دوشنبه ۱۰ فروردین ۱۴۰۵
در حالی که جنگ میان ایران و آمریکا و اسرائیل وارد دومین ماه شده است، مجموعهای از تحولات همزمان نظامی و سیاسی و اقتصادی چشمانداز این بحران را بیش از هر زمان دیگری پیچیده و متناقض کرده است: از یک سو تهدیدهای صریح دونالد ترامپ دربارهٔ تصرف منابع نفتی ایران و حتی اشغال جزیرهٔ خارگ، و از سوی دیگر تلاشهای دیپلماتیک برای آغاز مذاکراتی که گفته میشود ممکن است در پاکستان برگزار شود.
ترامپ در تازهترین اظهاراتش بهصراحت اعلام کرد که «ترجیح میدهد نفت ایران را در اختیار بگیرد» و حتی از امکان تصرف جزیرهٔ خارگ سخن گفته است، جزیرهای که حدود ۹۰درصد صادرات نفت ایران از آن انجام میشود. او در عین حال تأکید کرد که گزینههای مختلفی روی میز دارد و تصمیم نهایی هنوز گرفته نشده است. این موضعگیری در شرایطی مطرح میشود که هزاران نیروی نظامی آمریکایی، از جمله تفنگداران دریایی، در حال استقرار در منطقهاند و گزارشهایی از آمادگی پنتاگون برای عملیات زمینی احتمالی منتشر شده است.
با این حال، همزمان با این تهدیدها، رئیسجمهور آمریکا از پیشرفت در تماسهای مستقیم و غیرمستقیم با مقامات ایران سخن گفته و رهبران جدید ایران را «بسیار منطقی» توصیف کرده است. این تناقض آشکار- میان تهدید نظامی و سیگنالهای مذاکره- در بستر تلاشهای میانجیگرانهٔ پاکستان شکل گرفته است که اعلام کرده آمادهٔ میزبانی گفتوگوهای «معنادار» میان دو طرف برای پایان دادن به جنگ است.
در سوی مقابل، جمهوری اسلامی ضمن رد کردن هرگونه تسلیم، هشدار داده است که در صورت ورود نیروهای زمینی آمریکا، پاسخ سختی خواهد داد. محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس اسلامی ایران، تأکید کرده است که نیروهای ایرانی «در انتظار ورود نیروهای آمریکایی»اند تا به آنها حمله کنند. او همچنین آمریکا را متهم کرد که در حالی که از مذاکره سخن میگوید، پنهانی برای تهاجم زمینی آماده میشود.
در همین حال، میدان نبرد نیز گسترش چشمگیری یافته است. اسرائیل اعلام کرده است که در ۲۴ ساعت گذشته بیش از ۱۴۰ حملهٔ هوایی به هدفهایی در تهران و دیگر مناطق ایران انجام داده و زیرساختهای موشکی و نظامی را هدف قرار داده است. گزارشهایی نیز از حمله به فرودگاه مهرآباد و تأسیسات پتروشیمی در تبریز منتشر شده است. در مقابل، ایران نیز حملههای موشکی و پهپادیاش را ادامه داده و حتی برخی تأسیسات صنعتی در جنوب اسرائیل هدف قرار گرفتهاند.
تحولات منطقهیی نیز نشاندهندهٔ گسترش دامنهٔ جنگ است. ورود نیروهای حوثی یمن به درگیری یکی از مهمترین نقاط عطف اخیر محسوب میشود. این گروه، که پیشتر نیز با حمله به کشتیها در دریای سرخ اختلال جدّی در تجارت جهانی ایجاد کرده بود، اکنون با حمله به اسرائیل خطر بسته شدن مسیرهای حیاتی دریایی [از جمله بابالمندب] را افزایش داده است. همزمان، تنگهٔ هرمز نیز عملاً با محدودیتهای شدید مواجه شده و حتی ترامپ مدعی شده که ایران اجازهٔ عبور تعدادی نفتکش را بهعنوان «امتیاز» داده است.
پیامدهای اقتصادی این بحران بهسرعت در بازارهای جهانی نمایان شده است. قیمت نفت برنت از حدود ۷۰ دلار پیش از آغاز جنگ به بیش از ۱۱۶ دلار در هر بشکه رسیده و بازارهای سهام در آسیا سقوط شدیدی کردهاند. نگرانی از افزایش تورم جهانی و حتی رکود اقتصادی، بهویژه در کشورهایی که به انرژی خاورمیانه وابستهاند، بسیار افزایش یافته است.
در کنار این تحولات، گزارشهایی نیز از بررسی طرحی در واشنگتن برای انتقال حدود ۴۵۰ کیلوگرم اورانیوم [غنیشده] از ایران منتشر شده است، اقدامی که در صورت اجرا، مستلزم حضور نیروهای آمریکایی در خاک ایران خواهد بود و خطر تشدید مستقیم درگیری را افزایش میدهد. در همین حال، آژانس بینالمللی انرژی اتمی تأیید کرده است که تأسیسات تولید آب سنگین خنداب در پی حملههای اخیر اسرائیل آسیب زیادی دیده و از کار افتاده است.
در سطح منطقه، تنشها و جنگ در لبنان ادامه دارد. کشته شدن یک نیروی حافظ صلح اندونزیایی در مأموریت یونیفل و گسترش عملیات نظامی اسرائیل در جنوب لبنان نگرانیها از درگیری گستردهتر را افزایش داده است. در همین حال، کشورهایی مانند مصر نیز بهدلیل بحران انرژی ناشی از جنگ ناچار به اعمال محدودیتهایی در مصرف برق و فعالیتهای اقتصادی شدهاند.
برگرفته از وبگاه اخبار روز