دوشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
خسرو روزبه، افسر بااستعداد توپخانه و ریاضیدان و نویسندهٔ آثار علمی و نظامی، از جمله کتابی با موضوع بازی شطرنج، از مخالفان جدّی حکومت شاه بود. او در ارتش سربازان را به دفاع از مردم و پرهیز از اطاعت کورکورانه [عنوان کتابی تألیف خودش] فرامیخواند و علیه بیعدالتیهای رژیم پهلوی سخن میگفت.
محبوبیت سرگرد خسرو روزبه در میان نیروهای تحت فرماندهیاش باعث شد حکومت شاه بارها او را تبعید و جابهجا کند. سرانجام از ارتش اخراج و تحت تعقیب قرار گرفت. روزبه چند بار زندانی شد، اما با روحیهای مبارز به فعالیت ادامه داد و حتی یک بار از زندان گریخت. او عضو سازمان نظامی حزب تودهٔ ایران بود و پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ نیز مبارزه با رژیم شاه را ادامه داد.
خسرو روزبه، مبارز [کمونیست] مخالف شاه، پس از دستگیری و محاکمه نظامی پس از کودتای ۲۸ مرداد، با وجود شکنجه و فشارهای فراوان، از آرمانهایش دفاع کرد.
روزبه دربیدادگاه نظامی خطاب به دادرسان اعلام می دارد: «اگر عاشق و شیفتهٔ سوسیالیسم هستم، با تمام عقل و شعور و منطق و درایت خود برتری اصول آن را بر سایر رژیم ها احساس کردهام و محرک من درهر عملی که انجام دادهام آرزوی تحقق این اصول و بالنتیجه ایجاد بنای نوین برای جامعهٔ ایران و سرانجام تأمین سعادت و رفاه و سربلندی و آزادی و شرف ملت عزیزم بوده است… من به اقتضای آتشی که بهخاطر خدمت به خلق های ایران دردرون سینهام شعله میکشد راه حزب تودهٔ ایران را برگزیدهام و باید اذعان کنم که جانم، استخوانم، خونم، گوشتم، پوستم، و همهٔ تاروپود وجودم این راه را راه مقدسی شناخته است و تمام سلولهای بدن من و تمام ذرات وجودم تودهای است…»
او را روز ۲۱ اردیبهشت ۱۳۳۷ اعدام کردند، اما او نماد مقاومت باقی ماند.
در پای چوبهٔ تیرباران، او با امتناع از بسته شدن چشمهایش با چشمبند، با چشمی باز در چشم دژخیمان نگریست و با صدایی رسا فرمان داد:
جوخه گوش بهفرمان من!
– مرگ بر شاه!
دژخیمان شلیک کردند.

آخرین کلام خسرو روزبه در لحظههای پیش از اعدام این شعر سعدی بود:
مشغول عشق جانان گر عاشقیست صادق
در روز تیرباران باید که سر نخارد