Skip to content
ژوئن 2, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • پیاده‌نظام امپریالیسم
  • دیدگاه‌ها
  • نوار متحرک

پیاده‌نظام امپریالیسم

(تصویر افزودهٔ اندیشهٔ نو است.)

سهراب مبشری

پنج شنبه ۱۴ اسفند ۱۴۰۴

جنگ از نگاه بورس

در جنگی که من همچنان اعتقاد راسخ دارم به شکست امپریالیسم و صهیونیسم خواهد انجامید، از هم اکنون آثار سردرگمی دولت ترامپ دیده می شود. ساندرا نویدی خبرنگار اقتصادی آلمانی مقیم نیویورک در مصاحبه دوشنبه دوم مارس خود با شبکه خبری ان.ت.فاو درباره تاثیر جنگ کنونی بر بازار بورس و سایر بازارها می گوید:

«بلاتکلیفی آنقدر بزرگ است که نمی توان ریسک را محاسبه کرد… ترامپ هیچ نقشه عملی ندارد. هیچ استراتژی خروج ندارد. هیچ هدف اعلام شده ندارد، و از انگیزه های متناقضی نام برده است، مانند تغییر رژیم، که البته در این بین از این هدف عقب نشینی کرده اند. پیت هگست – وزیر دفاع آمریکا – امروز صبح گفت هدف تغییر رژیم نیست، برقراری دمکراسی هم نیست. ترامپ گفته سناریوی ایده آل برای ایالات متحده نوعی سازش مانند توافق با ونزوئلاست. به یاد آوریم: در آنجا دونالد ترامپ به سادگی رأس را عوض کرد و یکی را پیدا کرد که با آمریکا همکاری کند. الان معاملات نفت آنجا از طریق حسابهای آمریکا انجام می گیرد. حسابهایی در قطر بود که اصلا معلوم نبود به اسم چه کسانی است. عایدات فروش نفت ونزوئلا به این حسابها واریز می شد. حالا واریز پول نفت ونزوئلا را به مقصد وزارت دارایی آمریکا تغییر جهت داده اند. از آنجا چه مقدار به چه کانالهایی می رود به کلی نامعلوم است… ملت ایران یکپارچه نیست. گرایشهای مختلف وجود دارد. از جمله کسانی که هنوز طرفدار رژیم تئوکراتیک اند، بیست درصدی که اقلیتی بزرگ را تشکیل می دهند که اگر حساب کنیم، میلیونها انسان اند. حالا دونالد ترامپ می گوید آنهایی هم که در نظر داشت با آنان توافق کند اشتباها به قتل رسیده اند. کاملا واضح است که ایالات متحده کنترل اوضاع را از دست می دهد. به طوری که همین اکنون کار به یک آتش فراگیر کشیده است که حساب آن را نمی کردند. حساب نمی کردند تهران در دفاع از خود، کشورهایی را نیز در منطقه بمباران کند مانند دوبی. خبر امروز این بود که در دوبی مراکز خدمات کلاود – ابر، مراکز داده پردازی – متعلق به آمازون هدف قرار گرفته اند. یعنی از کار افتادن و کاهش خدمات کامپیوتری این مراکز را می بینیم. نرخ بیمه ها هم رو به افزایش است. فقط نفت نیست، بسیاری چیزهای دیگر هم هست. ضمنا گفته می شود که این مرکز کامپیوتری مورد استفاده ارتش اسرائیل نیز بوده است. یعنی ایرانی ها بیش از آنچه تصور می شد طبق یک استراتژی پیش می روند. آشکار است که از مدتها پیش خود را بسیار حساب شده برای چنین حمله ای آماده کرده اند… دونالد ترامپ نه تلاش کرد این جنگ را در برابر مردم آمریکا توجیه و آنها را قانع کند، و نه با کنگره هماهنگی کرد. به اعضای کنگره حتی اطلاع هم نداد. همانطور که به متحدان آمریکا نیز قبلا اطلاعی نداد تا آنها حداقل بتوانند شهروندانشان را از این کشورها خارج کنند. چنین چیزی رخ نداد. اکنون ترامپ خیلی ساده می گوید بله، برخی باید جان خود را بدهند، یعنی سربازان. و می افزاید که چنین چیزی در جنگ عادی است. و این کار او باعث مقاومت زیادی در خود نظامیان شده است. چیزی که مکرر می شنویم این است که نظامیان و ژنرالهای عالی رتبه علیه دست زدن به چنین ریسکی نظر داده اند و دلیل هم آورده اند که نمی توانند کنترلش کنند، پس نباید آن گونه که عمل می شود اقدام کنیم. اصلا معلوم نیست آمریکا تدارکات لجستیکی کافی فراهم کرده است یا نه. تازه الان مقادیر زیادی مهمات از آمریکا به آنجا می فرستند که دو معنی ممکن دارد: یا وقت تدارک نداشته اند زیرا ناگهان دست به حمله زده اند، یا اینکه دارند خود را آماده یک روند تصاعدی طولانی در وقایع می کنند… باید گفت ترامپ اصلا نقشه ای ندارد. احاطه ای ندارد. ممکن است از حالا حوصله اش سر رفته است، زیرا روند وقایع پیچیده است. اما برای اقتصاد، برای مدیران عامل در اینجا، در وال استریت، درست همین بعد زمانی امر تعیین کننده است. چند روز توقف عملی کشتی رانی در تنگه هرمز را می توان تاب آورد. قیمت دلار بیست دلاری پرش می کند. زیاد مهم نیست. تقاضا برای نفت کم بود. انبارها پر است و به مقدار کافی ذخیره هست. چند روز، مسئله ای نیست، اما اگر هفته ها و ماه ها طول بکشد، اگر زیرساخت های بیشتری هدف قرار گیرد، مراکز لجستیکی مانند بندر دوبی، فرودگاه که محل عبور بسیاری از زنجیره های تامین است، هفته ها و ماه ها از کار بیافتد و شاید دیگر به کار نیافتد به خاطر این که این محل دیگر زیادی خطرناک ارزیابی شود، همه جا روی قیمتها تاثیر خواهد گذاشت.»

