که در آن ارزش پول دیگر بر پایهٔ طلا ‏نبود، بلکه بر اعتماد به دولت‌ها و بانک‌های مرکزی استوار شد.‏
از آن زمان نظام مالی جهانی بسیار گسترش یافت. شبکه‌های بانکی بین‌المللی، بازارهای سرمایه، مشتقات مالی، و ‏پرداخت‌های فرامرزی رشد عظیمی پیدا کردند. اما این گسترش یک مشکل اساسی دارد: زیرساخت‌های مالی جهانی بسیار ‏پیچیده، کُند، پُرهزینه، و وابسته به واسطه‌های متعددند.‏
برای مثال، زمانی که یک پرداخت بین‌المللی میان دو کشور انجام می‌شود، پول اغلب باید از چند بانک واسطه عبور کند. ‏تسویهٔ نهایی ممکن است چند روز طول بکشد و هر واسطه هزینه‌ای دریافت کند. علاوه بر این، بخش بزرگی از زیرساخت ‏مالی جهانی هنوز بر سامانه‌هایی متکی است که دهه‌ها پیش طراحی شده‌اند.‏
بحران مالی ۲۰۰۸ این ضعف‌ها را آشکارتر کرد. پس از فروپاشی بانک لیمن برادرز (‏Lehman Brothers‏)، اعتماد به ‏بانک‌ها و ساختار مالی جهانی آسیب دید. هم‌زمان، بانک‌های مرکزی مجبور شدند نقش بسیار فعال‌تری در اقتصاد ایفا کنند: ‏چاپ پول گسترده، نرخ بهرهٔ نزدیک به صفر، و خرید عظیم دارایی‌ها. در همین دوره بود که ایدهٔ پول دیجیتال و زیرساخت‌های ‏غیرمتمرکز جدّی‌تر شد.‏

ظهور بلاک‌چین و نخستین شوک فکری

در سال ۲۰۰۸ فرد یا گروهی با نام مستعار ساتوشی ناکاموتو (‏Satoshi Nakamoto‏) مقالهٔ بیت‌کوین را منتشر کرد. ‏ایدهٔ اصلی بیت‌کوین این بود که انتقال ارزش می‌تواند بدون بانک مرکزی و بدون واسطه انجام شود.‏
فناوری پشت بیت‌کوین- یعنی بلاک‌چین (blockchain)- توجه بسیاری را جلب کرد. اگرچه بانک‌های مرکزی در ابتدا به ارزهای ‏دیجیتال خصوصی بدبین بودند، به‌تدریج متوجه شدند که فناوری دفتر کل توزیع‌شده (‏DLT ‏) می‌تواند برای بازطراحی ‏زیرساخت‌های مالی رسمی نیز استفاده شود.‏
در دههٔ ۲۰۱۰ بانک‌های بزرگ و نهادهای مالی شروع به آزمودن این فناوری کردند. اما نقطهٔ عطف واقعی پروژهٔ متا ‏برای ایجاد ارز دیجیتال «لیبرا» در سال ۲۰۱۹ بود. این پروژه زنگ خطر را برای بانک‌های مرکزی به صدا درآورد. ‏دولت‌ها دریافتند که اگر شرکت‌های فناوری بتوانند پول دیجیتال جهانی ایجاد کنند، بخشی از حاکمیت پولی دولت‌ها ممکن است ‏تضعیف شود. در نتیجه، بانک‌های مرکزی با سرعت بیشتری وارد حوزهٔ ارزهای دیجیتال بانک مرکزی شدند.‏

