چهار شنبه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
وبسایت میدل ایست آی در گزارشی به سودهای کلانی که شرکتهای سوخت فسیلی و تسلیحاتی از جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران به جیب زدهاند پرداخته و آنها را برندگان بزرگ این جنگ نامیده که در برخی موارد سودشان میلیاردها دلار بوده است.
شمار کشتهشدگان این جنگ در ایران به بیش از سههزار و ۵۰۰ نفر بالغ شده و همچنین با انسداد تنگهٔ حیاتی هرمز هزینههای مالی در جهان نیز بهشدت افزایش یافته، اما این میان شرکتهای سوخت فسیلی و تولیدکنندگان سلاح شاهد افزایش چشمگیر سودهایشان بودهاند.
به نوشتهٔ میدل ایست آی، بنبست میان آمریکا و ایران در تنگهٔ هرمز باعث شده هزار و ۶۰۰ کشتی و ۲۰هزار دریانورد در خلیج گرفتار شوند، در حالی که قیمت نفت برنت به بیش از ۱۰۷ دلار در هر بشکه رسیده است که این امر به جیب میلیونها نفر در اروپا، آسیا، و سراسر جهان فشار وارد کرده، اما این همه فقط یک سوی ماجراست.
سوی دیگر ماجرا سود سرشار این شرکتهاست، از جمله شرکت بیپی، که طبق گزارش رویترز، سود سهماههٔ اولش نسبت به سال قبل بیش از دوبرابر شده و به ۳٫۲میلیارد دلار رسیده، رقمی که بیشترین میزان از سال ۲۰۲۳ برای این غول نفتی بریتانیایی است.
تحلیل اخیر مؤسسهٔ خیریه اقلیمی گلوبال ویتنس برای روزنامه گاردین نشان داد که شرکتهای بزرگ نفت و گاز در ماه اول جنگ علیه ایران بیش از ۳۰میلیون دلار در هر ساعت سود کسب کردهاند.
این در حالی است که پیشبینی میشود قبض انرژی خانوارهای بریتانیایی از ماه ژوئیه به بعد بهدلیل کمبود سوخت ناشی از بسته شدن تنگه هرمز سالانه تا ۳۰۰ پوند (۴۰۶ دلار) افزایش یابد. نظرسنجیهای اخیر نیز نشان میدهد ۴۴درصد مردم قادر به پرداخت این افزایش بها نخواهند بود و این وضع به ناامنی غذایی جهانی نیز دامن میزند.
میدل ایست آی مینویسد که مدیران عامل بزرگترین شرکتهای انرژی بریتانیا نیز شاهد افزایش میلیونها پوندی ثروت شخصیشان پس از این بحران بودهاند.
لیندا کوک، مدیرعامل شرکت نفت و گاز هاربر انرژی، پس از آغاز حملههای آمریکا و اسرائیل در روز نهم اسفند ۱۴۰۴ شاهد افزایش بیش از ۴میلیون پوندی ارزش سهامش بود که مجموع آن به ۲۶میلیون پوند رسید.
در همین دوره، ارزش سهام وائل ساوان، مدیرعامل شرکت شل، نزدیک به ۱٫۸میلیون پوند افزایش یافت و به ۱۳٫۲میلیون پوند رسید. همچنین ارزش سهام کریس اوشی، مدیر شرکت سنتریکا، بیش از ۳۰۰هزار پوند و سهم کارول هاول، معاون مدیرعامل بیپی، بیش از ۵۰۰هزار پوند افزایش یافت.
در سطح جهانی نیز مایکل ویرث، مدیرعامل شرکت شورون، بیش از ۴۴میلیون پوند به ارزش سهامش افزود و شرکت نروژی اکویینور، که بخش زیادی از گاز بریتانیا را تأمین میکند، شاهد رشد بیش از ۴۵درصدی ارزش سهامش بود.
از آنجا که قیمت نفت و گاز در بازارهای جهانی تعیین میشود، «اختلال در عرضه در هر نقطه از سیستم باعث افزایش قیمت در همهجا میشود.» به گفتهٔ جاگانادها پاوان تاموادا، استاد اقتصاد کسبوکار در دانشگاه کینگستون، از آنجا که تقاضا انعطافپذیری کمی دارد، این وضع به افزایش قیمت برای مصرفکنندگان و افزایش درآمد برای تولیدکنندگان منجر میشود.
سودهای صنعت تسلیحات
روند مشابهی در شرکتهای تسلیحاتی نیز دیده میشود. گزارش مؤسسه بینالمللی پژوهشهای صلح استکهلم نشان میدهد هزینههای نظامی جهانی در سال ۲۰۲۵ به ۲٫۸۸۷تریلیون دلار رسیده که یازدهمین سال متوالی افزایش است.
در حالی که ایالات متحده به طور متوسط روزانه ۱٫۸میلیارد دلار برای جنگ علیه ایران هزینه میکند، شرکت لاگهید مارتین، بزرگترین پیمانکار پنتاگون، از آغاز سال ۲۰۲۶ تا اوایل مارس شاهد افزایش نزدیک به ۴۰درصدی قیمت سهام خود بوده است.
تاموادا میگوید: «از منظر انگیزشی، این نتایج پیامد قابل پیشبینی نظامهایی است که در آنها عدمقطعیت و ریسک مستقیما به پول تبدیل میشود.»
به گفته او، انتظارات از بیثباتی آینده باعث افزایش ارزش سهام شرکتهای دفاعی میشود. به یک معنا، هزینه این بیثباتی را این شرکتها نمیپردازند، بلکه از آن سود میبرند. تاموادا افزود: «در عمل، ریسک به مصرفکنندگان منتقل میشود، در حالی که سود در بالا متمرکز میگردد.»
روث لندن، از بنیانگذاران گروه فوئل پاورتی اکشن، توضیح میدهد: «اینطور نیست که کمبود باعث افزایش هزینه شرکتها شود؛ بلکه آنها چون میتوانند، قیمت را بالا میبرند و تفاوت حاصل را به جیب میزنند.»
او میافزاید: «صنعت سوخت فسیلی از طریق فقر، جنگهای نفتی، آلودگی و تغییرات آبوهوایی آدمها را میکشد. این صنعت از جنگ علیه ایران سود کلانی برده و با این حال همچنان یارانه دریافت میکند.»
در حالی که آمارها نشان میدهد سالانه نزدیک به ۱۰هزار مرگ در بریتانیا با بیماریهای مرتبط با سرمای ناشی از فقر انرژی مرتبط است، مدیران نفت و گاز میلیونها پوند به دست میآورند و نابرابری را که از قبل نیز «بسیار بالا و رو به افزایش» بوده، تشدید میکنند.
فرار مالیاتی شرکتهای سوخت فسیلی
فیلیپ ایوانز از موسسه گرینپیس بریتانیا به میدلایست آی میگوید: «شوکهای قیمتی نفت و گاز مثل کریسمس برای شرکتهای سوخت فسیلی است؛ آنها مینشینند و میبینند سودشان چند برابر میشود.»
او خواستار واکنش قاطع دولت برای مالیاتگیری از سودهای کلان این شرکتها در بحران کنونی شد
اساسا یکی از راههای مقابله با این وضعیت، افزایش مالیات بر شرکتهایی است که از بیثباتی جهانی سودهای هنگفت کسب میکنند. سازمان عدالت مالیاتی بریتانیا در نامهای به دولت این کشور با امضای ۴۰ نهاد مدنی، خواستار مقابله با سودجویی شرکتها از جنگ ایران و اعمال مالیات بر درآمدهای بادآورده شد تا بار اقتصادی بر دوش مصرفکنندگان نیفتد.
کیتلین بوسول، معاون این سازمان، گفت: «در میانه بحرانهای جهانی، برخی شرکتها در حالی که مردم ایران رنج میکشند، سودهای رکوردی کسب میکنند و مردم عادی در این کشور هزینه آن را میپردازند.»
او افزود: «سیستم مالیاتی ما به گونهای طراحی شده که از ثروت محافظت کند»، چرا که لابیگری شرکتها به آنها اجازه میدهد از پرداخت سهم عادلانه مالیات فرار کنند و همچنان یارانه دولتی دریافت کنند.
با وجود اینکه دولت بریتانیا توانست در سالهای ۲۰۲۲-۲۰۲۳ مالیات بادآوردهای به میزان ۶٫۸میلیارد پوند از شرکتهای انرژی دریافت کند، پوشش منفی رسانهها نشاندهنده نفوذ این صنعت بر رسانهها بوده است.
نظرسنجی موسسه یوگاو نشان میدهد بحران هزینههای زندگی مهمترین نگرانی رأیدهندگان است. اما دولت کارگر همچنان تمایلی به بازتوزیع کافی ثروت شرکتهای سودبر از افزایش قیمت انرژی ندارد؛ امری که به گفته بوسول نشاندهنده «قدرت عظیم این گروههای ذینفع» است.
انرژیهای تجدیدپذیر
پاتریک گالی از مؤسسه خیریه اقلیمی گلوبال ویتنس میگوید: «صنعت سوخت فسیلی ثروتمندترین و قدرتمندترین صنعتی است که تاکنون وجود داشته و در عین حال فریبکارترین.»
او میگوید این صنعت از «دههها انکار» تغییرات آبوهوایی/اقلیمی به «الگوی مستمر و هدفمند پنهانکاری و تأخیر» در اقدام علیه آن رسیده است.
جنگ علیه ایران دومین شوک انرژی در پنج سال اخیر را ایجاد کرده (اولی حمله روسیه به اوکراین بود) و پیشبینی میشود پیامدهای آن شدیدتر باشد.
به گفتهٔ گالی، درس مهم این است که باید از نفت و گاز فاصله بگیریم و در انرژیهای تجدیدپذیر سرمایهگذاری کنیم؛ نه فقط برای اقلیم، بلکه برای امنیت ملی.
او میگوید: «استقلال انرژی به آزادی واقعی ژئوپلیتیکی منجر میشود، چرا که دیگر مجبور نیستید برای خرید سوخت فسیلی با حکومتهای اقتدارگرا مدارا کنید.» او اسپانیا را مثال میزند که به دلیل عدم وابستگی به انرژی آمریکا توانسته در برابر دولت ترامپ مقاومت کند.
گالی تأکید میکند که حرکت نکردن در این مسیر نتیجهٔ «انتخاب دولتها» است و اشاره میکند که وزیران حزب کارگر در سال اول قدرت بیش از ۵۰۰ بار با لابیگران سوخت فسیلی دیدار داشتهاند.
دفتر کار بدون دیوار
صنایع سوخت فسیلی و دفاعی/نظامی از جمله صنایعیاند که بیشترین یارانه را در بریتانیا دریافت میکنند؛ سالانه حدود ۱۷٫۵میلیارد پوند به نفت و گاز اختصاص مییابد و یکمیلیارد پوند یارانهٔ علمی دولتی به شرکت تسلیحاتی بیایایی سیستمز داده شده است.
اندرو فاینشتاین این وضع را نوعی «رفاهگرایی شرکتی» و «خصوصیسازی پول عمومی» میداند.
او میگوید تجارت تسلیحات یکی از «مستعدترین بخشها برای فساد» است و حدود ۴۰درصد فساد تجارت جهانی را شامل میشود، در حالی که تنها ۰٫۵درصد از تجارت جهانی را تشکیل میدهد.
او همچنین به معاملات مشکوک در آمریکا اشاره میکند، از جمله فعالیتها در پلتفرم پلیمارکت که دونالد ترامپ جونیور در آن سرمایهگذاری کرده است.
طبق گزارش فایننشال تایمز، درست چند دقیقه قبل از اعلام مذاکرات «بسیار خوب» ترامپ با ایران، بیش از ۵۰۰میلیون دلار معاملات آتی نفت انجام شده که نشاندهندهٔ احتمال استفاده از اطلاعات داخلی است.
فاینشتاین میگوید: «هرگز ندیده بودم جنگ و درگیری تا این حد آشکار برای سود کوتاهمدت دستکاری شود.»
او میافزاید: «جنگها تا حدی برای این انجام میشوند که افراد داخلی بتوانند در بازار سهام سود ببرند.»
او همچنین به مزیت «محرمانگی» در صنعت تسلیحات اشاره میکند. در سال ۲۰۱۰، شرکت بیایایی سیستمز به دلیل معاملات فاسد ۴۰۰میلیون دلار جریمه شد. با این حال، این شرکتها مانند «بازوی دولت» تلقی میشوند و مدیران آنها به اطلاعات حساس دسترسی دارند و بر سیاستهای دولتی تأثیر میگذارند.
آنا استاوریناکیس میگوید شرکتهای دفاعی خصوصی هستند اما یارانههای عظیمی از بودجه دولتی دریافت میکنند، در حالی که سودها بهصورت خصوصی تصاحب میشود.
گروه کارزار علیه تجارت اسلحه رابطه دولت و شرکتهای دفاعی را به مثابه حضور هر دو نهاد در «دفتر کار بدون دیوار» توصیف کرده است، که نشاندهنده نزدیکی و نفوذ بالای این صنعت است.
برای مثال، شرکت تسلیحاتی اسرائیلی البیت سیستمز با وزارت کشور بریتانیا دیدار کرده و در روندهای دموکراتیک «مداخله مستقیم» داشته است.
به گفته استاوریناکیس، «میان دولت و صنعت مجموعه فرضیات مشترکی وجود دارد که بر اساس آن اعتراضات باید مهار و اقدامات مستقیم سرکوب شوند.»