زمان به نفع آمریکا عمل نمی کند

در میان سرمایه داران آمریکایی، شمار فزاینده ای از ادامه جنگ نگران اند. این بدان معنی است که زمان به نفع آمریکا عمل نمی کند. شاید بدین علت است که شواهدی حاکی از احتمال گشودن مرحله ای جدید در جنگ از سوی آمریکا و اسرائیل دیده می شود. به نظر می رسد همه در آمریکا و اسرائیل فهمیده اند از یک سو وقت زیادی ندارند و از سوی دیگر، هر مدتی هم که به بمباران ایران ادامه دهند، نخواهند توانست حکومت دست نشانده مورد نظرشان را صرفا با جنگ از هوا و دریا به قدرت برسانند. آن دسته از سیاستمداران آمریکایی که می گویند هدف این جنگ، تغییر رژیم نیست، این را فهمیده اند که رژیم چنج به پیاده نظام نیاز دارد. این امر بر آن مقامات آمریکایی نیز که اصرار بر رژیم چنج دارند نیز پوشیده نیست. هم از این رو است که ترامپ بارها مردم ایران را خطاب قرار داده و گفته است که باید دست به کار شوند و به مصاف جمهوری اسلامی بروند. همین خواست را رضا پهلوی دم به ساعت تکرار می کند، بنا به مأموریتی که به او داده اند.

اما هواداران رضا پهلوی تنها کاندیداهای ایفای نقش به عنوان پیاده نظام آمریکا و اسرائیل محسوب نمی شوند و حتی شاید مهمترین نیروهای مورد نظر برای اجرای نقشه محوله هم نیستند. آنها شاید خوب بلد باشند بر جنازه های هزاران ایرانی برقصند، اما اکثرا جسارت جنگ مسلحانه را ندارند.

وسوسه مرگبار

گزارشهایی حاکی است برخی گروه ها قصد دارند با حمایت هوایی آمریکا و اسرائیل، مناطقی از غرب ایران را اشغال کنند. زمینه سازی برای تسلیم به چنین وسوسه مرگباری از هفته ها پیش جریان دارد. به بخشی از مصاحبه بی بی سی فارسی با مصطفی هجری رهبر حزب دمکرات کردستان ایران که هشتم بهمن یعنی یک ماه پیش از آغاز جنگ منتشر شد توجه کنید:

خبرنگار: چه تضمینی هست که ما با تعداد کشته بیشتری مواجه نشویم اگر بمب بریزد؟

مصطفی هجری: در هیچ جنگی نمی شود تضمین کرد که غیرنظامی کشته نشود، ولی مهم این است که آیا آن طرف جنگ، مردم را مورد هدف قرار می دهد؟ یا تاسیسات یا افراد نظامی را مورد هدف قرار می دهد؟ آن چه که ما در این رابطه از آمریکا دیده ایم، هدف گیری مردم بی دفاع در خیابانها نبوده، ولی خوب مردم هم کشته می شوند.

منبع:

نوزده دقیقه و سی ثانیه پس از آغاز فیلم

لازم نبود هزاران ایرانی و از جمله صد و شصت و پنج دختر دبستانی در میناب توسط سلاح های نقطه زن آمریکایی کشته شوند تا نادرستی ادعای آقای هجری مبنی بر این که آمریکا در جنگ، غیرنظامیان را هدف قرار نمی دهد، ثابت شود. اگر آقای هجری تازه از یک سیاره دیگر روی زمین فرود آمده بود، می شد پذیرفت که نه چیزی از جنگ افغانستان شنیده و نه می داند در عراق صدها هزار غیرنظامی عراقی توسط آمریکا به قتل رسیده اند و نه خبر دارد که نسل کشی اسرائیل در غزه با حمایت آمریکا صورت گرفت. اما او از سیاره دیگر نیامده، مجبور شده است دروغ بگوید تا به خیال خودش، از قبح کاری که ممکن است تسلیم وسوسه انجام آن شود، بکاهد. امیدوارم این وسوسه مرگبار در رهبران احزابی مانند حزب آقای هجری کارگر نیافتد و آنها نیروهای خود را به عنوان پیاده نظام امپریالیسم به قتلگاه نفرستند. هجری و امثال او باید از حوادث دی ماه که خوشبختانه در کردستان ایران در قیاس با سایر مناطق کشور ابعاد کمتری داشت، درس بگیرند. هنوز از کشتار دی ماه چند هفته بیشتر نگذشته است. مگر ترامپ نبود که معترضان را تحریک کرد به جنگ جمهوری اسلامی بروند و آنها را به قتلگاه فرستاد؟ مگر ترامپ نیست که بارها گفته است آماده زد و بند با کسانی در تهران است؟ یک رهبر چقدر باید مسخ شده باشد که پیروانش را به دام مرگ حتمی بفرستد و به آنها این تصور را القا کند که کافی است روی زمین جلو بروند و بمبهای نقطه زن آمریکایی آنها را مصون نگه می دارد؟ مگر بار اول خواهد بود اگر آمریکا پیاده نظام نخودی و جهان سومی خود را قربانی و وجه المصالحه کند؟ مگر همین چند هفته پیش نبود که آمریکا پشت رژاوا را خالی کرد و دست جولانی را برای پیشروی در کردستان سوریه باز گذاشت؟

امثال هجری و رقیب همانندش عبدالله متهدی که در دی ماه از ترامپ تقاضا کرد جنگ علیه ایران به راه اندازد، ظاهرا ابایی ندارند از این که اعضای گروه های تحت رهبری خود و همراه آنان، شماری از مردم ایران را به دم تیغ دهند. امید است این فاجعه روی ندهد.

اخبار روز

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: جنگ ایران؛ دولت ترامپ نبرد افکار عمومی را می‌بازد
Next: اتحادیه‌های کارگری جهان خواستار پایان جنگ در ایران و خاورمیانه‌اند
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved