Skip to content
آوریل 27, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • هیچ‌کس برای آنچه در آستانهٔ وقوع است آماده نیست
  • اقتصادی
  • جهان
  • نوار متحرک
  • ویژه اندیشهٔ نو

هیچ‌کس برای آنچه در آستانهٔ وقوع است آماده نیست

گزارشی از ‌Bravos Research

ترجمهٔ مینا آگاه – اندیشهٔ نو

دوشنبه ۱۸ اسفند ۱۴۰۴

اگر دربارهٔ جنگ با ایران مطالعه کنید، می‌دانید که با چه چیزی روبه‌رو خواهید شد: یک مضمون تکرار شونده. این جنگ در ‏حال گسترش است. در حال وسیع‌تر شدن است. خطرناک‌تر می‌شود. تأثیر بزرگی بر گاز طبیعی دارد. قطر مقدار عظیمی از ‏گاز طبیعی مایع‌شدهٔ جهان را از طریق تنگهٔ هرمز صادر می‌کند. این مسیر اکنون بسته شده است.‏
سرمایه‌گذاران و معامله‌گرانی که وارد این وضع می‌شوند نمی‌توانند جهانی را تصور کنند که در آن ارتش آمریکا ‏اجازه دهد کسی تنگهٔ هرمز را برای بیش از چند ساعت یا چند روز ببندد. این امر به‌سادگی غیرقابل تصور است. این شاید ‏مهم‌ترین نموداری باشد که امروز باید فهمید. ‏

این نمودار (بالا) واردات نفت آمریکا را در برابر صادرات آن کشور نشان می‌دهد. و همان‌طور که می‌بینید، برای نخستین بار در ‏تاریخ، آمریکا به کشور صادرکنندهٔ خالص نفت تبدیل شده است. این چرخش کامل ۱۸۰‌درجه‌یی نسبت به آن ‏چیزی است که به آن عادت داشتیم. و این امر پیامدهای عمیقی برای نظم‌های ژئوپلیتیکی و پولی دارد.‏

حمله‌های آمریکا و اسرائیل به ایران غیرمنتظره نبود. این حمله‌ها بخشی از یک روند ساختاری گسترده‌تر از بروز ‏درگیری‌ها در مناطق جغرافیایی‌ای است که منابع در آنها کمیاب و آسیب‌پذیر است. و این روند سال‌هاست که در حال ‏آماده‌سازی بوده است. آمریکا در اوایل دههٔ ۲۰۰۰ از بزرگ‌ترین واردکنندهٔ نفت اوپک و عربستان سعودی در جهان به ‏کشوری تبدیل شد که اکنون عملاً هیچ نفتی از خاورمیانه وارد نمی‌کند. اما فقط آمریکا این طور نیست. چین نیز سال‌هاست که ‏وابستگی به نفت خاورمیانه را کاهش داده است، در حالی که وارداتش از مالزی و روسیه افزایش چشمگیری ‏یافته است، به‌گونه‌ای که اکنون روسیه بزرگ‌ترین شریک نفتی چین است. بنابراین، دو اقتصاد بزرگ جهان در ‏تلاش بوده‌اند که شیوهٔ تأمین نفت مورد نیازشان را تغییر دهند.‏

‏۵۵درصد از انرژی ما از نفت و گاز تأمین می‌شود، که به این معناست که این دو مادهٔ خام هنوز هم احتمالاً اساسی‌ترین ‏عناصر برای کارکرد جامعهٔ مدرن انسانی‌اند. اگر قیمت نفت را در کنار نرخ تورم در آمریکا قرار دهیم، این دو ‏تقریباً تصویر آینه‌ای یکدیگرند. نفت تأثیر مستقیم عظیمی بر داده‌های تورم دارد و از طریق هزینه‌های تولید و حمل‌ونقل ‏کالاها و خدمات گوناگون نیز اثری غیرمستقیم می‌گذارد. اگر قیمت نفت افزایش یابد، قیمت همه‌چیز افزایش می‌یابد.‏

افزون بر این، می‌دانیم که شوک‌های تورمی باعث بیشتر رکودهای اقتصادی شده‌اند که در ۶۰ سال گذشته شاهد بوده‌ایم، ‏به‌گونه‌ای که در آستانهٔ بسیاری از رکودهای مهم در تاریخ مالی معاصر، تورم بسیار افزایش یافته است. این وضع چندین ‏بار در دهه‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ رخ داد، زمانی که شوک‌های عرضهٔ نفت ناشی از درگیری‌های خاورمیانه به تورم دورقمی ‏و رکودهای عمیق اقتصادی انجامید. آن سال‌ها دوره‌ای از بی‌ثباتی شدید ژئوپلیتیکی و اقتصادی بود، محیط‌هایی که در آنها ‏کشورهای واردکنندهٔ نفت آسیب زیادی می‌بینند و کشورهای صادرکنندهٔ نفت سود می‌برند. و ما در آستانهٔ ورود به یکی دیگر ‏از این دوره‌ها هستیم.‏

خیلی کوتاه بگویم، در چنین محیط‌هایی جابه‌جایی‌های تاریخی سرمایه رخ می‌دهد. ما معتقدیم سه فرصت سرمایه‌گذاری عظیم ‏وجود دارد که ۹۹درصد سرمایه‌گذاران در حال حاضر کاملاً از آنها غافل‌اند. ‏

نمودار میزان عدم‌قطعیت سیاست‌های اقتصادی جهانی در طول ۳۰ سال گذشته نشان می‌دهد که این میزان سال‌به‌سال به‌سرعت ‏افزایش یافته است: از نخستین جنگ تجاری میان آمریکا و چین، کووید-۱۹، و تهاجم به اوکراین، تا دومین جنگ ‏تعرفه‌ییِ در حال جریان. این روندی بیست‌ساله از افزایش عدم‌قطعیت در سیاست‌های اقتصادی است.‏
بنابراین، یکی از به‌هم‌پیوسته‌ترین اقتصادهای جهانی در تاریخ بشر اکنون با میزان فزاینده‌ای از عدم‌قطعیت در این باره مواجه است که ‏دیگر کشورها با سرمایه و منابعشان چه خواهند کرد. اگر برای انرژی‌ای که اقتصاد شما را به حرکت ‏درمی‌آورد به این کشورها متکی باشید، این یک مسئله است.‏

چین به‌تدریج مسیر تأمین نفت مورد نیازش را از طریق مسیر دریایی شمالی تغییر داده است. چینی‌ها در طول دههٔ گذشته واردات از ‏این مسیر را افزایش چشمگیری داده‌اند، اما چین همچنان کشور واردکنندهٔ نفت باقی مانده است.‏ از سوی دیگر، آمریکا در واکنش به این عدم‌قطعیت تولید نفت خودش را افزایش داده است. آمریکا اکنون ‏بزرگ‌ترین تولیدکنندهٔ نفت در جهان است و روزانه ۱۴میلیون بشکه تولید می‌کند و اکنون بخش زیادی از این مقدار را ‏صادر می‌کند.‏

دهه‌ها سال بود که افزایش قیمت نفت به زیان منافع اقتصاد آمریکا بود. اما امروز قیمت‌های بیشتر نفت به معنای تراز تجاری ‏قوی‌تر، همراه با سود بیشتر شرکت‌ها و جریان‌های سرمایه در بخش انرژی است.‏

به این ترتیب وضع امروز ناگهان بسیار روشن‌تر می‌شود. آمریکا تصمیم گرفته است به ایران حمله کند، اقدامی که ‏بلافاصله موجب شد شرکت‌های بیمه پوشش دادن به کشتی‌هایی را که از تنگهٔ هرمز عبور می‌کنند متوقف کنند. حتی اگر ایران به‌طور ‏فیزیکی تنگهٔ هرمز را با مین مسدود نکند، باز هم نتیجه یکسان است.‏

قیمت نفت در نتیجهٔ مستقیم حمله‌های آمریکا افزایش می‌یابد. به یاد داشته باشید که حدود یک‌پنجم عرضهٔ نفت جهان از ‏تنگهٔ هرمز عبور می‌کند. بنابراین مسدود شدن این گذرگاه به‌طور خودکار عرضهٔ جهانی نفت را محدود می‌کند و باعث ‏افزایش قیمت انرژی می‌شود.‏

در نتیجهٔ این وضع، سهام شرکت‌های انرژی بسیار افزایش یافته است، امری که بازار گسترده‌تر سهام آمریکا را تقویت کرده است ‏که با وجود این درگیری همچنان در بالاترین سطوح تاریخی قرار دارد. از زمان آغاز این درگیری تا کنون ‏ارزش دلار آمریکا نیز در مقایسه با دیگر ارزهای جهانی افزایش چشمگیری یافته است. این وضع باعث شده است که ‏مقدار قابل‌ توجهی سرمایه از کشورهای دیگر خارج و دوباره به‌سوی آمریکا سرازیر شود. با نگاهی به بسیاری از بازارهای سهام خارجی که کاملاً بی‌ارتباط با این درگیری‌اند- مانند کرهٔ جنوبی، آلمان و ‏لهستان- می‌توان این را دید: بازارهایی که در نتیجهٔ این وضع سقوط کرده‌اند.‏

بنابراین، آنچه در ابتدا حرکتی راهبردی برای فاصله گرفتن از وابستگی به انرژی بود، اکنون به اهرمی کلیدی برای ‏آمریکا در نظم جهانی جدید و آشفته‌تری که در حال شکل‌گیری است تبدیل شده است.‏

اکنون ممکن است بپرسید که آیا دولت کنونی نگفته است که می‌خواهد قیمت نفت پایین‌تر باشد تا سطح تورم برای مصرف‌کنندهٔ ‏آمریکایی کاهش یابد؟ و پاسخ این است که بله، درست است. واقعیت این است که از یک سو مصرف‌کنندگان و در واقع ‏بسیاری از صنایع در آمریکا خواهان قیمت‌های ارزان‌تر بنزین هستند. این امر تورم کلی را کاهش می‌دهد. نرخ‌های ‏بهره را پایین می‌آورد، و در نتیجه ثبات سیاسی بیشتری ایجاد می‌کند. در سوی دیگر، چندین ایالت تولیدکنندهٔ نفت مانند ‏تگزاس، داکوتای شمالی، و آلاسکا، همراه با شرکت‌های عظیم و سرمایه‌گذاران بانفوذ، اکنون که تولیدشان را افزایش زیادی داده‌اند، خواهان قیمت‌های زیادتر نفت‌اند.‏

واقعیت این است که میان منافع گروه‌های مختلف دربارهٔ اینکه چه باید بر سر قیمت نفت بیاید نوعی ناهماهنگی وجود دارد. و ‏امروز، چه این امر عمدی بوده باشد و چه نه، نتیجه این است که شرکت‌های انرژی در مسیر دستیابی به سودهای بیشتر، یک ‏نبرد کلیدی را برده‌اند.‏

تعجب نخواهیم کرد اگر شاهد درگیری‌های مکررتر و طولانی‌تری از این دست باشیم، در حالی که آمریکا همچنان ‏بزرگ‌ترین تولیدکنندهٔ نفت جهان باقی می‌ماند. تنش‌ها بر سر گرینلند نیز کاملاً در همین چارچوب قرار می‌گیرد، زیرا این ‏منطقه به‌سرعت در حال تبدیل شدن به دومین منطقهٔ راهبردی است، جایی که عبور نفت از روسیه از طریق مسیر دریایی ‏شمالی می‌تواند با تهدید روبه‌رو شود.‏

جهانی که به سوی آن در حال گذار هستیم به‌طور بنیادین با آنچه تاکنون تجربه کرده‌ایم متفاوت خواهد بود. و همراه با تغییرهای ‏بزرگ، فرصت‌های بزرگی نیز پدید می‌آید.‏

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: جنگ در افغانستان: فاجعه‌ای که در سایۀ ناآرامی‌های خاورمیانه دیده نمی‌شود
Next: به‌دلیل درگیری‌های خاورمیانه، انتخابات پارلمانی لبنان دو سال به تعویق افتاد
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved