Skip to content
می 15, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • نقدی بر «ما میان قاتلان‌مان انتخاب نمی‌کنیم»
  • ایران
  • دیدگاه‌ها
  • نوار متحرک

نقدی بر «ما میان قاتلان‌مان انتخاب نمی‌کنیم»

جنایت زدایی از جنگ

زهرا نقش‌بند*

سه شنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵

کانون زنان ایرانی

«ما میان قاتلانمان انتخاب نمی‌کنیم» و «ما میان مردگانمان فرق قائل نمی‌شویم» دو گزاره‌ی پرتکراری هستند که این روزها در فراخوان‌ها و بیانیه‌های ضدجنگِ برخی گروه‌های ایرانی خارج از کشور به چشم می‌خورند. به زعم گویندگان، پیام این جملات حفاظت از نوعی انسجام اخلاقی و سیاسی در مبارزه با خشونت است. در این یادداشت می‌خواهم توضیح دهم که زبان به‌کاررفته در این جملات چگونه، برخلاف نیت آن، در سیاست‌زدایی و جنایت‌زدایی از جنگ مؤثر است.
در جمله‌ی «ما میان قاتلانمان انتخاب نمی‌کنیم»، بناست دشمن خارجی که ایران را بمباران می‌کند، با حکومت استبدادی که به معترضان شلیک و آن‌ها را اعدام می‌کند، هم‌عرض پنداشته شود. وجه شبه هر دو این است که مرگ‌زا هستند؛ بنابراین ما در نسبتی یکسان با هر دو قرار داریم. این جمله می‌خواهد با قاتل دانستن حکومت، از آن آشنایی‌زدایی کند و در واقع طعنه‌ای است به موضع کسانی که اولویت مبارزه با حکومت در زمانه جنگ را به پرسش می‌کشند یا خشونت حکومت را در مرتبه‌ای فروتر از خشونت تهاجم نظامی می‌نشانند. اما این گزاره، برخلاف آنچه می‌خواهد به‌عنوان موضع اخلاقی-سیاسیِ منزه خود القا کند، به غایت غیرسیاسی و از موضعی غیرِ درگیر و با فاصله از واقعیت است.
 مسئله «انتخاب کردن» میان قاتلان، موضع کسی است که همچنان دور از جنگ زندگی می‌کند. در زیستن در میانه‌ی جنگ اما، انتخاب میان دو قاتل (اگر این جمله را اساساً واجد اعتباری بدانیم) نه‌تنها لازم بلکه مستلزم نوعی شجاعت اخلاقی-سیاسی است. برخلاف آنچه این جمله می‌خواهد تحمیل کند، عاملیت سوژه «گیر» افتاده در جنگ، در انتخاب نکردن میان قاتلان نیست، بلکه در حفظ جان خود است. «ما میان قاتلانمان انتخاب نمی‌کنیم» تنها می‌تواند موضع کسی باشد که مرگ به او نزدیک نیست یا اساساً در معرض تهدید نیست. ابتذال این جمله در یادآوری شباهتش به طرح معماهای اخلاقی و آزمایش‌های فکری بیشتر آشکار می‌شود. گوینده این جمله اساساً در وضعیت تصمیم‌گیری قرار ندارد، چرا که خارج از ایران است، و بی‌معنایی این جمله در ممتنع بودن آن نهفته است. فرد زیر بمباران در وضعیتی نیست که از «انتخاب» میان قاتل بالفعل و قاتل بالقوه طفره رود. او ناگزیر از قاتل بالفعل به دیگری پناه می‌برد، و تنها این تصمیم است که می‌تواند به موضع ضدجنگ معنا دهد. در حالی که این جمله جنگ را به یک استعاره فرومی‌کاهد، در واقعیت یکی از قاتلان، حداقل به طور موقت، در حال کشتار گسترده نیست و دیگری هیولاوار خانه، زندگی و جان آدم‌ها را می‌ستاند.
 مسئله دیگر این است که این جمله تهاجم نظامی را به «قتل» فرومی‌کاهد و خشونت تهاجم را رقیق می‌کند. آیا مهاجم خارجی تنها می‌کشد یا جنایت او زیرساخت‌های حیات و امکان‌های «انتخاب نکردن» را نیز از بین می‌برد؟ به عبارتی دیگر، اگر حکومت سیاست مرگ‌زا دارد، مهاجم خارجی چه نسبتی با این سیاست دارد؟ اگر این جمله را استعاره‌زدایی کنیم و بخواهیم معادل واقعی آن را بیان کنیم، اساساً از معنا تهی می‌شود:
«ما میان سرکوب و کشتار مخالفان توسط حکومت و بمباران خانه‌ها، آدم‌ها و زیرساخت‌های حیات توسط دشمن خارجی دست به انتخاب نمی‌زنیم.»
اینجا روشن است که وقتی جمله از زبان استعاری خود منتزع می‌شود و صراحت می‌یابد، تمام کارکرد سیاسی‌اش را از دست می‌دهد و حتی دیگر نمی‌توان آن را موضع‌گیری ضدجنگ قلمداد کرد. خواننده می‌تواند بپرسد: پرسش از انتخاب میان این دو چگونه می‌تواند پرسشی مرتبط  تلقی شود؟ آیا هر دو نیروی مورد اشاره اکنون در سطحی برابر در حال کشتارند؟ آیا فرار از کشتار یک‌‌طرف به اندازه دیگری میسر است؟ اگر حکومت، بر فرض داشتن قدرت دفاعی، بتواند در برابر بمباران بازدارندگی ایجاد کند، آیا گوینده این جمله همچنان ترجیح می‌دهد آن را انتخاب نکند؟ اگر قاتل «الف» بتواند کشتار ما را به دست «ب» متوقف کند، آیا نمی‌بایست «انتخاب» شود؟ جمله‌ی دیگر که در بیانیه‌ی یکی از تجمعات اخیر در برلین قرائت شد، منطقی مشابه دارد: «ما میان مردگانمان فرق قائل نمی‌شویم.» این جمله در واکنش به سکوتِ جنگ‌طلبان نسبت به کشتار غیرنظامیان و کودکان بیان می‌شود. اما این گزاره نه‌تنها در محکومیت جنایت الکن است، بلکه از یک «امر بدیهی»، بداهت‌زدایی می‌کند. این جمله در واقع بناست بگوید، فارغ از اینکه قاتل کیست، جان همه انسان‌ها عزیز و سزاوار سوگواری است.

هم‌زمان با مقابله با فاشیسمی که کشتار غیرنظامیان را «هزینه جنگ» می‌داند، این جمله قصد دارد از حق زیستن کسانی دفاع کند که در رتوریک جنگ‌طلب «هزینه‌های جانبی» قلمداد می‌شوند. با این حال، به جای تاختن صریح به فاشیسم، با احضار دوباره‌ی شبحی از آن در این جمله، از آن بداهت‌زدایی می‌کند. «ما میان مردگانمان فرق نمی‌گذاریم» همچون جملات عقب‌مانده دیگر مانند «فلسطینی‌ها هم انسان هستند» به طور ضمنی می‌گوید فرض بدیهی این است که عده‌ای از مردگان بیشتر شایسته سوگواری‌اند، اما ما در موضعی اخلاقی علیه این ادراک می‌شوریم.  در وضعیت جنگی اما، بداهت‌زدایی از امر بدیهی، پروپاگاندای جنگ را بازتولید می‌کند چرا که امر قطعی را به امر مشکوک و نیازمند تاکید و تصریح بدل می‌کند. مخاطبی با موضعی کاملاً انسانی می‌تواند با تحیر بپرسد: مگر قرار بوده مردگان با هم فرق داشته باشند؟
«ما» در این دو جمله، همان مایی که نه میان قاتلانش انتخاب می‌کند و نه میان مردگانش فرق می‌گذارد، یک «مای» بی‌حس است؛ مایی منفصل که شجاعت تصمیم‌گیری و دفاع از زیستن را واگذار کرده است. برای این «ما»، تجمع ضدجنگ بیش از آنکه تلاشی برای تجمیع اراده‌ها جهت توقف جنگ باشد، تریبونی برای بیانِ استیصال خود است. مایی که، اگر نگوییم سهیم در پروپاگاندای جنگ، دست‌کم فرومانده در خود و عاجز از حل معماهای اخلاقی خویش است. باید به نویسندگان این بیانیه‌ها گفت که شما میان قاتلان انتخاب نمی‌کنید، بمب‌ها اما میان شما که بیرون از ایرانید و ساکنان آن فرق می‌گذارند.

*پژوهشگر انسان‌شناسی در دانشگاه ارفورت آلمان

مشخصات نقاشی:

Mahmoud Sabri, The Death of a Child, 1963, oil on canvas, 137 x 196 cm (photograph by Mathaf: Arab Museum of Modern Art, courtesy of the artist’s family)

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: افزایش اعدام‌ها نتیجه تسلیم دستگاه قضائی به نهاد‌های امنیتی واجا، ساس و شورای هماهنگی اطلاعاتی کشور است.
Next: هفت زن زندانی سیاسی در زندان اوین به دلیل مشارکت در کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» از ملاقات با خانواده محروم شدند
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved