Skip to content
آوریل 28, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • غروب خالقی مطلق در سایۀ جنگ
  • ایران
  • فرهنگی – ادبی
  • نوار متحرک

غروب خالقی مطلق در سایۀ جنگ

زنده‌یاید دکتر جلال خالقی مطلق. عکس از دنیای اقتصاد

روح‌الامین امینی

سه‌شنبه ۱۹ اسفند ۱۴۰۴

نخستین روزی که بمبارانِ ایران شروع شد قلبی در هامبورگ ایستاد که تمام عمر برای سرزمینش ایران می‌تپید. دکتر جلال خالقی مطلق روز نهم اسفند ۱۴۰۴ درگذشت، مردی که تمام عمرش را خرج تمدن، فرهنگ، و زبانی کرد که از ایران کهن برخاسته بود، تمدنی پر از انسانیت، فرهنگی سرشار از مهربانی، و زبانی آکنده از شعر.

هر چند که «مرگِ چنین خواجه نه کاری‌ست خُرد»، شگفتا که حتی خبر جنگ خبرهای دیگر را می‌بلعد، چنان‌که خودش همه‌چیز را.

نام دکتر جلال خالقی مطلق با شاهنامه گره خورده است، کتابی که شاهکاری ادبی است و یکی از مهم‌ترین اسناد هویت و تاریخ ایران بزرگ. این اثر پناهگاه فرهنگ و زبان فارسی و اقوام ایرانی به شمار می‌رود. از خالقی مطلق می‌توان به عنوان بزرگ‌ترین شاهنامه‌پژوه معاصر نام برد. همان‌گونه که قرن‌ها پیش از او فردوسی گفته بود «بسی رنج بردم در این سال سی»، او نیز بیش از سی سال عمرش را صرف تصحیح این اثر کرد و با مقایسۀ ده‌ها نسخۀ خطی، نسخه‌ای پیراسته و ویراسته از شاهنامه را به جامعۀ فارسی‌زبان و علاقه‌مندان به این فرهنگ تقدیم کرد، نسخه‌ای که با توجه به گسترۀ نسخه‌های خطی‌ مورد استفاده و دقت و روشی که مصحح به خرج داده است امروز معتبرترین نسخه از این شاهکار بزرگ به شمار می‌رود.

ژاله آموزگار، پژوهشگر فرهنگ و زبان‌های باستانی، سال‌ها پیش در مورد جلال خالقی مطلق گفته بود: «ابوالقاسم فردوسی سی سال رنج برد تا برگۀ هویت ما را با خامۀ جادویی‌اش جاودانه کند و ستون‌هایی را پی افکند که باد و باران و آزار انیران گزندش نرساند و چنان اشتیاقی در ایران دوستی در دل فرزندان آینده‌اش به وجود آورد که از میان آنها یکی هم دکتر خالقی باشد که سرشار از عشق به ایران و دلبسته به هویت ایرانی برای بهتر عرضه کردن دستاورد سی سال رنج فردوسی بزرگ، سی‌ و پنج سال عمر و سلامتی‌اش را وقف کند تا این دفترهای انتقادی شاهنامه در دسترس همگان قرار گیرد.»

دکتر خالقی مطلق فردوسی را پدر شعر فارسی می‌دانست، هر چند که همواره اهمیت و شکوه دیگر شاعران این زبان را نیز دست‌کم نمی‌گرفت. او اعتقاد داشت فردوسی شاعری است که بر سراسر شعر فارسی سایه افکنده و تأثیر گذاشته است و این تأثیر را به‌خصوص در حماسه‌سرایان پس از او برجسته می‌کرد، با آن هم شاعران دیگر را نیز از سایۀ این تأثیر پذیری دور نمی‌دانست، حتی چهره‌های نابغه‌ای مانند مولانا، حافظ و سعدی را.

آقای خالقی مطلق نسخۀ فلورانس شاهنامه را دقیق‌ترین نسخۀ این اثر می‌دانست و به همین دلیل بود که از این نسخه بیشترین استفاده را در کارش برد. به قول خودش، او ضبط کهن‌تر و دشوارتر را اصل کارش قرار داده بود و زمان و زبان مؤلف برایش از اهمیت ویژه‌ای در کار تصحیح برخوردار بود.

او هنگام سخنرانی در برنامه شب‌های بخارا که به مناسب بزرگداشتش در تهران برگزار شده بود یادآوری کرد که نسخهٔ فلورانس ۲۱۶ سال با سرایش شاهنامه فاصله دارد و تا این زمان شاهنامه به‌کرات مورد بازنویسی قرار گرفته است. او معتقد بود در قرن پنجم و ششم زبان فارسی بیشتر از هر زمان دیگری تغییر کرده و دچار تحولات فراوانی شده است و یادآور شد بر همین اساس نه‌تنها که کاتبان یک مقدار واژه‌ها را نمی‌شناختند، بلکه حتی اگر می‌شناختند، برای اینکه خوانندگانشان متوجه بشوند بعضی از آنها را عوض کردند. بر همین اساس، از میان همهٔ نسخه‌هایی که از شاهنامه ما تا امروز داریم نمی‌توانیم یکی از این نسخه‌ها را اساس مطلق تصحیح قرار بدهیم.

زنده یاد محمد علی اسلامی ندوشن در فصلنامهٔ پاژ (جشن‌نامهٔ خالقی مطلق) نوشته است: «کسانی که دکتر جلال خالقی مطلق را از دور یا نزدیک شناخته‌اند میعادگاه آنها بر سر آبشخور شاهنامه بوده است. او کسی است که به درازای سال‌های سرودن شاهنامه عمر بر سر تصحیح این کتاب نهاده است و ما اکنون اگر با اطمینان بیشتر با متنی نزدیک به گفتار فردوسی روبه‌رو می‌شویم، وام‌دار او هستیم.» و این حرفِ کمی نیست در مورد مصححی که کارش به‌عنوان نزدیک‌ترین متن به گفتار شاعر یا نویسنده زبانزد اهل پژوهش شود. این نکته‌ای است که بسیاری از ادبا و شاهنامه‌پژوهان در مورد کار استاد خالقی مطلق بر آن اتفاق‌نظر دارند.

اما امروز سوگ مضاعف هم‌زمانی درگذشت اوست با جنگی گسترده در ایران که نه‌تنها در حال ویران کردن سرزمینِ جانِ اوست، که مجالی برای بزرگداشت او نیز باقی نگذاشته است.

دکتر جلال خالقی مطلق سال‌ها پیش در مقاله‌ای در مجلۀ ایران‌شناسی نوشته بود: «فردوسی به کسی می‌ماند که بر بارویِ ویرانِ شهری سوخته ایستاده است و شکوهِ بر باد رفتۀ آن را توصیف می‌کند. از پیکرِ مردگان کاخ و میدان می‌سازد و از دود و آتش باغ و گلشن.»

برگرفته از ار.اف.ای فرانسه

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: جانشینی و پرسش‌های تاریخ
Next: یازدهمین روز جنگ و کشتار و ویرانی و تباهی
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved