کنترل بنادر کلیدی کانال پاناما و فشار بر این کشور، راهبرد آمریکا برای محدود کردن نفوذ چین در آمریکای لاتین را نشان میدهد که بیش از مزایای اقتصادی فوری، ارزش ژئوپلیتیکی برای واشنگتن به همراه دارد.
به گزارش روز یکشنبه ایرنا از بخش اسپانیولی تارنمای المیادین، «دونالد ترامپ» تنها چند هفته پس از تصدی دومین دوره ریاست جمهوری خود در آمریکا، یکی از اولین اقدامات استراتژیک خود در آمریکای لاتین را تثبیت کرد: اطمینان از اینکه پاناما توافق خود با چین در رابطه با طرح «یک پهنه، یک راه» را تمدید نکند.
کانال پاناما یکی از چندین نقطهای است که ترامپ از زمان حضور در کاخ سفید در تلاش است تا کنترل آنها را به دست آورد و وسواس این کشور به چین سبب شده تا این آبراهه بین اقیانوسی به کانون درگیری این دو قدرت بزرگ جهانی تبدیل شود.
به گزارش تارنمای «دیاریو رِد»، تصمیم برای تمدید نکردن توافق با چین بر اساس معیارهایی گرفته شد که «ارتباط چندانی با تخصص فنی و دادهها» نداشت، بخشی از کارزار واشنگتن برای بیرون راندن نفوذ پکن در منطقه است.
«الفبای» راهبرد نیمکرهای ترامپ
در مقاله تارنمای «دیاریو رِد» آمده است که این گام بخشی از «الفبای نیمکرهای امپریالیسم ترامپی» است که هدف آن مطیع کردن دولتهای متحد و تضعیف دولتهای متخاصم است.
پاناما به ویژه پس از پیروزی «خوسه رائول مولینو» در انتخابات سال ۲۰۲۴ که جناح راست طرفدار آمریکا را به کاخ ریاست جمهوری بازگرداند، به نقطهای کانونی تبدیل شد.
کانال پاناما به عنوان یک بهانه تاریخی
چنان که در این گزارش یادآوری شده است، ترامپ و متحدانش بار دیگر کانال پاناما را در مرکز بحث قرار دادند.
اگرچه این کشور از سال ۱۹۹۹ کنترل رسمی بر این آبراه را اعمال کرده است، آمریکا هرگز از جایگاه خود به عنوان استفادهکننده اصلی از آن دست نکشیده است: در سال ۲۰۲۳، بیش از ۷۰ درصد از جریان بار را به خود اختصاص داد، در مقایسه با سهم ۲۲ درصدی چین.
این کانال از سال ۱۹۹۹ توسط کشور پاناما و «اداره کانال پاناما» (ACP) مدیریت میشود.
طبق این گزارش، این اتهام که پکن «عملا کانال را اداره میکند»، «از اساس نادرست» است، اما در جهت تخریب وضع موجود و توجیه اقدامات به نام «امنیت ملی» عمل میکند.
امتیازات و فشار
دولت ترامپ پیش از این چندین امتیاز کسب کرده است: خروج از طرح یکپهنهیکراه، مجوز استقرار نیروهای آمریکایی و لغو قرارداد با شرکت «هاچیسون» (Hutchison) مستقر در هنگ کنگ برای مدیریت بنادر بالبوآ و کریستوبال (Balboa , Cristóbal).
اگرچه این تصمیم توسط دیوان عالی پاناما گرفته شده است، تارنمای دیاریو رد تاکید میکند که این تصمیم «فاقد مبانی محکم» است و باید در چارچوب فشار اعمال شده توسط واشنگتن تفسیر شود.
ارزش استراتژیک
کنترل بالبوآ و کریستوبال به معنای داشتن موقعیتهای ممتاز در دو انتهای کانال است که از طریق آن ۴۰ درصد از کانتینرهای ایالات متحده عبور میکنند.
دولت چین این اقدام را «پوچ» خواند و «تسلیم شدن در برابر هژمونی ایالات متحده» را محکوم کرد.
با این حال، لغو قرارداد هدف استراتژیک ترامپ را تسریع میکند: کاهش حضور چین در پاناما و به طور گستردهتر، در آمریکای لاتین.
مقاله دیاریو رد نتیجه میگیرد که این «پیروزی ترامپ» نه چندان در مزایای اقتصادی فوری، بلکه در ارزش ژئوپلیتیکی بیرون راندن چین از مناطق کلیدی نهفته است.
«لغو قرارداد، هدف استراتژیک ترامپ را تسریع میکند: کاهش همه آثار حضور چین در کانال پاناما، در کل کشور و در آمریکای لاتین به طور کلی.»
از زمان ساخت کانال پاناما و در بیشترِ سالهای قرن بیستم، مدیریت کانال به طور کامل در دست آمریکا بود.
در سال ۱۹۷۷، «عمر توریخوس» (Omar Torrijos) رهبر سیاسی وقت پاناما و «جیمی کارتر» رئیسجمهوری وقت آمریکا، «توافقنامه توریخوس-کارتر» را امضا کردند که به موجب آن واشنگتن متعهد شد که کنترل کانال را به پاناما منتقل کند.
سالانه بیش از ۱۴ هزار کشتی از کانال پاناما عبور میکنند که این روند، این آبراهه را به یکی از شلوغ ترین خطوط کشتیرانی در جهان تبدیل میکند؛ در کنار کانال سوئز که ۲۲ هزار کشتی از آن عبور میکنند.
حدود ۵ درصد تجارت دریایی جهان از این کانال عبور میکند و نزدیک به ۱۷۰ کشور از خدمات آن استفاده میکنند.