Skip to content
می 16, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • ورود ایران و آمریکا به مرحلهٔ بازی «حراج دلار» – پیش‌بینی نویسندهٔ «جنگ‌ها چگونه پایان می‌یابند» از سرنوشت جنگ
  • ایران
  • خبرها
  • دیدگاه‌ها

ورود ایران و آمریکا به مرحلهٔ بازی «حراج دلار» – پیش‌بینی نویسندهٔ «جنگ‌ها چگونه پایان می‌یابند» از سرنوشت جنگ

متن پیش رو، برگردانی از یکی از تحلیل‌های تأمل‌برانگیز گیدئون رز، نویسندهٔ کتاب معروف ««جنگ‌ها چگونه پایان می‌یابند»، در خصوص جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران است. نویسنده با بهره‌گیری از مفاهیم نظریهٔ بازی‌ها، به‌ویژه مدل «حراج دلاری»، نشان می‌دهد که چگونه رهبران سیاسی ناخواسته در بن‌بست‌های ویرانگر گرفتار می‌شوند و چرا پایان دادن به جنگ‌ها اغلب بسیار پیچیده‌تر و دشوارتر از آغاز کردن آنهاست.

شنبه۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵

پس از توافق بر سر آتش‌بسی دوهفته‌یی که اکنون بیش از سی روز از آن می‌گذرد، آمریکا و ایران هر دو خود را پیروز میدان معرفی می‌کنند. روایت هر دو طرف مشابه است: «ما مقاومت کردیم و حریف زودتر عقب نشست.» اما واقعیت آن است که هر دو بازیگر در عمل به نتیجه‌ای مساوی تن داده‌اند. چنین تعلیقی از همان ابتدا نیز قابل پیش‌بینی بود، زیرا که ساختار این تقابل دامنهٔ انتخاب‌های بازیگران را به‌شدت محدود می‌کرد، حتی برای بازیگران نامتعارفی چون طرف‌های تخاصم اخیر. حالا ظاهراً ایران طرح جدید مذاکراتی‌اش را به آمریکا ارائه کرده است. 

جنگ‌ها، همانند بازی شطرنج، از سه پرده تشکیل می‌شوند: آغاز، میانه، و پایان. در مرحلهٔ آغازین، نیرو‌ها آرایش می‌گیرند و درگیری کلید می‌خورد. اگر پیروزی قاطعی در این مرحله به دست نیاید، جنگ وارد مرحلهٔ میانی می‌شود، جایی که دو طرف می‌کوشند یکدیگر را به تسلیم وادارند. با روشن‌تر شدن روند نبرد، به‌تدریج چشم‌اندازِ نتیجهٔ منطقی نمایان می‌شود و تقابل به مرحلهٔ پایانی پا می‌گذارد که در آن جزئیات توافق نهایی چکش‌کاری می‌شود.

در این جنگ خاص، پردهٔ میانی با تهدید دونالد ترامپ آغاز شد: «اگر ایران تنگهٔ هرمز را باز نکند، با ویرانی عظیمی روبه‌رو خواهد شد.» این مرحله تا زمانی که دو طرف به توافقی پایدار برای پایان دادن به خصومت‌ها دست یابند ادامه خواهد یافت. آتش‌بس فعلی احتمالاً پابرجا می‌ماند، دقیقاً به همان دلیلی که از ابتدا برقرار شد: هر دو طرف آسیب دیده‌اند و خوب می‌دانند که تشدید درگیری‌ها صرفاً به تصاعد مهارگسیختهٔ هزینه‌ها می‌انجامد.

دولت ترامپ منازعه را با این پیش‌فرض آغاز کرد که درگیری کوتاه و کم‌هزینه خواهد بود و ایران یا توانایی پاسخگویی ندارد یا از آن امتناع می‌ورزد. اما هیچ‌یک از این فرض‌ها درست از آب درنیامد. در پی فرسایشی شدن نبرد، وضعیت از منطق شطرنج فاصله گرفت و به بازی مرگ‌باری در نظریهٔ بازی‌ها موسوم به «حراج دلار» (Dollar Auction) شباهت یافت، بازی شومی که شرکت‌کنندگانش را در چرخه‌ای پایان‌ناپذیر و زیان‌بار از تشدید تنش گرفتار می‌کند.

در بازی «حراج دلاری»، دو نفر برای تصاحب یک اسکناس یک‌دلاری رقابت می‌کنند، با این شرط مهم که هر دو نفر (حتی بازنده) باید مبلغ آخرین پیشنهادشان را بپردازند. در آغاز، پیشنهاد‌ها به امید کسب سود بیشتر می‌شود. اما به‌محض نزدیک شدن به مرز یک دلار، تله بسته می‌شود. فردی که یک دلار پیشنهاد داده در صورت بُرد فقط سر‌به‌سر می‌شود، اما بازنده تقریباً به اندازهٔ پیشنهاد برنده ضرر می‌کند. بنابراین، بازنده به‌شدت وسوسه می‌شود تا با پیشنهادی بیشتری (مثلاً یک دلار و یک سنت) زیانش را کاهش دهد. این منطق برای طرف مقابل نیز صدق می‌کند و بدین ترتیب، رقابت بدون هیچ نقطهٔ توقفِ منطقی ادامه می‌یابد. هزینه‌ها تا زمانی که یکی از دو طرف تسلیم شود یا از پا درآید انباشته می‌شود.

جنگ‌ها نیز اغلب به چنین سرنوشتی دچار می‌شوند. هزینه‌ها به‌صورت تدریجی و بی‌وقفه افزایش می‌یابند و دو طرف در نهایت بسیار بیشتر از آنچه در ابتدا پیش‌بینی می‌کردند تاوان می‌دهند. تا اواسط فروردین، زمانی که آشکار شد هیچ‌کدام از طرف‌های جنگ به‌سادگی کوتاه نخواهند آمد، این درگیری نیز به نقطه‌عطف رسید و برای هر دو سو کاملاً زیان‌بار شد.

«حراج دلار» پایان ذاتی و مشخصی ندارد. همان‌گونه که مارتین شوبیک (اقتصاددان و مُبدع این نظریه) بیان می‌کند، نتیجهٔ این بازی بیش از هر چیز به روان‌شناسی بازیگران و شرایط ضمنیِ محیط رقابت بستگی دارد. در این منازعه، عامل تعیین‌کننده توانایی هر یک از طرف‌ها در وارد کردن خسارت‌های سنگین به دیگری بود: آمریکا از طریق قدرت ویرانگر هوایی، و ایران از طریق حمله به شریان‌های اقتصادی و زیرساخت‌های خلیج فارس. این توازن وحشت نوعی «بازدارندگیِ درون‌جنگی» ایجاد کرد، به‌گونه‌ای که هر دو طرف از ترس اقدام متقابل حریف از به‌کارگیری سلاح‌های نهایی‌ پرهیز کردند.

تهدید ترامپ مبنی بر نابود کردن «کامل یک تمدن » به احتمال زیاد بلوف سیاسی بود، زیرا که عملی کردنِ آن برای آمریکا بسیار پُرهزینه و برای متحدان منطقه‌یی‌اش در خلیج فارس به‌شدت پُرخطر تمام می‌شد. با وجود این، از آنجا که رفتار‌های غیرقابل پیش‌بینی ترامپ همیشه هم نمایشی نیست، ایران نمی‌توانست با قاطعیت روی عقب‌نشینی او حساب باز کند. در نتیجه، هیچ‌کدام حاضر نشدند منازعه را به جنگ تمام‌عیار تبدیل کنند و هر دو از لبهٔ پرتگاه عقب نشستند. دقیقاً از همین نقطه بود که «بازی پایانی» رسماً آغاز شد.

بازی پایانی

پذیرش آتش‌بس اعترافِ ضمنیِ هر دو طرف به این واقعیت بود که هیچ‌کدام قادر به تحقق تمام هدف‌هایش نیست. اما در عالم سیاست، مفهوم «تساوی» طیف گسترده‌ای میان پیروزی مطلق و شکست قطعی را در بر می‌گیرد. از این رو، نحوهٔ مدیریت و پیشبردِ مرحلهٔ پایانی اهمیتی حیاتی و تعیین‌کننده دارد.

در جریان مذاکرات (که در این سناریو فرض می‌شود با میانجیگری پاکستان در جریان است)، دو طرف باید برای مجموعه‌ای از مسائل دشوار به راه‌حل‌هایی بینابینی دست یابند: برنامه‌های هسته‌یی و موشکی ایران، معماری تحریم‌های آمریکا، ترتیبات امنیتی عبور و مرور در تنگهٔ هرمز، نفوذ منطقه‌یی ایران، و همچنین عملیات‌های نظامی اسرائیل در لبنان. شکاف میان مطالبات دو طرف به‌قدری عمیق است که برخی تحلیلگران احتمال فروپاشی کامل مذاکرات را مطرح می‌کنند. با این حال، هر دو طرف به‌خوبی آگاهند که بازگشت به میدان نبرد به‌منزلهٔ سقوط دوباره در همان چرخهٔ جهنمی است: هزینه‌های فزاینده، دستاورد‌های رو به افول، و انتخاب میان گزینه‌هایی که هر یک از دیگری فاجعه‌بارتر است.

دیپلماسی ماهرانه، از جنس آنچه هنری کیسینجر در آن تبحر داشت، شاید بتواند از دل این مذاکرات پایه‌های نظم امنیتیِ پایداری را در منطقه بنا کند. اما در غیاب چنین چهره‌های برجسته‌ای، بالا بردن سطح انتظارات خطاست. محتمل‌ترین خروجی ترکیبی از مصالحه و تعویق خواهد بود: توافق‌هایی عمل‌گرایانه برای احیای نسبی جریان اقتصاد در خلیج فارس، در حالی که مسائل و اختلاف‌های بنیادین همچنان به حالت تعلیق باقی می‌مانند.

در نهایت، ایران احتمالاً بخش‌هایی از برنامه هسته‌یی‌اش را حفظ می کند، اما با محدودیت‌های سختی که آمریکا بر آن تحمیل خواهد کرد. شبکه‌ای از تحریم‌ها لغو و بخش‌های دیگری پابرجا خواهند ماند. تردد کشتی‌ها در تنگهٔ هرمز از سر گرفته می‌شود، اما تحت قواعدی جدید که احتمالاً تا حدودی منافع ایران را نیز تأمین می‌کند.

در این میان، عامل اسرائیل معادله را پیچیده‌تر می‌سازد. منافع آمریکا و اسرائیل انطباق کاملی با یکدیگر ندارند. ایران خواستار مهار کردن تحرک‌های اسرائیل در چارچوب توافق جامع است، در حالی که اسرائیل بر حفظ آزادی عمل نظامی خودش اصرار می‌ورزد. آمریکا در این موقعیت ناگزیر است هم‌زمان با دشمنش مذاکره کند و با متحدش چانه بزند، وضعیتی که البته در تاریخ دیپلماسی بی‌سابقه نیست. با وجود این، اهمیت استراتژیک مذاکرات آمریکا و ایران به‌قدری زیاد است که هیچ‌یک اجازه نخواهد داد اختلاف‌های مربوط به اسرائیل روند کلی تنش‌زدایی را مختل سازد.

این تقابل فقط هدف‌های نظامی حداقلی آمریکا را محقق می‌سازد، اما از دستیابی به هدف‌های کلان و راهبردی بازمی‌ماند. اختلاف‌های بنیادین حل‌نشده باقی می‌ماند و رقابت‌ها در قالب‌های غیرمستقیم، از جمله عملیات‌های پنهان، استمرار خواهد یافت. ساختار سیاسی ایران پابرجا می‌ماند، اما با اقتصادی زیر فشار و توانمندی‌هایی که آسیب دیده‌‌اند. تنش‌های منطقه‌یی نیز فروکش نخواهد کرد، بلکه به بحرانی مزمن تبدیل خواهد شد.

پرسش اساسی برای آمریکا این است: آیا تحمیل این میزان از هزینه ارزشش را داشت؟ استراتژیست‌های اسرائیلی این نوع عملیات‌های مقطعی و تکرارشونده برای مهار کردن تهدیدها را اصطلاحاً «چمن‌زنی» می‌نامند. قضاوت دربارهٔ کارآمدیِ این رویکرد در نهایت به این بستگی دارد که تا چه حد از خطراتِ پنهانِ آینده هراس داشته باشیم و تا کجا حاضر باشیم برای حفظ امنیتِ کوتاه‌مدت هزینه بپردازیم. راهبردپردازان (استراتژیست‌های) آمریکایی با توجه به مسئولیت‌های کلانی که در حفظ نظم منطقه‌یی و جهانی دارند معمولاً از اتخاذ چنین رویکرد‌های فرسایشی پرهیز کرده‌اند، مگر آنکه مذاکرات به نتایجی استثنایی و دور از انتظار بینجامد. در غیر این صورت، هزینه‌های گزاف و دستاورد‌های ناچیزِ این تقابل، که ترامپ شاید آن را صرفاً «گردشی کوتاه» بپندارد، تنها بر تردید تاریخی استراتژیست‌ها در مورد کارایی جنگ صحّه خواهد گذاشت.

از وبگاه رویداد۲۴

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: درخواست غرامت ایران از ۶ کشور عربی
Next: اعدام یعقوب کریم‌پور و ناصر بکرزاده: دو پروندهٔ امنیتی دیگر زیر سایهٔ اتهام جاسوسی
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved