احمد یغما
پنجشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
این روزها فضای مجازی پر شده است از ویدئوهایی با تیترهای وسوسه انگیز: «اعتراف تکاندهندهٔ ژنرال سابق ارتش آمریکا»، «تحلیل افسر ارشد موساد از قدرت خیرهکنندهٔ ایران»، «پیشبینی تحلیلگر روس از فروپاشی قریبالوقوع غرب»، و امثال اینها.
اما آیا تا به حال از خود پرسیدهاید چرا دشمن باید تریبون های رسمی و غیررسمیاش را در اختیار کسانی بگذارد که علیه خودش و به نفع ما سخن بگویند؟ حقیقت تلخ است: این نه اعتراف، بلکه «فریب سیستماتیک» و «تلهٔ محاسباتی» است.
۱. مکانیزم فریب: غرور مقدمهٔ سقوط
هدف از وایرال کردن این کلیپها ایجاد «غرور کاذب» و «خطای محاسباتی» در ذهن تصمیمگیران و تودهٔ مردم است. دشمن میخواهد ما را در مستی قدرت فرضی غرق کند تا بهجای گرفتن تصمیمهای عاقلانه و اصولی وارد «تلهٔ تقابل نابرابر» شویم. آنها با زبان فریب ما را بهسمت صخرهای هل میدهند که سقوط از آن خواست نهایی صهیونیسم است.
۲. هزینهٔ یک باور غلط؛ چرا غافلگیر شدیم؟
باید با صراحت و شجاعت اعتراف کرد: یکی از دلایل اصلی که ما تصور میکردیم دشمن «جرئت» حمله به خاک ما یا هدف قرار دادن نمادهای قدرت ملی ما را ندارد همین تحلیلهای مغلطهآمیز و فریبنده بود. ما در تلهٔ «تمجیدهای دشمن» افتادیم و بر اساس همین ویدئوهای فریب باور کردیم که دشمن از ما وحشت دارد! یا مثلاً فلج شده و توان پاسخ ندارد. این «توهم بازدارندگی»، که از جانب خود رقیب و با زبان ژنرالهای سابقش به ما تزریق شد، دقیقاً همان جایی بود که راه را برای ضربههای جبران ناپذیر اخیر هموار کرد.
۳. درسهای تاریخ؛ از جنگ سرد تا فریب «عملیات گوشت لذیذ»
این روش تازهای نیست. در جنگ سرد، کاگب و سیا بارها با استفاده از «مهرههای نفوذی در نقش تحلیلگر» اطلاعات غلط به خورد رقیب میدادند تا او را بهسمت هزینههای کمرشکن نظامی یا آسودگی خاطر کاذب سوق دهند.
مثال تاریخی: در جنگ جهانی دوم، بریتانیا با عملیات معروف به «گوشت لذیذ» (Mincemeat) جسد فردی را با مدارک جعلی افسر ارشد بریتانیایی در سواحل اسپانیا رها کرد. در آن مدارک از زبان فرماندهان ارشد بریتانیا نوشته شده بود که حمله قرار است به یونان انجام شود، نه سیسیل! هیتلر با دیدن این «اسناد بهظاهر محرمانه و اعترافگونه» فریب خورد، تمام توانش را به یونان برد، و سیسیل را بهسادگی از دست داد.
امروز آن «جسدهای حامل خبر جعلی» همین ویدئوهای وایرالشدهٔ ژنرالهای سابق و تحلیلگران اجارهییاند.
۴. تلهٔ رادیکالیسم هدایتشده
وقتی یک افسر سابق موساد از شکستناپذیری ما میگوید، در واقع در حال «مشروعیتسازی» برای حملهٔ سنگین کشورش به ایران است. او با بزرگنمایی تهدید ایران افکار عمومی جهان را قانع میکند که «ایران بهقدری قدرتمند و خطرناک شده که باید همین امروز به آن حمله کرد». این یعنی ما با دستان خودمان بنزین به آتش پروپاگاندای دشمن میریزیم.
۵. هشدار: بهجای احساس غرور، عمق سیاست را ببینیم
سیاستمدار زیرک کسی نیست که از تمجید دشمن خوشحال شود، بلکه کسی است که بپرسد: «چرا دشمن میخواهد من احساس قدرت مطلق کنم؟» عناصر ناشناس یا حتی شناختهشدهای که امروز در نقش «دوستدار ایران» ظاهر شدهاند قطعات پازل فریب صهیونیستی برای کشاندن کشور به تقابل نظامی نابرابر و ویرانگرند. آنها میخواهند ما «محاسبات واقعی» را کنار بگذاریم و بر اساس «توهمهای تزریقشده» تصمیم بگیریم.
مخلص کلام
آگاهی پادزهر فریب است. اجازه ندهیم اتاقهای فکر تل آویو و واشنگتن با چند ویدئوی تقطیعشده و تحلیلهای جهتدار برای راهبرد ملی ما ریلگذاری کنند. هرگاه دیدید دشمن در حال ستایش «ماجراجویی نظامی» شماست، بدانید که تلهای بزرگ زیر پایتان پهن شده است.
از کانال تلگرام اسکان نیوز