محمد یونس.
یکشنبه ۲۶ بهمن ۱۴۰۴
مردی به دنبال تحقق بخشیدن به رؤیای «دنیایی بدون فقر تا سال ۲۰۵۰»
محمد یونس در سال ۱۹۴۰ در شهر چیتاکونگ، شهری تجاری با نزدیک به سهمیلیون نفر جمعیت در جنوب شرقی هند در بنگال شرقی (که در سال ۱۹۵۵ بخشی از پاکستان شد و در سال ۱۹۷۱ به بنگلادش تغییر نام یافت) متولد شد.
او سومین فرزند از ۱۴ فرزند خانواده بود که در خانهای کوچک همراه با آنان زندگی میکرد. پدرش مسلمانی دیندار بود که مالک و ادارهکنندهٔ مغازهٔ جواهرفروشی موفقی بود و بر ادامهٔ تحصیل فرزندانش اصرار میورزید. یونس نیز پسربچهای مشتاق بود که در کنار تحصیل، به عکاسی و نقاشی میپرداخت. او به معلمی هم علاقهٔ فراوانی داشت که با آموزش به برادران کوچکترش به این علاقه پاسخ میگفت.
در سال ۱۹۶۱ [۱۳۴۰]، پس از پایان یافتن تحصیلش در دانشگاه داکا، همراه با پدرش با وامی که از بانکی ایالتی گرفته بودند شرکت بستهبندی و چاپ راهاندازی کردند. با وجود موفقیت این شرکت، یونس که قصد ادامهٔ تحصیل داشت با دریافت بورسیهٔ تحصیلی در سال ۱۹۶۵ [۱۳۴۴] خانه را به مقصد آمریکا ترک کرد.
در سال ۱۹۷۰، پس از ازدواج با دانشجویی اصالتاً روس، در شهری کوچک و آرام در ایالت تنسی آمریکا مستقر شد. در سال ۱۹۷۱، پس از جنگ کشورش با پاکستان، بنگلادش اعلام استقلال کرد و در پی آن یونس برای کمک کردن به ساختن کشورش رهسپار خانه شد. پس از بازگشت به بنگلادش، او ابتدا به کمیسیون برنامهریزی در دولت جدید پیوست و سپس رئیس دپارتمان اقتصاد دانشگاه چیتاکونگ شد. در سال ۱۹۷۴، هنگامی که او در دانشگاه تئوریهای اقتصاد تدریس میکرد، قحطی در بنگلادش وسعت یافته بود.
در عین حال، زمینهای مناسب کشاورزی نیز زیر کشت نمیرفت. او همراه با دانشجویانش در تلاش برای یافتن چرایی بیاستفاده ماندن زمینهای کشاورزی، شروع به بررسی روستاهای اطراف کرد و با راهاندازی پروژهٔ توسعهٔ روستایی دانشگاه چیتاکونگ، بر فناوریهای سیستم آبیاری و کمک به روستاییان برای کشت برنج متمرکز شد. یونس در سال ۱۹۷۶ به یکی از شعبههای محلی بانک دولتی جاناتا برای دریافت وامهای کوچک به فقرا مراجعه کرد، اما مدیران بانک با اعلام اینکه فقرا سواد لازم برای پر کردن فرمهای ضروری بانک و توان تأمین وثیقهٔ موردنیاز را ندارند درخواستش را رد کردند.
او بهرغم اینکه هیچ دورهٔ آموزشی برای مدیریت بانک ندیده بود بانک گرامین را برای اعطای وام و دیگر خدمات بانکی بدون وثیقه به نیازمندان دارای مهارت، با تمرکز بر زنان کمبضاعت، تأسیس کرد. در واقع، کم بودن مبلغ وام با دانش کم سرمایهگذاری فقرا سازگار بود.
تا اواخر دهه ۱۹۷۰، برنامهٔ اعطای وام او برای برآورده کردن نیازهای فقرا بهطور مستمر تغییر میکرد و رشدی سریع داشت. تا انتهای سال ۱۹۸۴، در مجموع ۱۳٫۴میلیون دلار وام به فقرا داده شده بود. یونس با بازسازی بانک گرامین به مؤسسهای مستقل به رشد شبکهٔ بانکی در کشورش سرعت بخشید و خدماتش را به دیگر کشورهای فقیر ازجمله مالزی، فیلیپین، هند، نپال، و ویتنام گسترش داد و شروع به فعالیت در ایالتهای آمریکا کرد. او روشی نوین در بانکداری بنا نهاد که در خدمت فقرا است و، بر اساس اعتماد و همبستگی، به کار و سرمایهگذاری میپردازد. او بهدنبال تحقق بخشیدن به رؤیایش است: «دنیایی بدون فقر تا سال ۲۰۵۰».
سازوکار بهکارگرفتهشده در بنیاد خیریهٔ غیردولتی گرامین بر پایهٔ تأمین مالی خرد و خردهاعتبار است. سؤال این است که آیا تأمین مالی خرد شیوهای مؤثر است و آیا باید بهعنوان الگوی کسبوکار مورد بررسی قرار گیرد؟
منتقدان تأمین مالی خرد اغلب بر این باورند که چنین مؤسساتی چرخهٔ فقر را تشدید میکنند، فرایندی که «تلهٔ مرگ» برای وامگیرندگان شناخته میشود. با بررسی بیش از ۳,۰۰۰ خانوار در ۸۷ روستای بنگلادش، مطالعات نشان داد یکسوم خانوارهای روستایی عضوِ بیش از یکی از ۵۰۰ تأمینکنندهٔ مالی خرد هستند و استقراض از منابع متعدد منجر به بدهی بیشتر و افزایش هزینههای آنان میگردد. تأثیر کلی تأمین مالی خرد بر درآمد و نرخ فقر مشتریانش روشن نیست. همانطور که اثرات تأمین مالی خرد بر معیارهای رفاه اجتماعی مانند آموزش، سلامت، و توانمندسازی زنان کاملاً روشن نشده است. تا کنون مطالعهٔ جامعی که منافع و هزینههای این برنامه را بررسی کند انجام نشده است.
برگرفته از وبگاه قلمرو رفاه