مدافعان انسانی: مردم بر روی پل سفید اهواز برای دفاع از آن در برابر بمباران آمریکا و اسرائیل. (نیمهٔ فروردین ۱۴۰۵)
Recently updated on آوریل 9th, 2026 at 07:55 ب.ظ
محمدرضا نیکفر – رادیو زمانه
چهارشنبه ۱۹ فروردین ۱۴۰۵
این عکس پل پیروزی است. مردم از پلی که به آنان و به کشور تعلق دارد محافظت میکنند. یک جنبهٔ سرشکستگی ایران رواج این فکر بود که بمباران کشور پیروزی مردم است.
دوباره آتشبسی موقت برقرار شد، وقفهای در جنگ که معلوم نیست تمدید شود و این بار چقدر پایدار باشد. اسرائیل حق تداوم آدمکشی در لبنان را برای خودش محفوظ داشته و بلافاصله بر آن تأکید کرده است. هیچ تعجبی ندارد اگر همین فردا به جایی در ایران هم حمله برند.
اطمینانی به گفتار سران آمریکا و اسرائیل نیست. دولت ترامپ هم در آستانهٔ جنگ ۱۲روزه و هم جنگ اخیر ظاهراً در حال مذاکره با دولت ایران بود و اگر اندکی حسننیّت داشت و بنا بر یک برداشت رایج زیر تأثیر توهم نتانیاهو در مورد یک براندازی سریع نبود[۱]، به جنگ رو نمیآورد.
اما دوباره پدیدهٔ TACO (Trump always chickens out: ترامپ همواره جا میزند) بروز کرد و ترامپ از طرح نابود کردن یکشبهٔ تمدن ایرانی عقب نشست.[۲]
باخت-باخت، پیروزی-پیروزی
هر دو طرف باختند. به ایران خسارات انسانی و مادّی فراوانی وارد شد. بخش بزرگی از طبقهٔ کارگر و زحمتکشان کار و جای کارشان را از دست دادند. رهبر و برخی مقامهای ارشد و میانی حکومت ولایی ترور شدند. آمریکا تخریب کرد، اما به هدفهایش دست نیافت. در اسرائیل کشور فلج شد و افسانهٔ گنبد آهنین پوچ از کار درآمد. معلوم شد «خشم حماسی» آمریکا چیزی جز «خشم کور» نیست.[۳] دستگاه آدمکشی مهیبی دارند، اما فاقد استراتژی روشناند.
جای آمریکا در منطقه نهتنها تثبیت نشد، بلکه با برانگیخته شدن بیاعتمادی عمومی حتی در میان شیخهای نفتی، موقعیت متزلزلتری یافت. رابطهاش با اروپا و ناتو تنشآلودتر شد. در میان جمهوریخواهانِ خط ماگا (MAGA) هم در مورد ترامپ تردید پدید آمد.
هر دو طرفِ جنگ ادعای پیروزی دارند. تعجبی ندارد. شاخص هر دو سو لافزنی و یاوهگویی است که طبعاً در موقعیت جنگی سر به فلک میزند. اما اگر قرار باشد در بافتار تقابل باخت-باخت یک طرف بهعنوان کمتر باخته برگزیده شود، آن طرف ایران است، هم دولت حاکم بر آن و هم خود کشور ایران.
نظام حاکم توانست در برابر دو قدرت قاهر بایستد و بقایش را حفظ کند. نقشههای از پیش آماده شدهٔ حاکمان برای تداوم حکومتگری در صورت ضربه خوردن به بخشی از مقامات، پیش بردن جنگ نامتقارن، و استفاده از تسلط بر تنگهٔ هرمز موفق از کار درآمدند.
آمریکا و اسرائیل، با همهٔ اِشراف اطلاعاتیشان بر وضعیت امنیتی ایران، نتوانستند به ارزیابی درستی از شرایط برسند. در تاکتیک، در کشتن و تخریب، پیروز شدند، در استراتژی نه. به هدف اصلیشان که کسب قدرت در ایران یا تخریب کامل کشور بود نرسیدند.
کشور و حکومت
پایداری و موفقیت جمهوری اسلامی در حفظ خودش انطباق یافت بر نیکبختیای که نصیب کشور شد برای بقا و نرفتن به زیر سلطهٔ مهاجمان.
در تاریخ، انطباق منفعت مردم یک سرزمین با منفعت حکومتگران مدام پیش آمده است؛ این امر بیشتر از آنکه استثنا باشد، قاعده است. تاریخ سرزمین ما گواه آن است که از هم پاشیدن حکومت مستقر یا تسلیم شدن آن در برابر مهاجمان آغاز یک دورهٔ طولانی سرکوب و ذلالت است. قاعدهٔ ابنِ خلدونی ترادف هجوم با نابودی «حضارة» (تمدن، فرهنگ) در جایی که مهاجمان در سطح «تمدنی» بالاتری هم هستند صادق است. مهاجم وحشی است، و آنچه با خود میآورد یک دورهٔ طولانی وحشت است. دوباره باید چه رنجها کشید تا به همین جایی برسیم که اکنون در آن هستیم.
شکست ایران
ایران در معنایی ژرف شکست خورد. جنبشهای آن نتوانستند رژیم را پایین بکشند و این به مردم حسی از ناتوانی و بیچارگی داد. اکنون معلوم نیست از آن جنبشها چه دستاوردهایی به جا مانده باشد.
اینک زخمخورده، رنجور، و همچنان نگرانیم. وضعمان با تشدید کنترل داخلی و تداوم تهدید خارجی و همچنین گسترش فقر و فلاکت مشخص میشود. اما تاب آوردهایم و میتوانیم تاب بیاوریم. برخلاف تصوری رایج، جامعه شکننده نیست و همبستگی در آن قوی است. میتوان امیدوار بود.
«کمک میرسد.» بخشی از مردم امید بسته بودند به هجوم آمریکا و اسرائیل و فکر میکردند آنها برایشان آزادی و سعادت میآورند. آنان را میتوان فهمید، اما با آنان نمیتوان تفاهم داشت.
بخشی از کسانی که با هر حمله میگفتند Thank you Trump هنوز فکر میکنند باید بیشتر التماس کنند تا بلکه جنگ از سر گرفته شود.
در آستانهٔ تجاوز به کشور، بخشی از فعالان سیاسی، از سر ناآگاهی، استیصال، یا غرض و مرض، از لزوم «دخالت بشردوستانه» سخن گفتند.
بخش بزرگی از فعالان و گروههای سیاسی مردمدوست در نیافتند که چه چیزی دارد پیش میآید. در دورهٔ جنگ هم سرگردان و در مجموع منفعل ماندند، یا شعارهایی به نشانهٔ رادیکالیسم نمایشی سردادند تا بگویند سنگرشان را در غار پژواک «اپوزیسیون» حفظ کردهاند.
راستگرایان افراطی، که با سلطنتطلبی مشخص میشوند، با فرود آمدن هر بمبی «جاوید شاه» گفتند و در خارج از کشور معرکههایی برپا کردند، بیهمانند از نظر جلوهگری خیانت و رذالت.
ایرانیان خارج از کشور نتوانستند یک جنبش قوی ضدّجنگ برپا کنند و بر افکار عمومی جهانیان تأثیر بگذارند. در بسیاری از رسانهها ایرانیان در شکل کسانی مطرح شدند که با پرچمهای مهاجمان به پاس بمباران کشورشان رقص و پایکوبی میکنند. این عده، و شاهشان، Loserهای [بازندگان] بهیادماندنی و در آینده مثالزدنی این جنگ هستند. اما اصل شکستِ خط آنان نیست؛ مهم نفس وجود چنین خطی بهعنوان سرشکستگی عمومی است.
دورهٔ تازه
صرفنظر از اینکه آتشبس پایدار بماند یا نه، ما وارد دورهٔ تازهای شدهایم. نه همین امروز، بلکه از مدتها پیش. شاید از آستانهٔ جنگ دوازدهروزه. اما اکنون ممکن است بهتر دگرگونی را دریابیم.
شکست پدیداریِ جهان در شکلی رادیکال است.[۴] یکباره چیزهایی را میبینیم که پیشتر ندیده بودیم. آن شبکهای که جهان را میسازد بهصورتی دیگر جلوهگر میشود. عناصری در آن محو یا کماهمیت میشوند، و در عوض عناصری دیگر برجسته میگردند. مقولات معنای تازهای مییابند و پیوندهای گفتمانی میان آنها دگرگون میشود.
سویهای از پیروزی ایران میتواند شامل چنین اموری باشد:
- ۰ حفظ یاد مینابیها و تحکیم تعهد احساسی و فکری به مواظبت از کودکان
- ۰ بازاندیشی مفهومهای نظم، اعتماد، و درک اهمیت حفظ خانهٔ تاریخی مشترک که به هرچه میخواهیم برسیم، باید در آن برسیم
- ۰ درک تازهای از میهن، کشور، و زیرساختهایش که از آنِ همهاند، و مبارزه برای عدالت و آزادی بهخاطر آن است که جامعه بهراستی جامعیت یابد
- ۰ بازخوانی دستاوردهای جنبشهای اجتماعی، درک اهمیت تشکل و داشتن نماینده و سخنگو تا دیگران بهجای مردم تصمیم نگیرند
- ۰ درک اهمیت تفکر انتقادی و توانایی مقاومت در برابر رسانههای دروغپراکن
- ۰ بازبینی جامعهگرایانهٔ همهٔ مفهومها و گزارههای سیاسی رایج
––––––––––––––––––––––––––––––
پانوشتها
[۱] در این باره: نیویورکتایمز
[۲] دربارهٔ «تاکو»: اشپیگل
[۳] اکونومیست
[۴] در این باره: Costica Bradatan: In Praise of Failure – Four Lessons in Humility. 2023
