شنبه ۲۹ فروردین ۱۴۰۵
با ادامه جنگ ایران و مسدود شدن تنگه راهبردی هرمز، کشورهای منطقه خلیج فارس بهدنبال ایجاد مسیرهایی جایگزین برای صادرات نفت و گاز خود هستند و پروژههای متعددی، از خطوط لوله عظیم گرفته تا طرحهای بلندپروازانه کانال، بار دیگر در دستور کار قرار گرفتهاند. با این حال، بیاعتمادی میان کشورها همچنان مانع بزرگی است و حتی در صورت ایجاد مسیرهای جایگزین هم، زیرساختهای انرژی همچنان در معرض تهدید قرار خواهند داشت.
تنگه هرمز، این گذرگاه باریک دریایی که تنها چند ده کیلومتر عرض دارد، یکی از حیاتیترین شریانهای انرژی جهان است و با بسته شدن آن در اوایل مارس، اقتصاد کشورهای منطقه و حتی اقتصاد جهانی با شوک شدیدی مواجه شدند. از آن زمان، طرحها برای ایجاد مسیرهای جایگزین، ارتباطات جدید و ساخت پایانههای تازه افزایش یافته و نقشههای منطقه در حال بازطراحی است.
چالش فوری، یافتن راهی برای انتقال روزانه ۲۰ میلیون بشکه نفت است که پیش از جنگ از طریق تنگه عبور میکرد. این امر مستلزم طراحی خطوط لوله جدید است. به گفته رابین میلز، مدیرعامل یک شرکت مشاوره انرژی در دبی و پژوهشگر مرکز سیاست انرژی جهانی دانشگاه کلمبیا، «کشورها چارهای جز بررسی جدی این موضوع ندارند. همه آنها به دنبال توسعه مسیرهای جایگزین از طریق خط لوله هستند تا وابستگی خود به تنگه را کاهش دهند.»
بحث درباره دوران «پسا هرمز» پیشتر نیز مطرح شده بود
ایده دور زدن تنگه هرمز جدید نیست و سناریوی بسته شدن آن قبلاً چندین بار مورد بررسی قرار گرفته است.
در سال ۱۹۸۱ در جریان جنگ ایران و عراق، عربستان سعودی خط لوله «شرق-غرب» موسوم به «پترولاین» را احداث کرد؛ مسیری به طول ۱۲۰۰ کیلومتر که نفت را از میادین شرق کشور به بندر ینبع در دریای سرخ منتقل میکند. این زیرساخت در هفتههای اخیر به برگ برنده ریاض تبدیل شده و ظرفیت آن از ۲۸ فوریه تقریباً ده برابر شده و از کمتر از ۸۰۰ هزار بشکه در روز به نزدیک ۷ میلیون بشکه رسیده است.
تنها مسیر دیگر برای دور زدن هرمز، خط لوله نفت خام ابوظبی امارات است که در سال ۲۰۱۱ تکمیل شد و میادین نفتی حبشان را به بندر فجیره متصل میکند. این خط لوله نیز در هفتههای اخیر با ظرفیت بالا کار کرده، اما هنوز قادر به انتقال کل تولید امارات نیست.
آیا باید ظرفیت این زیرساختها افزایش یابد یا مسیرهای جدیدی ساخته شود؟
کارشناسان بر این باورند که عربستان سعودی و امارات متحده عربی بدون شک فعالیتهای خود را با استفاده از مسیرهای موجود توسعه خواهند داد. اما برای کشورهایی مانند کویت و قطر که چنین زیرساختی ندارند، ایجاد مسیرهای جدیدی که باید از کشورهای ثالثی مانند عربستان سعودی یا شاید عراق عبور کند، اجتنابناپذیر است.
با این وجود، حتی در صورت ایجاد مسیرهای جایگزین، زیرساختهای انرژی همچنان در معرض تهدید قرار دارند. در هفتههای اخیر، تأسیسات نفتی و بنادر در فجیره و ینبع هدف حملات قرار گرفتهاند. اگر مسیر انتقال به دریای سرخ منتقل شود، تنگه بابالمندب نیز بهعنوان یک گلوگاه جدید، در معرض تهدید نیروهای نیابتی ایران مانند حوثیها، قرار خواهد گرفت.
رقابت ژئوپلیتیکی در خلیج فارس
بسته شدن تنگه هرمز یک رقابت ژئوپلیتیک جدید ایجاد کرده است. برخی کشورها میخواهند به قطب جدید منطقه تبدیل شوند و در این میان، عربستان به دلیل موقعیت و وسعت و موقعیت جغرافیایی خود، مزیتهایی دارد.
با این حال، بیاعتمادی میان کشورها همچنان مانع بزرگی است چرا که بسیاری از خطوط لوله فرامرزی در گذشته به دلیل تنشهای سیاسی تعطیل شدهاند. تجربههایی مانند محاصره قطر در سالهای ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۱ و رقابتهای منطقهای، نشان داده که پروژههای مشترک بهسادگی میتوانند قربانی اختلافات سیاسی شوند.
برخی کشورها هنوز ترجیح میدهند به یک گذرگاه دریایی مانند تنگه هرمز، هر چقدر هم که آسیبپذیر باشد، متکی باشند چرا که «همه کشورهای کوچک خلیج فارس میخواهند تعادل بین تهران و ریاض را حفظ کنند و نباید فراموش کنیم که پایگاههای نظامی آمریکا در بحرین و کویت نیز برای محافظت از آنها در برابر عربستان سعودی عمل میکنند.»
پروژههای بلندپروازانه و هزینههای نجومی
سازمان بنادر عربستان سعودی حدود یک ماه پیش، روز ۲۲ مارس، با اشارهای ضمنی به مسدود شدن تنگه هرمز، از ایجاد یک «پل تجاری» جدید میان شهر شارجه در امارات متحده عربی و خاک عربستان، با هدف «اتصال مستقیم»، «یکپارچگی بهتر منطقهای» و بهویژه «مسیر حملونقل قابلاعتمادتر» خبر داد؛ یک کریدور زمینی و دریایی که با ایجاد مسیری مطمئنتر برای انتقال انرژی، به کشورهای خلیج فارس اجازه میدهد تنگه هرمز را دور بزنند.
برخی از کارشناسان از جمله گابریل کالینز، مدیر موسسه جیمز بیکر دانشگاه رایس هیوستون، معتقدند که جنگها میتوانند به توسعه زیرساختها کمک کنند، همانطور که در جنگ جهانی دوم شبکه خط لوله در آمریکا گسترش یافت. از این رو، برای کشورهای حوزه خلیج فارس پیشنهاد پروژههایی بسیار بزرگتر را مطرح کردهاند؛ از جمله یک «ابرخط لوله» که از جنوب عراق تا سواحل عمان امتداد داشته باشد و بتواند روزانه تا ۱۰ میلیون بشکه نفت را منتقل کند. با همین حال، اجرای چنین پروژهای نیازمند سالها زمان و دهها میلیارد دلار سرمایهگذاری است و در صورت کوتاه بودن جنگ، ممکن است توجیه اقتصادی نداشته باشند.
برخی پروژهها که پیش از این به دلیل مقیاس عظیمشان کنار گذاشته شده بودند، نیز دوباره مطرح شدهاند. به عنوان مثال پروژه کانال امارات که قرار است فجیره را در دریای عرب به دبی متصل کند. این پروژه عظیم که طرح آن در سال ۲۰۰۸ ریخته شد نیز مستلزم یک حفاری ۱۸۰ کیلومتر در مناطق کوهستانی است و هزینهای صدها میلیارد دلاری دارد.
منبع: لوموند
ار.اف.ای