Skip to content
می 2, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • «زندگی» از سبد معیشت خانوار ایرانی حذف شد!
  • اجتماعی
  • ایران
  • خبرها

«زندگی» از سبد معیشت خانوار ایرانی حذف شد!

مرز باریک میان زندگی و بقا در اقتصاد ایران: پس از کسر هزینه‌های ثابت مانند مسکن و درمان، تنها بخش کوچکی از درآمد باقی می‌ماند که باید همهٔ نیازهای پیش‌بینی‌نشدهٔ زندگی را پوشش دهد.

پنجشنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵

حداقلی زندگی کردن هم دیگر «حداقل» نیست؛ وقتی حتی در ساده‌ترین و فشرده‌ترین شکل ممکنِ هزینه‌کرد دخل و خرج به‌زحمت به هم می‌رسد، زندگی نه با رفاه، بلکه با حذف و تعویق و اضطراب پیش می‌رود.

به گزارش سلامت نیوز، به نقل از اقتصاد نیوز، زندگی با حداقل مزد در ایران دیگر فقط یک سبک ساده‌زیستی نیست، نوعی مدیریت دائمی کمبود است. اگر یک خانوادهٔ سه‌نفره را در نظر بگیریم، دو بزرگ‌سال و یک کودک خردسال، که یکی از والدین حداقل حقوق کارگری می‌گیرد و دیگری نیز از بیمهٔ بیکاری با حداقل دریافتی برخوردار است، مجموع درآمد ماهانهٔ آنها به حدود ۴۴میلیون تومان می‌رسد که وقتی پای واقعیت هزینه‌ها به میان می‌آید، خیلی زود فرو می‌ریزد و صفر می‌شود.

مسکن: هزینه‌ای که پیش از شروع زندگی پرداخت می‌شود

اول ماه، پیش از هر خرید و هر تصمیم دیگری، اجاره خانه پرداخت می‌شود. در بسیاری از شهرهای ایران، حتی شهرهای متوسط، اجاره‌بها به‌راحتی بین ۱۰ تا ۱۵میلیون تومان در نوسان است. بر اساس داده‌های رسمی «مرکز آمار ایران»، سهم «مسکن، آب، برق و گاز» در سبد هزینه خانوار شهری به حدود ۴۰درصد رسیده است. این یعنی از همان ۴۴میلیون تومان، چیزی حدود ۱۷میلیون و ۶۰۰هزار تومان، پیش از آنکه حتی یک قلم کالا خریداری شود، کنار گذاشته می‌شود.

این رقم فقط یک عدد نیست، بلکه مرزی است که از همان ابتدا بخش بزرگی از درآمد را از دسترس خارج می‌کند. خانواده هنوز وارد سوپرمارکت نشده، هنوز به درمان یا حمل‌ونقل فکر نکرده، اما تقریباً نیمی از توان مالی‌اش را از دست داده است.

سفره‌ای که کوچک‌تر شده است

وقتی نوبت به خرید ماهانه می‌رسد، لیست نه بر اساس نیاز، بلکه بر اساس توان تنظیم می‌شود. در بخش پروتئین، این خانواده تنها به حداقل‌ها بسنده می‌کند: یک کیلوگرم گوشت حدود ۸۰۰ هزار تومان، دو کیلو گوشت چرخ‌کرده حدود یک میلیون و ۸۰۰هزار تومان، دو مرغ کامل نزدیک به ۸۰۰هزار تومان و یک شانه تخم‌مرغ حدود ۵۰۰هزار تومان هزینه دارد.

در کنار این‌ها، دو نوع حبوبات نیم کیلویی، قند و شکر، یک بسته ماکارونی و یک بطری روغن، مجموعاً حدود ۹۰۰هزار تومان به هزینه‌ها اضافه می‌کند. جمع این دو بخش به حدود ۴میلیون و ۸۰۰هزار تومان می‌رسد؛ رقمی که نشان می‌دهد پروتئین، به‌جای آنکه پایه تغذیه باشد، به یک کالای محدود و حساب‌شده تبدیل شده است.

لبنیات؟ حداقلِ حداقل

در بخش لبنیات، وضعیت حتی محدودتر است. خرید ماهانه شامل دو بطری شیر یک لیتری، دو بسته پنیر، یک دبه ماست، دو دبه دوغ و یک کره کوچک می‌شود. جمع این اقلام حدود ۹۰۰هزار تومان است. مطابق آمارهای رسمی مصرف لبنیات، که یکی از پایه‌های تغذیه سالم محسوب می‌شود، به شدت کاهش یافته و به حداقل ممکن رسیده است.

کودک؟ هزینه‌ای که نمی‌شود حذفش کرد

هزینه‌های مربوط به کودک، حتی در حداقلی‌ترین حالت، حذف‌ شدنی نیست. برای یک ماه، تنها ۱۰ شیر کوچک، ۱۰ آبمیوه، ۱۰ کیک و ۴ بسته بیسکویت در نظر گرفته می‌شود که حدود ۵۵۰هزار تومان هزینه دارد. این عدد، شاید کوچک به نظر برسد، اما در ساختار کلی بودجه همان هم باید با دقت محاسبه شود.

ستون اصلی سفره؟ با حساب و کتاب

اقلام اصلی سفره نیز با وسواس انتخاب می‌شوند: سه کیلو برنج ایرانی حدود یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان، یک بطری روغن ۳۵۰هزار تومان، یک بسته ماکارونی ۵۰هزار تومان، یک قوطی رب گوجه فرنگی ۸۰هزار تومان، ۵۰۰ گرم چای خارجی ۶۰۰هزار تومان، و حدود ۳۰ عدد نان در ماه نزدیک به ۴۵۰هزار تومان.

جمع این بخش به حدود ۳میلیون و ۳۵۰هزار تومان می‌رسد. این همان ستون اصلی تغذیه است، اما ستونی که دیگر نه تنوع دارد و نه امکان انعطاف.

میوه و سبزیجات؟ فقط برای خالی نبودن خانه

میوه و سبزیجات نیز در حدی خریداری می‌شوند که یخچال خانه کاملاً خالی نباشد: خیار، گوجه، سیب‌زمینی، پیاز و میوه‌هایی مثل سیب و پرتقال. مجموع یک سبد خرید متوسط میوه و سبزیجات حدود یک میلیون و ۷۰۰هزار تومان است. دیگر خبری از سبد رنگارنگ یا خرید آزادانه نیست؛ هر انتخاب، نتیجه یک حذف دیگر است.

بهداشت؟ فقط ضروری‌ها

در بخش بهداشت، فقط اقلام ضروری خریداری می‌شود: دستمال‌کاغذی، مایع ظرف‌شویی، مایع دست‌شویی، نوار بهداشتی، و پودر یا مایع لباس‌شویی. مجموع این هزینه‌ها حدود ۷۰۰هزار تومان است.

این بخش نیز، مانند سایر بخش‌ها، به حداقل کاهش یافته است.

مجموع حساب‌وکتاب یک زندگی حداقلی

جمع کل سبد خوراک و مصرفی ماهانه به حدود ۱۲میلیون تومان می‌رسد. در کنار هزینه ۱۷میلیونی مسکن، این عدد به حدود ۲۹میلیون تومان می‌رسد. یعنی بخش قابل توجهی از درآمد فقط صرف زنده ماندن می‌شود.

اگر سهم درمان را نیز اضافه کنیم، طبق آخرین آمار رسمی مرکز آمار ایران در سال ۱۴۰۴ حدود ۸درصد از هزینهٔ خانوار است، باید چیزی در حدود ۳میلیون و ۵۰۰هزار تومان دیگر کنار گذاشته شود. هزینهٔ حمل‌ونقل نیز به‌طور متوسط حدود ۱۰درصد، یعنی نزدیک به ۴میلیون و ۴۰۰هزار تومان است.

وقتی دخل‌وخرج به مرز می‌رسد

با کنار هم گذاشتن این ارقام، تصویر روشن‌تر می‌شود:

مسکن حدود ۱۷میلیون و ۶۰۰هزار تومان
خوراک و اقلام مصرفی حدود ۱۲میلیون تومان
درمان حدود ۳٫۵میلیون تومان
حمل‌ونقل حدود ۴٫۴میلیون تومان

جمع این هزینه‌ها به حدود ۳۷میلیون تومان می‌رسد، بدون در نظر گرفتن آموزش، پوشاک، ارتباطات، تفریح، و هزینه‌های پیش‌بینی‌نشده. این یعنی از ۴۴میلیون تومان درآمد، فقط حدود ۷میلیون تومان باقی می‌ماند که باید تمام اتفاق‌های غیرمنتظرهٔ زندگی را پوشش دهد.

جایی برای «زندگی» باقی می‌ماند؟

در چنین شرایطی، یک هزینه کوچک می‌تواند تعادل را بر هم بزند. یک تعمیر ساده، یک مورد بیماری، یک هزینه مدرسه یا حتی یک مهمانی معمولی، کافی است تا این ساختار شکننده فرو بریزد.

به گزارش‌های رسمی، در ماه‌های اخیر سهم خوراک و مسکن در سبد خانوار افزایش یافته است؛ به این معنا که فشار بر بخش‌های دیگر بیشتر شده و خانوارها ناچارند از آموزش، تفریح یا حتی سلامت خود بزنند.

در کنار همه این‌ها، شکل زندگی نیز تغییر کرده است. بسیاری از خدمات، از پرداخت قبوض گرفته تا آموزش و حتی خریدهای روزمره، به بستر آنلاین منتقل شده‌اند. این تغییر، اگرچه دسترسی را ساده‌تر کرده، اما هزینه‌های جدیدی نیز ایجاد کرده است؛ از اینترنت و بسته‌های ارتباطی گرفته تا کارمزدها و خدمات دیجیتال. به این موارد، باید هزینه فیلترشکن را هم اضافه کنیم.

در نتیجه، بخشی از هزینه‌های زندگی که پیش‌تر یا وجود نداشت یا ناچیز بود، امروز به یک مؤلفه ثابت در سبد هزینه خانوار تبدیل شده است.

زندگی در مرز بقا

آنچه از این تصویر برمی‌آید نه یک زندگی معمولی، بلکه زیستی در مرز حذف است. حذف تنوع غذایی، حذف تفریح، حذف پس‌انداز، و حتی در مواردی حذف بخشی از نیازهای ضروری. در چنین شرایطی، حداقل مزد دیگر تضمین‌کنندهٔ حداقل زندگی نیست، بلکه صرفاً ابزاری برای ادامه دادن در وضعی است که هر ماه می‌تواند سخت‌تر از ماه قبل باشد.

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: خانه‌نشینی و بیکاری زنان بعد از جنگ
Next: انتقال اصغر حاجب، معلم بازداشتی، به بیمارستان
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved