تهران، ۱۳۸۵. عکس از عباس / Magnum
پنجشنبه ۱۳ فروردین ۱۴۰۴
لورا سکور، دبیر ارشد آتلانتیک و نویسندهٔ کتاب «فرزندان بهشت»، در مقالهای روایی در نشریهٔ آمریکایی آتلانتیک با مرور تجربههای شخصیاش از سفر به ایران، تصویری از شکاف میان امید به تغییر و واقعیت سخت حاکمیت جمهوری اسلامی ارائه میدهد. او از نخستین سفرش در سال ۲۰۰۴ مینویسد که چگونه تحت نظارت یک راهنمای حکومتی با محدودیتهای شدید و فضای بیاعتمادی روبهرو شد، فضایی که بهگفتهٔ او نهتنها رفتار خارجیها، بلکه گفتوگوهای روزمرهٔ شهروندان را نیز تحت کنترل قرار میدهد. او این تجربه را نمونهای از سازوکارهای نظارتی میداند که حتی افراد عادی را در موقعیت همزمان همکاری و اجبار قرار میدهد.
او با روایت دیدارهایش با فعالان فکری و سیاسی به شکلگیری جریان اصلاحطلبی در دههٔ ۱۹۹۰ [۱۳۷۰] اشاره میکند، جریانی که از درون ساختار جمهوری اسلامی شکل گرفت و تلاش داشت با تکیه بر مشارکت سیاسی و اصلاح تدریجی نظام را به سمت بازتر شدن سوق دهد. به نوشتهٔ سکور، این جریان توانست برای مدتی کوتاه فضای مدنی و رسانهیی ایجاد کند و شبکهای از روزنامهنگاران، فعالان، و نهادهای مدنی شکل بگیرد، اما رهبر جمهوری اسلامی با سرکوب سازمانیافته، از شکنجه و تهدید تا حذف جسمانی مخالفان، این روند را متوقف کرد.
در ادامه، او به انتخابات ۲۰۰۵ [۱۳۸۴] و سپس جنبش سبز ۲۰۰۹ [۱۳۸۸] میپردازد و آن را اوج تلاش اصلاحطلبانه برای تغییر در چارچوب «نظام» توصیف میکند. سکور تأکید میکند این جنبش دارای سازمان، رهبری، و پایگاه اجتماعی گسترده بود، اما با خشونت شدید، بازداشتهای گسترده، و اعترافگیریهای اجباری سرکوب شد. به گفتهٔ او، پس از این دوره تقریباً تمامی زیرساختهای سیاسی و رسانهیی اصلاحطلبان از میان رفت.
او سپس به فضای پس از ۲۰۰۹ و سفرهای بعدیاش اشاره میکند و مینویسد کنترل امنیتی شدیدتر و آشکارتر شد، بهطوری که ارتباط با فعالان سیاسی نیازمند احتیاطهای پیچیده بود. تجربهٔ بازجویی او توسط نیروهای امنیتی نیز نشان میدهد که حتی فعالیتهای عادی روزنامهنگاری میتواند به سوءظن و فشار امنیتی منجر شود.
سکور در ادامه به اعتراضهای سالهای بعد، از جمله ۲۰۱۷ [۱۳۹۶] و ۲۰۲۲ [۱۴۰۱]، میپردازد و مینویسد این موجها از نظر شعارها و مطالبات رادیکالتر شدند و مستقیماً کل ساختار جمهوری اسلامی را هدف قرار دادند. او بهویژه به اعتراضهای «زن، زندگی، آزادی» اشاره میکند که با وجود سرکوب شدید و صدها کشته و هزاران بازداشتی، تغییراتی محدود اما قابل توجه در رفتار اجتماعی، مانند کاهش رعایت حجاب اجباری، بهجا گذاشت.
او همچنین به ساختار قدرت در جمهوری اسلامی میپردازد و مینویسد این نظام بر شبکهای از نهادهای سیاسی، نظامی، و اقتصادی استوار است که بهطور خودکار بازتولید میشوند. به گفتهٔ او، سپاه پاسداران نقش محوری در این ساختار دارد و از طریق نفوذ اقتصادی و امنیتی قدرت را تثبیت میکند. این ساختار باعث شده است که حکومت در برابر فشارهای داخلی و خارجی مقاومت زیادی داشته باشد.
در بخشهای پایانی، سکور به شکاف عمیق در میان مخالفان جمهوری اسلامی اشاره میکند. به نوشتهٔ او، برخی همچنان بر اصول انقلاب ۱۹۷۹ [۱۳۵۷] و استقلال سیاسی تأکید دارند، در حالی که گروهی دیگر بهطور کامل آن را رد و حتی از مداخلهٔ خارجی برای تغییر حمایت میکنند. او این شکاف را نشانهای از پیچیدگی مسیر آینده میداند.
در نهایت، سکور مینویسد امید به تغییر در ایران همچنان زنده است، اما هر موج اعتراضی با خطر سرکوب شدید همراه است. او تأکید میکند که این چرخهٔ امید و سرکوب ایران را به «قلبشکن» تبدیل کرده است، جایی که میل به آزادی پایدار است، اما تحقق آن همچنان نامشخص و دور از دسترس به نظر میرسد.
برگرفته از کانال تلگرام میز ایران