Skip to content
آوریل 27, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • جنگ بی‌پایان یا پایانِ بی‌تعریف؟
  • ایران
  • دیدگاه‌ها
  • نوار متحرک

جنگ بی‌پایان یا پایانِ بی‌تعریف؟

(بازتعریف نسبت جنگ و مذاکره)

سهند ایرانمهر

شنبه ۵ اردیبهشت ۱۴۰۵

گاهی تداوم جنگ‌ها لزوماً به‌دلیل قدرت رزمی یا خواست دو طرف نیست، بلکه از آن روست که نمی‌توان «پایان» را تعریف کرد. اکنون، پس از ۳۹ روز جنگ تحمیلی و دو دوره آتش‌بس شکننده، با بسته شدن تنگهٔ هرمز و آغاز محاصرهٔ دریایی، وارد مرحلهٔ نه صلح و نه جنگ و حتی نه «آتش‌بس» شده‌ایم، چون حدود و ثغور این آخری هم مشخص نیست.

این وضع خاکستری ذاتاً ناپایدار است. از یک سو، آمریکا با وجود بهره‌گیری از ابزارهای سخت، به‌صراحت از مذاکره سخن می‌گوید که این خود نشانه‌ای است از درک محدودیت‌های قدرت نظامی در این صحنهٔ خاص. و از سوی دیگر، در داخل آمریکا نیز اجماع راهبردی روشنی دیده نمی‌شود و نشانه‌هایی از شکاف، تردید، و آشفتگی در تصمیم‌سازی به چشم می‌خورد. اما در سوی مقابل نیز نشانه‌های مشابهی از نبود انسجام در تعریف مسیر آینده وجود دارد.

در ایران، مواجهه با این وضع میان دو گرایش نوسان دارد: یکی تأکید مستمر بر تداوم تقابل، بدون ارائهٔ افق مشخص برای پایان قابل تحقق، و دیگری پذیرش ضمنی این واقعیت که تداوم جنگ با مختصات فعلی نه از نظر اقتصادی، نه اجتماعی، و نه ژئوپلیتیکی قابل دوام نیست. بنابراین، مسئلهٔ اصلی نه انتخاب میان «جنگ یا صلح»، بلکه تعریف دقیق نسبت این دو در یک چارچوب راهبردی است. از یاد نبریم که جنگ، حتی در موفق‌ترین حالت، ابزار است نه هدف؛ و اگر ابزار به هدف تبدیل شود، سیاست به اسارت هیجان درمی‌آید.

یکی از خطرهای جدّی در این مقطع گره زدن کامل امر سیاسی با انگیزه‌ای جناحی به احساسات خیابانی است. بسیج عاطفی جامعه در شرایط جنگی امری قابل فهم و تا حدّی اجتناب‌ناپذیر است، اما تبدیل کردن آن به مبنای تصمیم‌گیری راهبردی خطایی پرهزینه است. شور عمومی می‌تواند انگیزه ایجاد کند، اما جایگزین محسوب نمی‌شود. هنگامی که از مردم خواسته می‌شود در فضای هیجانی تعیین کنند «گام بعدی یا هدف کجا باشد»، در واقع مسئولیتی که ذاتاً نیازمند تحلیل اطلاعاتی، ارزیابی هزینه-فایده، و درک پیچیدگی‌های بین‌المللی است به سطحی منتقل می‌شود که ابزارهای لازم برای آن وجود ندارد. این روش نه مشارکت مردمی است و نه کارآمد، بلکه نوعی واگذاری صوری تصمیم به فضایی است که اساساً برای تصمیم‌سازی طراحی نشده است.

در مقابل، مذاکره- به‌ویژه در میانهٔ جنگ- نیازمند نوعی «عقل سرد» است، اگرچه گرمای حضور مردمی تقویت‌کنندهٔ آن است. این عقل سرد نه به معنای عقب‌نشینی یا تسلیم، بلکه به معنای توانایی تفکیک هدف‌های حداکثری از دستاوردهای ممکن است. هر مذاکره‌ای بر پایهٔ موازنه قوا شکل می‌گیرد، نه آرزوها. اگر این موازنه نسبی باشد- چنان‌که شواهد کنونی نشان می‌دهد- هیچ‌یک از دو طرف قادر به تحمیل کامل اراده‌اش نخواهد بود. در چنین شرایطی، اصرار بر هدف‌های مطلق عملاً به تداوم فرسایش می‌انجامد.

نکتهٔ کلیدی این است که ورود به مذاکره خودش بخشی از راهبرد جنگی است، نه نفی آن. بسیاری از جنگ‌ها نه در میدان، بلکه در میز مذاکره تعیین تکلیف شده‌اند، اما نتیجهٔ مذاکره بازتابی از وضع میدان بوده است. بنابراین، مسئلهٔ اصلی زمان‌بندی و چارچوب مذاکره است: چه زمانی، با چه هدف‌های حداقلی و حداکثری، و با چه خطوط قرمزی. نبود این شفافیت موجب می‌شود که مذاکره یا به‌عنوان «نشانهٔ ضعف» تلقی شود یا به ابزاری برای خرید زمان بدون راه‌حل واقعی تبدیل گردد.

در عین حال، باید به هزینه‌های پنهان تداوم وضعیت فعلی توجه کرد. انسداد تنگهٔ هرمز و تشدید تنش دریایی صرفاً ابزار فشار نیست، بلکه ریسک‌های تصاعد ناخواسته، درگیری‌های نیابتی گسترده‌تر، و حتی ورود بازیگران ثالث را افزایش می‌دهد. اقتصاد، چه در داخل و چه در سطح منطقه‌یی و جهانی، به‌شدت به چنین شوک‌هایی حساس است. هرچه این وضع طولانی‌تر شود، کنترل پیامدهای آن دشوارتر خواهد شد.

بنابراین، واقع‌گرایی اقتضا می‌کند که از دوگانه‌سازی‌های ساده‌انگارانه فاصله گرفته شود، زیرا نه تداوم جنگ به‌خودی‌خود فضیلت و نه صرف مذاکره نشانهٔ ضعف است. معیار نسبتِ هر یک با تأمین منافع ملی در یک افق قابل تحقق است. این مستلزم بازتعریف هدف‌ها، ارزیابی دقیق منابع و محدودیت‌ها، و مهم‌تر از همه ایجاد نوعی اجماع حداقلی در داخل است. بدون چنین اجماعی حتی بهترین فرصت‌های دیپلماتیک نیز یا از دست می‌رود یا به نتایجی ناپایدار منجر می‌شود.

از کانال تلگرام نویسنده

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: اختلاف پیرامون مذاکرات از کجا نشئت می‌گیرد؟
Next: هشدار مجدد سپاه پاسداران به آمریکا
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved