نیما حیدری
سهشنبه ۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
امارات متحده عربی اخیراً از پاکستان خواست که وام ۳٫۵ میلیارد دلاری را که به آن کشور داده بود فوری بازپرداخت کند. این اقدام امارات در ظاهر اقدامی مالی است، اما در واقع بخشی از معادلهٔ بزرگتری است که امروز روابط سیاسی در خلیج فارس، جنگ منطقهیی، و توازن قدرت در جنوب آسیا را به هم گره زده است.
بانک مرکزی پاکستان هم رسماً تأیید کرد که کل بدهی ۳٫۵میلیار دلاریاش به امارات متحده عربی را تا تاریخ ۲۳ آوریل (۳ اردیبهشت) بازپرداخت کرده است. این بازپرداخت در دو مرحله انجام شد: ۲٫۴۵میلیارد دلار که در اواسط آوریل پرداخت شد و یکمیلیارد دلار که در تاریخ ۲۳ آوریل به حساب صندوق توسعهٔ ابوظبی (ADFD) واریز شد. مقامات پاکستانی اعلام کردند که برای حفظ استقلال سیاسی و وقار ملی این مبلغ را فوری بازپرداخت کردند.
گفتنی است که این مبلغ بخشی از بستهٔ حمایتی امارات در سال ۲۰۱۸ (و بخشی دیگر در سال ۲۰۲۳) برای تثبیت تراز پرداختهای پاکستان بود که در سالهای اخیر بارها تمدید شده بود. اما این بار امارات از تمدید کردن وام خودداری کرد و برای اولین بار در هفت سال گذشته خواستار بازپرداخت کامل آن شد. پیش از این، در سالهای ۱۹۹۶-۱۹۹۷ هم پاکستان ۴۵۰میلیون دلار دیگر از امارات وام گرفته بود که بخشی از همین ۳٫۵میلیارد دلار محسوب میشد.
این تصمیم امارات پاکستان را بهنوعی «غافلگیر» کرد و فشار تازهای بر ذخایر ارزی شکنندهٔ آن کشور وارد آورد. اما پرسش اصلی این است: چرا حالا؟
امارات و پیام صریح به اسلامآباد: بیطرفی دیگر پذیرفته نیست
تحلیلگران در رسانههای منطقهای و بینالمللی یک نکته را تکرار میکنند: امارات از نقش میانجیگرانهٔ پاکستان میان ایران و آمریکا و تلاش دولت پاکستان برای حفظ بیطرفی در جنگ اخیر راضی نبود.
در فضای پس از حملههای اسرائیل و آمریکا و شلیکهای موشکی و پهپادی ایران به خاک کشورهای همسایه، امارات انتظار داشت پاکستان موضعی روشنتر و سختتر بگیرد. اما پاکستان بهجای همسویی کامل با محور آمریکا–خلیج فارس، مسیر «تعادلسازی» را انتخاب کرد که امارات آن را نوعی ابهام استراتژیک غیرقابل قبول میداند.
در چنین شرایطی، درخواست بازپرداخت ناگهانی وام ۳٫۵میلیارد دلاری نه تصمیمی اقتصادی، بلکه ابزار فشار سیاسی بود. پیامی بود که میگفت: اگر در میدان سیاست موضع نمیگیری، در میدان اقتصاد هزینهاش را میپردازی.
عربستان وارد میشود: رقابت نرم در خلیج فارس
همزمان با فشار امارات، درست چند روز پیش از تسویه حساب پاکستان با امارات، عربستان سعودی با تزریق ۳میلیارد دلار سپردهٔ جدید در دو مرحله (۱۵ و ۲۰ آوریل) به بانک مرکزی پاکستان و تمدید ۵میلیارد دلار سپردهٔ قبلی به مدت سه سال دیگر عملاً نقش «حامی اصلی» پاکستان را برای خودش تثبیت کرد. (علاوه بر این، صندوق بینالمللی پول نیز یک وام یکمیلیارد دلاری به پاکستان داده است. در نتیجه، ذخیرهٔ ارزی آن کشور فعلاً در محدودهٔ ۲۰میلیارد دلار تثبیت شده است.)
این اقدام عربستان در تضاد کامل با رفتار امارات نشان داد که رقابت میان امارات و عربستان بر سر نفوذ در پاکستان واقعی و رو به افزایش است، پاکستان به میدان جدیدی برای نمایش تفاوت رویکردهای دو قدرت خلیج فارس تبدیل شده است، و اینکه عربستان میخواهد جایگاهش را بهعنوان شریک استراتژیک و قابل اعتماد پاکستان تقویت کند، در حالی که امارات از ابزار فشار برای تنظیم رابطهاش استفاده میکند.
این دو سبک متفاوت تصویری روشن از بازآرایی قدرت در خلیج فارس ارائه میدهد که حتی کمکهای مالی نیز بخشی از رقابت ژئوپلیتیک شده است.
پاکستان در تنگنای ژئوپلیتیک: میانجیگری یا همسویی؟
پاکستان در سالهای اخیر تلاش کرده است میان ایران، آمریکا، عربستان، و امارات نوعی تعادل برقرار کند. اما جنگ اخیر در ایران و منطقه نشان داد که این تعادلسازی، دستکم در شرایط بحران، شکننده است. امارات از بیطرفی پاکستان ناراضی است. عربستان از نقش میانجیگرانهٔ پاکستان استقبال محتاطانه میکند. ایران از موضع پاکستان انتقاد نکرده، اما انتظار دارد پاکستان در برابر فشارهای کشورهای حوزهٔ خلیج فارس مقاومت کند. آمریکا هم از هرگونه میانجیگری که خارج از کنترلش باشد چندان خشنود نیست.
در چنین فضایی، پاکستان با یک پرسش بنیادین روبهروست: آیا میتواند همچنان میانجی بماند، یا باید در نهایت یکی از محورهای منطقهیی را انتخاب کند؟
پیامدهای بلندمدت: مثلث جدیدی در حال شکلگیری است
در نگاه کلان، این ماجرا نشانهٔ شکلگیری مثلث ژئوپلیتیک جدیدی است:
۱) امارات: فشار برای همسویی سیاسی
امارات نشان داد که از ابزار مالی برای ارسال پیامهای سیاسی استفاده میکند و در برابر بیطرفی پاکستان صبور نیست.
۲) عربستان: حمایت برای تثبیت نفوذ
عربستان سعودی با ارائهٔ کمک مالی فوری به پاکستان جایگاهش را بهعنوان شریک برای پاکستان تقویت کرد و عملاً از فرصت استفاده کرد تا فاصلهٔ پاکستان با امارات را افزایش دهد.
۳) پاکستان: بازیگری که باید هزینهٔ تعادل را بپردازد
پاکستان اکنون میداند که بیطرفی در جنگهای منطقهیی اگرچه از نظر امنیت داخلی ضروری است، اما از نظر مالی و دیپلماتیک هزینهبَر خواهد بود.
در مجموع میتوان گفت که درخواست امارات برای بازپرداخت ۳٫۵میلیارد دلار وامی که به پاکستان داده بود فقط «اقدام مالی» نبود، بلکه فرستادن یک پیام سیاسی بود، آنهم در لحظهای که کشورهای حوزهٔ خلیج فارس و جنوب آسیا در حال بازتعریف روابط سیاسیشان هستند.
این ماجرا نشان میدهد که جنگ اخیر خطوط جدیدی در روابط منطقهیی ترسیم کرده است، رقابت امارات و عربستان سعودی وارد مرحلهٔ جدید و حساستری شده است، پاکستان دیگر نمیتواند بدون دادن هزینه نقش میانجی را بازی کند، و نظم جدید در خلیج فارس بیش از هر زمان دیگری اقتصاد را به ابزاری برای سیاستورزی تبدیل کرده است.