Skip to content
ژوئن 1, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • نقش سازمان‌دهی کارگران در انقلاب تونس چه بود؟
  • اجتماعی
  • جهان
  • زحمتکشان
  • نوار متحرک

نقش سازمان‌دهی کارگران در انقلاب تونس چه بود؟

چهارشنبه ۲۲ بهمن ۱۴۰۴

روایت‌های جریان اصلی از بهار عربی و به‌ویژه انقلاب تونس اغلب بر ویژگی «خودجوش» بودن آن تأکید می‌کنند. تصاویری از جوانان خشمگین، شبکه‌های اجتماعی، و فوران ناگهانی احساسات عمومی پس از خودسوزی محمد بوعزیزی تصویری از یک خیزش بدون رهبر و بدون ساختار را به ذهن متبادر می‌کند. 

اما این روایت یک حلقهٔ مفقودهٔ بزرگ و حیاتی دارد: «سازمان‌دهی». اگرچه خشم عمومی شروع‌کنندهٔ این انقلاب بود، اما آنچه این انرژی انفجاری را مهار و به‌سمت سرنگونی دیکتاتوری ۲۳ساله هدایت کرد وجود زیرساخت سازمانی قدرتمندی به نام «اتحادیهٔ عمومی کارگران تونس» (UGTT) بود. 

در واقع پیروزی انقلاب تونس نتیجهٔ ظرفیت‌های یک تشکیلات سنّتی برای سیاسی کردن مطالبات، هماهنگی میدانی، و مدیریت دوران گذار بوده است.

برای درک چگونگی سازمان‌دهی اعتراض‌ها ابتدا باید کالبد این سازمان را شناخت. UGTT اتحادیه‌ای بود با ۷۵۰هزار عضو شامل ۲۴ اتحادیهٔ منطقه‌یی و ۱۹ اتحادیهٔ صنفی و تشکیلاتی که به‌مثابهٔ شبکهٔ عصبی در تمام بافت‌های جامعهٔ تونس نفوذ کرده بود. از پزشکان و معلمان تا کارگران کارخانه‌ها همگی زیر یک چتر واحد قرار داشتند.

این گستردگی جغرافیایی و صنفی بزرگ‌ترین مزیت استراتژیک معترضان بود. در حالی که حکومت بن‌علی هرگونه حزب سیاسی مخالف را سرکوب کرده بود، اتحادیه به‌دلیل ریشه‌های تاریخی و مشروعیتش تنها نهادی بود که ساختارش را حفظ کرده بود. این ساختار سلسله‌مراتبی (از کمیته‌های محلی تا کنگرهٔ ملی) به این معنی بود که وقتی جرقه‌ای در منطقه‌ای دورافتاده زده می‌شد، کانال‌های ارتباطی آماده‌ای برای انتقال آن به مرکز و سایر استان‌ها وجود داشت. برخلاف دیگر کشورهای عربی که معترضان باید «سازمان‌دهی» را از صفر شروع می‌کردند، تونسی‌ها سوار بر ماشینی شدند که از دهه‌ها قبل آماده بود.

یکی از مهم‌ترین جنبه‌های سازمان‌دهی در انقلاب تونس اصلاح مسیر از پایین به بالا بود. رهبری اتحادیه در سال‌های منتهی به انقلاب تا حد زیادی با حکومت بن‌علی همزیستی داشت و حتی در روزهای ابتدایی اعتراض‌ها دبیرکل وقت (عبدالسلام جراد) سعی در آرام کردن اوضاع داشت. اما «سازمان‌دهی» واقعی در لایه‌های زیرین و میانی رخ داد.

اعضای اتحادیه در شاخه‌های محلی با نادیده گرفتن دستورهای مرکز خودسرانه وارد عمل شدند. این «نافرمانی سازمانی» کلید گسترش اعتراض‌ها بود. فعالان محلی منتظر مجوزهای بوروکراتیک برای اعتصاب نماندند. آنها، با استفاده از فشار بدنه، رهبری محافظه‌کار را در منگنه قرار دادند. نقطه عطف سازمانی در ۸ ژانویه ۲۰۱۱ رخ داد که کشتار معترضان در قصرین شکاف میان بدنه و رهبری را غیرقابل تحمل کرد و رهبران ملی برای حفظ مشروعیت خودشان مجبور شدند به صفوف انقلاب بپیوندند. 

اتحادیه از سه ابزار کلیدی برای سازمان‌دهی میدانی استفاده کرد که سرنوشت انقلاب را رقم زد:

۱. تبدیل کردن اعتراض برای نان به جنبش سیاسی: مهم‌ترین کارکرد اتحادیه «تولید معنا» بود. اعتراض‌های اولیه در سیدی بوزید ماهیتی اقتصادی و معیشتی داشت. اما فعالان و اعضای اتحادیه بلافاصله وارد میدان شدند و با سازمان‌دهی در میان جوانان، شعارها را از «کار و نان» به‌سمت «آزادی، کرامت ملی، و سقوط حکومت» هدایت کردند. این سیاسی‌سازی هدفمند سبب شد اقشار گوناگون (نه فقط فقرا، بلکه وکلا و طبقهٔ متوسط) بتوانند با جنبش همذات‌پنداری کنند.

۲. مدیریت فضا و مکان: در حکومتی پلیسی که تجمع در خیابان ممنوع است، داشتن فضای فیزیکی مهم است. دفاتر UGTT در سراسر کشور به «ستاد فرماندهی انقلاب» تبدیل شد. این دفاتر نقش پناهگاه را برای فعالان فراری بازی می‌کردند، محل برگزاری جلسات استراتژیک بودند و، مهم‌تر از همه، نقاط شروع تظاهرات بودند.

۳. استراتژی گسترش جغرافیایی: تجربهٔ شکست‌خوردهٔ اعتراض‌های معدنی قفصه در سال ۲۰۰۸ به اتحادیه درس مهمی داده بود: «انزوا مساوی است با مرگ جنبش.» در سال ۲۰۱۰ اتحادیه آگاهانه استراتژی «سرریز کردن بحران» را در پیش گرفت. وقتی فشار امنیتی بر سیدی بوزید زیاد می‌شد، اتحادیه‌های شهرهای مجاور (مثل صفاقس و قیروان) دست به تحصن و اعتصاب می‌زدند تا تمرکز نیروهای امنیتی را بر هم بزنند. این هماهنگی بین‌منطقه‌یی، که فقط از عهدهٔ یک سازمان ملی/سراسری برمی‌آمد، باعث شد حکومت نتواند اعتراض‌ها را در نطفه خفه کند.

اوج هنر سازمان‌دهی اتحادیه در روزهای پایانی حکومت بن‌علی نمایان شد. اتحادیه به‌جای اعلام اعتصاب سراسری ناگهانی، که ممکن بود شکست بخورد، از تاکتیک «اعتصاب‌های چرخشی» استفاده کرد. آنها ابتدا اعتصاب‌های منطقه‌یی را در شهرهای متعدد (صفاقس، توزر، قیروان) در روزهای ۱۲ و ۱۳ ژانویه سازمان‌دهی کردند و در نهایت، در ۱۴ ژانویه، ضربهٔ نهایی را با اعتصاب عمومی در پایتخت وارد کردند. تظاهرات عظیمی که از میدان محمد علی (مقر اتحادیه) به‌سمت وزارت کشور سرازیر شد بن‌علی را متقاعد کرد که کنترل کشور از دست رفته است. این زمان‌بندی دقیق و پلکانی نشان‌دهندهٔ انضباط سازمانی و درک عمیق از توازن قوا بود.

اهمیت سازمان‌دهی فقط به سرنگونی دیکتاتور محدود نشد. پس از سقوط بن‌علی، زمانی که خلأ قدرت می‌توانست تونس را به سرنوشتی مشابه با لیبی یا سوریه دچار کند، باز هم این ساختار UGTT بود که کشور را نجات داد. اتحادیه با تشکیل «گروه چهارگانهٔ گفت‌وگوی ملی»، نقش میانجی را بین اسلام‌گرایان (النهضه) و سکولارها ایفا کرد. تجربهٔ چانه‌زنی صنفیِ چندده‌ساله به رهبران اتحادیه مهارت‌های لازم را برای مذاکرات سیاسی پیچیده داده بود. آنها توانستند بن‌بست‌های موجود را بشکنند و مسیری مؤثر برای انتقال قدرت ایجاد کنند. در اینجا سازمان‌دهی کارگری به‌عنوان «لنگر ثبات» عمل کرد.

تحلیل انقلاب تونس از دریچهٔ عملکرد اتحادیهٔ عمومی کارگران تونس (UGTT) ثابت می‌کند که در عصر مدرن، حتی با وجود شبکه‌های اجتماعی، هیچ جایگزینی برای «تشکیلات منسجم» وجود ندارد. آنچه تونس را از دیگر تجربیات بهار عربی متمایز کرد وجود نهادی بود که توانست خشم لحظه‌یی را به استراتژی بلندمدت تبدیل کند. این اتحادیه با در اختیار داشتن شبکهٔ مویرگی در سراسر کشور، فضای فیزیکی امن، و قدرت فلج‌سازی اقتصاد از طریق اعتصاب توانست اسکلت‌بندی لازم را برای پیروزی انقلاب فراهم کند.

برگرفته از وبگاه «اصل۲۰»

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: اطلاعیهٔ انجمن دانشجویان دانشکده علوم پزشکی تهران: وقتی به تخت بیمارستان هم رحم نمی‌شود
Next: روزنامهٔ فیگارو از طراحی ماشین کشتار در ایران به فرمان خامنه‌ای پرده برداشت
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved