میدان آزادی، تهران. دوشنبه ۱۷ فروردین ۱۴۰۵. عکس (افزودهٔ اندیشهٔ نو) از وحید آنلاین.
حمید رفیع
یکشنبه ۳۰ فروردین ۱۴۰۵
در جنگ پاسخ سادهای وجود ندارد؛ برنده و بازنده به معیاری بستگی دارد که برای سنجش انتخاب میکنیم. اگر معیار زور باشد، آن که ویرانی بیشتری ایجاد میکند «برنده» تلقی میشود، و آن که خانه، شهر، و عزیزانش را از دست میدهد «بازنده».
اما اگر معیار انسانیت باشد، هیچکس از دل جنگ پیروز بیرون نمیآید.
در این میان، مردمی که ایستادگی میکنند و سرنوشت خودشان را به دست بیگانه نمیسپارند شاید تنها کسانی باشند که هنوز بتوان برایشان معنایی از «پیروزی» قائل شد.
برای دقت بیشتر، باید روشن کرد که چه ارزشهایی را مبنای داوری قرار میدهیم.
۱- معیار: قدرت و زور
اگر «قدرت و زور» معیار باشد- قدرتی که میتواند حقوق بشر، حقوق بینالملل، و قواعد جنگ را نقض کند و به کشتار غیرنظامیان و تخریب زیرساختها بینجامد- در این صورت، در سطح قدرت نظامی و عملیاتی، حکومتهای دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو در جایگاه برنده تعریف میشوند. همچنین، مسئولان استبداد را میتوان نام برد که بهجای ایجاد همبستگی ملی برای دفاع از تمامیت ارضی به سرکوب و اعدام ادامه دادهاند.
در سوی مقابل، بازندگان این سنجش ملت ایران، حقوق بشر، حقوق بینالملل، و زیرساختهای اجتماعی، اقتصادی، و فرهنگی کشورند، مردمی که هزینهٔ اصلی جنگ را با جانشان پرداخت میکنند. گزارشها از کشته شدن غیرنظامیان-کودکان، از جمله حدود دویست دختربچه در میناب- و زخمی شدن شمار بیشتری حکایت دارد.
در چنین شرایطی، حتی صدای صلح نیز تضعیف میشود. پاپ لئون چهاردهم از صلح سخن گفت، صلحی که خودش از نخستین قربانیان جنگ است. دونالد ترامپ نیز با طرح ادعاهایی اغراقآمیز- از جمله کشته شدن دههاهزار ایرانی بهدست نیروهای امنیتی ایران در مدتی کوتاه- کوشید اقداماتش را توجیه کند. بیتردید، کشته شدن حتی یک شهروند بیگناه بهدست نیروهای امنیتی که وظیفهٔ حفظ جان و مال شهروندان را دارند محکوم است، اما تحریف واقعیت نیز قابل دفاع نیست.
۲- معیار: انسانیت، حقوق، و حاکمیت ملی
اگر معیار را حقوق بشر، حقوق بینالملل، قوانین جنگ، حق تعیین سرنوشت ملتها، و وطندوستی قرار دهیم- مفاهیمی که برخی حامیان بازگشت به نظام پهلوی با آن بیگانهاند- تصویر متفاوت میشود.
در این چارچوب، ملت ایران میتواند در جایگاه «ایستادگیکننده» و تا حدی «پیروز اخلاقی» دیده شود، ملتی که با وجود متحمل شدن هزینههای انسانی، نشان میدهد برای تعیین سرنوشت خودش نیازی به مداخلهٔ نظامی خارجی ندارد. جلوههای همبستگی اجتماعی نیز بخشی از این مقاومت است.
در کنار آن، نیروهای مسلحی که از تمامیت ارضی کشور دفاع میکنند و همچنین دانشمندان و مهندسانی که توان دفاعی را تقویت کردهاند در شمار پیروزمندان قرار میگیرند. افزون بر این، برخی دولتها که معمولاً همسو با ایالات متحد آمریکا و اسرائیل عمل میکنند این بار این اقدام را- هرچند بدون عمل قاطع- محکوم کردند.
در مقابل، بازندگان این معیار، هم در داخل و هم در خارج، قابل شناساییاند: از یک سو بخشی از مسئولان نظام- از جمله علی خامنهای- که برخی سیاستها، از جمله در حوزهٔ غنیسازی هستهیی، بهانه به دست دشمنان داد و هزینههای سنگینی بر کشور تحمیل کرد. و از سوی دیگر دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو که با نقض حقوق بینالملل، حقوق بشر، و قوانین جنگ و با تحمیل تلفات انسانی و تخریب گسترده چهرهای جنایتکار در افکار عمومی جهان از خودشان بهجا گذاشتند.
در نهایت، قضاوت دربارهٔ «برنده» و «بازنده» در جنگ بیش از آنکه پاسخی قطعی داشته باشد، بازتابی از ارزشهایی است که برای سنجش برمیگزینیم: قدرت یا انسانیت.
جنبش همگانی ملت ایران برای رهایی از هر شکل استبداد نیازمند امنیت در مرزهای کشور است، امنیتی که تهدید شدن آن از سوی دشمنان خارجی همواره یکی از موانع اصلی در مسیر این رهایی بوده است.
برگرفته از وبگاه دیدگاه سوم