Skip to content
ژوئن 1, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • مِهِ ذهنی و سیاستِ حذف: نقش رسانه‌های فارسی‌زبان برون‌مرزی در خیزش دی‌ماه
  • ایران
  • دیدگاه‌ها
  • نوار متحرک

مِهِ ذهنی و سیاستِ حذف: نقش رسانه‌های فارسی‌زبان برون‌مرزی در خیزش دی‌ماه

مینا آگاه – اندیشهٔ نو

دوشنبه ۲۰ بهمن ۱۴۰۴

خیزش دی‌ ۱۴۰۴ در ایران فقط در خیابان‌ها و شبکه‌های اجتماعی شکل نگرفت، بلکه بخش تعیین‌کننده‌ای از آن در میدان ‏رسانه‌یی ساخته شد. رسانه‌های فارسی‌زبان برون‌مرزی، به‌ویژه بی‌بی‌سی فارسی و ایران اینترنشنال و تلویزیون من‌وتو، در ‏این مقطع نه صرفاً ناظر رویدادها، بلکه کنشگران فعال جنگ شناختی بودند، کنشگرانی که با ترکیبی از برجسته‌سازی ‏گزینشی، حذف آگاهانهٔ داده‌های کلیدی، شخصیت‌سازی سیاسی، و روایت سازی‌های هدفمند به «مِهِ ذهنی»۱ دامن زدند.‏

دروغ‌گویی از مسیر حذف واقعیت: وقتی دانسته‌ها گفته نمی‌شود

در جریان خیزش دی‌ماه این رسانه‌ها به اطلاعاتی دربارهٔ شدت سرکوب، بازداشت‌های گسترده، و خشونت سازمان‌یافته ‏دسترسی داشتند که بخش بزرگی از جامعهٔ داخل ایران، به‌دلیل قطعی یا اختلال شدید در دسترسی به اینترنت، از آن محروم بود. این نابرابری ‏دسترسی مسئولیتی مضاعف ایجاد می‌کرد که در مواردی مهم زیر پا گذاشته شد.‏
تمرکز گزارش‌ها اغلب بر «ویدئوهای پراکنده»، «تجمع‌های محدود»، و «نبود امکان تأیید مستقل» باقی ماند، در حالی که ‏دانش موجود دربارهٔ ابعاد واقعی سرکوب به‌طور سیستماتیک وارد روایت نشد. این صرفاً احتیاط حرفه‌یی نبود، بلکه حذف آگاهانهٔ ‏اطلاعاتی بود که تصویر واقعیت را به‌طور اساسی تغییر می‌داد.
در روزنامه‌نگاری، دروغ فقط گفتنِ امر نادرست نیست؛ نگفتنِ عامدانهٔ امر تعیین‌کننده نیز دروغ است، به‌ویژه وقتی ‏مخاطب امکان دسترسی مستقل به اطلاعات ندارد.‏

شخصیت‌سازی در دل فضای مه‌آلود: برجسته‌سازی رضا پهلوی

هم‌زمان با این حذف‌ها، روندی موازی شکل گرفت: برجسته‌سازی مستمر رضا پهلوی به‌عنوان «چهرهٔ مرجع»، آن هم در ‏شرایطی که خود خیزش یک جنبش خودجوش شبکه‌یی و فاقد رهبری متمرکز و مطالبهٔ واحد بود. این برجسته‌سازی نه ‏ناگهانی، بلکه حاصل الگوی تکرارشوندهٔ برنامه‌سازی و تیترگذاری بود.‏

رویکردهای تلویزیون‌‌های ماهواره‌یی فارسی‌زبان

ایران اینترنشنال: شتاب، اشباع، و فرسایش ادراک
ایران اینترنشنال با دعوت‌های مکرر از رضا پهلوی یا نزدیکان سیاسی‌اش، اختصاص دادن زمان‌های طولانی گفت‌وگو به او، و استفاده از ‏تیترهایی از جنس «پیام رضا پهلوی به معترضان» او را به‌عنوان سخنگوی بالقوهٔ اعتراض قاب‌بندی کرد. در بسیاری از ‏این برنامه‌ها نسبت او با مطالبات متکثر داخل ایران به چالش کشیده نشد و پرسش‌های انتقادی دربارهٔ پایگاه اجتماعی، ‏سازوکار نمایندگی، یا برنامهٔ سیاسی مشخص در حاشیه ماند.‏
پخش زندهٔ مداوم، زیرنویس‌های فوری، دعوت پی‌درپی از مهمانان با تحلیل‌هایی گاه متناقض، و تیترهایی با بار هیجانی ‏زیاد فضای رسانه‌یی را به حالت فوریت دائمی برد.‏
تیترهایی از این جنس به‌طور مکرر دیده می‌شد:‏
‏●‏ ‏«شهرهای ایران در آستانهٔ انفجار»‏
‏●‏ ‏«گسترش اعتراض‌ها؛ آیا نظام در آستانهٔ فروپاشی است؟»‏
در برنامه‌های گفت‌وگومحور، سناریوهای حداکثری- از اعتصاب سراسری قریب‌الوقوع تا شکاف در بدنهٔ حکومت- پیش از ‏تثبیت داده‌ها مطرح می‌شد. این شتاب اگرچه هیجان و امید کوتاه‌مدت تولید می‌کرد، اما در بلندمدت به خستگی شناختی ‏انجامید: مخاطب پس از موجی از خبر و تحلیل دچار فرسودگی و بی‌اعتمادی می‌شد. مِه ذهنی در جنگ شناختی دقیقاً در ‏همین نقطه شکل می‌گیرد، جایی که حجم اطلاعات قدرت تشخیص را از کار می‌اندازد.‏

تلویزیون من‌وتو
تلویزیون من‌وتو مسیر متفاوت اما هم‌راستایی پیمود: این شبکه خیزش دی‌ماه را اغلب در قالب برنامه‌های فرهنگی، ‏بازخوانی تاریخی، و مقایسه‌های نوستالژیک بازنمایی کرد و با پیوند زدن نام رضا پهلوی به نوستالژی دوران پیش از انقلاب، ‏از طریق بازخوانی گزینشی تاریخ سلطنت و نیز تولید و پخش برنامه‌های فرهنگی–سیاسی، رضا پهلوی را به‌طور غیرمستقیم ‏با مفاهیمی چون «ثبات ازدست‌رفته»، «خاطرهٔ زندگی عادی» و مقایسهٔ اوضاع کنونی با گذشته پیوند داد. این ‏رویکرد سیاست را به مسیر حسرت فرهنگی وارد می‌کرد و شخصیت سیاسی را از نقدِ اکنونی مصون می‌ساخت.‏
در این رویکرد:‏
‏●‏ اعتراض از مطالبهٔ مشخص تهی می‌شود، و
‏●‏ به نشانه‌ای کلی از نارضایتی تاریخی فروکاسته می‌شود.‏
این نیز شکلی دیگر از مِه ذهنی است: نه از جنس هیاهو، بلکه از جنس رمانتیک کردن فاصله.‏

بی‌بی‌سی فارسی: احتیاط نهادی و تعلیق معنا
بی‌بی‌سی فارسی اگرچه محتاط‌تر عمل کرد، اما با انتخاب سوژه‌ها و ترتیب خبرها، مثلاً پوشش دادن جداگانهٔ مواضع رضا پهلوی ‏در کنار گزارش‌های اعتراضی، به طبیعی‌سازی حضور او در افق سیاسی اعتراض‌ها کمک کرد، بی‌آنکه همان میزان توجه را ‏به دیگر صداها یا به خودِ جنبش بدون رهبری متمرکز اختصاص دهد.‏
بی‌بی‌سی فارسی با استفادهٔ مکرر از عبارات‌هایی نظیر «قابل تأیید نیست»، «منابع مستقل هنوز تأیید نکرده‌اند»، و «گزارش‌ها ‏حاکی است»- که در گزارش‌های خبری و برنامه‌های تحلیلی شبانه به‌وفور دیده می‌شد- فضایی از تعلیق دائمی ایجاد کرد. ‏نمونهٔ بارز این رویکرد را می‌شد در تیترهایی با این مضمون‌ها دید:‏
‏●‏ ‏«گزارش‌ها از تجمع‌های پراکنده در چند شهر ایران»‏
‏●‏ ‏«ویدئوهایی که اصالت آنها هنوز تأیید نشده است»‏
این زبان اگرچه از منظر حرفه‌یی قابل دفاع است، اما در مجموع:‏
‏●‏ امکان نام‌گذاری روشن کنشگران و مسئولان را محدود کرد، و
‏●‏ اعتراض را در وضعی میان «رخداد مهم» و «اتفاق نامطمئن» نگه داشت.‏
در منطق جنگ شناختی، این نوع خنثی‌سازی ناخواسته به تولید مِه ذهنی کمک می‌کند: مخاطب می‌بیند، اما نمی‌تواند به ‏جمع‌بندی برسد.‏

مِه ذهنی در جنگ شناختی: حذفِ سرکوب، برجسته‌سازی چهره

ترکیب این دو روند- کمرنگ‌کردن ابعاد واقعی سرکوب و برجسته‌سازی یک چهرهٔ خاص- به تولید مِه ذهنی و اختلال ‏شناختی انجامید. در این مِه اعتراض دیده می‌شد، اما خشونتِ ساختاری آن نه؛ و در عین حال، نبود رهبری با شخصیت‌سازی ‏رسانه‌یی پُر می‌شد.‏
این الگو از دو سو به کنش جمعی لطمه می‌زند:‏
‏۱. با کم‌گویی دربارهٔ سرکوب، هزینهٔ واقعی اعتراض نامرئی می‌شود؛
‏۲. با پیش‌کشیدن یک چهرهٔ آماده، خودسازمان‌یابی و تکثر صداها به حاشیه می‌رود.

جمع‌بندی

در خیزش دی‌ ۱۴۰۴ رسانه‌های فارسی‌زبان برون‌مرزی و به‌ویژه تلویزیون‌های ماهواره‌یی صرفاً ناقل خبر نبودند. این رسانه‌ها با حذف آگاهانهٔ داده‌های کلیدی دربارهٔ ‏سرکوبـ در شرایط قطعی اینترنت- و با برجسته‌سازی مستمر رضا پهلوی به‌عنوان چهره‌ای مرجع، در طراحی فضای ‏ادراکی/شناختی مخاطب نقش داشتند. این ترکیب شکلی از دروغ‌گویی مدرن را رقم زد: نه با جعل واقعیت، بلکه با تقلیل دادن یا حذف کردن ‏حقیقت و هدایت کردن نگاه‌ها.‏
در جنگ شناختی، حقیقت همیشه سرکوب نمی‌شود؛ گاهی آن‌قدر گزینشی گفته می‌شود که مسیر سیاست را عوض کند.‏


۱. مِه ذهنی: مِه مغزی، ‎هوشیاری ابری، یا ابری شدن هوشیاری (‏Clouding of consciousness‏) که ‏به آن مِه ذهنی یا مه‌آلودگی مغز نیز گفته می‌شود، زمانی اتفاق می‌افتد که فرد کمی کمتر از حد معمول بیدار یا ‏هوشیار باشد. در این حالت فرد از زمان یا محیط اطرافش کاملاً آگاه نیست و تمرکز توجه کمی ندارد. مردم این احساس ‏ذهنی را «مه‌آلود بودن» ذهنشان توصیف می‌کنند. (ویکی‌پدیا)‏

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: بی‌اعتمادی اجتماعی چیست و چگونه می‌توان در سایهٔ آن کار جمعی کرد؟
Next: بسته شدن آخرین دریچهٔ اعتراض مدنی: اینجا حتی بیانیه دادن هم جرم‌انگاری می‌شود
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved