پنجشنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
سمین کاظمی، جامعهشناس: «در جنگ ۴۰روزه بخش زیادی از فرصتهای شغلی ازدسترفته مربوط به مشاغل زنان سرپرست خانوار بوده است. این بیکاری زنان را به قعر سلسلهمراتب طبقاتی و جنسیتی میکشاند؛ فقر سرآغاز آسیبهای اجتماعی مانند بیخانمانی و خشونت است.»
به گزارش خبرنگار ایلنا، چنگال فقر این روزها بیش از هر زمان دیگری گلوی شهروندان را میفشارد. «تعدیل» (بیکار کردن) و اخراج نیروی کار خیل عظیم شاغلان راندهشده از بازار کار در روزهای بعد از جنگ را در گرداب ترسی هولناک از آینده گرفتار کرده است. حالا آنهایی که بخت یارشان بوده و توان استفاده از مقرری بیمهٔ بیکاری را دارند در انتظار نظر کارشناسان شب را به صبح میرسانند. در این بین آنهایی که حتی به همین میزان هم اقبال ندارند و امکان استفاده از این مقرری حداقلی و ناچیز را ندارند در وضع بدتری قرار دارند.
در این بین، زهرا بهروز آذر، معاون زنان و خانواده ریاستجمهوری، چند روز پیش از آمار چشمگیر زنان بیکارشده پرده برداشت. به گفتهٔ او، از مجموع بیمههای بیکاری ثبتشده در ۴۰ روز اخیر تقریباً یکسوم مربوط به زنان است. بهروز آذر با اشاره به نسبت پایینتر حضور زنان به مردان در اشتغال رسمی این رقم را قابل توجه خوانده و گفته بود که این آمار نشاندهندهٔ سهم بیشتر زنان در خروج از بازار کار است.
کلیشههای جنسیتی عاملی مهم در اخراج زنان از بازار کار
سیمین کاظمی، جامعهشناس، معتقد است که در تعدیل نیرو اغلب فرودستترین بخش نیروی کار قربانی میشود، موضوعی که کلیشههای جنسیتی و تصورات جنسیتزده در شکلگیری آن نقشی پررنگ ایفا میکند: این کلیشهها که اشتغال زنان را نسبت به مردان کمتر ضروری جلوه میدهد موجب میشود که در شرایط «تعدیل» نیرو، در درجهٔ نخست زنان قربانی شوند، زیرا کماکان در ذهنیت جمعی و عمومی، زنان «نانآور خانواده» محسوب نمیشوند. این در حالی است که در ۲۲٫۵درصد خانوارهای ایران زن سرپرست خانوار است و اینها جزو فقیرترین و نیازمندترین خانوارهای جامعهاند.
به گفتهٔ او، در بازار کار ایران زنان عموماً پایینترین ردههای شغلی را تصدی میکنند و بیشتر در بخش اقتصاد غیررسمی شاغلاند. از این رو، در بحران اقتصادی، اخراج، و بیکاری- مانند بحران کنونی- زناناند که بیش از همه صدمه میبینند و شغلشان را از دست میدهند.
این جامعهشناس حوزهٔ زنان تأکید میکند که بیکاری زنان را به قعر سلسلهمراتب طبقاتی/جنسیتی میکشاند و موجب بیقدرت شدن آنها در خانواده و جامعه میشود: در طبقهٔ فرودست، بیکاری زنان موجب فقیرتر شدن و بدتر شدن کیفیت زندگی آنها و خانوادههایشان میشود، چنانکه این بخش از جامعه در تأمین نیازهای پایهییاش شامل غذا، بهداشت، و مسکن دچار درماندگی میشود. بیکاری زنان فرودست را با سیاهترین چهرهٔ فقر مواجه و آنها و خانواده و فرزندانشان را در معرض بیخانمانی، سوءتغذیه، بیماری، توقف تحصیل، و آسیبهای اجتماعی قرار میدهد.
او از پیامدهای «تعدیل» نیرو و بیکاری بر زنان طبقهٔ متوسط جامعه هم میگوید: بیکاری استقلال اقتصادی را از این گروه از زنان سلب و آنها را متکی به مردان میکند و در نتیجه کنترل مردان بر زندگی این زنان افزایش مییابد. در چنین وضعی، زنان در مواجهه با خشونت خانگی کمتر قادر به مقابله و نجات خودشاناند. از طرف دیگر، بیکاری توانمندی و شایستگی این زنان را زیر سؤال میبرد و آنها را مجبور به انزوا و خانهنشینی میکند.
کاظمی بیکار شدن را برای زنان مصیبتی ناگوار توصیف میکند، به این علت که در بازار کار ایران زنان بهزحمت میتوانند شغلی به دست آورند و در صورت اخراج شدن، بازگشت به کار برای آنها بهمراتب سختتر از مردان است: زنان برای اشتغال با مشکل مواجهاند، زیرا از اشتغال زنان بهصورت رسمی و واقعی حمایت نمیشود. همچنین، موانع فرهنگی و اجتماعی اشتغال زنان هنوز برقرار است.
فقط ۱۱درصد از زنان کشور شاغلاند
او تأکید میکند که هر بلایی که بر سر اقتصاد کشور نازل میشود باعث از دست رفتن بخشی از مشاغل زنان میشود، آنهم در شرایطی که نرخ اشتغال زنان بسیار کم است و در مجموع حدود ۱۱درصد از زنان شاغلاند. در پی هر واقعهٔ بحرانزا، از همین میزان اندک هم تعداد زیادی شغلشان را از دست میدهند. از تحریم تا دوران همهگیری کرونا و در جنگ ۱۲روزه، قربانیان اصلی بیکاری زنان بودهاند و در جنگ ۴۰روزه نیز همین ماجرا تکرار شده است.
این جامعهشناس اضافه میکند: موضوع تأسفآور این است که اساساً بیکار شدن زنان مشکل مهمی به حساب نمیآید و با این موضوع بهعنوان اتفاقی عادی برخورد میشود. به همین دلیل هم تلاش جدّی از سوی ساختار مدیریت کشور برای جبران آن صورت نمیگیرد. علت این معضل آن است که اشتغال زنان امر ضروری تلقی نمیشود.
او دربارهٔ تأثیر بیکاری و بیدرآمدی زنان بر جامعه توضیح داد: با بیکار شدن زنانی که سرپرستی بیش از یکچهارم خانوارهای کشور را بر عهده دارند، جمعیت عظیمی دچار فقر شدید و پیامدهای آن میشود. در جنگ ۴۰روزه بخش بزرگی از فرصتهای شغلی ازدسترفته مربوط به مشاغل زنان سرپرست خانوار بوده است. بیکاری فقیرتر شدن زنان و تشدید زنانه شدن فقر را در پی دارد. این درحالی است که فقر سرآغاز آسیبهای اجتماعی است. بیخانمانی زبالهگردی، و تحت خشونت قرار گرفتن از پیامدهای بیکاری زنان است.
به گفتهٔ این جامعهشناس، بیکاری زنان و کنار گذاشته شدن آنها از بازار کار پیامدهای اجتماعی و اقتصادی دیگری دارد که کمتر به آن توجه میشود. جامعهای که نیمی از پتانسیل و سرمایهٔ انسانیاش را کنار بگذارد هرگز روی رفاه، عدالت اجتماعی، و پیشرفت و توسعه را نخواهد دید.