شنبه ۲۵ بهمن ۱۴۰۴
حرفه پزشکی برای آن که بتواند انتظارات جامعه را در تامین سلامت برآورده کند مکلف به داشتن دو خصلت شده است: بی طرفی، و اولویت دادن منافع بیمار بر منافع پزشک. اما برآورده شدن این انتظارات منوط به استقلال بالینی و خودمختاری حرفهای است. خودمختاری حرفهای و استقلال بالینی به عنوان اطمینان از اینکه پزشکان آزادند قضاوت حرفهای خود را در مراقبت و درمان بیماران بدون نفوذ بیمورد توسط اشخاص یا گروههای خارجی اعمال کنند، تعریف شده و جزو حیاتی مراقبتهای پزشکی با کیفیت بالا و یک اصل اساسی حرفهایگری در مراقبت سلامت است.
حدود و چگونگی استقلال بالینی و خودمختاری حرفهای توسط سازوکارهای درونی حرفه پزشکی تعریف و تنظیم میشود و پراتیک پزشکی بر اساس مقررات و قواعد این حرفه شکل میگیرد. با این وجود یک اصل مهم و فراموش نشدنی این است که تفویض استقلال به حرفه پزشکی برای نیل به یک هدف اجتماعی یعنی حفظ سلامت بیمار و جامعه صورت گرفته است. بنابراین استقلال بالینی تا جایی پذیرفته شده است که به برخورداری انسانها از بالاترین استاندارد قابل دستیابی سلامت کمک کند. اما استقلال بالینی اگر چه در تئوری پذیرفته شده و ضروری به نظر میرسد اما تجارب حرفه پزشکی در دوره معاصر به خصوص در منازعات و کشمکشهای سیاسی داخلی و بینالمللی نشان میدهد که این امر ممکن است نادیده گرفته و نقض شود، چنانکه در این راستا میتوان به نمونههای بحرین، سوریه و غزه و اخیراً ایران اشاره کرد.
از آنجا که نظام خدمات پزشکی و مراقبت سلامت متأثر از ساختار سیاسی هر کشور است، استقلال بالینی نیز به نحوه توزیع قدرت در جامعه بستگی دارد. در یک نظام سیاسی دموکراتیک که تفکیک نسبی نهادهای اجتماعی از نظام سیاسی به وقوع پیوسته، استقلال بالینی کمتر از نظامهای سیاسی اقتدارگرا و تمامیتخواه در معرض تهدید قرار دارد، هرچند وقوع آن منتفی نیست و نمونههایی از آن در ایالات متحده مستند شده است. در نظامهای سیاسی اقتدارگرا و تمامیتخواه ممکن است استقلال بالینی تنها به عنوان یک امر صوری پذیرفته، اما در شرایط مختلف و به دلخواه حکومت نقض شود. نظامهای سیاسی که همه منابع و امکانات را، نه سرمایه مردم، که به عنوان دارایی دولت تلقی میکنند و تخصیص بودجه یا کمک به حوزههای اجتماعی مثل پزشکی را، نه به عنوان یک وظیفه و ضرورت، بلکه به عنوان مرحمت حکومت میشناسند، خود را محق به کنترل شدید پزشکی و تحمیل اراده خود بر آن میدانند. در چنین نظامهایی استقلال بالینی به راحتی نقض، بیطرفی پزشکی خدشهدار و ترجیح منافع و مصالح نظام سیاسی بر منافع بیماران بر حرفه پزشکی تحمیل میشود. پزشکان در موقعیتی قرار داده میشوند که تعهدات حرفهای و اخلاقیشان را نادیده بگیرند و منافع بیمار را قربانی مصالح نظام سیاسی کنند. این نقض استقلال بالینی توسط برخی حکومتها در حالی است که سازمان بهداشت جهانی بر نقش و مسئولیت دولتها در تأمین سلامت برای همه شهروندانشان تأکید میکند و فراهم کردن مراقبت سلامت را وظیفه آنها میداند.
نقض استقلال بالینی و خودمختاری حرفهای توسط دولتها پیامدهای ویرانگر و غیرقابل جبرانی دارد که مهمترین آن به خطر انداختن سلامت جامعه و کاهش اعتماد عمومی به حرفه پزشکی است. وقتی پزشکی امکان بیطرفی را از دست بدهد و ارائه خدمات آن بر پایه تبعیض و سوگیری باشد، خلاف تعهدات حرفهای و اخلاقی عمل کرده و برخی از گروههای اجتماعی را از حق دستیابی به سلامت محروم میکند. همچنین وقتی جامعه با پزشکی آلوده به تبعیض و سوگیری مواجه باشد دیگر به آن اعتماد نخواهد کرد و به این ترتیب در استفاده از خدمات پزشکی دچار تردید خواهند شد.
در اعتراضات دی ماه 1404 و خشونتهای خیابانی که به کشته و مصدوم شدن شمار زیادی از شهروندان منجر شد، روایتها و شواهدی از مداخله نیروهای خارج از حوزه پزشکی در محیطهای درمانی و در مواجهه با حرفهمندان سلامت منتشر شده که دلالت بر نقض استقلال بالینی و خودمختاری حرفهای و نقض حاکمیت حرفه پزشکی در بیمارستان دارند. گزارشهایی از ورود به برخی بیمارستانها، نقض امنیت محیطهای درمانی، مداخله در امر درمان، بازداشت مجروحان، نقض محرمانگی و تعقیب بیماران از طریق اطلاعات مندرج در پروندههای درمانی، تعقیب و آزار و مجرم شناختن حرفهمندان سلامت و استفادههای غیرمعمول از آمبولانس نشان میدهد که در این شرایط سخت و دشوار، نظام حکمرانی مسئولیت خود را در قبال جامعه نادیده گرفته و به جای تسهیل امر درمان و کمک به حرفه پزشکی برای حفظ بیطرفی، موجب اختلال در امدادرسانی به شهروندان شده است. چنین مواجههای با حوزه سلامت، نگرانی عمیق جامعه و حرفهمندان سلامت و بیماران را برانگیخته است. اینکه ارائه خدمات سلامت به عرصهای برای تعقیب مخالفان نظم موجود تبدیل شود، اعتبار نظام سلامت را دچار فروپاشی میکند، و جامعه را به آن بی اعتماد. چنان که گفته میشود شماری از مجروحان و مصدومان برای کمکجویی از مراکز درمانی دچار تردید و از این رو از خدمات درمانی محروم شدهاند. علاوه بر این وقتی اماکن و منابع و امکانات پزشکی از موضع بیطرفی خارج و از وظیفه اصلی خود یعنی ارائه مراقبت از بیماران منع شوند، ممکن است آنها را هدف خشم و انتقامجویی معترضان قرار دهد.
این که پزشکان در قضاوت بالینی و اقدامات درمانی احساس امنیت و استقلال نکنند، عملکرد شغلی آنها را تحت تأثیر قرار خواهد داد. قرار دادن امنیت پزشک در مقابل سلامت و امنیت بیمار، حق بر مراقبت بدون عواقب را از پزشکان سلب میکند، به حرفه پزشکی آسیب میزند و موجب تضعیف تعهدات حرفهای و اخلاقی میشود. تسلط نیروهای بیرونی بر نظام سلامت و حرفهمندان آن، نقض آشکار کنوانسیون ژنو و تهدیدی جدی برای سلامت جامعه و بیماران است.
آنچه در شرایط کنونی به رفع این بحران و بازسازی اعتماد به نظام سلامت میکند، شفافسازی در مورد مداخلات نیروهای بیرونی در حوزه پزشکی و امور بالینی و پیش بینی سازوکارهایی است که بی طرفی حوزه پزشکی را تضمین کند؛ به طوری که حق بر طبابت بدون عواقب برای پزشکان به رسمیت شناخته شود و حق دستیابی به سلامت برای همه شهروندان صرفنظر از باورها، عقاید سیاسی و اعمال شان تامین شود. استقلال بالینی و حفظ بی طرفی پزشکی مهمترین عنصر نظام سلامت است که ساختار سیاسی باید به آن احترام بگذارد.
انجمن جامعه شناسی ایران – در دفاع از استقلال بالینی(حرفه پزشکی)