Skip to content
ژوئن 2, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • نقطۀ کور سلطنت‌طلبی
  • ایران
  • دیدگاه‌ها
  • نوار متحرک

نقطۀ کور سلطنت‌طلبی

محمد مالجو

جمعه ۱۷ بهمن ۱۴۰۴

واکنش تند سلطنت‌طلبان به هشتگِ «از دموکراسی بگو» را نمی‌توان صرفاً به اختلاف‌سلیقۀ سیاسی تقلیل داد. این هشتگ دقیقاً شکافی نظری را برجسته می‌کند که در قلب پروژۀ سلطنت‌طلبی نهفته است: مسئلۀ منشأ قدرت سیاسی و سازوکارهای مهار آن.

تا زمانی که اعتراض‌ها در سطح نفی جمهوری اسلامی باقی بماند، سلطنت‌طلبی می‌تواند خود را بدیلی عملی معرفی کند. اما بحث دموکراسی که به میان آید، پرسش از آیندۀ قدرت پیش کشیده می‌شود. اینجاست که ابهام‌ها شکل می‌گیرد.

گفتمان سلطنت‌طلبانه بیش از آن‌که مبتنی بر نهادها باشد بر شخصیت و نماد استوار است. تمرکز بر «شاهزاده» نه در قالب یک بازیگر سیاسیِ پاسخگو، بلکه در هیئت محور وحدت ملی، در واقع بازتولید همان منطق تمرکز قدرتی است که تاریخ معاصر ایران بارها هزینه‌هایش را پرداخته است. هشتگِ «از دموکراسی بگو» این منطق را از سطح احساسات به سطح نظریه می‌کشاند: مشروعیت در نظم دموکراتیک نه از تبار و تاریخ، بلکه از انتخاب مستمر شهروندان سرچشمه می‌گیرد.

وانگهی، حافظۀ تاریخی به مدد این هشتگ از حاشیۀ نوستالژی به متن نقد سیاسی کشانده می‌شود. سلطنت‌طلبان معمولاً از دورۀ پهلوی تصویری توسعه‌محور و باثبات به دست می‌دهند. اما، هم‌زمان، منطق اقتدارگرای قدرت در آن دوره را به حاشیه می‌رانند. اما طرح مسئلۀ دموکراسی ناگزیر به بازخوانی نهادهای امنیتی و حذف رقابت سیاسی و محدودسازی آزادی‌های سیاسی می‌انجامد، عناصری که با هر تعریف حداقلی از حاکمیت مردم ناسازگارند.

تعارض میان دموکراسی و سلطنت صرفاً به گذشته مربوط نمی‌شود، بلکه ماهیتی مفهومی دارد: در هر نوع سلطنتی، حتی مشروطه، جایگاهی سیاسی به‌صورت ارثی واگذار می‌شود و این با برابری شهروندان ناسازگار است. در جامعه‌ای که قصد خروج از چرخۀ استبداد را دارد هر نوع قدرت غیرانتخابی، حتی در پوشش نماد، بازتولید همان چرخه است. گسست از استبداد مستلزم حذف هر گونه مرجعیت غیرانتخابی است، ولو در قالبی صرفاً نمادین.

به‌علاوه، گفتمان سلطنت‌طلبانه به‌شکلی نگران‌کننده به منطق اتکای بیرونی گرایش دارد. گویی رهایی سیاسی بیش از آنکه محصول سازمان‌یابی اجتماعی و فشار داخلی باشد به حمایت قدرت‌های خارجی یا مداخلات ژئوپولیتیک وابسته است. این رویکرد نه‌فقط با اصل حاکمیت مردم خوانایی ندارد، بلکه تجربه‌های تاریخی ایران از دخالت خارجی را نیز نادیده می‌گیرد. دموکراسی فرایندی اجتماعی است، نه هدیه‌ای دیپلماتیک. جایگزین‌سازیِ کنش شهروندان با امید به «نجات از بیرون» در نهایت همان الگوی وابستگی و بی‌قدرتی جامعه را بازتولید می‌کند.

از این منظر، حساسیت سلطنت‌طلبان به «از دموکراسی بگو» واکنشی دفاعی در برابر پرسشی است که افق سیاست را از نفی یک رژیمِ بالفعل به نقد ساختار قدرتِ بالقوه گسترش می‌دهد. این هشتگ یادآور می‌شود که مسئلۀ اصلی نه‌فقط تغییر حاکمان، بلکه دگرگونی ساختار قدرت است. سلطنت‌طلبان می‌خواهند بازیگران قلمرو سیاست را عوض کنند، نه منطق بازیگران را. همان قدرتِ متمرکز برقرار بماند، فقط با پرچمی دیگر و سلایقی دیگرگونه.

«از دموکراسی بگو» این نمایش را به هم می‌زند. تمام خشمی که علیهش بسیج می‌شود واکنشی است به لمس نقطۀ کور سلطنت‌طلبی: ترس از سپردن قدرت به حاکمیت مردم.

برگرفته از کانال تلگرام نویسنده

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: «سپاه پاسداران انقلاب اسلامی» چیست و چه می‌کند؟
Next: آیا اگر خیابان را نیروی دیگری مصادره کرده باشد، اعتراض‌های مستقل را چگونه باید پیش برد؟
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved