یکشنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۵
دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، اخیراً در مصاحبهای اعلام کرد که «بهطور جدّی» در حال بررسی خروج آمریکا از سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) است. او این اتحاد را «ببر کاغذی» توصیف کرد و گفت که عضویت آمریکا اکنون «نیازمند بازنگری اساسی» است.
این اظهارات، که پس از خودداری متحدان اروپایی از همراهی با اقدامات نظامی مشترک آمریکا و اسرائیل علیه ایران مطرح شد، نشان میدهد که دولت آمریکا دیگر اروپا را شریک نظامی قابل اعتمادی نمیداند. این اتحادیهٔ فراآتلانتیک، که نزدیک به هشت دهه ستون امنیت غرب بوده، اکنون با بحرانی جدّی روبهرو است.
با این حال، این پرسش مطرح است که آیا ناتو واقعاً در آستانهٔ فروپاشی است یا این وضع صرفاً مرحلهای دیگر از رویکرد چانهزنی و فشار است؟ همچنین، جهانی بدون ناتوی تحت رهبری آمریکا چه پیامدهایی برای اروپا، چین، و کشورهای دیگر خواهد داشت؟
مواضع تند ترامپ موضوع تازهای نیست. او از همان نخستین دورهٔ ریاستجمهوریاش بارها کشورهای اروپایی را به استفادهٔ رایگان از توان نظامی آمریکا متهم کرده است. با این حال، شکاف کنونی عمیقتر از اختلافهای گذشته به نظر میرسد.
بر اساس گزارشها، آمریکا از متحدان اروپاییاش خواسته بود برای بازگشایی تنگهٔ هرمز و حمایت گستردهتر از عملیات نظامی علیه ایران نیروهای دریاییشان را اعزام کنند. اما کشورهایی مانند بریتانیا، فرانسه، آلمان، ایتالیا، و اسپانیا این درخواست را رد کردند و برخی حتی حریم هواییشان را به روی پروازهای مرتبط با ارتش آمریکا بستند. در پی این اقدام، نارضایتی کاخ سفید افزایش یافت و مارکو روبیو، وزیر امور خارجی آمریکا، ناتو را «خیابان یکطرفه» خواند و از احتمال بازنگری در عضویت آمریکا سخن گفت.

برخی تحلیلگران بر این باورند که تهدیدهای ترامپ بیشتر ابزار فشار است تا سیاست قطعی، تلاشی است برای وادار کردن اروپا به پذیرش سهم بیشتر در هزینهها و تعهدهای نظامی، در حالی که همچنان با هدفهای راهبردی آمریکا، بهویژه در قبال اوکراین، همسو باقی بماند.
در مقابل، اروپا نیز در واکنش به این وضع تحرکهایی را آغاز کرده است. طرح «آمادگی ۲۰۳۰» اتحادیهٔ اروپا با هدف تأمین ۸۰۰میلیارد یورو تا پایان دهه مطرح شده است. فرانسه و بریتانیا نیز در حال پیشبرد گفتوگوها برای ایجاد نیروی نظامی مشترک اروپاییاند. برخی تحلیلگران این روند را نشانهای از حرکت اروپا بهسمت استقلال دفاعی میدانند.
یکی از چالشهای مهم ناتو تلاش برای تبدیل موضوع چین به عامل وحدت بوده است. از اجلاس ۲۰۱۹ لندن این ائتلاف بهتدریج مواضع سختتری علیه چین گرفته و در سند راهبردی ۲۰۲۲ چین را «چالش سیستماتیک» معرفی کرده است. هدف این رویکرد پوشاندن اختلافهای داخلی از طریق برجستهسازی تهدید خارجی بود، اما در عمل نتیجهٔ معکوس داشته است.
تمرکز بر چین شکافهای درونی ناتو را آشکارتر کرده است. کشورهای اروپایی روابط اقتصادی گستردهای با چین دارند، بهطوریکه حجم تجارت دوجانبه تا نوامبر ۲۰۲۵ به ۷۴۹٫۳میلیارد دلار رسیده است. همچنین، بخشی از صنایع دفاعی اروپا به واردات از چین وابسته است. در این شرایط، اتخاذ مواضع ضدّچینی میتواند به زیان منافع اقتصادی اروپا تمام شود. تلاش آمریکا برای فاصله انداختن میان اروپا و چین، در کنار افزایش تنش با چین، نهتنها رفاه اروپا، بلکه استقلال راهبردی آن را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
ناتو بیش از ۷۶ سال دوام آورده، اما اکنون بهدلیل اختلاف در تعریف تهدیدها، چالش تقسیم مسئولیت، و کاهش تعهد آمریکا با تزلزل مواجه است. توصیف «ببر کاغذی» شاید اغراقآمیز باشد، اما به واقعیتی اشاره دارد: اتحادی که بر پایهٔ معامله و تعهدهای مشروط شکل گرفته، اکنون با چالشی جدّی روبهرو است.
اروپا اکنون در برابر یک انتخاب مهم قرار دارد. میتواند همچنان به حمایت آمریکا تکیه کند و امیدوار باشد روابط گذشته احیا شود، یا با تقویت توان دفاعی خودش، یکپارچهسازی ظرفیتها، و تدوین سیاست خارجی مستقل مسیر جدیدی را در پیش بگیرد. این فرصت ممکن است همیشگی نباشد و در جهانی که بهسرعت بهسمت چندقطبی شدن پیش میرود، شکل کنونی این اتحاد نظامی فراآتلانتیک شاید دوام زیادی نداشته باشد.
برگرفته از سیجیتیان