بانک تسویه‌حساب‌های بین‌المللی و نقش آن

بانک تسویه‌حساب‌های بین‌المللی (‏BIS‏)، که اغلب «بانک بانک‌های مرکزی» نامیده می‌شود، یکی از مهم‌ترین نهادهای ‏هماهنگ‌کنندهٔ نظام پولی جهانی است. این نهاد در شهر بازل سوئیس مستقر است و بانک‌های مرکزی بزرگ جهان در آن ‏عضویت دارند.‏
این بانک در سال‌های اخیر یکی از فعال‌ترین نهادها در حوزهٔ آیندهٔ پول دیجیتال شده است. این سازمان از طریق «مرکز نوآوری»‌اش (‏BIS Innovation Hub‏) پروژه‌های متعددی را برای آزمایش کردن زیرساخت‌های مالی آینده هدایت ‏می‌کند. هدف این پروژه‌ها فقط دیجیتالی‌کردن پول نیست، بلکه بازطراحی کل معماری تسویه، پرداخت، مالکیت دارایی، و ‏اجرای سیاست پولی است.‏
بانک تسویه‌حساب‌های بین‌المللی در پروژه‌های توکن‌سازی سه نقش کلیدی دارد:‏
اول، نقش «طراحی استانداردهای مشترک». چون اگر هر کشور یا هر بانک مرکزی سیستم توکن‌سازی جداگانه‌ای بسازد، ‏شبکهٔ مالی جهانی دچار تکه‌تکه‌شدگی (‏fragmentation‏) می‌شود. این بانک تلاش می‌کند زبان فنی و قواعد مشترکی برای ‏تعامل این سیستم‌ها تعریف کند تا دارایی‌های توکن‌سازی‌شده و پول دیجیتال بانک‌های مرکزی بتوانند بین کشورها قابل تعامل ‏باشند.‏
دوم، نقش «آزمایشگاه سیاستی و فنی». این بانک از طریق مرکز نوآوری‌اش عملاً پروژه‌هایی مانند پروژهٔ آگورا و پاین را به‌عنوان ‏محیط‌های آزمایشی پیش می‌برد، جایی که بانک‌های مرکزی می‌توانند قبل از اجرای واقعی توکن‌سازی، پیامدهای فنی و سیاستی آن را بررسی کنند.‏
و سوم، نقش «هماهنگ‌کنندهٔ گذار نظام مالی». برخلاف بانک مرکزی ملی کشورها، بانک تسویه‌‌حساب‌های بین‌المللی مستقیماً ‏پول منتشر نمی‌کند، اما در نقطه‌ای قرار دارد که بانک‌های مرکزی بزرگ جهان در آن گرد هم می‌آیند. به همین دلیل، می‌تواند ‏مسیر گذار از سیستم‌های سنّتی تسویه و پرداخت به معماری‌های توکن‌سازی‌شده را غیرمستقیم همگام و قابل‌کنترل‌تر ‏کند.‏
در نتیجه، این بانک در برنامهٔ توکن‌سازی نه صرفاً ناظر، بلکه تا حدی «طراح قواعد بازی جهانی» است ‏که تلاش می‌کند این تحول به‌صورت هماهنگ میان کشورها پیش برود، نه به‌شکل مجموعه‌ای از سیستم‌های ناسازگار و ‏رقابتی.

‏توکن‌سازی دقیقاً چیست؟

توکن‌سازی به این معناست که دارایی یا حق مالی به‌صورت «توکن دیجیتال» در زیرساخت دیجیتال ثبت ‏شود.‏
این دارایی می‌تواند تقریباً هر چیزی باشد:‏
‏●‏ پول بانک مرکزی
‏●‏ سپردهٔ بانکی
‏●‏ اوراق قرضه
‏●‏ سهام
‏●‏ املاک
‏●‏ کالاها
‏●‏ یا حتی قراردادهای مالی

در نظام سنّتی اطلاعات مربوط به مالکیت و انتقال دارایی‌ها در پایگاه‌های دادهٔ جداگانه و نزد نهادهای مختلف نگهداری ‏می‌شود. اما در نظام توکن‌سازی‌شده این اطلاعات در زیرساختی مشترک و قابل‌برنامه‌ریزی قرار می‌گیرد.‏
به این ترتیب چند تحول مهم ایجاد می‌شود:‏
‏۱. تسویهٔ تقریباً آنی‏
‏۲. کاهش واسطه‌ها
‏۳. کاهش هزینه‌های عملیاتی
‏۴. امکان اجرای خودکار قراردادها‏
‏۵. افزایش قابلیت رهگیری و نظارت‏
‏۶. ادغام پرداخت و تسویه در فرایندی واحد

در واقع توکن‌سازی فقط «دیجیتالی‌ کردن» نیست، بلکه تبدیل کردن پول و دارایی‌ها به واحدهای برنامه‌پذیر است.‏

پروژهٔ آگورا: تلاشی برای بازطراحی پرداخت‌های فرامرزی

پروژهٔ آگورا یکی از جاه‌طلبانه‌ترین پروژه‌های بانک تسویه‌حساب‌های بین المللی است. مشکل اصلی‌ای که این پروژه می‌خواهد ‏حل کند ناکارآمدی پرداخت‌های بین‌المللی است. امروزه انتقال پول میان کشورها اغلب کُند، گران، و وابسته به شبکه‌ای پیچیده ‏از بانک‌های واسطه است.‏
در الگوی موجود:‏
‏●‏ هر بانک پایگاه دادهٔ خودش را دارد،‏
‏●‏ هماهنگی میان بانک‌ها دشوار است،‏
‏●‏ تسویهٔ نهایی زمان‌بر است،‏ و
‏●‏ ریسک خطا و تأخیر زیاد است.

‏در پروژهٔ آگورا تلاش بر این است که یک زیرساخت مشترک ایجاد شود که در آن:‏
‏●‏ پول بانک مرکزی،
‏●‏ سپرده‌های بانکی، و
‏●‏ دارایی‌های مالی
همگی به‌صورت توکن در بستری مشترک تعامل کنند. در این الگو پرداخت و تسویه تقریباً هم‌زمان انجام می‌شود. این ‏موضوع می‌تواند هزینهٔ نقل‌وانتقال بین‌المللی را کاهش دهد و سرعت سیستم مالی جهانی را افزایش دهد.‏
اما اهمیت واقعی این پروژه فقط فنی نیست. اگر چنین زیرساختی در مقیاس جهانی اجرا شود، ممکن است ساختار قدرت در نظام ‏مالی بین‌المللی نیز تغییر کند، زیرا امروز بخش بزرگی از قدرت مالی آمریکا از کنترل زیرساخت‌های دلاری، شبکه‌های ‏پرداخت، و بانک‌های واسطه ناشی می‌شود. هرگونه بازطراحی زیرساخت جهانی می‌تواند بر توازن قدرت ژئوپلیتیکی نیز اثر ‏بگذارد.‏

پروژهٔ پاین و سیاست پولی در جهان توکن‌سازی‌شده

پروژهٔ پاین بر مسئله‌ای حتی بنیادی‌تر تمرکز دارد: اگر پول و دارایی‌ها توکن‌سازی شوند، بانک‌های مرکزی چگونه سیاست ‏پولی را اجرا خواهند کرد؟
در نظام کنونی، بانک‌های مرکزی از ابزارهایی مانند‏
‏●‏ نرخ بهره،
‏●‏ عملیات بازار باز،
‏●‏ ذخایر بانکی، و
‏●‏ خرید دارایی‌ها
برای کنترل کردن نقدینگی استفاده می‌کنند.

‏اما در جهانی که پول دیجیتال شده و دارایی‌ها توکن‌سازی شده باشند، آنها به‌سرعت جابه‌جا می‌شوند و سازوکار انتقال سیاست ‏پولی ممکن است کاملاً تغییر کند.‏
در این پروژه بررسی می‌شود که آیا بانک مرکزی می‌تواند:‏
‏●‏ پول برنامه‌پذیر ایجاد کند،
‏●‏ نقدینگی را به‌صورت خودکار مدیریت کند،
‏●‏ محدودیت‌هایی بر برخی تراکنش‌ها اعمال کند، یا
‏●‏ سیاست‌های پولی را دقیق‌تر و آنی‌تر اجرا کند.‌

‏این موضوع از نظر فنی جذاب است، اما پرسش‌های سیاسی و اجتماعی بزرگی نیز پیش می‌آورد.‏

پول برنامه‌پذیر و مسئلهٔ قدرت

یکی از بحث‌برانگیزترین جنبه‌های نظام مالی توکن‌سازی‌شده، مفهوم «پول برنامه‌پذیر» است. اگر بتوان در پول دیجیتال ‏قواعد از پیش تعیین‌شده‌ای منظور کرد، آنگاه امکان‌هایی ایجاد می‌شود که در نظام پولی سنّتی وجود نداشت:‏
‏●‏ محدودکردن نوع مصرف پول
‏●‏ تعیین زمان انقضای پول
‏●‏ اجرای خودکار دریافت مالیات
‏●‏ ردیابی کامل تراکنش‌ها

‏حامیان این فناوری می‌گویند چنین قابلیت‌هایی می‌تواند‏
‏●‏ فساد را کاهش دهد،
‏●‏ سیاست پولی را کارآمدتر کند، و
‏●‏ شمول مالی را افزایش دهد.

‏اما منتقدان هشدار می‌دهند که این فناوری می‌تواند ابزار نظارت و کنترل بی‌سابقه‌ای نیز ایجاد کند. به همین دلیل، بحث دربارهٔ ارز دیجیتال بانک‌های مرکزی (‏CBDC‏) فقط اقتصادی نیست، بلکه به مسئلهٔ حریم خصوصی، ‏آزادی اقتصادی، و رابطهٔ دولت با شهروندان نیز مربوط می‌شود.‏

رقابت ژئوپلیتیکی بر سر زیرساخت مالی آینده

تحولات کنونی فقط فنی نیستند، بلکه بخشی از رقابت ژئوپلیتیکی جهانی نیز هستند. چین از نخستین کشورهایی است با پروژهٔ ‏یوان دیجیتال یکی از پیشرفته‌ترین برنامه‌های ارز دیجیتال بانک مرکزی جهان را طراحی و اجرا کرده است. اتحادیهٔ اروپا نیز روی ‏یورو دیجیتال کار می‌کند. ورود به دلار دیجیتال بانک مرکزی در ایالات متحد آمریکا با احتیاط بیشتری پیش می‌رود و بحث دربارهٔ آن همچنان ادامه دارد. اقداماتی برای توکن‌سازی دارایی‌ها در بانک‌ها و مؤسسات مالی بزرگ به ‏اجرا گذاشته شده، اما قانون‌گذاری در حوزهٔ دلار دیجیتال بانک مرکزی، با توجه به گرایش به خصوصی‌سازی بیشتر تولید ‏پول، به مانع برخورد کرده است.‏

در پشت این رقابت پرسش مهمی قرار دارد: چه کسی زیرساخت مالی قرن بیست‌ و یکم را کنترل خواهد کرد؟

در قرن بیستم زیرساخت مالی جهانی عمدتاً بر محور دلار، بانک‌های آمریکایی، و شبکه‌هایی مانند سوئیفت (‏SWIFT‏) شکل ‏گرفت. اما اکنون کشورها در حال بررسی معماری‌های جایگزین‌اند. توکن‌سازی می‌تواند بخشی از این گذار باشد.‏

وضعیت کنونی: آزمایش یا آغاز یک تغییر تاریخی؟

در حال حاضر جهان هنوز نظام مالی کاملاً توکن‌سازی‌شده ندارد. بسیاری از پروژه‌ها آزمایشی‌اند و موانع ‏متعددی وجود دارد:‏
‏●‏ مسائل حقوقی
‏●‏ امنیت سایبری
‏●‏ مقیاس‌پذیری فناوری
‏●‏ حریم خصوصی
‏●‏ هماهنگی میان کشورها

‏اما جهت کلی تحولات روشن است: بانک‌های مرکزی و نهادهای مالی جهانی دیگر صرفاً دربارهٔ توکن‌سازی بحث نظری ‏نمی‌کنند، بلکه در حال ساختن زیرساخت‌های واقعی آن‌اند. آنچه امروز در پروژه‌هایی مانند آگورا و پاین دیده می‌شود ‏شاید معادل اولیهٔ همان تحولاتی باشد که دهه‌ها پیش، هنگام شکل‌گیری اینترنت یا کنارگذاشتن استاندارد طلا، رخ داد.‏
در نتیجه، پرسش اصلی دیگر این نیست که آیا نظام مالی توکن‌سازی خواهد شد یا نه، بلکه این است که‏
‏●‏ این گذار با چه سرعتی رخ می‌دهد،
‏●‏ چه نهادهایی آن را کنترل خواهند کرد، و
‏●‏ توازن میان کارایی، حاکمیت، آزادی، و نظارت چگونه تعریف خواهد شد.‏

