زندهیاد ساسان آزادوار که در اردیبهشت ۱۴۰۵ در جمهوری اسلامی اعدام شد.
مجتبی نجفی
دوشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
حتی نمیتوانم بگویم او «جوان» افتاد، او «نوجوان» افتاد. بیست و یک سال در دوران امروز هنوز آغاز جوانی نیست. باز هم جمهوری اسلامی ضعیفکُشی کرد. یاد محسن شکاری، محمدمهدی کرمی، و محمد حسینی افتادم. در کوران «زن، زندگی، آزادی» ضعیفترینها را گلچین کرد و به چوبهٔ دار سپرد. ساسان آزادوار حتی با قوانین خود جمهوری اسلامی حقش اعدام نبود. اما چرا آنها دست به این انتخاب زدند؟ تکرار رویههای گذشته.
«حکومت بی مردم» به این معنی نیست که هیچ حامیای ندارد، به این معناست که با سیاست حامیپروری جامعه را چندشقه کرده و اکثریت بزرگی را علیه خودش، و تخم کین و نفرت میکارد و خشونت درو میکند.
تکلیف طرفداران گفتمان «نه به جنگ، نه به دیکتاتوری» مشخص است. ما بر [پایهٔ] گفتمان ملیگرایی مدنی و دموکراتیک خون هر شهروند ایرانی را ارج مینهیم و همانطور که از کشتار دیماه اعلام انزجار کردیم، از کشته شدن شهروندان کشور زیر بمبهای متجاوز خارجی اندوهگین شدیم؛ و بر همان مشی از اعدامها ابراز انزجار میکنیم.
اصل اعدام خود تباهی است، چه برسد به اعدام یک نوجوان، چه برسد به ستاندن جان یک انسان بدون هیچ دادگاه عادلانه و علنی. «نه به اعدام»، نه به قطع اینترنت، نه به پایمال کردن حقوق شهروندی، نه به رانتخواری و ویژهخواری، نه به زایل کردن حق انتخاب کردن و انتخاب شدن، نه به مقام مادامالعمر در حکومتداری، شانهبهشانهٔ «نه به جنگ» حرکت میکنند و این اصل اساسی ملیگرایی مدنی و دموکراتیک است.
اگر ما نمیخواهیم کشورمان طعمهٔ رقابتهای منطقهیی و جهانی شود و مرزهای ملیاش مورد تاختوتاز قرار بگیرد، به همان نسبت هم نمیخواهیم «شهروندان» ایران بازیچهٔ هوس اصحاب قدرت و جنون سیریناپذیر میل به خونخواری شوند. از این منظر:
ما از کشته شدن کودکان میناب ابراز انزجار میکنیم.
از اعدام جوانان ایران بیزاری میجوییم.
از مشی و منش استبداد، از دلهای بیرحم و عطش به ریختن خون دوری میجوییم.
و اینها اصول آشتیناپذیرند و توجیه یکی به نفع دیگری نفی ملیگرایی اصیل مدنی مبتنی بر دفاع بیقیدوشرط از حقوق شهروندان ایرانی و خانهای به نام ایران در برابر تعدیهای داخلی و خارجی است.
طرفداران گفتمان «نه به جنگ» و «نه به دیکتاتوری» سرافرازند.
نه در برابر این جنایت سکوت کردند نه در برابر آن جنایت. ایران خانهٔ کودکان مینابی است، خانهٔ ساسان آزادور، خانهٔ کیان و ماکان است، و سزاوار نیست اهل خانه را روزی سرکوبگر داخلی بکشد، روزی دیگر متجاوز خارجی؛ یک روز بمب چندتُنی، یک روز جوخهٔ اعدام. از دلهای خالی از رحم، از عدد کردن، و ارزان کردن جان انسان بیزاریم.
از کانال تلگرام نویسنده