امدادگران در تلاش برای نجات دادن قریانیان بمباران هوایی اسرائیل از زیر آوار در بعلبک. عکس از Nidal Solh/AFP
حبیب مهرزاد
شنبه ۱۶ اسفند ۱۴۰۴
در سایهٔ تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران، درگیریهای اسرائیل و حزبالله نیز به جایی رسیده است که لبنان اکنون با وضعی روبهروست که در آن امنیت، سیاست، و زندگی انسانی همزمان زیر فشار قرار گرفته است.
دو سال پس از آتشبس نوامبر ۲۰۲۴ بین اسرائیل و حزبالله، جنوب لبنان بار دیگر به کانون تنشهای منطقهیی تبدیل شده است. آنچه در فوریه ۲۰۲۶ (بهمن ۱۴۰۴) بهصورت نقضهای پراکنده و تبادل آتش محدود بیان اسرائیل و حزبالله جریان داشت در نخستین روزهای مارس (اسفند) به چرخهٔ خشونتی تمامعیار تبدیل شد، چرخهای که نهفقط مرزهای جنوبی لبنان، بلکه ساختار سیاسی داخلی آن کشور و حتی موازنهٔ قدرت در خاورمیانه را زیر فشار گذاشته است، بهویژه در حالی که اسرائیل در سوی دیگر در حال جنگ با ایران نیز است. به نظر میآید که اسرائیل در سایهٔ آتشافروزیاش همراه با نیروهای نظامی آمریکایی در ایران، به یورشهای نظامیاش به جنوب لبنان و غزه و کرانهٔ باختری نیز شتاب و گسترش بخشیده است.
فوریه ۲۰۲۶: آتشبسی که عملاً از درون تهی شده بود
در ظاهر، آتشبس نوامبر ۲۰۲۴ همچنان برقرار بود. اما گزارشهای سازمان ملل متحد و نهادهای کمکرسانی نشان میداد که این آتشبس بیش از آنکه توافقی فعال و رعایتشده باشد، به «چارچوبی فرسوده» تبدیل شده است، درست همانطور که در غزه شاهدش هستیم. کشتارها و ویرانیهای اسرائیل همچنان شبانهروزی ادامه دارد.
در مناطق مرزی جنوب لبنان و شمال اسرائیل، منطقهای که از جایگاههای و مقرهای اصلی فعالیت حزبالله لبنان است، تبادل آتش محدود، پرواز پهپادها، و حملههای پراکنده ادامه داشت.
همزمان، بحران اقتصادی لبنان فشار مضاعفی بر ساکنان جنوب کشور وارد کرده بود که پیش از این نیز زیرساختهایش در جنگ ۲۰۲۴ آسیب دیده بود. منابع محلی از حاکم شدن فضایی غمانگیز بر ماه رمضان در مناطق مرزی خبر دادند. پرواز مداوم پهپادهای شناسایی اسرائیلی در آسمان روستاهای منطقه، و همزمانی آن با بحران اقتصادی، توان و امکان خرید بسیاری از خانوادهها برای تأمین مایحتاج روزمره را گرفته بود. گزارشهای میدانی حاکی از افزایش وابستگی ساکنان به کمکهای غذایی بود.
نواف سلام، نخستوزیر لبنان، در اواسط ماه فوریه (اواخر بهمن) در سفری به شهرهای مرزی قول بازسازی سریع زیرساختها و بازگرداندن حاکمیت دولت به این مناطق را داد. با این حال، ارتش اسرائیل به عملیاتهای تجاوزکارانهاش در عمق خاک لبنان ادامه داد.
این ترکیبِ «فشار اقتصادی + ناامنی مزمن» ساکنان زمینهای فراهم کرد که در آن هر حادثه و واقعهٔ جدیدی میتوانست بهسرعت به بحرانی بزرگتر تبدیل شود. تجاوزگری اسرائیل و دخالتهای ماجراجویانهٔ جمهوری اسلامی همواره این منطقه را در تنش نگه داشته است.
مارس ۲۰۲۶: آغاز دور تازهٔ درگیریها
در نخستین روزهای مارس (۱۰ و ۱۱ اسفند)، حملههای موشکی و پهپادی از خاک لبنان به مواضع اسرائیل نقطهٔ گسستی در آتشبس شکننده بین اسرائیل و حزبالله بود. حزبالله در ساعتهای اولیهٔ روز دوشنبه ۱۱ اسفند (۲ مارس) با شلیک دهها موشک و پهپاد بهسمت مواضع اسرائیل شلیک کرد. این گروه هدفش از این حملهها را واکنش به «تداوم تجاوزهای اسرائیل به خاک لبنان و مشارکت آن رژیم در ترور آیتالله خامنهای» عنوان کرد.
اسرائیل نیز این حملهها را «تغییر وضعیت» و باز شدن «جبههای جدید» در جنگ توصیف کرد و بلافاصله کارزار نظامی تهاجمی گستردهای علیه هدفهایی در جنوب لبنان، بقاع، و حتی حومهٔ بیروت آغاز کرد. به گزارش منابع خبری، اسرائیل با «یورش زمینی» وارد خاک لبنان شد. برخی منابع نوشتند که این نفوذ تجاوزکارانهٔ اسرائیل تا عمق ۲ کیلومتر و در طول ۸۰ کیلومتر گسترش داشته است.
شدت و گسترهٔ این حملههای متقابل، بهویژه در روزهای ۲ و ۳ مارس، نشان داد که دو طرف وارد مرحلهای فراتر از «نقضهای محدود» و پراکنده شدهاند. اسرائیل به ساکنان منطقه، از جمله در دهها و شهر و روستا و حتی مناطقی در حومهٔ بیروت، هشدار داد که «برای حفظ جانشان» محل سکونتشان را تخلیه و ترک کنند و به شمال کشور بروند.

وقوع سریع بحران انسانی و موج عظیم آوارگان در ۲۴ ساعت
طبق بیانیهٔ رسمی یونیسف در ۴ مارس (۱۳ اسفند) فقط طی ۲۴ ساعت دستکم ۶۰هزار لبنانی خانههایشان را ترک کردند که ۱۸هزار نفر از آنان کودکاند.

هزاران پناهندهٔ سوری ساکن لبنان نیز پس از حملههای هوایی اسرائیل مجبور به فرار از محل سکونتشان شدند.
این میزان آوارگی و بیخانمانی در چنین بازهٔ کوتاهی حتی در معیارهای بحرانهای منطقهیی «بیسابقه» توصیف شده است. کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد (UNHCR) خبر داد که بسیاری از خانوادهها بدون داشتن مقصد مشخص در خودروها یا در فضاهای باز پناه گرفتهاند. ظرفیت مراکز اسکان موقت نیز با اسکان دادن به حدود ۳۰هزار نفر بهسرعت پر شده است.
موضع نخستوزیر لبنان
نواف سلام، نخستوزیر لبنان، در اظهاراتی که در رسانههای بینالمللی از جمله رویترز منتشر شد اعلام کرد که دولتش با هرگونه فعالیت نظامی در خاک لبنان در خارج از چارچوب دولت مرکزی مخالف است. این موضعگیری در کشوری که حضور بازیگران مسلح غیردولتی مانند حزبالله بخشی از واقعیت سیاسی است تغییری قابل توجه در گفتمان سیاسی رسمی محسوب شد.
هرچند این موضع هنوز به مصوبهٔ اجرایی تبدیل نشده، اما نشاندهندهٔ فشارهای داخلی و بینالمللی بر دولت لبنان برای کنترل اوضاع است.
واکنش بینالمللی: نگرانی از گسترش بحران
آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد، از تشدید درگیریها و پیامدهای انسانی آن ابراز نگرانی کرد و خواستار خویشتنداری طرفها و رعایت قوانین بینالمللی شد.
نهادهای کمکرسانی نیز هشدار دادهاند که ادامهٔ حملهها میتواند به وقوع بحران انسانی گستردهتری منجر شود، بهویژه اگر اسرائیل مسیرهای کمکرسانی در جنوب لبنان را مسدود یا محدود کند، همان کاری که در سرزمینهای اشغالی فلسطین کرده است و میکند.
تازهترین آمارها
طبق تازهترین خبرها، جنگندههای اسرائیلی در روز جمعه ۱۵ اسفند دست به حملههای گستردهای در مناطق متعددی در جنوب و شرق لبنان زدند، از در جمله شهرک مجدل سلم، روستای نبی شیت، شهر بنت جبیل، روستای کفر رمن، و روستای حولا. بر اساس گزارش منابع رسمی لبنان، در این حملهها دستکم ۱۷ نفر کشته شدند.
وزارت بهداشت لبنان عصر جمعه اعلام کرد که آمار کشتهشدگان حملههای اسرائیل از روز دوشنبه تاکنون به ۲۱۷ نفر و شمار مجروحان به ۷۹۸ نفر افزایش یافته است.
یونیسف همچنین اعلام کرد که در ۲۴ ساعت منتهی به ۱۳ اسفند، ۷ کودک لبنانی کشته و ۳۸ کودک زخمی شدند، که نشاندهندهٔ شدت حملهها در مناطق مسکونی است. طبق معمول، کودکان جزو نخستین قربانیان جنگطلبی و توسعهطلبی و ماجراجوییهای نظامیاند.
همزمان، شورای نروژی برای پناهندگان (NRC) در مورد وخامت اوضاع انسانی هشدار داد و اعلام کرد که در عرض فقط چند روز، دستکم ۳۰۰هزار نفر در لبنان آواره شدهاند. تاکنون بیش از ۹۵هزار نفر از این آوارگان در مراکز جمعی اسکان یافتهاند. این نهاد خواستار لغو فوری دستورهای تخلیهٔ اسرائیل شده است.
لبنان در نقطهٔ تلاقی سه بحران
تحولات اخیر جنوب لبنان در سایهٔ بمبارانهایی که در ایران ادامه دارد نشان میدهد که لبنان اکنون در نقطهٔ تلاقی سه بحران قرار گرفته است. ۱) بحران امنیتی، به این معنا که درگیریهای مرزی از حد «تنش کنترلشده» عبور کرده و وارد مرحلهای شده است که میتواند بهسرعت گسترش یابد. ۲) بحران انسانی، شامل آوارگی دههاهزار نفر طی فقط چند روز که فشار بر زیرساختهای فرسودهٔ لبنان را تشدید کرده و نهادهای کمکرسانی را در وضعی بسیار دشوار و هشداردهنده قرار داده است. ۳) بحران سیاسی داخلی، ناشی از موضعگیری دولت علیه فعالیتهای نظامی غیردولتی امثال حزبالله که شکافهای سیاسی داخلی را فعال کرده و میتواند پیامدهای بلندمدتی برای ساختار قدرت و ثبات در آن کشور داشته باشد.
درگیریهای اسرائیل و حزبالله به جایی رسیده است که لبنان در مارس ۲۰۲۶ با وضعی روبهروست که در آن امنیت، سیاست، و زندگی انسانی همزمان زیر فشار قرار گرفته است.
فروپاشی عملی آتشبس نوامبر ۲۰۲۴، عملیات نظامی گسترده و تجاوزکارانهٔ اسرائیل- که گفته است تا «پاکسازی» کامل مناطق مرزی» به عملیاتش ادامه میدهد- و عملیات ایذایی حزبالله در همبستگی با جمهوری اسلامی، آوارگی سریع جمعیت، و موضعگیری کمسابقهٔ دولت لبنان برای ممنوع کردن نیروهای مسلح غیردولتی مثل حزبالله (که البته روشن نیست حزبالله چقدر به آن تمکین کند)، همگی نشانههاییاند از اینکه بحران کنونی صرفاً دور جدیدی از درگیریهای مرزی ممکن است نباشد، بلکه- در کنار جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران- ممکن است مرحلهای تازه در بازتعریف معادلات قدرت در لبنان و منطقه باشد. آنچه در این میان گم و فراموش و فلج شده است، دیپلماسی و صلح و زندگی مسالمتآمیز است.
(تصویرها همه از الجزیره برداشته شده است.)