Skip to content
می 1, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • مسئلهٔ هسته‌یی جنبهٔ حیثیتی پیدا کرده، اما نمی‌توان سرنوشت ۹۰میلیون نفر را به خطر انداخت!
  • ایران
  • دیدگاه‌ها
  • نوار متحرک

مسئلهٔ هسته‌یی جنبهٔ حیثیتی پیدا کرده، اما نمی‌توان سرنوشت ۹۰میلیون نفر را به خطر انداخت!

به خاطر مردم هم که شده باید مذاکرات به موفقیت برسد. تأخیر در مذاکره و حل مسئلهٔ محاصره جایز نیست.

گفت‌وگو با علی بیگدلی، تحلیلگر روابط بین‌الملل

پنجشنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵

 علی بیگدلی، تحلیلگر روابط بین الملل، تأکید می‌کند: «اکنون مردم در وضعیت فرساینده‌ای قرار گرفته‌اند. در سطح جامعه نشانه‌های خستگی و بی‌تابی کاملاً مشهود است. بر همین اساس، ممکن است مصلحت در این باشد که با در نظر گرفتن شرایط کلی کشور و با مشورت همهٔ نهادهای ذی‌ربط تصمیمی اتخاذ شود که فشار از دوش مردم برداشته شود، حتی اگر به معنای توقف موقت برخی فعالیت‌ها باشد.»

در حالی که مناسبات ایران و آمریکا پس از چهل روز جنگ و آتش‌بس ۱۹ فروردین نه به جنگی آشکار بازگشته‌ و نه به صلحی پایدار رسیده‌ است، وضع فعلی بیش از هر زمان دیگری به «تعلیق راهبردی» شباهت دارد که در آن ابزارهای فشار جایگزین درگیری مستقیم نظامی شده‌اند. در این میان، مسئلهٔ محاصرهٔ دریایی بندرهای ایران و مسدود ماندن تنگهٔ هرمز به‌عنوان مهم‌ترین اهرم فشار جایگاه ویژه‌ای یافته است.

به باور برخی کارشناسان روابط بین‌الملل، آنچه را که اکنون در جریان است نمی‌توان صرفاً تنش سیاسی یا امنیتی دانست، بلکه باید آن را نوعی «جنگ اقتصادیِ بدون شلیک گلوله» تلقی کرد. در این چارچوب، حضور نظامی آمریکا در آب‌های منطقه و کنترل عملی مسیرهای حیاتی کشتی‌رانی عملاً کارکردی مشابه با محاصرهٔ کلاسیک را پیدا کرده است که هزینه‌های جنگ مستقیم را برای طرف مقابل به همراه ندارد، اما آثار آن به‌تدریج بر پیکر اقتصاد داخلی نمایان می‌شود.

به تعبیر دیگر، راهبرد نظامی به راهبرد اقتصادی تغییر ماهیت داده است. این تغییر، دست طرف مقابل را برای تداوم فشار در بازه زمانی طولانی‌تر باز گذاشته، بی‌آنکه نیازمند ورود به یک جنگ کلاسیک باشد.

در چنین شرایطی، فشار اقتصادی به‌صورت مستقیم وارد زندگی روزمره مردم شده و آثار آن در افزایش هزینه‌های معیشت و تشدید نااطمینانی اجتماعی قابل مشاهده است.

برخی تحلیلگران بر این باورند که تداوم این وضع «نه جنگ و نه صلح» می‌تواند بیش از درگیری نظامی فرساینده و پرهزینه باشد. از این منظر، محاصرهٔ دریایی نه اقدامی مقطعی، بلکه بخشی از راهبرد فشار بلندمدت تلقی می‌شود که هدفش واداشتن ایران به پذیرش مذاکره‌ای فراگیر و تعیین‌کننده است.

در همین ارتباط خبرگزاری خبرآنلاین در گفت‌وگو با علی بیگدلی، تحلیلگر روابط بین الملل، به جنبه‌های گوناگون این موضوع پرداخته است. آنچه در ادامه می‌آید خلاصه‌ای از مهم‌ترین نکته‌هایی است که علی بیگدلی بیان کرده است.

‎●‎ به‌خاطر فشاری که بر مردم هست هم باید کاری کنیم. راهی جز ورود به مذاکره با آمریکا نداریم. این سفرهای پی‌درپی آقای عراقچی چندان نتیجه‌ای در بر نداشت. باید با آمریکایی‌ها گفت‌وگو کنیم؛ ما تنگه هرمز را باز کنیم و آمریکا نیز محاصره را بردارد. اما این اقدام انجام نشد. دلیل آن هم این است که آنان معتقدند باید همه مشکلات و اختلافات موجود در یک جلسه و به‌صورت جامع حل‌وفصل شود. از منظر دیپلماسی شاید نگرانی آنان درست باشد؛ زیرا اگر صرفاً از موضوع تنگه هرمز و محاصره آغاز کنیم، ممکن است مسئله هسته‌ای ـ که برای آنان اولویت دارد ـ به حاشیه رانده شود.

‎●‎ مجبوریم بخش عمده‌ای از خواست‌های آمریکارا بپذیریم! ما نیز در شرایط بسیار دشواری قرار داریم. با توجه به حجم بالای بیکاری و فشار لحظه‌به‌لحظه بر معیشت مردم، ناگزیریم کاری کنیم. اقداماتی که اکنون می‌کنیم ممکن است هر لحظه برای ما خطرناک‌تر شود. واقعیت این است که راهی جز ورود به مذاکره با آمریکا نداریم تا مشخص شود تا چه اندازه می‌توانیم به خواست‌های آنان پاسخ دهیم. به نظر من، محاصرهٔ دریایی آمریکا برای ما از جنگ نیز خطرناک‌تر است، زیرا در آینده‌ای نه‌چندان دور ممکن است آسیب‌های جبران ناپذیر به چاه‌های نفت ما وارد شود، فروش نفت از بین برود، و اقتصاد کشور با مشکلات شدیدتر مواجه شود.

‎●‎ استراتژی نظامی آمریکا به استراتژی اقتصادی تغییر یافته است. آمریکایی‌ها با توجه به هزینه سنگینی که متحمل شده‌اند و حجم عظیمی از تسلیحاتی که وارد منطقه کرده‌اند، به این نتیجه رسیده‌اند که دنبال کردن جنگ واقعی صرفه‌ای ندارد. یعنی دیگر گلوله‌باران و موشک‌زنی را بهترین راه نمی‌دانند. به این جمع‌بندی رسیده‌اند که اقتصاد ایران را در حالت خفقان نگه دارند. ترامپ به‌دنبال آن است که یک امتیاز برجسته از ایران بگیرد تا بتواند به افکار عمومی [داخل آمریکا] بفروشد. با توجه به حجم تسلیحاتی که وارد منطقه کرده و بیش از ۴۵میلیارد دلاری که هزینه شده است، ناگزیر است پاسخ‌گوی افکار عمومی، کنگره، و حزب جمهوری‌خواه باشد. بنابراین در پی آن است که دستاوردی مشخص ارائه دهد.

‎●‎ طبق قانون اساسی آمریکا، رئیس‌جمهور بدون مجوز کنگره می‌تواند تا ۶۰ روز در شرایط اضطراری اقدام نظامی کند و این مدت در صورت تداوم شرایط می‌تواند حدود ۳۰ روز دیگر نیز تمدید شود. بنابراین، در حالی که هزینه‌ای از جنس جنگ مستقیم پرداخت نمی‌کند، با حضور چند ناو سنگین در دریای عمان، عملاً گلوگاه ایران را تحت فشار قرار داده است. این وضعیت برای ما بسیار سخت و فرساینده خواهد بود.

‎●‎ مسئلهٔ هسته‌یی جنبهٔ حیثیتی پیدا کرده، اما نمی‌توان سرنوشت ۹۰میلیون نفر را به خطر انداخت! به نظر من، راهی جز ورود مستقیم به مذاکرات وجود ندارد. باید انتظارات به‌صورت مکتوب و از طریق کانال‌هایی مانند اسلام‌آباد یا هر مسیر دیگری به آمریکایی‌ها اعلام شود و در یک نشست جامع هم‌زمان دربارهٔ هر سه موضوع تنگهٔ هرمز، محاصرهٔ دریایی، و مسئلهٔ هسته‌یی مذاکره شود.

‎●‎ حیات سیاسی نتانیاهو در گرو جنگ است. زیرا اگر به شرایط عادی بازگردد، هم خود او و هم همسرش با پرونده‌های فساد اقتصادی مواجه‌اند و در صورت تشکیل دادگاه، احتمال زندانی شدن وجود دارد. در آن صورت، کابینه‌اش منحل خواهد شد و نخست‌وزیر نیز برکنار می‌شود. با توجه به اینکه انتخابات نخست‌وزیری نیز در پاییز برگزار می‌شود، این مسئله برای او اهمیت مضاعفی دارد. در شرایط فعلی، ترامپ آن‌قدر با مسائل و مشکلات گوناگون درگیر است که اسرائیل در این موضوع [برای ترامپ] نقشی اساسی ایفا نمی‌کند.

‎●‎‎ برای حل مسئله نباید تأخیر کرد. اکنون مردم در وضع فرساینده‌ای قرار گرفته‌اند. در سطح جامعه نشانه‌های خستگی و بی‌تابی کاملاً مشهود است. بر همین اساس، ممکن است مصلحت در این باشد که با در نظر گرفتن شرایط کلی کشور و با مشورت همهٔ نهادهای ذی‌ربط تصمیمی اتخاذ شود که فشار از دوش مردم برداشته شود، حتی اگر به معنای توقف موقت برخی فعالیت‌ها باشد.

در نهایت، اگر به آمریکا امتیازی داده نشود، ممکن است پیامدهای اجتماعی و سیاسی داخلی پیچیده‌تری شکل گیرد. بنابراین، تصمیم‌گیری در این مقطع نیازمند در نظر گرفتن همهٔ جنبه‌های داخلی و خارجی و اولویت دادن به حفظ ثبات و معیشت مردم است.

از وبگاه خبر آنلاین

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: جهان: آزادی مطبوعات در پایین‌ترین سطح ۲۵ سال اخیر؛ ایران: در قعر جدول
Next: ریشه‌ها، لایه‌ها، و روند احتمالی تحولات
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved