صادق کار
پنجشنبه ۲۳ بهمن ۱۴۰۴
در سالگرد انقلابی کە از آغاز بە تسخیر ارتجاع درآمد.
کانال شورای هماهنگی اعتراضات کارگران پیمانی نفت در گزارشی بە دستگیری دەها تن از کارگران در شرکتهای نفتی در جریان جنبش انقلابی دیماە و بعد از آن اشارە کرد و نوشت:
«در برخی از شرکتهای همجوار با همکاران پروژهیی و بهرهبرداری، رسمی، قراردادی، و ارکان ثالث که در اعتراضها شرکت داشته و مورد شناسایی قرار گرفتهاند برخورد امنیتی شده و شماری از آنان بازداشت شدهاند. به گفتهٔ همکاران، از ماه گذشته تا کنون حدود سی کارگر پروژهیی متخصص با پادرمیانی و انتخاب مدیران شرکت عمران ساحل با پرداخت وثیقههای سنگین آزاد شدهاند. اما باقی همکاران بازداشتی بدون حق ملاقات و تماس با خانوادههایشان در یک سوله متعلق به قرارگاه خاتمالانبیا نگهداری میشوند و برخی از کارگران بازداشتی با پروندهسازیهای امنیتی به زندانهای بوشهر و شیراز منتقل گردیدهاند. با توجه به نگهداری کارگران بازداشتی طی یک ماه گذشته در یک سولهٔ کارگاهی و نبود مکان ارتباطی با آنان، از وضعیت سلامتی این کارگران اخبار دقیقی در دسترس نیست.»
این سرکوبها البتە تازگی ندارد، اما نکتۀ قابل تأمل آن است کە این سرکوبها در سالگرد انقلابی انجام میشود کە کارگران، بهویژە کارگران نفت، در پیروزی اولیۀ آن نقشی اساسی داشتند. اما حالا همان کارگران خودشان و فرزندانشان کشتە و زندانی میشوند و برایشان در محل کار همانهایی کە کشتار خونین مردم را سازمان دادند و بە اجرا گذاشتند زندان خصوصی هم درست کردەاند. آخر زندانها از آزایخواهان پُر شدە است. رژیم مجبور است همچنان زندان بسازد.
زندانی کردن کارگران در محل کار توسط قرارگاە خاتمالانبیا، کارتلی کە بخش بزرگی از پروژەها و تأسیسات صنعتی را بە انحصار خود درآوردە و بە هیچ بنیبشری هم پاسخگو نیست، آن هم درست در سالگرد انقلابی کە قرار بود [حامی] «مستضعفان» باشد، یعنی آنهایی کە بە امید رسیدن بە زندگی بهتر با اعتصابشان کمر رژیم دیکتاتوری سلطنتی را شکستند، از طنزهای تلخ روزگار ماست.
اعتصاب کارگران، بنا بە قولوقرارهای دارودستۀ خمینی در ماەهای پیش از سقوط رژیم شاە، ظاهراً بعد از سقوط دیکتاتور پیشین نمیبایست تداوم پیدا میکرد، چون بە کارگران، یا به قول خمینی «مستضعفان»، وعدۀ رفاە و آزادی، خانە، آب و برق مجانی، و… دادە بودند. اگر اینها را تأمین میکردند، دیگر دلیلی برای اعتصاب باقی نمیماند. اما اعتصابها در پی خُلفوعدەهای پیاپی رژیم جدید و ازسرگیری سرکوب کارگران و سازمانهای کارگری و تعرض بە دستاوردهای مبارزاتی و تاریخی جنبش کارگری نەتنها از سر گرفتە شد، بلکە بیشتر شد. با این احوال، کشتار رهبران و اعضای حزبها و سازمانهای سندیکایی و شورایی و تکەتکە کردن واحدهای صنعتی بە بخشهای جداگانە از هم نیز نتوانست مانع افزایش و گسترش روزافزون اعتصابها و شورش در محلەهای محروم شود.
اعتراضها بەویژە در دوران اجرای سیاستهای «تعدیلی» و نولیبرالی حکومت بە سرکردگی هاشمی رفسنجانی شتاب بیشتری گرفت و از آن پس تا کنون با تداوم سیاستهای دولت رفسنجانی در دولتهای بعدی و [حمایت] شخص خامنەای ادامە پیدا کردە است و سالی نیست کە تعداد اعتصابها و اعتراضها مرز دوهزار را پشت سر نگذارد. سهم کارگران و محرومان فقط سرکوب و زندان و کشتە شدن هنگام شورش و جنبشها نبودە است. فقر گستردۀ بیش از ٧٠درصد جمعیت کشور از یک سو و ثروتهای افسانەیی برای وابستگان بە قدرت از سوی دیگر از نتایج سیاستهای این حکومت مدعی عدالت است.
کارگران صنعت نفت، با وجود اینکە با تشکیل شرکتهای پیمانی و محروم شدن از قوانین حمایتی محلهای کارشان را تکەتکە کردە بودند تا هم ثروتهای نفتی را میان حامیان حکومت تقسیم کنند و هم امکان اعتصابهای بزرگ را از میان بردارند، در اعتراضها نقش پیشرو پیدا کردند. در همین یک سال اخیر صدها اعتصاب و اعتراض و راهپیمایی از سوی کارگران شرکتهای نفتی انجام شدە است کە از سویی بیانگر نارضایتی گستردۀ آنان و از سوی دیگر نشانۀ مرعوب نشدن آنان در مقابل سرکوبهای رژیم است.
طبقۀ کارگر هر آنچە را به دست آوردە مدیون مبارزات خودش است کە هزینەهای گزافی نیز بابت آن متحمل شدە است. در سالهای سیطرۀ نیروهای ارتجاعی و عدالتستیز، بەرغم همهٔ مبارزات، طبقۀ کارگر بر اثر یورش مداوم و بیوقفۀ رژیم سرمایەداری حاکم و عوامل مختلف بخشی از نتایج مبارزات تاریخیاش را از دست دادە و در فقر کمسابقەای گرفتار شدە است.
به همین جهت، بهویژە بعد از کشتار هزاران زن و مرد آزادە و عدالتخواە هیچ رغبت و انگیزەای برای مشارکت در مراسمهای ضدّانقلاب حاکم ندارد کە روی جنازەهای عزیزانشان به نام سالگرد انقلاب برگزار میشود.
کارگران نیز مانند اکثر هموطنان خود عزادارند. نگران دەها هزار زن و مرد و کودک اسیر در زندانهای رژیماند. دلتنگ مادران و پدرانیاند کە عزیزانشان را از دست دادەاند. دغدغەهای مردم و رژیم متضاد هماند. مردم نگران کسانیاند کە گرانی و تورم سفرەهایشان را خالی کردە است، نگران کودکان بازماندە از تحصیل، نگران بیمارانی کە قدرت خرید داروی مورد نیازشان را ندارند، نگران بازنشستگان، پرستاران، معلمان، کارگران، و کارمندهاییاند کە قدرت خریدشان را از دست دادەاند. عزادار صدها دانشجو و صدها دانشآموزیاند کە با گلولەهای جنگی پاسداران استبداد کشتە شدەاند.
بازتاب نارضایتی و میل بە مبارزۀ حقخواهانۀ کارگران در قیامها و جنبشهای انقلابی عدالتخواهانە مشهود است. همین گزارش شورای سازماندهی اعتراضات کارگران پیمانی کە در بالا بە آن اشارە شد گویای این واقعیت است کە طبقۀ کارگر از مبارزاتش حتی در شرایط حاکمیت فاشیستی عقب نخواهد نشست. کارتل غارتگر، استثمارگر، و سرکوبگر قرارگاە خاتمالانبیا متعلق بە سپاە پاسداران، یعنی همانهایی کە نقش اصلی را در کشتار مردم بیگناە و سرکوب خونین جنبش انقلابی دیماە بە عهدە داشتەاند، نیز مانع تداوم اعتصابهای کارگری و اعتصاب کارگران پالایشگاه دهم مجتمع گاز پارس جنوبی نشده و نخواهد شد کە شش روز است بەرغم بازداشت دەها کارگر مبارز و حقطلب تداوم پیدا کردە است. بە همین جهت است کە اعتقاد داریم انقلاب دیماە تمام نشدە، همچنان ادامە دارد.
برگرفته از «به پیش»