علی خامنهای - اردشیر امیرارجمند
اردشیر امیرارجمند
دوشنبه ۲۰ بهمن ۱۴۰۴
یکشنبه ۱۹ بهمن ۱۴۰۴، یک ماه پس از سرکوب مرگبار معترضان در اعتراضهای دیماه، تعدادی از چهرههای جریان اصلاحطلبان در ایران بهوسیلهٔ نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی بازداشت شدهاند. آذر منصوری، رئیس جبههٔ اصلاحات و دبیرکل حزب «اتحاد ملت» در شامگاه یکشنبه توسط نیروهای سازمان اطلاعات سپاه در منزل خود بازداشت شد. همزمان، ابراهیم اصغرزاده و محسن امینزاده، از اعضای جبههٔ اصلاحات نیز بازداشت شدند.
*****
پیش از انتشار خبر بازداشت تعدادی از چهرههای جبهه اصلاحات، خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، نوشته بود که «چند عضو حلقهٔ برانداز همسو با پروژهٔ ضدامنیتی اخیر دشمن بازداشت شدند.» در گزارش فارس همچنین آمده است که این افراد تلاش داشتند «همصدا و همزمان» با تشدید تهدیدهای آمریکا و اسرائیل «بیانیههای ساختارشکن» صادر کنند.
صبح یکشنبه ۱۹ بهمن غلامحسین محسنیاژهای، رئیس قوهٔ قضائیهٔ جمهوری اسلامی گفت کسانی که از داخل ایران علیه جمهوری اسلامی بیانیه میدهند «همصدا» با اسرائیل و آمریکا هستند: «اینهایی که زمانی با انقلاب همراه بودند و امروز بیانیه صادر میکنند انسانهای بیچاره و فلکزدهای هستند.»
شامگاه یکشنبه و تا لحظهٔ انتشار این مطلب دستکم سه چهرهٔ شناختهشدهٔ جبههٔ اصلاحات توسط نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی بازداشت شدهاند.
در همین باره با اردشیر امیرارجمند، حقوقدان و مشاور ارشد میرحسین موسوی، گفتوگو کردهایم که متن آن را میخوانید:
امروز تعدادی از چهرههای جریان اصلاحطلب بازداشت شدهاند. به نظر شما چرا جمهوری اسلامی بهدنبال بازداشت اصلاحطلبان رفته است؟
مسئلهٔ اساسی و عمدهٔ آقای خامنهای عدم تشکیل اپوزیسیونی ملی و متشکل از جریانهای ملی است که موضع روشنی نسبت به استبداد داشته باشند، از مداخلهٔ خارجی استقبال نکنند، و همچنین خواستار گذار مسالمتآمیز از نظام جمهوری اسلامی باشند. عدم تشکیل چنین اپوزیسیونی برای او جنبهٔ وجودی دارد و تمامی استراتژی امنیتی خود را در حوزهٔ داخلی از مدتها قبل بر همین اساس استوار کرده و الآن هم در همین موقعیت است. یعنی او فکر میکند که الآن همگرایی در حال شکلگیری است، شرایط بحرانی شده است، و نیروهای وسط دیگر تابآوری ندارند، چون بر دریای خون نمیشود موضعی میانی گرفت. ایشان هم حاضر به هیچگونه تغییر و اصلاحی نیست. برای همین، راهی برای ایشان باقی نمانده است جز اینکه سرکوب را به نیروهای جریان اصلاحات هم تعمیم دهد. مسئلهٔ دیگری که باید در کنار نکتهٔ اول به آن اشاره کرد ارتباط احتمالی دستگیریها با نتیجهٔ مذاکرات است.
جریان اصلاحات که سالها است تأثیرگذاریاش را از دست داده و جریان قابل اعتمادی برای عموم جامعه نیست. خود این جریان اصلاحات هم سالهاست که دچار ریزش نیرو شده است. چرا آنها؟
به این جهت که آنها هم میتوانند یکی از عناصر شکلدهندهٔ همین اپوزیسیون ملی باشند. چینش نیروها با تکانههای سیاسی تغییر پیدا میکند. آنچه الآن مشهود است این است که آقای خامنهای از جریان اپوزیسیون داخلی همیشه نگرانی داشته است. در بازجوییهای افراد مختلف هم بارها بر همین مسئله تأکید داشتهاند. قبلاً سعی میکرد که این نیروها را کنترل کند، اما الآن وضع قابل کنترل نیست. به همین خاطر است که به سراغ نیروهای جبههٔ اصلاحطلبان هم رفته است. من فکر میکنم که تعداد بازداشتیها به بیش از این تعداد هم برسد.
به نظر شما اپوزیسیون ملی، که میگویید، در حال حاضر در داخل ایران در حال شکلگیری است؟
بله. شکل گرفتن چنین اپوزیسیون ملی کاملاً منطقی است. سه اصلی که مهندس میرحسین موسوی در بیانیهاش دربارهٔ مؤلفههای جبههٔ نجات ایران اعلام کرد و همچنین پنج اصلی که بعداً بهعنوان اصول راهنما برای اجماع حداکثری حول اصول حداقلی بیان شد و مورد تأیید ایشان است میتواند مبنای حرکتی مشترک برای تمامی نیروهای ملی باشد. آقای خامنهای و نیروهای امنیتی از همین میترسند. برای همین است که نمیخواهد اجازه دهد که این صداها بلند شوند و به هم بپیوندند.
در واقع هر صدایی که بخواهد بلند شود ایشان آن را ساکت میکند.
هر صدایی نه، صداهایی که با هم همگرایی داشته باشد. وگرنه صدایی را که در توجیه کشتار اعتراضهای ماه پیش باشد، در حمایت از او باشد، و موضعی در نفی استبداد نداشته باشد آن را بلندتر هم میکند. آقای خامنهای با آنهایی موضع دارد که در وهلهٔ اول مخالف استبداد داخلی باشند، و سپس مخالف مداخلهٔ خارجی. آقای خامنهای خیلی نگران اپوزیسیون خارج از کشور نیست، همیشه نگران اپوزیسیون داخل کشور بوده است.
برگرفته از وبگاه ایران وایر