(تصویر افزودهٔ اندیشهٔ نو است)
محمد مالجو
شنبه ۲۲ فروردین ۱۴۰۵
مذاکرات ایران و آمریکا در اسلامآباد در نقطۀ تعیینکنندهای جریان دارد، جایی میان بازگشت به جنگ و امکانپذیری صلح. بااینحال، یکی از متغیرهای کلیدی عبارت است از نحوۀ ادراک اسرائیل از نتایج احتمالی این گفتوگوها. اگرچه آمریکا تا حدی منافع و دغدغههای امنیتی اسرائیل را در این مذاکرات نمایندگی میکند، اما این نمایندگی نه کامل است و نه لزوماً همپوشان با همۀ اولویتهای اسرائیل. همین شکاف میتواند به یکی از نقاط تنش در مرحلۀ پساتوافق بدل شود.
اسرائیل را هنگامی میتوان کاملاً بازنده دانست که تهدیدهای ادراکشدۀ امنیتیاش بدون هیچگونه مهار مؤثر کماکان برقرار بماند. اگر روند مذاکرات به سمتی برود که چنین برداشتی در اسرائیل شکل گیرد، این بازیگر به احتمال زیاد خودش را متعهد به برخی مفاد توافق احتمالی نخواهد دانست و در پی تغییر یا تضعیفشان برخواهد آمد. این روند میتواند از مسیرهای مختلفی پیش برود: اقدامهای نظامی محدود برای بازتعریف موازنۀ بازدارندگی، گسترش عملیات پنهان برای مختلکردن ظرفیتهای طرف مقابل، یا افزایش فشارهای دیپلماتیک بر آمریکا برای نقض مفاد توافق احتمالی. این رفتارها بهتدریج میتوانند موجب فرسایش عملی هرگونه توافق احتمالی شوند و سطح بیاعتمادی را بالا ببرند و زمینه را برای بازگشت به چرخهای از تنش و بیثباتی فراهم کنند.
از این منظر، مسئلهٔ اصلی مذاکرات نه صرفاً توزیع امتیازات میان ایران و آمریکا، بلکه چگونگی پرهیز از تولید «احساس باخت مطلق» برای اسرائیل در صورت دستیابی به توافق است. هر توافق احتمالی که اسرائیل را در موقعیت بازندۀ کامل قرار دهد بالقوه حامل بذرهای بیثباتی آینده خواهد بود. صلح پایدار فقط زمانی شکل میگیرد که حتی بازیگری که پای میز مذاکره حضور ندارد خودش را کاملاً حذفشده از معادلۀ امنیتی احساس نکند. مدیریت این مرز ظریف میان مهار و حذف اصلاً شرط لازم برای عبور از آتشبس شکننده به صلحی ماندگار است.
از کانال تلگرام نویسنده