شنبه۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
سیاست، وقتی از عقل جدا شود، به نمایش تبدیل میشود، و نمایش، وقتی به قدرت گره بخورد، به فاجعه. آنچه امروز در رفتار دونالد ترامپ دیده میشود دیگر سبک سیاسی نیست، اختلال در منطق قدرت است، جهش از سیاست به هیجانسالاری. در این مدل، تصمیم جایش را به تحریک میدهد، و محاسبه قربانی صدا میشود.
دونالد ترامپ سخن نمیگوید، شلیک میکند. واژههایش دیپلماسی نیستند، مهمات روانیاند. او مذاکره نمیکند، صحنهآرایی بحران میکند. و در این صحنه، حقیقت نه تحریف میشود، بلکه عمداً بیاهمیت میشود. این سیاست نیست، سیاستِ نمایشی بیمهار است.
اما خطر فقط در خود او نیست. خطر در تشویق ساختاری افراط است. وقتی سیستم سیاسی، بهجای مهار کردن، دست میزند، افراط از استثنا به قاعده تبدیل میشود. اینجا دیگر با فرد مواجه نیستیم، با الگویی تکثیرشونده طرفیم. و تاریخ نشان داده که الگوها از افراد خطرناکترند.
دونالد ترامپ تهدید میکند، جهان باید تفسیر کند. او اغراق میکند، بازارها میلرزند. او شعار میدهد، منطقهها به مرز انفجار نزدیک میشوند. این قدرت نیست، این بیثباتی مسلح است، نوعی از قدرت که نه برای ساختن، بلکه برای لرزاندن طراحی شده است.
و حالا این لرزش بهسمت ایران نشانه رفته است.
اما خطای مرگبار نه در آنجاست که او چه میگوید، در آنجاست که دیگران چگونه پاسخ میدهند. اگر سیاست در تهران نیز به دام واکنشمحوری بیفتد، اگر هیجان جای استراتژی را بگیرد، اگر پاسخها آینهٔ همان بیثباتی شوند، آنگاه بحران فقط تشدید نمیشود، بازآفرینی میشود.
اینجاست که باید یک حقیقت را بیپرده گفت: بزرگترین خطر برای ایران تهدید دونالد ترامپ نیست، ترامپی شدن واکنش ایران است.
این همان نقطهای است که کشورها سقوط میکنند، نه وقتی زیر فشارند، بلکه وقتی شبیه به منبع فشار میشوند.
ایران امروز نه با دشمنی کلاسیک، بلکه با آشوبی طراحینشده روبهرو است. و آشوب از دشمن خطرناکتر است، چون دشمن منطق دارد، آشوب ندارد. در برابر دشمن میتوان استراتژی ساخت، اما در برابر آشوب فقط میتوان لغزید، اگر مهار نشود.
در چنین شرایطی، اشتباه دیگر یک انتخاب نیست، یک زنجیره است. یک تصمیم غلط تصمیم بعدی را اجبار میکند. و ناگهان کشور در مسیری قرار میگیرد که نه آغازش دست خودش بوده، نه پایانش.
اینجاست که آن جملهای که باید در تاریخ بماند شکل میگیرد؛ مسئله این نیست که دونالد ترامپ جهان را بیثبات میکند، مسئله این است که جهان با چه سرعتی شبیه به او میشود.
و اگر این شباهت آغاز شود، دیگر نیازی به جنگ نیست.
فروپاشی از درون اتفاق میافتد.
دونالد ترامپ ممکن است برود، اما الگوی ترامپی اگر بماند، از هر جنگی ماندگارتر و مخربتر خواهد بود. تاریخ این دوره را با نام جنگ به یاد نخواهد آورد، با نام خطای تمدنی ثبت خواهد کرد، لحظهای که قدرت جای عقل را گرفت و جهان، بهجای اصلاح کردن، تقلید کرد.
و این شاید بیرحمانهترین جمعبندی ممکن باشد: خطر دونالد ترامپ در کاخ سفید نیست، در ذهنهایی است که تصمیم میگیرند شبیه به او فکر کنند.
از کانال تلگرام نویسنده