عکس از ساج شفیق.
دیوید آوتون، در نشریهٔ کانترپانج
ترجمهٔ آ. نعمتزاده – اندیشهٔ نو
جمعه ۱ اسفند ۱۴۰۴
اگرچه سازمان ملل متحد در سال ۱۹۴۵ [۱۳۲۴] با هدف پایان دادن به جنگ و حل کردن دیگر مشکلات جهانی تأسیس شد، در بسیاری از موارد این سازمان بینالمللی نتوانسته است وظیفهاش را درست انجام دهد. از همان زمان تأسیس این سازمان تا کنون جنگهایی رخ داده است، رهبران بیملاحظهٔ کشورها هر کاری که میتوانستهاند بدون ترس از عقوبت بکنند کردهاند، و مشکلات جهانی متعددی حلنشده باقی مانده است.
دلیل عملکرد ناپایدار و کارنامهٔ نامطلوب این سازمان جهانی آن است که بسیاری از نهادهایش ضعیفاند و بنابراین قادر به انجام وظایف عظیمی نیستند که پیش روی این سازمان بینالمللی و جهان قرار دارد. راهحل این مشکل متحول کردن این نهادهای سازمان ملل متحد با استناد به مادهٔ ۱۰۹ منشور ملل متحد است که نحوهٔ ایجاد تغییر در نظام سازمان ملل متحد را مشخص میکند.
در اینجا به برخی از مشکلات ساختاری عمدهٔ نهادهای اساسی سازمان ملل متحد اشاره میشود که اگر عدهٔ کافی از اشخاص و کشورهای متعهد و معتقد به قوی و مؤثر کردن سازمان ملل متحد باشند، میتوان آنها را حل کرد.
در حال حاضر مجمع عمومی سازمان ملل متحد (UNGA) فقط میتواند قطعنامههای غیرالزام آور تصویب کند که به نحوهٔ رفتار دولتهای کشورها میپردازد. حتی اگر کشوری به قطعنامهای رأی دهد، ملزم به پیروی از آن نیست. مجمع عمومی سازمان ملل متحد دموکراتیک نیست، زیرا هر یک از ۱۹۳ کشور کنونی، صرفنظر از اندازهٔ جمعیت، یک رأی دارند. چند کشور جهان بیش از یکمیلیارد نفر جمعیت دارند و برخی فقط چندهزار نفر. بنابراین ممکن است که قطعنامهای در مجمع عمومی سازمان ملل متحد با اکثریت دوسوم آرا تصویب شود که فقط شامل هشتدرصد جمعیت جهان است. ۶۵ کشور کمجمعیتتر با جمعیتی کمتر از یکدرصد کل جمعیت جهان میتوانند مانع تصویب قطعنامهای مهم و اساسی در مجمع عمومی سازمان ملل متحد شوند.
راهحل این است که از سیستمی از آرای وزنی متناسب با جمعیت و عوامل دیگر استفاده شود تا مجمع عمومی بتواند قوانینی دربارهٔ نقض حقوق بشر، روابط میان کشورها، و دیگر مشکلات جهانی تصویب کند.
شورای امنیت سازمان ملل متحد اغلب ناکارآمد بوده است، زیرا هر یک از پنج عضو دائم آن (ایالات متحد آمریکا، روسیه، چین، بریتانیا، و فرانسه) معمولاً هر قطعنامهای را که مرتبط با خودشان یا یکی از متحدانش باشد که درگیر اختلاف و مناقشهای هستند وتو میکنند. هر عضو دائم این شورا میتواند یک قطعنامهٔ صلح را ناکام بگذارد، حتی اگر همهٔ ۱۴ عضو دیگر شورای امنیت به آن رأی مثبت دهند.
راهحل این است که عضوهای منطقهیی در شورای امنیت با رأیگیری وزنی [متناسب با جمعیت] داشته باشیم تا هیچ کشوری بهتنهایی نتواند قطعنامهای را وتو کند.
دادگاه بینالمللی دادگستری (ICJ) سازمان ملل متحد فقط میتواند حکم صادر کند، بدون اینکه تضمینی برای اجرای آنها وجود داشته باشد. رهبران ملی کشورها اگر از پیمانهای بینالمللی خارج شوند یا آنها را نقض کنند، هیچ پیامدی برای آنها نخواهد داشت. اگرچه بیشتر کشورها بیشتر مواقع به پیمانهایی که امضا کردهاند پایبندند، دولتهای ملی کشورها زمانی که ببینند نقض یا خروج از پیمانی به نفع کشورشان است، میتوانند بدون توجه به خیر عمومی آن پیمان را نقض کنند یا از آن خارج شوند.
راهحل این است که به دیوان بین المللی دادگستری اختیار داده شود که اجرای حکمهای صادرشده در مورد اختلافهای میان کشورها یا گروهها را الزامی کند.
دادگاه کیفری بینالمللی (ICC) بر اساس پیمانی شکل گرفته است که تاکنون فقط دوسوم دولتهای جهان به آن پیوستهاند. روسیه، چین، ایالات متحد آمریکا، و اسرائیل جزو بقیهٔ یکسوم کشورهاییاند که به پیمان شالودهٔ این دادگاه نپیوستهاند.
[راهحل این است که] صلاحیت دادگاه کیفری بینالمللی باید جهانی و همهشمول شود تا، مطابق منشور آن، افرادی که در نسلکشی، جنایتهای جنگی، جنایت علیه بشر، و تجاوزکاری دست دارند تحت پیگرد قرار گیرند، بهویژه زمانی که دادگاههای ملی کشورها قادر یا مایل به این کار نباشند.
نظام کلی سازمان ملل متحد ناچار متکی به حق عضویت دولتهای ملی کشورهاست، که همیشه هم پرداخت نمیشود. برای مثال، دولت آمریکا تقریباً ۲٫۵میلیارد دلار بدهی عقبافتاده به این سازمان جهانی دارد. علاوه بر این، سازمان ملل متحد، از جمله نهادهای تخصصی متعدد آن، باید کارهای مهمی را که دارد با بودجههایی بسیار کوچک انجام دهد. بودجهٔ سالانهٔ هر یک از ایالتهای آمریکا بیشتر از بودجهٔ سازمان ملل متحد است.
یکی از راههای تأمین بودجهٔ کافی برای کار سازمان ملل متحد این است که برای کشورها، شرکتها، و افرادی که به سفرهای بینالمللی و اکتشافی میروند و از منابع مناطق مشترک سیارهٔ ما استفاده میکنند که جزو هیچ قلمرو ملی کشور خاصی نیستند مالیات کاربری وضع شود.
این پیشنهادها فقط زمانی عملی میشود که عدهٔ کافی از مردمان کشورهای جهان به رهبرانی رأی دهند که از قوی شدن سازمان ملل متحد حمایت میکنند. تا آن زمان، سیارهٔ ما همچنان در چنبرهٔ جنگ، گرسنگی، آشفتگی اقلیمی و آبوهوایی، نقض حقوق بشر، و بیماری گرفتار خواهد بود.