مهدی افراز، کارشناس و پژوهشگر مسائل سیاسی
شنبه ۵ اردیبهشت ۱۴۰۴
اعلام موضع اتحاد داخلی از جانب شخصیتهای سیاسی کشور کاملاً جدّی و واقعی است. امروز هیچ جریان یا موقعیت مدیریتی، امنیتی، و نظامی در ایران قائل به تسلیم در برابر آمریکا یا زمینهسازی برای ضربهپذیریهای بعدی در آینده نیست.
اما وجود این وحدت به معنای نبود تفاوت در ارزیابیها و تجویزها نیست و از همین رو اختلاف در رویکردها و مواضع در مورد مذاکرات اسلامآباد مسئلهای نیست که اساساً قابل انکار باشد.
مجموعهٔ اختلافهای شکلگرفته، که همگی با نیّت تثبیت پیروزیها برای ملت ایران و انقلاب اسلامی بروز یافته، برخاسته از تفاوت برآورد در دو مقوله است، اول، رفتارشناسی و انگیزهشناسی هیئت حاکم آمریکا در قبال ایران، و دوم، نقطهٔ پایان نظامی جنگ. تفاوت برداشت در این دو مقوله موجب شده است که در میان نخبگان و تصمیمگیران کشور سه رویکرد مختلف دربارهٔ کیفیت پایان دادن به جنگ شکل بگیرد.
رویکرد اول: در شرایط فعلی جنگ که ما دست برتر نسبی داریم، میتوانیم و باید برای آمریکا یک پنجرهٔ خروج باز کنیم و بدون اینکه رفتارهای جنونآمیز از او سر بزند یا آسیبها و خسارتهای زیرساختی به ما وارد کند، با گرفتن امتیازهایی، به ترامپ امکان خروج از جنگ را بدهیم. بر اساس نحوهٔ عملکرد هیئت مذاکرهکننده ایرانی و بهخصوص بر مبنای گفتوگوی تلویزیونی قالیباف، به نظر میرسد چارچوب راهبردی این تیم بر اساس این رویکرد شکل گرفته است.
رویکرد دوم: آمریکا هیچگونه امتیاز واقعی به ما نخواهد داد، لذا با اینکه رویکرد اول محتاطاته به نظر میرسد، اما کاملاً غیرواقعی است و زمینه را برای خالی شدن دست ما در میدان سیاسی و در نتیجه وحشی شدن آمریکا در میدان نظامی باز میکند. این رویکرد قائل است که تا زمانی که تمامی برگهای ترامپ در میدان نسوزد و حجم هزینههای اقتصادی و زیرساختی برای آمریکا و اذنابش به حداکثر نرسد، هیچ بازدارندگی و امکان امتیازگیری واقعی برای ما ایجاد نخواهد شد. لذا باید با تصعید [افزایش] تنش انرژی میدان را به نفع خودمان تخلیه کنیم، سپس زمینهٔ پایانبندی سیاسی جنگ را فراهم کنیم. این رویکردی است که عمده مخالفان مذاکرات اسلامآباد در داخلِ عاقلهٔ مؤثر نظام بدان گرایش دارند.
رویکرد سوم: آمریکا در هیچ شرایطی امتیازدهنده نخواهد بود و در میدان نظامی هم افقی برای برتری قاطع ما وجود ندارد. بهترین گزینه فریز کردن وضع فعلی است. یعنی آمریکا با احساس حفظ محاصرهٔ دریایی و ما با احساس حفظ اعمال حکمرانی بر تنگهٔ هرمز حدود آستانهٔ درگیری با طرف مقابل را ایجاد کنیم و جنگ را در سطح تنش دریایی نگه داریم و اصراری بر پایاندهی سیاسی یا نظامی به جنگ نداشته باشیم. این رویکردی است که اخیراً در برخی محافل تصمیمگیرنده طرح میشود.
با این توضیح، باید توجه داشت که بهدلیل شرایط خاص و تجربهنشدهٔ فعلی بروز این تفاوتها طبیعی و بلکه سازنده است، بدان شرط که اولاً تنوع راهبردی بهگونهای روایت نشود که تصور شود عدهای در حال زدوبند با دشمن و سازش و عدهای دیگر در حال ماجراجویی و به آتش کشیدن آیندهٔ کشورند. ثانیاً، نظارت عمومی مردم در این روزهای حساس بهترین دارایی برای اثبات کارآمدی هر یک از این رویکردهاست. لذا شفافیت و دیالکتیک با این جامعه مبعوث نجاتدهنده است. ثالثاً، در نقطهٔ نهایی همهٔ مقامات و تصمیمگیران باید بدانند که جمعبندی فرماندهی کل قوا مجرای ارادهورزی عموم ملت است و تبعیت قطعی و کامل از آن ملاک پایبندی ما به مردمسالاری و پاسخگویی ما به تاریخ و آیندگان خواهد بود و نه رویکردهای شخصی یا جریانی.
از خبرگزاری مهر