صدف سرداری – آتیه آنلاین
یکشنبه ۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
ناشنوایان و نابینایان در نبود اینترنت بینالمللی درحالی مجبور به پرداخت هزینههای ۳۰ تا ۴۰میلیونی فیلترشکنها شدهاند که بدون این ابزارها زندگی روزمرهشان به سختی میگذرد.
اینترنت چشمان «امید» بود. اما حالا میگوید زندگی با قطعی اینترنت و نبود امکان دسترسی به پلتفرمها برای هیچ نابینایی مانند او عادی نیست. پسرِ ناشنوای «اعظم» هم وقتی مریض شد نتوانست به کارفرمایش خبر دهد. قبلاً برای او ارتباط با دنیای بیرون بهواسطهٔ تماس تصویری امکان داشت، اما این روزها تنها راه ارتباطی او با دیگران قطع شده و محدود به قرارهای حضوری میشود: «انگار که یک معلولیت به معلولیت قبلیشان هم اضافه شده باشد.» از اسفند سال گذشته که اینترنت جهانی مسدود شد، افراد دارای معلولیت نوع دیگری از خاموشی را تجربه میکنند و میگویند این روزها انگار بار دیگر از جهان طرد و جدا شدهاند.
ما را به ۲۰ سال قبل برگرداندهاند
زندگی برای افراد دارای معلولیت در ایران هیچوقت ساده نبود و از دسترسناپذیری بسیاری از مکانهای عمومی و موانع حضورشان در جامعه گفته شده اما قطعی اینترنت چالش جدیدی برایشان ایجاد کرده است.
مانند «امید هاشمی» که زندگی برایش تغییر کرده. او ۴۰ ساله و کارشناس دسترسیپذیری دیجیتال در سایت دیوار است. از دیدگاه امید، زندگی نابینایان به قبل از ورود ابزارهای هوشمند و بعد از آن تقسیم میشود. همانطور که زندگی خود او هم این روزها به قبل از دسترسی به اینترنت و بعد از آن تقسیم شده: «اغراق نیست اگر بگویم وجود اینترنت و موبایل در زندگی ما به همان اندازه اختراع بریل نقش داشته است. دهها کار را میتوانم نام ببرم که قبل از اینترنت نمیتوانستم انجام دهم اما الان بهراحتی امکانپذیر است.»
به گفتهٔ او، نابینایان از نرمافزارهای مختلفی و هوش مصنوعی کمک میگیرند که زندگیشان را سادهتر کرده. نمونهاش اپلیکیشن Be my eyes است؛ اپلیکیشنی که در آن افراد بینا به صورت داوطلبانه به نابینایان کمک میکنند: «زمان ثبتنام مشخص میکنید به چه زبانهایی میتوانید صحبت کنید و برای مثال زبان فارسی را انتخاب میکنید. من هم بهعنوان یک نابینای فارسیزبان در آن پلتفرم ثبتنام میکنم و زبان فارسی را انتخاب میکنم. حالا فرض کنید کتابی از کتابخانه برمیدارم و میخواهم بدانم اسمش چیست. در این برنامه درخواست تماس تصویری میدهید و برای یک داوطلب پیغامی ارسال میشود. تماس بدون اینکه دو نفر یکدیگر را بشناسند برقرار میشود.»
امید میگوید شاید نزدیک به یک میلیون نفر در این پلتفرم ثبتنام کردهاند و در چنین فضایی فرد نابینا در مدت زمان بسیار کوتاهی میتواند کمک دریافت کند و دیگری چشمان او باشد. اما با قطعی اینترنت حالا دسترسی به همین پلتفرم ساده که پیشتر هم به دلیل تحریم زیرساختهای آن، فقط با فیلترشکن امکانپذیر بود، وجود ندارد.
این تنها بخشی از تاثیر قطعی اینترنت بر زندگی نابینایان است و امید یک روزِ فرد نابینا را اینطور شرح میدهد که چگونه به کمک اپلیکیشنها و اینترنت میگذرد: «فرض کنید صبحی بیدار میشوم برای صبحانه میخواهم شیر بخورم. از تاریخ انقضای آن مطمئن نیستم. میتوانم از طریق هوش مصنوعی یک عکس از بطری شیر بگیرم و از هوش مصنوعی بپرسم تاریخ انقضای آن چه زمانی است. بعد از آن تصمیم میگیرم از خانه بیرون بیایم و میخواهم لباسی بپوشم اما نمیدانم چه رنگی است و آیا لکهای دارد یا خیر. از طریق پلتفرم Be my eyes با فرد داوطلبی در هرجایی از دنیا تماس میگیرم تا به من کمک کند. بعد از آن تصمیم میگیرم از اتوبوس استفاده کنم. با نرمافزار Tehran public transport به راحتی میتوان چک کنم که اتوبوس چه ساعتی میرسد یا باید سوار چه اتوبوسی شوم؛ بدون اینکه نیاز باشد از راننده یا بغل دستیام بپرسم. اگر در اتوبوس هم بخواهم بدانم به ایستگاه مدنظرم رسیدهام یا نه، از طریق اپلیکیشنهای مخصوص مسیریابی نابینایان استفاده میکنم.»
او توضیح میدهد که حالا علاوهبر این موارد، کتابخواندن هم برای این افراد تبدیل به یک کار دشوار شده: «اگر کتابی کاغذی باشد، از کتاب عکس گرفته، به پیدیاف تبدیل و پیدیاف را به نرمافزارهای مخصوصی میدهم که آن را با تکنولوژی OCR یا نویسهخوان نوری به فایل ورد تبدیل میکند. این تکنولوژی از طریق تابیدن نور، نوشتهها را تشخیص میدهد، آن را نوشتهها را از داخل عکس استخراج و تبدیل به متن میکند. بعد از آن، فایل ورد را با کمک صفحهخوان میخوانم.» اما حالا امید به دلیل نبود OCR ایرانی از چنین امکان انقلابیای محروم است.
امید به چالشهای دیگری هم اشاره میکند؛ از جمله اینکه نابینایان به محتواهایی که نابینایان خارجی برای این جامعه در یوتیوب تولید میکنند دسترسی ندارند یا این روزها نتوانستهاند صفحهخوان گوشیشان را آپدیت کنند: «تا قبل از دیماه، با وجود محدودیتهایی که در دسترسی به اینترنت داشتیم با فیلترشکن، کارهایی را انجام میدادیم. اما ناگهان با فشار یک دکمه، ما را به ۲۰ سال قبل برگرداندهاند.»
به گفته امید، در این روزها افراد نابینایی هستند که ناچار به خرید فیلترشکنهای گرانقیمت شدهاند: «افرادی را میشناسم شاید حدود ۳۰ تا ۴۰ میلیون برای فیلترشکن هزینه کرده باشند چون بدون این ابزار واقعاً زندگیشان نمیگذرد.»
امکان حضور در جامعه به کمک اینترنت
زهرا عابدینی، دکترای حقوق عمومی، مدرس دانشگاه، و پژوهشگر حوزهٔ حقوق افراد دارای معلولیت است. او نابیناست و این روزها قطعی اینترنت و کلاسهای مجازی فعالیتهای روزمرهاش را پیچیده کرده: «اینترنت رکن اساسی در زندگی افراد دارای معلولیت است، زیرا با ایجاد نرمافزارها، دسترسپذیری برای افراد دارای معلولیت تسهیل شده. مثلاً درگذشته زمانی که افراد نابینا میخواستند کتابی بخوانند، آن را به گویندهای میدادند، گوینده آن را صوتی میکرد و تحویلشان میداد تا استفاده کنند. با کمک نرمافزاری کتاب را میخریدیم، متن را اسکن میکردیم، و صفحهخوان آن را صوتی میکرد»، امکانی که حالا وجود ندارد.
به گفتهٔ او، اینترنت و دسترسی به پلتفرمهای مختلف عمده مشکلات نابینایان برای حضور در جامعه را بر طرف کرده بود: «اما با قطعی اینترنت و مواجه شدن با اینترنت داخلی تمام راههای استفاده از این امکانات از بین رفته است. بهعلاوه اینکه در شبکههای اجتماعی نوعی شبکهسازی و ارتباطات میان نابینایان شکل گرفته بود و از تجربیات بقیه استفاده میکردیم.» او عمده رسالهٔ دکتریاش را با همین نرمافزارها و پلتفرمها نوشته است.
اما این روزها زهرا هم به دلیل قطعی اینترنت نتوانسته کارها و پژوهشهایش را پیش ببرد: «در دانشگاه هم هیچ تدبیری اندیشیده نشده و باید خودمان را با سامانههای موجود سازگار کنیم که دسترسپذیر نیستند. بهعلاوه بنا به تعهدی که به دانشگاه دادیم ناچاریم با حضور فردی که بینا است کلاسها را برگزار کنیم. همین موضوع هم برای استاد و هم دانشجو خستهکننده است.»
به اعتقاد او اگر این رویه ادامه پیدا کند شاهد قشری افسرده خواهیم بود: «طبق آمار سازمان بهداشت جهانی، نابینایی جزو سختترین معلولیتها و چالشهای آن بیشتر از سایر انواع معلولیت است. برای نابینایان نبود اینترنت مساوی با طردشدن اجتماعی است و این پدیده آسیبهای اجتماعی و خشونت را حتما به همراه خواهد داشت.»
انگار بچههایم نابینا هم شدهاند
چالش قطعی اینترنت برای ناشنوایان، دوچندان است. تنها راه ارتباطی آنها با دیگران حرکات دستشان است و میتوانند با دیگران از راه دور از طریق تماس تصویری ارتباط برقرار و صحبت کنند. «اعظم طوسی»، مادرِ دو پسر ناشنوا و یک عروس ناشنوا است و میگوید این روزها با قطعی اینترنت انگار بچههایش نابینا هم شدهاند: «تمام ارتباطشان با خانواده و دوستان قطع شده و به تماس تصویری عادت کرده بودند. این بچهها اگر نان شب نداشته باشند باید به گوشیهایشان و اینترنت دسترسی داشته باشند.»
او از تجربه فرزندش میگوید که بهدلیل بیماری نمیتوانسته سرکار حاضر شود و همزمان به دلیل قطعی اینترنت هم امکان اطلاع به کارفرمایش را نداشته: «ناچار شد بیاید خانه من تا با کارفرمایش تماس بگیرم و بگویم مریض است، در حالی که قبلا از خانه خودش تصویری زنگ میزد و اطلاع میداد.»
فرزاد پورمحمدروحی، ناشنوا و مسئول بخش فناوری ناشنوایان انجمن خانواده ناشنوایان ایران است. او درباره تاثیر قطعی اینترنت بر زندگی این قشر میگوید: «ناشنوایان برای ارتباط روزمره با خانواده، دوستان و فرزندان شنوا، وابسته به پیامرسانها، تماس تصویری و ابزارهای آنلاین هستند. وقتی اینترنت یا پیامک قطع میشود، بسیاری از آنها از ابتداییترین حق ارتباط محروم میشوند.»
به گفتهٔ او، معیشت و درآمد بسیاری از ناشنوایان هم به اینترنت وابسته است: «به دلیل اینکه برخی کارفرمایان اعتماد یا فرصت کافی به ناشنوایان نمیدهند، بسیاری از آنها مسیر درآمدزایی آنلاین را انتخاب کردهاند. عدهای محصولات دستساز، صنایعدستی، نقاشی، طراحی، تولیدات خانگی یا کالاهای مختلف را از طریق اینترنت میفروشند. برخی دیگر واسطه فروش کالا هستند و از این راه امرار معاش میکنند. با قطع اینترنت، منبع درآمد این افراد نیز عملاً متوقف میشود.»
روحی از اینترنت بهعنوان ابزار مهمی در آموزش و یادگیری ناشنوایان یاد میکند: «بسیاری از ناشنوایان از ابزارهای هوش مصنوعی برای آموزش، یادگیری مهارتهای جدید، ترجمه متن، درک بهتر مطالب و حتی کمک در ارتباطات روزمره استفاده میکنند. در موارد زیادی این ابزارها تا حدی نقش مترجم و تسهیلکننده ارتباط را برای آنها ایفا میکنند.»
بسیاری از نرمافزارهای ضروری مانند تبدیل متن به گفتار، مسیریابها، خدمات بانکی، آموزش آنلاین و ابزارهای کمکی همگی نیازمند اینترنت هستند که به گفته روحی، حالا دسترسی به آنها دشوار است.
حبیب مهدوی، دبیرکل شبکهٔ ملی ناشنوایان ایران، دربارهٔ این نوع از انسداد ارتباطی برای ناشنوایان میگوید: «هر جامعهای در جنگ دو دشمن در مقابلش دارد: نخست دشمن اصلی که مستقیم و سلاح بهدست و آشکارا به جنگ آمده و دشمن دوم ضعف مدیریت بحران است. گروههای توانخواه و آسیبپذیر ضربههای بیشتری از دشمن دوم میخورند.»
به گفتهٔ او، در کشور ما هنگام جنگ و سایر بحرانهای اینچنینی، نخستین واکنش مدیریت کلان کشور قطع اینترنت بدون تمهیدات جبرانی است: «ازآنجاکه درک و اطلاع مدیران ما از نیازهای زندگی ناشنوایان بسیار ناچیز و بدوی است، کمتر کسی متوجه آسیبهای مادی و روانی قطع اینترنت به این قشر میشود. باید توجه داشت که در زمان بحران، تقویت ارتباطات عامل اصلی در کاهش آسیبهای دوره بحران است و هرچه ارتباطات ضعیف و محدود باشد بروز آسیبها و ناهنجاریهای زیستی افزایش مییابد.»
مهدوی توضیح میدهد زبان اصلی ارتباطی ناشنوایان زبان اشاره است و زبان اشاره هم یک زبان تصویری و دیداری است: «نبود دسترسی به ابزار ارتباط تصویری در فضای مجازی تا حد زیادی توان ارتباطی این افراد را محدود کرده و آسیبهای دوران بحران را برای آنان مضاعف میکند.»
دبیرکل شبکه ملی ناشنوایان ایران میگوید همچنین از آنجا که عدهای از ناشنوایان در اقشار رده پایین اقتصادی هستند، تهیهٔ فیلترشکنهای گرانقیمت برای آنان تقریباً ناممکن است: «دسترسی به اینترنت برای این قشر بسیار حیاتی است و باید در زمان بحران و قطع اینترنت امکان دسترسی این افراد به اینترنت سراسری و ارزان فراهم شود.»