جمعه ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
بر اساس آمارهای دولتی ۸ میلیون خانوار مستأجر در ایران وجود دارند که اکثریت آنان را کارگران تشکیل میدهند.
مجموع دریافتی یک کارگر مجردِ بدون فرزند در سال ۱۴۰۵ حدود ۲۲ میلیون تومان و دریافتی یک کارگر متأهل با یک فرزند حدود ۲۴ میلیون تومان است.
حق مسکن کارگران مبلغ ۳ میلیون تومان تعیین شده است. این در حالی است که متوسط اجارهبهای مسکن در شهر تهران ماهانه حدود ۳۰ میلیون تومان برآورد میشود؛ رقمی که نشان میدهد حق مسکن تنها حدود ۱۰ درصد هزینه اجاره را پوشش میدهد.
اما فاجعه فقط به اینجا ختم نمیشود. دریافتی بسیاری از کارگران مشمول قانون کار و حداقلبگیر حدود ۲۴ میلیون تومان در ماه است؛ یعنی یک کارگر برای پرداخت اجاره خانه باید دستکم ۶ میلیون تومان بیش از کل دریافتی ماهانه خود تأمین کند تا فقط بتواند اجاره مسکن را بپردازد.
این در حالی است که میلیونها کارگر بیکار در ایران نه تحت پوشش بیمههای تأمین اجتماعی هستند و نه از حداقل درآمد برخوردارند.
تحقیر زندگی کارگران توسط نظام سرمایهداری و صاحبان ثروت و قدرت در ایران، مرزهای استثمار و بیعدالتی را درنوردیده است. صاحبان سرمایه نهتنها با اتکا به رسانههایی که دروغ و جهل را بازتولید میکنند، قناعتپیشگی و وضعیت موجود را امری ازلی و ابدی جلوه میدهند، بلکه با توسل به دستگاههای قضایی و نهادهای سرکوب، صدای حقطلبی را در نطفه خفه میکنند تا «بهشت سرمایهداری» در ایران خدشهدار نشود و «دوزخ کارگران» همچنان شعلهور بماند؛ دوزخی که حاصل آن، انباشت ثروتهای نجومی برای اقلیتی انگل است.
کارگران شاغل، کارگران بیکار و فرودستان جامعه، درد و منافع مشترکی دارند. ایجاد تشکلهای مستقل در محل کار و زندگی، برای رهایی از این شرایط فاجعهبار ضروری است. متحد شویم و برای زندگی خود تصمیمگیرنده باشیم. حق تجمع، اعتراض، اعتصاب و ایجاد تشکلهای مستقل را با هم مطالبه کنیم.
ـ تأمین مسکن وظیفهای اجتماعی است و نباید تابع منطق سودجویی بازار باشد.
ـ زنان فاقد مسکن، کارگران، بیکاران، افراد کمدرآمد، سالمندان، افراد دارای معلولیت، خانوادههای پرجمعیت و بیخانمانها باید از مسکن مناسب برخوردار شوند
ـ کنترل عادلانهٔ اجارهبها، منع تخلیهٔ اجباری و تعیین اجاره بر اساس درصدی از درآمد خانوار الزامی است.