سهند ایرانمهر
سهشنبه ۱۸ فروردین ۱۴۰۵
گه از آلمان بَرو خواندم گه از روم
ولی مطلب از اوّل بود معلوم
(ایرج میرزا)
تمام آن صُغری کُبری چیدنشان که:
این حمله به جمهوری اسلامی است نه ایران،
این زدن پل جمهوری اسلامی است نه ایران،
این زدن بچه هوادار جمهوری اسلامی است نه بچه ایرانی،
باز هم برای سبکمغزانی جذاب مینمود. تا اینکه جملهٔ قصار اخیر یکی از اقطابشان [منتشر شد] که معروف است به اینکه در یک دههٔ اخیر تقریباً هر روز وعدهٔ وقوع آزادی ونجات در «آخر این هفته» میدهد. و حالا در آخرین وحی مُنزل به او تکلیف شده که به بندهای از بندگان خدا در کاخ سفید امر کند که چارهٔ ملت ایران و تحقق آزادی در ترکاندن «بمب اتم» است، لابد چون تشعشعات و انفجار آن علیه جمهوری اسلامی است نه ایران و ایرانی.

بلاهت و دنائت این جماعت هم شاید این روزها و با این دخیلی که به تکرار هیروشیما بستهاند برای برخی تازه آشکار شده باشد. اما به قول ایرجمیرزا، با وجود آنهمه رودهدرازی از آلمان و رومِ آزادی و نجات، «مطلب از اول بود معلوم».
با این همه، مبادا فکر کنید که این پیامبرانِ «نجات» در پی هر رسوایی و شکست از رو میروند. حاشا و کلّا! مَثَل اینها مثل آن مدعی لوچ پیامبری است که وقتی پیش خلیفه بردند و او از پیروان ابله این مدعی دروغین پرسید چرا چشم پیامبرتان چنین است، پاسخ دادند: لوچ نیست به ملکوت خیره مانده است!
این توصیه به بمب اتم هم یکی از آثار این خیره ماندنهاست.
خیره ماندن به ملکوت هیروشیما!
از کانال تلگرام نویسنده