پروژه‌های بانک تسویه‌حساب‌های بین‌المللی، به‌ویژه آگورا، شباهت زیادی با برخی ابتکارهای مالی چین در سال‌های ‏اخیر، به‌خصوص پروژهٔ «ام‌بریج» (‏mBridge‏) با همکاری بانک مرکزی چین، امارات متحده عربی، و هنگ کنگ ‏دارد. هدف ام‌بریج نیز ایجاد بستری مبتنی بر دفتر کل توزیع‌شده برای پرداخت‌های فرامرزی و تسویهٔ مستقیم میان بانک‌های ‏مرکزی بوده است، سیستمی که بتواند وابستگی به شبکه‌های سنّتی دلاری و واسطه‌های غربی را کاهش دهد. با این حال، ‏تفاوت مهمی میان این دو وجود دارد: پروژه‌های چینی بیشتر در چارچوب تلاش دولت آن کشور برای ایجاد زیرساخت‌های موازی با ‏نظم مالی زیر سلطهٔ آمریکا دیده می‌شود، در حالی که بانک تسویه‌حساب‌های بین‌المللی تلاش می‌کند معماری‌ای جهانی‌تر و ‏هماهنگ‌تر برای کل نظام بانکی بین‌المللی طراحی کند که هدفش نه لزوماً کنار زدن نظم موجود، بلکه ‏مدرن‌سازی و یکپارچه‌سازی آن است. ‏
از منظر ژئوپلیتیک، هر دو مسیر به یک واقعیت مشترک اشاره دارند: جهان وارد مرحله‌ای شده است که در آن رقابت بر ‏سر کنترل زیرساخت‌های دیجیتال پول و بخش مالی به بخشی اساسی از رقابت قدرت‌های بزرگ تبدیل شده است.‏


‏۱. توکن‌سازی (‏Tokenization‏) : فرایند جایگزینی داده‌های حساس با یک شناسهٔ منحصربه‌فرد و غیرحساس به نام توکن است. در این روش، با اطمینان یافتن از اینکه داده‌های واقعی هرگز ذخیره یا منتقل نمی‌شوند، امنیت افزایش می‌یابد و ‏توکن‌های دزدیده‌شده هم برای هکرها بی‌فایده می‌شوند. از این روش برای پرداخت‌های ایمن، حفاظت از داده‌ها، و ‏در بلاک‌چین‌ها برای نمایش دادن دارایی‌های فیزیکی یا مالی استفادهٔ گسترده‌ای می‌شود.‏
۲. ‎ Next-generation monetary and financial system takes shape, based on a tokenised ‎unified ledger: BIS
۳.‏ پروژه آگورا (‏Project Agorá‏) ابتکاری پیشگامانه است که هدفش آزمایش مطلوبیت، امکان‌پذیری، و قابلیت اجرای ‏یک دفتر کل یکپارچهٔ چند-ارزی برای پرداخت‌های فرامرزی عمده است. این پروژه بر اساس مفهومی است که در ابتدا ‏BIS‏ پیشنهاد کرده بود.‏
۴. پروژهٔ پاین (‏Project Pine‏) یکی از پروژه‌های پژوهشی و آزمایشیِ بانک تسویه‌حساب‌های بین‌المللی است که ‏بررسی می‌کند بانک‌های مرکزی در نظام مالیِ توکن‌سازی‌شده چگونه می‌توانند سیاست پولی را اجرا کنند.‏

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: مهم‌ترین موارد نقض حقوق کارگران در قراردادهای موقت
Next: ‏ بُت‌سازی: از بت‌های سنگی تا سلبریتی‌ها و الگوریتم‌ها (بُت‌های مدرن)‏
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved