الف. هوشیار
یکشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
مقدمه
سینما و ادبیات سالهاست که مافیا را به یکی از جذابترین روایتهای قدرت تبدیل کردهاند. در این داستانها مافیا فقط یک باند تبهکار نیست، بلکه شبکهای از وفاداری، ترس، حمایت، و خشونت است که گاه جای دولت را میگیرد یا در کنار آن عمل میکند. از فیلمهای مشهور مافیایی جهان مانند «پدرخوانده» تا روایتهای ایرانی مانند سریال شهرزاد، سازندگان این فیلمها با تصویر کردن شبکهای از قدرت و ثروت و نفوذ نشان میدهند که چگونه پیوند میان سرمایه و سیاست و خشونت میتواند نوعی ساختار شبهمافیایی در جامعه بسازد که در آن روابط شخصی، بدهبستانهای پشت پرده، و وفاداریهای اجباری گاه از قانون و نهادهای رسمی قدرتمندتر عمل میکنند. این تصویر سینمایی نقطهٔ مناسبی است برای طرح پرسشی جدّیتر: آیا مافیا صرفاً سازمانی تبهکار است، یا گاهی شکل خاصی از منطق قدرت سیاسی را آشکار میکند؟
قدرت در تاریخ همیشه فقط در نهادهای رسمی دولت متمرکز نبوده است. در بسیاری از دورهها و مکانها، شبکههایی از قدرت غیررسمی شکل گرفته که با استفاده از خشونت، اعتماد، حمایت اجتماعی، و کنترل اقتصادی نوعی حکمرانی موازی ایجاد کردهاند. یکی از شناختهشدهترین این پدیدهها مافیا است. مطالعهٔ مافیا برای جامعهشناسان و دانشمندان علوم سیاسی فقط بررسی ارتکاب جرم سازمانیافته نیست، بلکه پنجرهای است برای فهمیدن این پرسش مهم: قدرت چگونه سازمان مییابد؟
در سالهای اخیر حتی بحثهای تازهای شکل گرفته است و پرسیده میشود که آیا برخی ساختارهای اقتصادی جدید- بهویژه پلتفرمهای دیجیتال- نوعی قدرت مافیایی مدرن را بازتولید نمیکنند؟ برای فهم این بحث باید مسیر تاریخی آن را دنبال کرد: از مافیاهای محلی به دولتهای مافیایی، و سپس به اقتصاد دیجیتال.
۱. مافیا: دولت کوچک در سایه
مافیا نخستین بار به شکل سازمانیافته در قرن نوزدهم در سیسیل در ایتالیا شکل گرفت. پس از فروپاشی نظم فئودالی و ضعف دولت مرکزی در جنوب ایتالیا، خلأ قدرتی به وجود آمد که گروههای محلی مسلح آن را پر کردند. این گروهها ابتدا نقش محافظان خصوصی زمینهای کشاورزی و تجارت را داشتند، اما بهتدریج به سازمانهایی تبدیل شدند که امنیت و داوری و کنترل اقتصادی را در دست گرفتند.
دیگو گامبتا (Diego Gambetta)، جامعهشناس ایتالیایی، در پژوهشی کلاسیک دربارهٔ مافیا نشان میدهد که این سازمانها در اصل «صنعت خصوصی ایجاد حفاظت» بودند. در مناطقی که مردم به پلیس و دادگاه اعتماد نداشتند، مافیا اعتماد و امنیت را بهشکل خصوصی ارائه و تولید میکرد.
کارکردهای اصلی مافیا شامل موارد زیر بود:
● حل اختلافها میان افراد یا کاسبان
● تأمین امنیت بازارها
● کنترل خشونت میان باندهای گوناگون
● حمایت از خانوادههای محلی
● ایجاد شغل در اقتصاد غیررسمی
به همین دلیل مافیا صرفاً سازمانی مبتنی بر ترس و ارعاب نبود. در بسیاری از محلهها مردم هم از آن میترسیدند و هم به آن مراجعه میکردند.
۲. شباهت ساختاری مافیا و دولت
مافیا از نظر کارکردی بسیاری از ویژگیهای دولت را تقلید میکند. این شباهت به اندازهای است که برخی نظریهپردازان حتی دولت را نوعی «مافیا در مقیاس بزرگ» دانستهاند. ماکس وبر، جامعهشناس آلمانی، دولت را نهادی تعریف میکند که «انحصار قانونی خشونت» را در قلمروی خاص در اختیار دارد. مافیا نیز دقیقاً تلاش میکند چنین انحصاری ایجاد کند، البته بدون پشتوانهٔ قانونی.
از سوی دیگر، چارلز تیلی، تاریخنگار و جامعهشناس آمریکایی، در مقالهٔ مشهورش دربارهٔ شکلگیری دولتها میگوید که باندهای سازمانیافته شباهت زیادی به دولتهای اولیه داشتند. او مینویسد: «دولتها از مردم منابع میگیرند و در مقابل امنیت فراهم میکنن، دقیقاً همان کاری که سازمانهای مافیایی میکنند.»
تفاوت اصلی در مشروعیت است: دولت از طریق قانون و نهادهای رسمی مشروعیت و حقانیت میگیرد، در حالی که مافیا مشروعیت و حقانیتش را از شبکهٔ وفاداری و ترس میگیرد.
۳. از مافیا به «دولت مافیایی»
در برخی کشورها مرز میان دولت و مافیا از بین میرود. در این حالت پژوهشگران از مفهوم «دولت مافیایی» (Mafia State) استفاده میکنند.
در چنین ساختاری
● شبکههای قدرت سیاسی و اقتصادی مانند باند عمل میکنند،
● منابع عمومی به شبکههای وفاداری توزیع میشود،
● اقتصاد، سیاست، و جرایم سازمانیافته در هم ادغام میشوند.
بالینت مگیار (Balint Magyar)، جامعهشناس مجارستانی، این نوع حکومت را «دولت مافیایی پس از فروپاشی» مینامد. در چنین نظامهایی، دولت بهجای اینکه با مافیا مبارزه کند، خودش به شبکهای از روابط مافیایی تبدیل میشود.
در اینجا دیگر قدرت صرفاً از خشونت ناشی نمیشود، بلکه از ترکیب کنترل اقتصادی، شبکههای وفاداری، نفوذ در دستگاه قضایی، و انحصار اطلاعات به وجود میآید.
۴. ظهور «مافیای دیجیتال»
در دهههای اخیر برخی اقتصاددانان و نظریهپردازان قدرت به شباهتهای میان مافیا و پلتفرمهای دیجیتال بزرگ اشاره کردهاند.
یانیس واروفاکیس، اقتصاددان یونانی، در بحثهایش دربارهٔ «تکنو فئودالیسم» این طور میگوید که پلتفرمهای دیجیتال نوعی قدرت فئودالی جدید ایجاد کردهاند. آنها مالک زیرساختهاییاند که کاربران و کسبوکارها ناچارند برای فعالیت اقتصادی از آنها عبور کنند.
در اینجا شباهت جالبی شکل میگیرد:
| ساختار قدرت | شیوهٔ کنترل |
| مافیا | کنترل محله یا بازار |
| دولت | کنترل قلمرو سیاسی |
| پلتفرم دیجیتال | کنترل زیرساخت داده و ارتباط |
پلتفرمها بهجای خشونت بدنی از ابزارهای دیگری استفاده میکنند: کنترل الگوریتمها، مالکیت دادهها، انحصار شبکه، و تعیین قوانین بازار. در این ساختار شرکتهای بزرگ میتوانند نوعی «حق عبور» اقتصادی از کاربران دریافت کنند، شبیه به پول حفاظتی (باج) که مافیا می گیرد، اما در قالب کارمزد دیجیتال.
۵. تحول تاریخی قدرت: از خشونت به زیرساخت
اگر به مسیر تاریخی نگاه کنیم، میتوانیم نوعی تحول در شکل قدرت ببینیم:
مافیاهای محلی
قدرت بر پایهٔ خشونت مستقیم و روابط شخصی
دولتهای مدرن
قدرت بر پایهٔ قانون، بوروکراسی، و مالیات
پلتفرمهای دیجیتال
قدرت بر پایهٔ داده، الگوریتم، و زیرساخت ارتباطی
در هر مرحله، قدرت در کنار خشونت مستقیم هرچه بیشتر به کنترل ساختارهای حیاتی جامعه وابسته شده است.
جمعبندی
پدیدهٔ مافیا صرفاً داستانی دربارهٔ جرایم سازمانیافته و تبهکاری نیست. مطالعهٔ آن نشان میدهد که چگونه شبکههای قدرت میتوانند در غیاب یا در دل دولت شکل بگیرند و کارکردهای حکمرانی مافیایی داشته باشند.
در طول زمان این الگو از شکلهای سنّتی مافیایی به ساختارهای پیچیدهتری مانند دولتهای مافیایی و حتی پلتفرمهای دیجیتال تحول یافته است. آنچه تغییر کرده ابزار قدرت است، نه منطق آن: کنترل امنیت و منابع و زیرساختها.
به همین دلیل، برخی پژوهشگران معتقدند پرسش اصلی امروز دیگر این نیست که «مافیا چیست؟»، بلکه این است که «قدرت در جهان معاصر چگونه میان دولت، شبکههای اقتصادی و زیرساختهای دیجیتال توزیع میشود؟»
منابع:
● Gambetta, Diego. The Sicilian Mafia: The Business of Private Protection.
● Tilly, Charles. War Making and State Making as Organized Crime.
● Weber, Max. Politics as a Vocation.
● Magyar, Bálint. Post-Communist Mafia State.
● Varoufakis, Yanis. Technofeudalism: What Killed Capitalism